تبليغاتX
آزادی نو New Freedom

 

           خدیجه مقدم: جرم من مهمانی گرفتن در خانه‌ام بود!

                                            خدیجه مقدم: «من واقعا از پرسنل زن که در اوین مشغول کار هستند، از زنان پلیسی که در وزرا مشغول کار و زحمت هستند، واقعا ممنونم که اینقدر اینها متوجه‌ی حقوق خودشان و متوجه‌ی فعالیت‌های ما هستند و خودشان شرمنده بودند.» 

خدیجه مقدم،عضو کمیته‌ی مادران کمپین یک میلیون امضا و مادران صلح، چهارشنبه (۲۸ فروردین) پس از ۷ روز بازداشت در بازداشتگاه وزرا آزاد شد. خدیجه مقدم روز سه‌شنبه‌ی هفته‌ی گذشته (۲۰ فروردین) در منزل شخصی خود بازداشت شده بود.

بازداشت خدیجه‌ی مقدم که اعتراض بسیاری از فعالان حقوق بشر و آزادی‌های اجتماعی در داخل و خارج کشور را در پی داشت، ساعت شش بعدازظهر روز چهارشنبه پایان یافت. خانم مقدم به جرم اقدام علیه امنیت ملی، تشویش اذهان عمومی و تبلیغ علیه نظام بازداشت شده بود

+ نوشته شده توسط بابک Babak.H در 2008/4/18 و ساعت |

 

                   جان شیرین عبادی و دخترش در خطر است

 

                                         شیرین عبادی: آنان با افکار و عقاید من مخالف هستند 
 

شیرین عبادی و دخترش به مرگ تهدید شده‌اند. این موضوع، خبری بود که به محض انتشار آن همه اذهان را متوجه خود کرد. بسیاری از سایت‌های خبری فارسی‌زبان این خبر و نامه خانم عبادی به فرمانده نیروی انتظامی برای پیگیرد تهدیدکنندگان را در صفحه اول خود آورده‌اند. خبر در خبرگزاری‌های خارجی نیز بازتاب یافته‌ است.

 در یک نامه‌ی تهدید آمده است: «مرگ تو نزدیک است». در نامه‌ای دیگر، که در زیر آن نام "انجمن ضد بهایت" آمده است، نوشته شده: « به تو گفتیم رفتار غیراسلامی و منطبق با رفتار بهائیت خود را ترک کن ولی تو به خوش رقصی برای خارجیان و بهائیان ادامه دادی، دخترت را هم در این راه وارد کردی. او را خواهیم کشت که بدانی. توجه کن!»

 به دنبال تهدیدهای تازه، که از ۱۵ فرودین ماه آغاز شده‌اند، شیرین عبادی در نامه‌ای خطاب به فرمانده نیروی انتظامی نوشت: «تهدید علیه‌جان و امنیت من و خانواده‌ام که از مدت‌ها قبل شروع شده بود، اخیرا شدت گرفته است.» او در ادامه افزوده است: «از آنجا که من اختلاف حسابی با کسی ندارم و در حرفه وکالت خود نیز فقط به صورت رایگان از قربانیان نقض حقوق بشر دفاع می‌کنم، بنابراین افرادی که آرزوی مرگ مرا دارند، با من عداوت شخصی نداشته، بلکه با افکار و عقاید من مخالف هستند.»

 شیرین عبادی در پایان نامه خود به فرمانده نیروی انتظامی ذکر کرده که در مورد پیگیری این تهدید‌ها به  عبدالفتاح سلطانی و لیلا علی کرمی تفویض وکالت کرده است.

 بنابر گزارش خبرگزاری ایسنا در روز ۲۷ فروردین، ، رئیس جمهور محمود احمدی‌نژاد، به فرمانده نیروی انتظامی دستور داد تا اقدامات لازم را برای تامین امنیت شیرین عبادی صورت گیرد.

 

+ نوشته شده توسط بابک Babak.H در 2008/4/17 و ساعت |
 

                    دو روی یک سکه! آنچه در ایران میگذرد!

