تبليغاتX
آزادی نو New Freedom

                     وزیر ارشاد:اگر ایده ال نگاه کنیم باید در سینما ها را ببندیم!

 وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي گفت: كار در حوزه‌هاي سياسي، اقتصادي و صنعتي آسان‌تر از حوزه‌ي فرهنگي است؛ چرا كه حوزه‌ي فرهنگي با روح و روان انسان‌ها كار دارد.

محمدحسين صفار هرندي كه شامگاه گذشته در هفتمين اردوي آموزش سياسي دانشجويان دانشگاه‌هاي كشور ويژه‌ي خواهران كه از سوي معاونت سياسي نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاه‌ها و در دانشگاه شهيد عباس‌پور برگزار شد، سخن مي‌گفت، در بخشي از سخنان خود درباره وضعيت سينما و تلويزيون و موسيقي‌هايي كه وزارت ارشاد مجوز آن را مي‌دهد، سخن گفت.

وي گفت: عرصه‌ي فرهنگ را عرصه‌ي تكاپو و فعاليت مردم است و وزارت ارشاد در جايگاه هدايت، نظارت و حمايت قرار دارد و عامل اصلي نيست. فوق كار وزارت آن است كه به كسي كه كتابي را نوشته مجوز دهد و روي آن كار نظارت كند.

وي افزود: نظارت آن است كه فردي در مرحله‌اي ايده‌ فيلم سينمايي را مطرح و براي آن مجوز مي‌گيرد، اما براي همان ايده ممكن است با آن فيلم كاري كند كه هنگامي كه در شوراي پروانه‌ي اكران مطرح مي‌شود، افراد حاضر در آن شورا اصلاح آن فيلم را خواستار شوند كه حاصل تعامل بين آنها توليد بسياري از فيلم‌ها و يا مجوز نگرفتن آنهاست.

صفارهرندي خاطرنشان كرد: دوستان در شوراي اكران و صدور مجوز پروانه‌ي ساخت، همه، همكاران دولتي و حكومتي نيستند، برخي همكاران هنرمند و از صنف توليدكنندگان فيلم هستند و اين موضوع طبق آيين‌نامه است. حاصل تعامل اين دوستان آن است كه بسياري از فيلم‌ها مجوز نمي‌گيرند و بعضي ديگر در جامعه مي‌آيند و بلوا و سر و صدا ايجاد مي‌كنند.

صفارهرندي اضافه كرد: اگر بنا باشد، استانداردهاي خود را قرار داده و حق فرهنگي در توليدات نباشد و هيچ مشكلي وجود نداشته باشد در سال ممكن است توليدات فرهنگي در برخي شاخه‌ها به تعداد انگشتان دست باشد.

وي درباره حضور نيروهاي كارآمد در صدا و سيما نيز گفت: مسوول صدا و سيما از مسوول وزارت فرهنگ جداست. ما با يكديگر همكاريم و در جلسات شوراي انقلاب فرهنگي در كنار هم هستيم. مسوول صدا و سيما توسط مقام معظم رهبري انتخاب مي‌شود و از طرف دولت و قوه‌ي قضاييه و مقننه دو نماينده و ناظر دارد و بنده در آن مسووليتي ندارم.

وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي، تاكيد كرد: در حال حاضر استراتژي‌اي را قرار داده و مقداري اقدامات سلبي را انجام داده‌ايم. اگر با ايده‌آل مطلق عمل كنيم، بايد دست آخر در سينماها را ببنديم؛ البته ما اجازه‌ي بستن در سينماها را نداريم و اجازه نداريم برخورد با سينما، برخورد حذفي باشد، چرا كه امام (ره) نيز در اوايل انقلاب با هدايت و ارشاد به خط‌ دهي و حمايت از سينما پرداخت.

وي در ادامه خاطرنشان كرد: از نگاه مقام معظم رهبري، در دوره‌هاي فعاليت اين وزارتخانه از ابتداي انقلاب تا كنون هيچ دوره‌اي به خوبي الان نبوده، البته ما خيلي كوچك‌تر هستيم كه ايشان ما را مورد لطف خود قرار دهند                                    ایسنا                                                                                                                          

+ نوشته شده توسط بابک Babak.H در 2008/7/21 و ساعت |

 

                                     حمایت روزنامه‌نگاران از انجمن صنفی خود

 

  روزنامه‌نگاران انجمن صنفی را کماکان تشکل صنفی و حرفه‌ای خود می‌دانیم.

 بعد از اعلام وزیر کار و امور اجتماعی مبنی بر انحلال خود به خودی انجمن صنفی روزنامه‌نگاران، بیش از ۵۰۰ روزنامه‌نگار، طی یک بیانیه، انجمن صنفی را خانه خود اعلام کرده و به وزارت کار توصیه کردند که بر سر راه فعالیت این انجمن مانع تراشی نکند.

در حالی که وزیر کار، انجمن صنفی روزنامه‌نگاران را منحل اعلام کرده، علی مزروعی رئیس این انجمن می‌گوید که انجمن صنفی کماکان به فعالیت خود ادامه خواهدداد و در روز ۱۷ مرداد نیز مجمع عمومی خود را برگزار خواهدکرد.

وزیر کار و امور اجتماعی بعد از نامه‌ای که در تاریخ چهارم تیر به انجمن صنفی روزنامه‌نگاران فرستاد و در آن مدعی شد که این انجمن «واجد شرایط انحلال» است، یکبار دیگر در آغاز این هفته در گفت و گو با خبرنگاران اعلام کرد که «انجمن صنفی روزنامه‌نگاران طبق اساسنامه‌اش که به تصویب هیأت مؤسسان رسیده، خود به خود شرایط انحلال را پیدا کرده و منحل شده‌است و وزارت کار یا دادگاه نقشی در انحلال آن نداشته‌اند».

به گفته محمد جهرمی، طبق اساسنامه انجمن صنفی، برگزاری انتخابات برای انتخاب هیأت مدیره تنها در دو مرحله جایز است حال آنکه این انتخابات در دو سال پیش در مرحله اول و دوم به نتیجه نرسید و به دور سوم کشیده ‌شد.

در طول این دوسال انجمن صنفی سعی کرد وزارت کار را متقاعد به تغییر اساسنامه کند که این وزراتخانه نپذیرفت و بر همین اساس، انجمن شکایتی را علیه وزارت کار به دیوان عدالت اداری تسلیم کرد.

دیوان عدالت اداری نیز طی حکمی که فروردین ماه امسال اعلام شد، شکایت انجمن صنفی را وارد ندانسته و وزارت کار را محق اعلام کرد.

انجمن هنوز فرصت دارد

به گفته علی مزروعی رئیس انجمن صنفی روزنامه‌نگاران، از تاریخ اعلام حکم، این انجمن ۶ ماه فرصت دارد تا یکبار دیگر مجمع عمومی را برگزار کرده و انتخابات را تجدید کند اما قبل از پایان این شش ماه، وزیر کار حکم انحلال انجمن را داده‌است.

علی مزروعی، رئیس انجمن می‌گوید: «پس از روی کار آمدن دولت نهم و اولین بار این دوستانی که الان سر کار آمدند این ایراد را گرفتند. تازه اگر این ایرادشان هم درست باشد ما فرصت ۶ماهه بعدی داریم برای اینکه مجمع عمومی را برگزار کنیم که ما هم همین درخواست را از وزارت کار کردیم منتها آنها گفتند منتظر باشیم تا حکم دیوان عدالت اداری بیاید که این انتظار یکسال و نیم طول کشید و در فروردین ماه امسال رأی دیوان در تأیید حرف وزارت کار بود و مفهومش این بود که ما باید دوباره برای نوبت اول و دوم تقاضای مجمع عمومی بکنیم».

علی مزروعی همچنین مدعی است که وزارت کار اصولا در جایگاهی نیست که بتواند انجمن صنفی را منحل اعلام کند

حمایت روزنامه‌نگاران از انجمن

۵۰۰ تن از روزنامه‌نگاران و فعالان مطبوعاتی نیز طی بیانیه‌ای اعلام کرده‌اند که انجمن صنفی روزنامه‌نگاران را کماکان تشکل صنفی و حرفه‌ای خود دانسته و در همه حال به ارتباط صنفی خود در چارچوب این انجمن پایبند بوده و به این تعهد ملتزم هستند.

این افراد همچنین متذکر شده‌اند که اقدام وزارت کار با عهدنامه‌های سازمان بین‌المللی کار، میثاق حقوق مدنی و سیاسی و نیز میثاق حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی که دولت ایران تمامی آنها را امضا کرده، در تعارض است.

در پایان این بیانیه آمده‌است: «به کسانی که تلاش می‌کنند بر سر راه فعالیت انجمن مانع ایجاد کنند، توصیه می‌کنیم دست از این اقدام برداشته و همگام با دیگر اعضای صنف روزنامه‌نگار، نیروی خود را صرف مشکلات صنف و انجمن صنفی روزنامه‌نگاران کنند».

 

+ نوشته شده توسط بابک Babak.H در 2008/7/17 و ساعت |

Is Man Free

A man comes to a master to ask how much man is independent, free. Is he totally free, or is there a limitation? Is there something like fate, kismet, destiny, a God who makes a limitation beyond which you cannot be free?

The mystic answered in his own way—not logically but existentially. He said, "Stand up."

The man must have felt this was a stupid kind of answer, "I am asking a simple question and he is asking me to stand up." But he said, "Let us see what happens." He stood. And the mystic said, "Now, raise one of your legs up."

The man, by this time must have been thinking he had come to a madman; what has this to do with freedom, independence? But now that he has come... and there must have been a crowd of disciples, and the mystic was so respected; not to follow him would be disrespectful, and there was no harm. So he lifted one of his legs from the earth, so one foot was in the air and he was standing on one foot.

And then the master said, "That's perfectly good. Just one thing more. Now take the other foot up also."

"That is impossible!" the man said, "You are asking something impossible. I have taken my right foot up. Now I cannot take my left foot up."

The master said, "But you were free. In the beginning you could have taken the left foot up. There was no binding order. You were completely free to choose whether to take the left foot up or the right foot up. I had not said anything about it; you just decided. You took the right foot up.

In your very decision, you made it impossible for the left foot to be lifted up. Don't

 

bother about fate, kismet, God. Just think of simple things."

                                                                                                            by Osho                 

انسان آزاد است

روزی مردی جهت پاسخ گویی به سوالش به نزد استادی رفت " مرز آزادی و استقلال انسان چیست. آیا انسان کاملا آزاد است ، یا محدودیتی هم وجود دارد ؟ آیا مسائلی همچون سرنوشت و شانس هم به آزادی مرتبط می شوند ؟ آیا محدودیت ایجاد شده توسط خدا باعث شده که انسان نتواند آزاد باشد" ؟

و عارف از دیدِ هستی شناختی و نه منطقا پاسخ داد : " بِیست " .

این مرد عارف با پاسخی که داد می بایست احمق باشد ،" من از او یک سوال ساده کردم و او در جوابم می گوید بِیستم " . مرد اما گفت : " بذار ببینیم چه اتفاقی می افتد " . او ایستاد . ومرد عارف گفت : " حالا ، یکی از پاهات را بالا ببر " .

این مرد عارف ، تا این زمان می بایست دارای عقل و شعور باشد ، حالا تبدیل به دیوونه ای شده است ؛ بالا بردن یکی از پاهایم چه ربطی به آزادی و استقلال دارد ؟ اما حالا او تبدیل به ... و با این حال در این جا با توجه به رفتار مرد عارف باید تعداد زیادی پیغمبر وجود داشته باشد ، و مردم برای این مرد عارف احترام زیادی قائل می شدند ؛ جواب بی احترامی اش را با بدی پاسخ نمی گویم ، آسیبی به من نرساند . سپس یکی از پاهایش را بالا برد ، و دیگری بر روی زمین ، او حالا بر روی یک پا ایستاده بود .

سپس مرد عارف گفت :" عالیه . یک کار دیگری است که باید انجام بدهی . حالا آن یکی پایت که بر روی زمین است را هم بالا ببر " .

مرد گفت : " این غیر ممکن است . شما می خواهید کارهای انجام بدهم که غیر ممکن است . پای راستم را بالا نگه داشته ام ، حالا دیگر نمی توانم پای چپ ام را هم بالا نگه دارم " .