 

 

 

افزايش 20 برابری بودجه فعاليت های قرآنی در کشور

 

وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي از افزايش 20 برابري بودجه فعاليتهاي قرآني درکشور خبر داد. محمد حسين صفار هرندي درنشستي با فعالان قرآني و کانونهاي فرهنگي و هنري مساجد خراسان رضوي در مشهد همچنين گفت: بـودجه دو ميلياردي کـانـون هاي فرهنگي و هنري مساجد هم در دولت به 17 ميليارد رسيده است.

وي خاطر نشان کرد: اگر مردم در حـاشيه مسـاجد به سـاخت مجتمع هاي فـرهنگي اقدام و 50 درصد آن را احـداث کنند وزارت فرهنگ و ارشـاد اسـلامي براي باقيمانده آن کمک و مشارکت خواهد کرد.

+ نوشته شده توسط بابک Babak.H در 2008/4/13 و ساعت |

    

     خانه‌ی سينما كه بايد مدافع سينما باشد، مهر سكوت بر لب زده!

 

از بدو ورود سينماتوگراف به ايران، بيش از آنكه به گسترش اين هنر - صنعت فكر شود، به راه‌هاي مبارزه و سانسور با آن فكر شد. به گونه‌اي كه اكنون سانسور و توقيف فيلم‌ها و هر آنچه كه مرتبط با سينما است، به امري پيش پا افتاده و عادي تبديل شده است. گويا هيچكس تعجب نمي‌كند كه به صورت فله‌اي در اين كشور فيلم‌ها توقيف مي‌شود و مجله‌هاي سينمايي و هنري لغو امتياز مي‌گردد. در اين شرايط سخت، خانه سينما كه بايد مدافع سينما باشد، مهر سكوت بر لب زده و منفعل شده است.

همان‌گونه كه در جشنواره فجر هيچ عكس‌العملي در مقابل قلع و قمع فيلم‌ها انجام نداد، مسلما اكنون نيز واكنشي به آتش زدن <دنياي تصوير> و <هفت> نخواهد داشت. آيا ما هم بايد بپذيريم و همانند روزنامه سينمايي‌اي كه صاحب‌امتيازش ضمن ابراز همدردي با علي معلم و بدون در نظر گرفتن قدمت 17 ساله دنياي تصوير آرزوي انتشار مجله ديگري براي او كرده است، پذيراي شرايط تحميلي روز باشيم و در انتظار مجله‌اي ديگر از احمد طالبي‌نژاد و علي معلم بنشينيم؟ راستي ما را چه مي‌شود؟من فيلمساز، من منتقد، من تماشاگر... آيا ما هم بايد سكوت اختيار كنيم؟ چرا فقط زماني كه ما را براي شغل‌هاي تبليغاتي و دولتي نياز دارند گرد هم مي‌آييم و در مواقع ضروري پراكنده مي‌شويم؟ اگر از اول اجازه نمي‌داديم يك فريم از فيلم‌هايمان را سانسور كنند، حال به چنين روزي گرفتار نمي‌شديم. من بر اين باورم كه حالا‌ هم مي‌شود كاري كرد. كافي است يك بار به شخصيت هنري خود احترام بگذاريم و سكوت را بشكنيم. اعلا‌م لغو امتياز انتشار <هفت> و <دنياي تصوير> در آخرين روزهاي سال گذشته و سكوت خبري در ايام نوروزي، خود به خود حكايت از دعوت به سكوت بود. اما وظيفه ماست تا زمان انتشار مجدد اين دو مجله حداقل با قلم خود ساكت ننشينيم و نگذاريم اين مساله كهنه شود و شامل مرور زمان گردد؛ چرا كه اين اتفاق زنگ خطري است براي ديگر نشريات و همچنين فيلم‌هاي ما است .

 

+ نوشته شده توسط بابک Babak.H در 2008/4/12 و ساعت |

                      ایران، کشور تعطیلی‌های بی‌حساب؟

 

ایران جزو کشورهایی است که بیشترین روزهای تعطیل را دارد. طی روزهای گذشته شایعاتی مبنی بر تعطیلی سه روزه، به مناسبت عید فطر نیز به گوش می‌رسید که دیشب از سوی سخنگوی دولت تکذیب شد.