مرد عارف پاسخ داد : " اما آزاد بودی . در آغاز می توانستی پای چپ ات را بالا ببری . اجباری در کار نبود . توی برای بالا بردن یکی از پاهایت آزاد بودی و حق انتخاب با تو بود که کدامیک را اول بالا ببری ، من پای راست یا چپ را تعیین نکردم ، انتخاب با تو بود . تو اول پای راستت را بالا بردی " .

در بسیار از تصمیم گیری هایتان ، برای بالا بردن پای راست تان با مشکلی روبرو نمی شوید . نگران سرنوشت ، قسمت و خدا نباشید . فقط به مسائل ساده فکر کنید.

                                                                                                   اوشو

+ نوشته شده توسط بابک Babak.H در 2008/7/15 و ساعت |

 

مرگ دکتر زهرا بنی یعقوب خودکشی و پرونده مختومه اعلام شد.

 

 بازپرس شعبه سوم دادسراي عمومي و انقلاب دادگاه همدان پرونده مرگ دكتر زهرا بني يعقوب را مختومه اعلام و براي متهمان اين پرونده قرار منع تعقيب صادر كرد.
به گفته ابوالقاسم بني يعقوب، پدر زهرا، بر اساس راي صادره از سوي جعفري مصلح بازپرس دادسراي همدان نوزدهم تيرماه به مادر زهرا در خانه شان در جنوب شهر تهران تحويل شده است، مرگ دكتر زهرا خودكشي عنوان شده است.
در متن راي صادره آمده است:« با توجه به اينكه اصلاً جرمي واقع نشده و وقوع قتل عمد منتفي است، براي همه متهمان پرونده قرار منع تعقيب صادر مي شود.»
ابوالقاسم بنی یعقوب آبکناری و پروین نبی *به وکالت شیرین عبادی و عبدالفتاح سلطانی علیه مدیر و ماموران مرکز اجرای امر به معروف و نهی از منکر از جمله" سرهنگ محمد حسین .قره باغی"، "رضا رضایتی" ،"غلامرضا شهابی" ،"سید امیر موسوی" ، "صیاد سنگری " ،عباس کوروشی محمود و" معصومه خانی" به اتهام قتل عمدی فرزندشان دکتر زهرا بنی یعقوب شکایت کرده بودند
.

زهرا بني يعقوب، پزشك 27 ساله كه در حال انجام داوطلبانه طرح خدمات پزشكي در يكي از روستاهاي دورافتاده كشور بود، روز جمعه بيستم مهرماه سال گذشته ساعت 10 صبح در محوطه پارك همدان به همراه نامزد خود توسط ماموران ستاد امر به معروف به دليل نامشخص بودن وضعيت تاهل، بازداشت و به ستاد منكرات منتقل شد.
دوروز بعد ماموران بازداشتگاه اعلام كردند زهرا خود را در راهرو طبقه دوم بازداشتگاه با استفاده از پارچه پلاكارد تبليغاتي حلق آويز كرده و جان باخته است اما خانواده زهرا با تاكيد بر اينكه فرزندشان خودكشي نكرده از مسوولان ستاد امر به معروف همدان شكايت كرده اند.
صدور اين حكم در حالي انجام شده كه اوايل خردادماه خانواده زهرا بني يعقوب از انتقال پرونده فرزندشان به دادگستري تهران خبر داده بودند.
به گفته ابوالقاسم بني يعقوب، دست اندركاران اين پرونده در تهران از جمله مسوولان دفتر آقاي هاشمي شاهرودي و برخي از قضات ديوان عالي پيش از اين به او گفته بودند پس از انتقال پرونده به تهران ،صدور راي احتمالي توسط مسوولان قضايي همدان ، فاقد وجاهت قانوني و تخلف است .
حكم صادرشده توسط بازپرس شعبه سوم دادسراي عمومي و انقلاب دادگاه همدان كه تاريخ صدورش نهم تيرماه است به شاكيان حداكثر تا 10 روز فرصت داده كه براي اعتراض به اين حكم اقدام كنند.
ابلاغ اين حكم به خانواده زهرا دقيقاً در پايان مهلت قانوني 10 روزه براي اعتراض انجام شده است

                                                                                                   کانون زنان ایرانی

+ نوشته شده توسط بابک Babak.H در 2008/7/12 و ساعت |

کاش

دوست ندارم شعر بنويسم
تو را دوست دارم
دوست دارم تو را بنويسم

تو را که با نت های سرگردان به سراغم می آيی
مثل ماه
که در شب اردیبهشتی دير
کلاهش را کج کرده
و دارد سلام می کند به من
عين راه
که خودش را گم کرده
و دارد می پيچد دور من
تو را

دوست ندارم شعر بنويسم
دوست دارم تو را
تو را دوست دارم بنويسم
تا بادها کلاهشان را بر دارند
ما کلاه بادها را برداريم
و بگذاريم سر زندگی

سنجاب ها پشت برگ ها ،لای چمن ها،بالای درخت ها
رودخانه ها بالای صخره ها ، لای سنگ ها
کنار کوه ها و جنگل ها،لای جادها و شهرها زندگی می کنند
رودخانه ها
آن ها همه جا زندگی
و زير پل ها عشق می کنند

ما مثل سنجاب ها نه،مثل درخت ها و رودخانه ها نه،ما مثل خودمان زندگی نمی کنيم

دوست دارم اين چهار و نيم صبح
اين ارديبهشت خيلی دور
تو بودی،نيستی
يک عکس رنگ پريده از تو بود،نيست
دوست دارم زندگی شکل ديگری بود،نيست
و تو تنها شکل بودی
يک شکل با همان خنده
که سنجاق
چشم که براق بود

خوب بود جاده خودش را
باد کلاهش را
اين اردیبهشت ماه اش را
بر می داشت
و جای همه بنفشه ها
تو را می کاشت.