با آغاز ماه رمضان دولت زمان کار کارمندانش را دو ساعت کاهش داد. همزمان با این تصمیم که واکنش‌های منفی بسیاری به دنبال داشت زمزمه‌هایی نیز در مورد تعطیلی ۲ تا پنج روزه به مناسبت عید فطر به گوش می‌رسید که سابقه‌ی دولت و اظهارات برخی اعضای کابینه در دامن زدن به آن بی‌تاثیر نبود. دولت نهم سال پیش عید فطر را سه روز تعطیل اعلام کرد. در روزهای گذشته اعتراض به افزایش تعطیلی‌ها در مجلس و در میان کارشناسان بالا گرفت تا سرانجام عصر دیروز سخنگوی دولت، غلامحسین الهام به شایعات خاتمه داد و تعطیلی عید فطر را تنها یک روز اعلام کرد.

 

کاهش ساعت کار کارمندان دولت و بانک‌ها در نظر اغلب کارشناسان لطمه‌ی بزرگی به اقتصاد کشور می‌زند و روند توسعه را کند می‌کند. حمیدرضا فولادگر عضو کمیسیون صنایع مجلس معتقد است «در کشوری که در حال تلاش برای جبران برخی عقب ماندگی‌ها است و از سویی با پایین بودن راندمان کاری مواجه است، نظام‌مندکردن تعطیلات یک ضرورت است.» به جز لطمه‌های اقتصادی، در مورد توجیه قانونی کاهش ساعت کار نیز ابهام وجود دارد. رئیس مرکز پژوهش‌های مجلس احمد توکلی با تشریح قوانین جاری کشور به ایسنا می‌گوید، تصمیم دولت در مورد کاهش سقف کار غیرقانونی است. به گفته‌ی او «در دولت‌های پیشین چنین اقدامی سابقه نداشته است.» محسن آرمین نایب رئیس پیشین مجلس نیز این تصمیم را اقدامی تبلیغاتی می‌داند و می‌افزاید «نکته جالب اینکه این کارها در دولتی انجام می‌شود که مدام تبلیغ می‌کند که دولت کار است.» [سایت خبری آفتاب، ۲۲ شهریور] منتقدان ضمنا به دولت خرده می‌گیرند که هزینه‌ی این گونه تصمیم‌ها از کیسه‌ی ملت پرداخت می‌شود.

 

تعطیلات زیاد، اختلال در روند توسعه

 

روزهای تعطیل در تقویم‌های جمهوری اسلامی ۲۵ روز و بسیار بیشتر از اغلب کشورهاست. بررسی کاهش تعطیلات رسمی لااقل از سال ۸۳ در دستور کار مرکز پژوهش‌های مجلس قرار دارد. در ادامه‌ی بحث‌های اخیر، بامداد روز یکشنبه ۱۵ مهر، مرتضی تمدن عضو کمیسیون برنامه و بودجه تقویم تعطیلات کشور را نیازمند تجدید نظر خوانده و به خبرگزاری فارس گفته است «مجلس و دولت باید به صورت جدی با این مساله برخورد کنند.» او می‌افزاید «تعطیلات زیادی و بدون ضابطه روند توسعه کشور را مختل می کند.» اصغر گرانمایه پور عضو دیگر این کمیسیون نیز اعتقاد دارد «تعطیلات ایران نیاز به یک آسیب شناسی جدی دارد.»

 

عیدفطر به جای نوروز؟

 

در کنار زیان‌های اقتصادی تعطیلات، جنبه‌های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی مسئله نیز بسیار مورد بحث قرار گرفته است. برخی، تعطیلی ۳ روزه‌ی سال پیش به مناسبت عید فطر را اقدامی در جهت حذف مناسبت‌های ملی و جایگزین کردن آنها با مناسبت‌های مذهبی عنوان می‌کنند. محمد هادی ربانی، عضو کمیسیون فرهنگی معتقد است «اعلام افزایش تعطیلی عید فطر در حقیقت الگوبرداری از کشورهای اسلامی عربی است.» ربانی تاکید می‌کند «نوروز، عید ملی ما در فرهنگ و تاریخ ما جایی پیدا کرده و غیرقابل تغییر است.»