شعر: شهرام  

+ نوشته شده توسط بابک Babak.H در 2008/7/12 و ساعت |

 

گزارش سالانه وضعیت دانشجویان در ایران
 
به مناسبت سالگرد 18 تیر از تیر 1386 تا خرداد1387

شمالی فعالين ايرانی دفاع از حقوق بشر در اروپا و آمريکای


گزارش پيش رو منعکس کننده تصويری کلی از وضعيت دانشجويان در ايران است که بر اساس اخبار منتشر شده در مطبوعات رسمی در ايران تهيه گرديده است. از آنجائيکه سانسور خبری حاکم بر مطبوعات و عدم آزادی عمل مدافعان حقوق بشر در ايران از مشخصات حاکم بر جامعه ايران است، اين گزارش نمی تواند در برگيرنده تمامی موارد نقض حقوق شهروندی دانشجويان باشد. آمار زير بخوبی نشان می دهد که همچنان حقوق اوليه و انسانی دانشجويان در ايران بگونه ای گسترده، مستمر و برنامه ريزی شده نقض می گردد.


خلاصه اين گزارش بدين شرح است:

· بازجوئی توسط نهادهای امنيتی 50 مورد

· بازداشت 149 مورد

· احضار به دادگاه های عمومی و انقلاب 54 مورد

· محاکمات انجام شده توسط دادگاه های عمومی و انقلاب 57 مورد

· احکام صادر شده توسط دادگاه های عمومی و انقلاب 40 مورد

 (در مجموع 48 سال زندان و 18 میلیون و 500 هزار تومان جریمه نقدی حکم محکومیت صادره شده است)

· احضار به کميته های انضباطی دانشگاه ها 213 مورد

· احکام صادر شده توسط کميته های انضباطی دانشگاه ها 232 مورد

· اخراج از دانشگاه 17 مورد

· تعلیق از تحصیل ( یک ترم ) 83 مورد

· تعلیق از تحصیل ( دو ترم) 45 مورد

· اخراج از خوابگاه 5 مورد

· جلوگیری از ورود به دانشگاه 34 مورد

· تذکر کتبی 64 مورد

· آزادی با صدور قرار وثیقه 55 مورد

(احکام صادره شده از 20 میلیون تومان تا 300 میلیون تومان است که در مجموع 3410 میلیون تومان برای آزادی دانشجویان از سوی دادگاه حکم صادر شده است)

· نشريات دانشجوئی توقيف شده 24 مورد

· سایت های دانشجویی مسدود شده 3 مورد

· جلوگيری از برگزاری مراسم توسط دانشجويان 1 مورد

· اعتصاب غذایی دانشجویان زندانی شده 4 مورد

· ضرب و شتم دانشجویان توسط نیروهای امنیتی 10 مورد

· قتل دانشجویان زندانی در بازداشتگاهها 2 مورد

+ نوشته شده توسط بابک Babak.H در 2008/7/9 و ساعت |

                                     

                                      بمناسبت سالگرد هجده تير ١٣٧٨

 

            

           

 

ابعاد و عواقب واقعه هجده تیر 78، به حدی عظیم بود که کل جامعه ایران را تکان داد. هم حاکمان حکومت اسلامی و هم جامعه آزادی خواه و برابری طلب و هم جنبش های اجتماعی اعم از جنبش کارگری، جنبش زنان، جنبش جوانان و دانشجویان نسبت به این واقعه عکس العمل مناسب خود را نشان دادند. عموما این واقعه نه تنها توجه رسانه ها و افکار عمومی کل جامعه ایران، بلکه جهان را نیز به خود جلب کرد. گزارش و تحلیل های بی شماری پیرامون این واقعه عظیم انعکاس داده شد.
در چنین شرایطی، اهمیت جمع بندی و تحلیل این واقعه و گستردگی ابعاد آن و تاثیر مهمی که بر روند عمومی سیاسی و اجتماعی گذاشت، امر مهمی است که انتقال تجارب آن یک نیاز مبارزه اجتماعی است.
عموما در جامعه کنونی ایران، فعالیت تشکل های سیاسی و حزبی، کانون های دمکراتیک توده ای به معنای رایج اکیدا ممنوع است و هرگونه فعالیت مستقل از حکومت و جناح هایش به شدت سرکوب می شود. بنابراین، مبارزه حزبی و سازمانی به صورت مخفی و زیرزمینی پیش می رود. در چنین شرایطی، جنبش های اجتماعی نیز به مبارزات توده ای خود به سختی دامه می دهند و تشکل های مناسب خود در شرایط موجود را به وجود می آورند. همچنین فعالین این جنبش ها، دائما در معرض تهدید و ترور و دستگیری و زندان و شکنجه قرار دارند. اما جنبش های اجتماعی، بر خلاف سازمان ها و احزاب سیاسی، جنبش های مخفی و زیرزمینی نیستند، بلکه جنبش های علنی و اجتماعی هستند. شاید بخشی از رهبری این جنبش ها، به خاطر ضربات پلیسی و امکان سریع جایگزینی آن ها در صورت ضربه خوردن مخفی باشد اما خصلت عمومی این جنبش ها علنی بودن فعالیت و سازمان دهی توده ای آن ها و در دسترس مردم بودنشان است. برای مثال، حکومت اسلامی در طول حاکمیت خود نه تنها حتی یک بار هم اجازه نداده است کانون نویسندگان ایران، مجمع عمومی خود را برگزار کند، بلکه هر تجمع کوچک آن ها و جلسات هیئت دبیران را نیز مورد هجوم قرار داده است.

                  

مسلم است که در اعتراضات هجده تیر امسال، از جمله باید با صدای بلند لغو سانسور و اختناق و آزادی بی قید و شرط دانشجویان، کارگران، زنان زندانی و لغو احکام غیرانسانی علیه آن ها، آزادی نشریات دانشجویی و اخراج نیروهای سرکوبگر بسیج و حراست و غیره از دانشگاه ها را فریاد زد. بای کنترل دانشگاه ها به عهده خود دانشجویان واگذار شود و هیچ ارگان حکومتی نباید در امور اداره دانشگاه ها و فعالیت سیاسی، اجتماعی و فرهنگی دانشجویان دخالت کند. از سوی دیگر، کمپین آزادی محمود صالحی، این چهره سرشناس جنبش کارگری ایران و دفاع از مطالبات کارگران را در دانشگاه ها گسترش داد. از طریق این مبارزه اجتماعی است که دانشجویان سوسیالیست بار دیگر موقعیت خود را در دانشگاه های سراسر ایران با دفاع از حقوق و آزادی های اجتماعی، حقوق کودکان و جوانان، جنبش کارگری، جنبش زنان و جنبش های برابری طلب مردم تحت ستم سراسر ایران، تثبیت خواهند کرد.

اکنون مهم ترين عامل در ناتوانى حکومت اسلامی در مقابل اعتراضات توده ای، بحران اقتصادی و وضعيت بد اقتصادى مردم و تورم و گرانی فزاینده و کمرشکن است. جان مردم به لبشان رسيده است. سطح دستمزدهای موجود حداقل معاش مزدبگیران را تامین نمی کند.

اکنون بیش از هر زمان دیگری از تاریخ مبارزه دانشجویی در ایران، ضروری است که فعالین جنبش دانشجویی بیش از این با نقد عمیق گرایشات ملی و مذهبی، این گرایشات کهنه بورژوایی و نئولیبرالیسم  با استراتژی کمونيستی و روشن کردن تاکتيک‌های مبارزاتی جنبش دانشجویی و تعمیق پیوند این جنبش با جنبش کارگری تلاش کنند. جنبش دانشجویی در اين جدال طبقاتی واقعى در جامعه قادر است نقش مهمی ایفاء کند. اکنون دوران رشد و بالندگی مبارزه علیه همه بی حقوقی های اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی، دوران تبليغات وسيع سوسیالیستی، دوران سازمانگرى و دوران دخالتگرى سیاسی و اجتماعی پیگیر است

نیروهای انتظامی حکومت اسلامی، برای مرعوب کردن دانشجویان، 9 نفر از دانشجویان دانشگاه پلی تکنیک را در بند ۲۰۹ زندان اوین حکومت اسلامی تحت شدیدترین شکنجه ها و آزار های جسمی و روانی قرار داده اند.

احمد قصابان، مقداد خلیل پور، مجید شیخ پور، مجیدتوکلی، پویان محمدیان، احسان منصوریف عباس حکیم زاده، علی صابری و کیوان انصاری در بدترین شرایط انسانی قرار دارند.

 

+ نوشته شده توسط بابک Babak.H در 2008/7/8 و ساعت |

                                            

                                              پرده هاي تلخ

                   

 تشييع بغض نهفته

درشعاع جان

ونبض شهر/ جهان

بركاكل هفتمين

هفتادمين

.....

سكوت چشمان تان

رازسربه مهر كدامين ترانه است

كدام كهكشان

ستاره هاي نهان را

چراغ نگاه تان ميكند

 

جمعه سياه/ سرخ

جمعه بي حوصله

وپچپچه هاي مادران

واضطراب شهر

 

صف عزاداران

درالتهاب تيترهاي درشت

ونوبت عزيزانشان

درفرصت ميان خبرها

 

                                                                                   شعر : آقای مسعود بیزارگیتی

+ نوشته شده توسط بابک Babak.H در 2008/7/7 و ساعت |

                           

                          هیجده تیر

                               

عکسی که به تازگی از کوی دانشگاه منتشر شده است

     


تشکل هاي صنفي به مثابه ساختارهايي منسجم ، با برنامه و هدفمند ، در قياس با کنش فردي و حتي آگاهانه و برنامه ريزي شده ؛ از ظرفيت تخصصي شده تر و گستره ي کاربردي بيشتر ، مهمتر و اثرگذارتري در اجرا ، پيشبرد و تحقق اهداف خود برخوردارند . تجارب اجتماعي در جوامع مختلف ، در زمينه هاي گوناگون ، مويد اين کلام است .

قصد ازبيان فوق اشاره به نکته اي ست که مبتلابه جامعه ماست و تامل بر آن و تدقيق در ظرائف و لايه هاي آن مي تواند به عملکرد ساختارها از يک سو و کنش گري اين ساختارها از سوي ديگر کمک نمايد .

به هيجدهم تير ماه نزديک مي شويم . تاريخي که در دولت اصلاح طلب خاتمي اطره ي تلخي را براي دانش جويان دردرجه ي نخست و نيز مردم و مسئولان به جا گذاشت . و اهميت اين موضوع به قدري ست که در هر سال در مجامع و محافل دانشگاهي و سياسي بدان پرداخته مي شود . به هجدهم تير نزديک مي شويم ، در حالي که عملکردهاي دانش جويي در طول سه سال اخير حاکميت دولت نهم ، جهت تحقق مطالبات صنفي شان، دستاوردهاي مهمي را نصيب خود نموده است . که دو مورد مثال زدني آن ، که حاصل وحدت حول برنامه ي شخص و به شکلي مسالمت آميز بوده ، پيشبرد خواسته ها شان در دانش گاه هاي تربيت معلم کرج و دانشگاه زنجان مي باشد .

اگرچه در طول اين سه سال اخير با مطالبات صنفي دانش جويان برخورد شده است .

اگر چه به دليل پيگيري حقوق دانش جويان ، توسط خود دانشجويان، برخي از چهره هاي فعالان دانش جويي، ستاره دار گرديده و محروم گرديده اند .

اگر چه برخي نشريات دانش جويي به دليل روش انتقادي شان به محاق توقيف فرو رفته و با آنان برخورد شده است.

اگرچه دانش جويان منتقد در طول سه سال دولت نهم توسط متوليان دانشگاهي به کميته هاي انضباطي فراخوانده شده و از تحصيل يا ترم هايي محروم گرديده اند

واگرچه . . .

اما کسب آگاهيهاي اجتماعي و آشنايي با حقوق صنفي و رشد فرهنگي دانش جويان به سطحي نايل گرديده است که امروز شاهد تمرکز گرد اين دانايي و داشتن طرح و برنامه جهت پيگيري مطالبات قانوني شان هستيم . روند ي که کم کم نهادينه مي گردد و به دانش جو مي آموزد که مي توان در چهارچوب قانون و به روش هاي قانوني جهت طرح و پيگيري مطالبات اقدام نمود

 

                                                                                       بر گرفته از وبلاگ پرواز

+ نوشته شده توسط بابک Babak.H در 2008/7/6 و ساعت |

 

                        طرح  مجازات اخلاگران امنیت روانی جامعه

20 نماینده مجلس ایران طرحی یک فوریتی را ارائه کرده‌اند که در آن مجازات‌های شدید و از جمله اعدام‌ برای «اخلالگران در امنیت روانی جامعه» در نظر گرفته شده است. نویسندگان وبلاگ‌های «نامطلوب» از مصادیق این «اخلاگران» هستند.