 

زمزمه‌ی افزایش تعطیلی عید فطر در حالی مطرح شد که مجلس مدت‌هاست طرح کاهش پنج روزه‌ی تعطیلات رسمی کشور را در دست بررسی دارد و بسیاری از نمایندگان معتقدند تصمیم نهایی در این مورد بر عهده‌ی نهاد قانونگذاری است. موسی‌الرضا ثروتی عضو کمیسیون اجتماعی مجلس تاکید می‌کند «افزایش یا کاهش تعطیلات باید به تصویب مجلس برسد و دولت نمی‌تواند در این خصوص بدون قانون اقدام کند.» شاید همین مخالفت‌ها باعث شد تا غلامحسین الهام عصر دیروز در مورد عید فطر اعلام کند «دولت تصمیمى براى افزایش تعطیلات به این مناسبت را ندارد.»

+ نوشته شده توسط بابک Babak.H در 2008/4/9 و ساعت |
 

پيام مدير كل سازمان جهاني بهداشت به مناسبت روز جهانی سلامت سال ۲۰۰۸

   

به مناسبت روز جهانی بهداشت سال 2008 خانم دكتر مارگارت چان، مدير كل سازمان جهاني بهداشت، پیامی صادر کرد، که متن کامل آن بدين شرح است :

تغييرات آب و هوايي يكي از بزرگترين چالش هاي عصر ما مي باشد. تغييرات آب و هوايي بر تعدادي از عوامل مؤثر بر سلامت نظير غذا، هوا، آب عميقاً تأثير منفي دارند. در مواجه با اين چالش، ما به قهرماني در سراسر دنيا نياز داريم كه تلاش نمايند حفاظت از سلامت انسان ها در كانون توجه برنامه هاي بحرانهاي ناشي ازتغييرات آب و هوايي قرار گيرد.

روز جهاني بهداشت، هر سال در هفت آوريل جشن گرفته مي شود. اين روز، فرصت بسيار مقتنمي مي باشد كه توجه جهانيان را به يك موضوع بهداشتي با اهميت خاص متمركز نمود. روز جهاني بهداشت امسال، موضوع «ضرورت حفاظت از سلامت در برابر بحران هاي ناشي از تغييرات آب و هوايي» را مورد توجه و تأكيد قرار مي دهد. علاوه بر نشان دادن تعهد فردي خود در برگزاري جشن اين روز در سراسر دنيا، لازم است كه شما سال 2008 را به عنوان يك سال مهم تضمين كننده اين امر بدانيد كه همگان از موضوعات بهداشتي و ضرورت اهدافي كه بايد به آن دست يافت، آگاهي دارند. برگزاري هر گونه مراسمي و هر گونه حركتي در اين روز ضرورت داشته و مي تواند تعهد و انرژي جديدي را به منظور بوجود آوردن تغييرت اساسي همه در تثبيت شرايط آب و هوايي و هم در پيشگيري از درد و آلام بشري به وجود آورد. مي دانيم كه آب و هوايي متغير و ناپايدار چه اثراتي بر روي سلامت دارد. سالانه دهها هزار نفر در اثر طوفان ها، سيل ها، امواج گرما و خشكسالي جان خود را از دست مي دهند. بيماري هاي حساس به شرايط آب و هوايي نظر مالاريا، اسهال و سوءتغذيه در اثر كمبود پروتئين و انرژي باعث مرگ بيش از 3 ميليون نفر در نقاط مختلف دنيا گرديده است.

حتي اين رقم نشان دهنده، اثرات مخرب بهداشتي غير مستقيم روي محصولات غذايي و دسترسي آب سالم در نواحي بزرگ دنيا نمي باشد. تمام افراد به تغييرات آب و هوايي آسيب پذير مي باشند، اما افراد فقير جز اولين و آسيب پذيرترين گروه ها مي باشند. تغييرات آب و هوايي پيشرفت ما را در مبارزه با معضلات دفتر تهديد نموده و شكاف بين فقيرترين و غني ترين افراد را عميق تر مي نمايد كه اين منصفانه و قابل قبول نمي باشد. ما نيازمند اين امر مي باشيم كه دولتها، سلامت و تندرستي انسان ها را در بخش اصلي سياست تغييرات آب وهوايي قرار دهند و تلاش هايشان را براي حفاظت از سلامت به منظور دستيابي به اهداف توسعه هزاره مضاعف نمايند. مهمتر از همه، ما نيازمند افرادي مي باشيم كه با اتخا تصميمات درست، سلامت را بهبود بخشيده و اثرات منفي تغييرات آب و هوايي را كاهش دهند.