به موجب طرح نمایندگان مجلس،  آن دسته از فعالیت‌های نوشتاری و تصویری وبلاگ‌نویسان و سایت‌های اینترنتی که با معیارها و دیدگاه‌های رایج درجمهوری اسلامی سازگار نباشند  نیز، مشمول جرائم اجتماعی خواهند شد و دادگاه‌ها مجاز خواهند بود برای «مرتکبان» احکام مجازاتی تا سطح اعدام صادر کنند. اجرای فوری و بدون بخشش چنین احکامی نیز از دیگر پیشنهادهای مطرح در طرح ارائه‌شده است.


حمیدرضا حاجی بابایی عضو هیئت رئیسه مجلس شورای اسلامی در گفتگو با خبرگزاری مهر گفته است که «صاحبان وبلاگ و وب سایت مروج فساد و فحشا، الحاد» هم مشمول مجازات‌های مندرج در طرح یادشده هستند.

در صورت تصویب نهایی این طرح، علاوه بر اینکه مرتکبان جرایم مخل امنیت روانی جامعه به اعدام محکوم می‌شوند اماکن و وسایل نقلیه آنان نیز ضبط و توقیف خواهد شد.

و در ادامه گفته است که  «مجازات مجرمان خارج از نوبت انجام می شود و احکام صادره نیز غیر قابل توقف ، تعلیق و یا تبدیل خواهند بود.»


«امنیت اخلاقی و روانی» جامعه از دیرباز یکی از دل
مشغولی‌های جمهوری اسلامی ایران بوده و هر زمان نیز طرح‌های متفاوت و پیوسته سختگیرانه‌تری برای تامین این «امنیت» به اجرا گذاشته شده است. در یکی دو سال اخیر، طرح «ارتقای امنیت اجتماعی» شاخص‌ترین رویکرد نیروهای انتظامی در این راستا بوده است. کنترل سخت‌گیرانه‌تر حجاب و آرایش زنان و مردان یکی از محورهای اصلی این طرح را تشکیل می‌داده است. چنین طرح‌هایی در بسیاری از موارد از سوی حقوقدانان و جامعه‌شناسان در تناقض با حقوق اولیه‌ی شهروندی تلقی شده و مورد انتقاد قرار گرفته‌اند.

به رغم اجرای طرح‌های یادشده، خود مقامات رسمی نیز تاکید دارند که میزان "جرائم اجتماعی" در ایران بسیار بالاست، امری که هم می‌تواند به تعمیم گسترده‌ی عنوان جرم به بسیاری از رویکردهای عادی و متعارف شهروندان (نحوه‌ی لباس‌پوشیدن و آرایش و ...) مربوط باشد و هم از ناکارآیی مشی و سیاست‌های به کار گرفته‌شده در رویارویی با جرم‌های واقعی و نیز، تمرکز بر مبارزه با معلول‌ها به جای علت‌ها نشات بگیرد. آخرین اظهارنظر در این رابطه، صحبت‌های علی لاریجانی، رئیس مجلس در روز دوشنبه، 10 تیر، در همایش اسلام و آسیب‌های اجتماعی است. او از جمله گفته است: « چون میزان نگران‌کنندگی آسیب‌های اجتماعی بسیار بالاست و این مسئله با بسیاری از مسائل کشور ارتباط دارد باید اهتمام بیشتری در این زمینه صورت گیرد.» در همین راستا، رئیس مجلس طرح نمایندگان مجلس را مورد حمایت قرار داده و از آن به عنوان طرحی «برای مقابله با اشرار» یاد کرده است.


مشکلات متعدد طرح

مشکل طرح یادشده بیش از همه به تعمیم آن به رسانه‌‌ی الکترونیکی اینترنت برمی‌گردد. تا کنون شیوه‌ی رایج در جمهوری اسلامی، مسدودکردن سایت‌ها و وبلاگ‌های «نامطلوب» بوده است. این انسداد عمدتاَ شامل سایت‌های سیاسی و انتقادی شده است. در طرح جدید نمایندگان مجلس، از جمله برای صاحبان «سایت‌های الحادی» مجازات‌های سفت و سخت و از جمله اعدام در نظر گرفته شده است.

این قانون را در عمل  می‌تواندَ به اهرمی دیگر برای تشدید جو ارعاب و انسداد در جامعه بدل کند؛ به ویژه که احکام مجازات مندرج در طرح، و از جمله اعدام، ، قرار است برگشت‌ناپذیر باشند و فوراَ هم به اجرا درآیند. ورای تفسیر و تعبیرهای دلبخواه دادگاه‌ها از مفاد طرح یادشده، این که صدور احکام آنها با اشتباهاتی توام باشد هم، امری محتمل است. از همین رو زمانی که چنین احکام اشتباهی فوراَ به اجرا درآیند، قانون یاد شده می‌تواند در اجرا، زمینه‌ رواج نوع دیگری از خشونت کنترل ‌ناشده دولتی را فراهم کند.

 

 

+ نوشته شده توسط بابک Babak.H در 2008/7/4 و ساعت |

                  

                   آمار بالای خودکشی در بین دانشجویان ایران

خبر دو خودکشی در دو نقطه از ایران تقریبا هم‌زمان بر روی سایت‌های خبری قرار گرفت: یک دختر دانشجو در دانشگاه سیستان و بلوچستان و دختر دانشجوی دیگری در دانشگاه آزاد لاهیجان. این دو مورد هفتمین و هشتمین مورد خودکشی دانشجویان در سال جاری است که چهارمین ماهش چندروز پیش آغاز شد.

بسیاری از آسیب‌شناسان اجتماعی، دلایل بالارفتن میزان خودکشی در بین دانشجویان ایرانی را افزایش فشارهای اجتماعی بر این افراد می‌دانند.

به گزارش خبرنامه امیرکبیر، یکی از دختران دانشجو در دانشگاه آزاد لاهیجان، روز گذشته بعد از احضار به اتاق حراست، خود را از پنجره این اتاق در طبقه چهارم ساختمان دانشکده فنی به پایین پرتاب کرد و جان سپرد.

این دختر دانشجو قبلا نیز چندین بار به کمیته انضباطی احضار شده‌بود اما دوستان وی هیچ‌کدام دلیل آخرین حضور او در اتاق حراست را نمی‌دانند.

هم‌زمان یک دانشجوی دانشگاه سیستان و بلوچستان نیز با  خوردن قرص دست به خودکشی زده‌است. این دانشجو نیز چندین بار به کمیته انضباطی احضار شده و از طرف حراست دانشگاه تحت فشار بوده‌است.

این دومین مورد خودکشی در دانشگاه سیستان و بلوچستان در سال جاری است. در اواخر اردیبهشت ماه نیز یکی از دانشجویان دختر این دانشگاه با خوردن جوهرنمک خودکشی کرده‌بود.

در روز ۲۸ فروردین ماه سال جاری نیز یک دانشجوی دکترای شیمی معدنی در دانشگاه شهید بهشتی با خوردن سیانور خودکشی کرد. چهار روز بعد از آن نیز یک دانشجوی تربیت‌معلم همدان در محوطه دانشگاه و جلوی چشمان هم‌کلاسی‌هایش با سلاح گرم دست به خودکشی زد.

در ماه اردیبهشت امسال یک دانشجوی دختر در رشته پزشکی دو روز بعد از آنکه به خاطر بدحجابی از سوی مآموران در شهر اصفهان بازداشت‌شده‌بود، دست به خودکشی زد.

دختر ۲۱ ساله دیگری از اهالی کرج که در دانشگاه دامغان در رشته میکروبیولوژی تحصیل می‌کرد نیز در سال جاری در حمام خوابگاه، خود را با پارچه حلق‌آویز کرد.

در روز ۲۲خرداد ماه امسال نیز یک دانشجوی دختر دانشگاه ملایر با خوردن قرص اقدام به خودکشی کرد. این دانشجو چندی قبل از این حادثه به اتهام رابطه نامشروع از سوی کمیته انضباطی دانشگاه به یک ترم محرومیت از تحصیل محکوم شده‌بود.

خودکشی دختران سه برابر پسران

بنا به گفته ریاست حراست کل وزرات علوم، از هر ۲۸ مورد خودکشی دانشجویی در ایران، ۷ مورد مربوط به پسران و ۲۱ مورد مربوط به دختران است.

اما با نگاهی به گذشته‌ی دختران دانشجویی که اقدام به خودکشی کرده‌اند، حداقل در یکی دو سال اخیر، می‌بینیم که اکثر آنان بعد از یک درگیری با کمیته انضباطی یا حراست دانشگاه و یا پلیس‌های امنیتی در خیابان، دست به خودکشی زده‌اند.

+ نوشته شده توسط بابک Babak.H در 2008/7/2 و ساعت |

  

 

هر ایرانی در 1892 روز یک کتاب می‌خواند

بر اساس یافته های یک پژوهش که بعد از نمایشگاه کتاب تهران صورت گرفته است، در کشور ما هر نفر در هر 1892 روز یک کتاب می خواند

به گزارش مهر، با آنکه بسیاری از روان شناسان از "کتاب درمانی" برای ایجاد نگرش و انگیزه در میان نوجوانان و تقویت احساس اعتماد به نفس و خود ارزشمندی از آنان بهره می گیرند، براساس آمار موجود سرانه مطالعه در ایران فقط چند دقیقه است و بیشترین اوقات دانش آموزان و دانشجویان و بسیاری از مردم به کارهایی غیر از مطالعه می گذرد.

جمعی از دانشجویان دانشکده خبر در تحقیقی به بررسی رابطه بالا بودن بهای کتاب و میزان مطالعه دانشجویان پرداخته اند با این فرضیه اولیه که "بالا بودن قیمت کتاب ها باعث پائین آمدن میزان مطالعه در بین دانشجویان می شود."

گزارش مختصری از این پژوهش در ذیل از نظر می گذرد:

نمونه آماری و گزارش مقایسه ای میزان مطالعه در کشورهای درحال توسعـه و کشورهای توسعه یافته:
بر طبق آمار، مردم کشورهای در حال توسعه نزدیک به 80 درصد جمعیت جهان را تشکیل می دهند اما کمتر از 30 درصد کتابهای مصرفی را تولید می کنند و کمتر از این نسبت نیز به کتابخوانی مشغول اند. این در شرایطی است که کشورهای توسعه یافته با جمعیتی حدود 20 درصد جمعیت جهان 70 درصد کتابهای مصرفی جهان را تولید می کنند.

در فرانسه با 55 میلیون نفر جمعیت هر روز 350 هزار جلد کتاب به فروش می رسد اما در کشور ما هر نفر در هر هزار و 892 روز فقط یک کتاب می خواند.


دختران ایرانی 5.9 دقیقه و پسران 3.3 دقیقه کتاب غیر درسی می خوانند
نتایج یک تحقیق مطالعه آزاد در میان نوجوانان و جوانان را بسیار پایین نشان می دهد. در این تحقیق سهم مطالعه هر دانش آموز 5.5 دقیقه در 482 دقیقه از اوقات فراغت - تعطیلات - در شبانه روز به دست آمده، در حالی که همین دانش آموزان 178 دقیقه از اوقات فراغت خود را بدون برنامه سپری می کنند، به درس های خود رسیدگی می کنند، بیشتر وقتشان را با تلویزیون می گذرانند و بقیه را به امور شخصی اختصاص می دهند.

این آمار نزد دختران و پسران متفاوت است؛ بر اساس این تحقیق دختران 5.9 دقیقه و پسران 3.3 دقیقه کتاب غیر درسی می خوانند

 

ایران با کمبود 14 هزار کتابخانه و 140 میلیون جلد کتاب مواجه است
در حال حاضر بر اساس آمار موجود، حدود یک هزار و 775 کتابخانه با 15 میلیون جلد کتاب در کشور وجود دارد که با استاندارد بین المللی کشور ما به 14 هزار کتابخانه و 140 میلیون جلد کتاب دیگر نیاز دارد و از هر 10 ایرانی تنها یک نفر یک جلد کتاب خریداری می کند.