روز جهاني سلامت در سال 2008 فرصتي را فراهم مي كند كه نه تنها ابعاد مشكل فوق الذكر را مورد تأكيد قرار داده، بلكه تمام ذينفعان را گرد هم آورده و راه حل عملي براي اين مشكل بياييم. كنترل اثرات منفي تغييرات آب و هوايي نيازمند همكاري دولتها و ملتها در سراسر دنيا مي باشد. هر نوع مراسمي را كه شما قصد ساماندهي آن را داريد و به هر ميزان بودجه اي كه در دسترس داريد، اميدوارم كه اين راهنما به شما كمك نمايد كه مراسم روز جهاني بهداشت را به بهترين نحو برگزار نمائيد.

ما بر اين باوريم كه بحران هاي ناشي از تغييرت آب و هوايي واقعي و جدي مي باشد، دليل اصلي اين بحران ها، برخاسته از اقدامات بشر مي باشد و اقدامات انسان ها نيز مي تواند راه حلي را براي اين معضل باشد. اكنون ما بايد با هم همكاري نموده و تلاش هاي شما در اين زمينه مي تواند مؤثر واقع شود.

پس تلاش نمائيم كه روز جهاني بهداشت در سال 2008 با موضوع حمايت از سلامت در برابر بحران هاي ناشي از تغييرات آب و هوايي را به رويدادهاي مهم تبديل نمائيم و زمينه را براي اقدام جهاني در برابر اين معضل هموار سازيم.
 
                                                                                                       دكتر مارگارت چان

+ نوشته شده توسط بابک Babak.H در 2008/4/7 و ساعت |

                           

                        ملی شدن صنعت نفت

   

بیست و نهم خرداد 1330

 

اهتزاز پرچم ایران بر فراز پالایشگاه نفت آبادان پس از ملی شدن صنعت نفت ایران

 

 

ملی شدن صنعت نفت ار لحاظ تاریخی اتفاق مهمی است و با توجه به تسلط سالیان متمادی استعمارگران بر کشور ما قطعا بعنوان یک حادثه با اهمیت برای ملت ما محسوب می گردد . ولی با توجه به شکست های متعدد ملت در طی چندین قرن گذشته و شکل گرفتن و تحمیل فرهنگ خاصی در فلات ایران ، بخصوص در نهایت عرضی ایران فعلی ، پیشرفت هایی مانند ملی شدن صنعت نفت نمی تواند آن چنان تاثیر شایان توجهی بر زندگانی مردم بگذارد . اساسا با توجه به وجود حکام نالایق و ضعیف در طی قرون گذشته و شرایط ویژه ژئوپلتیک منطقه ما چشم داشت دول غربی و شرقی بر منابع ما ، همه با هم جمع شده اند تا ثروت ما به جای اینکه عامل پیشرفت ما باشد همواره عامل فقر و بدبختی ما باشد .

حال آیا تا الان نفت ملی شده !؟

+ نوشته شده توسط بابک Babak.H در 2008/4/6 و ساعت |

                     

                  انتقاد به تشدید وضعیت نابسامان اجازه‌ی نشر کتاب در ایران

 

 

 

اتحادیه ناشران و کتاب‌فروشان تهران در نامه‌ای خطاب به وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی خواستار رسیدگی به وضعیت نابسامان صدور مجوز نشر کتاب شد.

متن نامه اتحادیه ناشران و  کتاب‌ فروشان تهران در آخرین شماره "صنعت نشر" ( خبرنامه داخلی اتحادیه ناشران) منتشر شده‌است و حسن کیائیان رئیس اتحادیه نیز آن را امضا کرده‌است.

 بحث معطل ماندن کتابها در نوبت دریافت مجوز، نبودن یک قانون مشخص برای تعیین خط قرمزها، یکسان نبودن سیاستها در مدیریت‌های مختلف و مسائلی از این دست، موضوعات تازه‌ای در صنعت نشر نیستند. سالهاست که ناشران و نویسندگان از نابسامانی‌های موجود در این عرصه شکایت دارند اما به گفته دست‌اندرکاران این حوزه، در دو سال اخیر، وضعیت صدور مجوز کتاب، آشفته‌تر از قبل شده‌است.

  اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران در نامه اخیر خود به وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی ضمن برشمردن پاره‌ای از این مشکلات، خواهان رسیدگی به این وضعیت شده‌است.

 از جمله مواردی که در این نامه به آنها اشاره شده‌است می‌توان به این نکات اشاره کرد: طولانی بودن مدت انتظار برای صدور مجوز نشر که گاه تا یک سال و نیم به درازا می‌کشد، لغو مجوز انتشار بعد از صدور مجوز در پاره‌ای موارد و گم شدن کتاب‌هایی که برای دریافت مجوز به این وزراتخانه ارائه شده‌اند.

 یکی از مواردی که بیشتر از بقیه مورد اعتراض ناشران و نویسندگان است، لغو مجوز بعد از انتشار است. به گفته برخی از ناشران حتی در مواردی بعد از چاپ کتاب و در مرحله صحافی، دستور خمیر کردن کتاب صادر شده‌است.

  نبودن یک نظام هماهنگ و یکدست از دیگر موارد اعتراض ناشران است. در بسیاری از موارد دیده شده که یک موردی که در یک کتاب باعث عدم صدور مجوز شده در کتاب چاپ شده دیگری به وفور وجود دارد.

 برخی از ناشران بر این اعتقادند که به جای یک قانون هماهنگ و یکدست، سلیقه‌های شخصی و روابط فردی است که در صدور یا عدم صدور مجوز مؤثر است.

 برخورد بد برخی از مسئولان وزارت ارشاد با مراجعه‌کنندگان نیز از دیگر موارد اعتراضی ناشران و نویسندگان است.

 اتحادیه ناشران در نامه خود به وزیر ارشاد بر این نکته تأکید کرده‌است که از سالها قبل، دیدگاه این اتحادیه در مورد ممیزی این بوده که کتاب باید منتشر شود و بعد از انتشار اگر شخص یا نهادی از محتوای آن شکایت داشت، از نویسنده یا ناشر شکایت کند ولی حال که قرار است شیوه نظارت قبل از چاپ اعمال شود، بهتر است قانونمندتر باشد.

  در پایان نامه اتحادیه ناشران و کتابفروشان به وزیر ارشاد، اتحادیه پیشنهاد کرده که هیأتی از طرف وزیر ارشاد برای رسیدگی به شکایات ناشران خسارت‌دیده تشکیل شود تا این افراد بتوانند بدون ترس از  تبعات منفی این شکایت، مشکلات مشخص و موردی خود را با مسئولان در میان بگذارند.

 

+ نوشته شده توسط بابک Babak.H در 2008/4/5 و ساعت |

 

صدمین سالگرد تولد هربرت فون کارایان، امپراتور پهنه موسیقی

هربرت فون کارایان در سال ۱۹۶۶ 

هیچکس چون هربرت فون کارایان در صحنه‌ی بین‌المللی موسیقی کلاسیک، در کنار هنر رهبری، چنین بر صحنه‌گردانی و بهره‌ی برداری تجاری از آن مسلط نبود. روز پنجم آوریل مصادف است با ۱۰۰مین سالگرد تولد کارایان.

هنگامی که از درون تاریکی اسرارآمیز، خطوط فلزآسایی می‌درخشند و حلقه‌های نقره‌فام موی سر مردی پیر در اهتزاز است و دست او چوب رهبری ارکستر را پرقدرت بلند می‌کند، می‌توان مطمئن بود که با تصویری از هربرت فون کارایان روبرو هستیم.