کمتر از نیم درصد هزینه سبد هر خانواده ایرانی به خرید کتاب اختصاص دارد
در سبد هر خانواده ایرانی کمتر از نیم درصد به خرید کتاب اختصاص دارد که نشان دهنده اهمیت کم مـطالعه برای ایـرانیان است. کشــور ما با 70  میـلیـــون نفر جمعیت فـقط یک میلیون و 29 هزار عضـو در کتابخانه دارد. این در حالی است که 30 تا 40 درصد کشورهای توسعه یافته عضو کتابخانه ها هستند و سرانه دریافت امانتی کتاب آنها 70 برابر کشور ماست.

این مسائل همواره موجب شده است تا ایران با وجود برخورداری از سابقه طولانی فرهنگی جایگاه شایسته ای در میان کشورهای جهان نداشته باشد.

بنابر نظرسنجی صورت گرفته در این تحقیق، دلایل نبود فرهنگ کتابخوانی در جامعه گرانی کتاب شناخته شد.

این گزارش حدود یک ماه پس از اتمام نمایشگاه کتاب تهیه شده است.

 

+ نوشته شده توسط بابک Babak.H در 2008/6/27 و ساعت |

                   

                      روز جهانی پنا هندگی و آقای بان کی مون


امروز نوزدهم ژوئن برابر با سی ام خرداد مصادف است با روز جهانی پناهندگان .

روزی که در سطح بین المللی نگاه ها ، رویکردها و اجراهای متفاوتی از برخورد

با پدیده ی پناهندگی مشاهده می گردد .

موضوع مهاجرت و پناهنده شدن در طول سالیان دراز درسطح جهان مطرح بوده

و عموما افرادی که به دلیل فعالیت های سیاسی و اجتماعی مورد اذیت و آزار

در جامعه ی خود قرار می گرفتند ، دست به مهاجرت می زدند . امر مهاجرت

یک فرایند اجرایی ساده نیست ، که در آن دنیای متبلور باشد که هر مهاجری

با تصور شیرینی از آینده ، اقدام به مهاجرت نماید . در روند مهاجرت علاوه بر

موضوعاتی چون قرار گرفتن در یک فضای بیگانگی فرهنگی و نوع برخوردها و

تعامل و رفتارهای گاه متناقضی که در برخورد با یک پناهجوی از سوی نهاد

مربوطه به عمل می آید ؛ نوستالوژی موجود برای یک مهاجر غریب واقع شده

در فرهنگ بیگانه ، شکننده تر از هر عامل دیگری ست .

اما بر اساس اعلامیه ی جهانی حقوق بشر ، و مواد گوناگون آن به ویژه در بخش

مربوط به پناهندگی ، تکالیفی بر عهده ی دولی که زیر این اعلامیه را امضاء نموده

اند ، گذاشته شده که بر اساس گزارش های موجود جهانی ، گاه برخی از کشورهای

پیشرفته و گاه کشورهای توسعه نیافته ، از مواد مربوط به اعلامیه ی جهانی حقوق

بشر در خصوص پناهندگی ، تفسیرهای سلیقه ای و شخصی نموده و مواد مذکور در

اعلامیه را در فرایند رسیدگی به حقوق پناهندگی قربانی می نمایند . سال هاست که

چنین اتفاقی رخ می دهد و هشدارها تا کنون کارساز نبوده است . حتی تبدیل شدن

کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل ، به شورای حقوق بشر که از ضمانت اجرایی محکم

تری برخوردار گردیده ، در این خصوص چندان موثر نبوده است . به عبارتی دیگر حیات

فردی شهروندی که قربانی قدرتی استبدادی در جامعه ی خود درفرایند فعالیت اجتماعی

می باشد ، با تغییر موقعیت زندگی خود در محیطی دیگر متاسفانه قادر نیست از حمایت

قانونی مبتنی بر آنچه در اعلامیه ی جهانی حقوق بشر ذکر گردیده ، برخوردار گردد .

نمایندگان پارلمان اروپا در هیجدهم ژوئن طی نشستی در استراسبورگ ، به تدوین

آئین نامه ای پرداختند که در آن به بازگرداندن مهاجرا ن غیرقانونی رای مثبت دادند.

علاوه برآن حتی خود را مجاز به بازداشت و زندانی نمودن مهاجران غیرقانونی از شش

ماه تا هیجده ماه دانسته تا سپس به بازگرداندن آنان اقدام نمایند .

این موضوع تا چه حد با مواد و معاهده های مربوط به اعلامیه ی جهانی حقوق بشر ،

انطباق دارد . به گمانم آقای بان کی مون دبیر کل سازمان ملل متحد در این خصوص

می بایست توجهی جدی مبذول نماید . این نقض صریح حقوق انسانی و بشری یک

پناهجوی در چهارچوب اعلامیه ی جهانی حقوق بشر است . چطور با سرنوشت یک

انسان و یا خانواده توسط دولت ها بازی می شود ، در حالی که برخی مواد اعلامیه ی

جهانی حقوق بشر ، صراحت دارد که هر انسانی مجاز به انتخاب زندگی در هرجایی

می باشد . شهروند و یک فعال سیاسی و حقوق بشری که در جامعه ی خود در معرض

فشارها و تهدیدها می باشد ، چطور حق آن را ندارد که درمحیطی دیگر، خود و خانواده

اش دور از خطر به ادامه ی زندگی بپردازند و امکان رشد و پروش خود را بیابند .

امروز روز جهانی پناهندگی ست و به نظر می رسد نشست پارلمان اروپا که به تصویب

چنین آئین نامه ای انجامیده ، نقض صریح و آشکار حقوق بشر و حقوق پناهندگان

می باشد . شایسته است که آقای بان کی مون دبیرکل محترم سازمان ملل ، فارغ از

هرگونه توجیهات قدرت پسند در این خصوص پیگیری نموده و از معاهدات و اعلامیه ی

جهانی حقوق بشر که حاصل سال ها تلاش کشورهای عضو آن سازمان و نیز حاکی از

معرفت سیاسی و اجتماعی جهانشمول می باشد ، قاطعانه دفاع نمایند . بدیهی ست که

در این صورت مواد اعلامیه ی مذکورمی تواند به درستی جنبه ی اجرایی یافته و از حقوق

پناهجویان حمایت لازم به عمل آید .                                                  به نقل از وبلاگ پرواز

                                    

+ نوشته شده توسط بابک Babak.H در 2008/6/21 و ساعت |