 

شروع معجزه کارایان

 

همه چیز با «تریستان» ریشارد واگنر در اوپرای برلین ـ که در آن زمان اوپرای دولت پروس نامیده می‌شد ـ و عنوان بزرگی در روزنامه آغاز شد. «ادوین فون در نول»، اواخر ماه اکتبر سال ۱۹۳۸ در روزنامه‌ی «برلینر تسایتونگ آم‌میتاگ»، برای مقاله‌ی خود عنوان «معجزه‌ی کارایان» را برگزیده بود. این آغاز پیشرفت شغلی بی‌مانندی بود. هربرت فون کارایان در ۲۱ سالگی مصمم شد که  پیشه‌ی موسیقی را از بنیاد فراگیرد و به عنوان دستیار رهبرارکستر، به تئاتر شهر اولم رفت، جایی که به زودی به نخستین رهبر ارکستر مجلسی ارتقا یافت.

 

                                    کارایان در سال ۱۹۸۰

 

کارایان ‌گفته بود: «و این آن چیزی است که من امروزه در رهبران جوان ارکستر نمی‌بینم. نخست اینکه آنان به اندازه‌ی کافی پیانو نواختن نمی‌دانند. و دوم اینکه نمی‌دانند آدم باید با خواننده چگونه رفتار کند. ببینید، ما که ناچار بودیم مکتب سخت ایالت کوچکی را از سربگذرانیم، هر کدام همزمان رهبر ارکستر مجلسی، دستیار رهبر ارکستر و رییس کر خود بودیم».

 

در کنار تسلط بر پیشه‌ی موسیقی، بلندپروازی و غریزه‌ی پیشرفت شغلی، ویژگی‌های شخصیتی‌ای بودند که کاریان را به آن چیزی تبدیل ساختند که شد. وی در کنار این‌ها، از انرژی فوق‌العاده و هدف‌گذاری دقیق، رانش به سوی کمال و اراده‌ای راهبردی برای کنترل همه‌ی ظرفیت‌ها برخوردار بود. هربرت فون کارایان از آغاز همه‌ی این خصوصیات را پیگیرانه و بیش از هر موسیقیدان هم‌عصر خود، در خدمت اجرای موسیقی، تولید و بهره‌برداری تجاری آن قرار داد.

 

هربرت فون کارایان جوان، در سومین دهه‌ی زندگی‌اش برلین را تسخیر کرد. ناسیونال‌سوسیالیست‌ها به «ویلهلم فورت‌ونگلرز» اعتماد چندانی نداشتند و از همین‌رو، کارایان را به عنوان رقیب او علم کردند. کارایان با چیره‌دستی از این موقعیت استفاده کرد. در سال ۱۹۳۹ یعنی سال آغاز جنگ جهانی دوم، کارایان رهبر ارکستر مجلسی اوپرای برلین شد و هدایت کنسرت سمفونی ارکستر مجلسی دولت پروس را برعهده گرفت. «معجزه‌ی کارایان» آغاز شده بود.

 

ده‌های ۵۰ تا ۷۰ میلادی، دوران اوج فعالیتهای کارایان

 

پس از جنگ، مدت کوتاهی شغل رهبری ارکستر را برای کارایان ممنوع کردند. وی در این زمان، با «والتر لگ» تولیدکننده‌ی صفحات موسیقی و بنیادگذار ارکستر فیلارمونی آشنا شد. بدین‌سان، بخش دوم «معجزه‌ی کارایان» آغاز شد. پس از آن، عروج بی‌وقفه‌ی کارایان در صحنه‌‌ی موسیقی اروپا آغاز شد. وی رییس هنری جامعه‌ی دوستداران موسیقی وین،  رییس اوپرای وین، مدیر هنری جشنواره‌ی زالتسبورگ و نیز اوپرای «اسکالا» در میلان شد. این چند نام، نشانگر دامنه‌ی برد هنری کارایان است.

 

                                                   کارایان بزرگترین موفقیتهای خود را با ارکستر فیلارمونی برلین جشن گرفت

 

پس از درگذشت ویلهلم فورت‌ونگلرز در سال ۱۹۵۴، کارایان برای مادام العمر به عنوان جانشین او، رهبر اصلی ارکستر و مدیر هنری فیلارمونی برلین شد. همکاری با فیلارمونی برلین، خوش‌شانسی بزرگ زندگی او بود.

 

 خود او گفته بود: « فوق‌العاده در این کار این است که از جوش‌خوردن ۱۲۰ انسانی که خواست یکسانی دارند و کار یکسانی می‌کنند، ناگهان شخصیت ویژه‌ای پیکر می‌گیرد. این رمز پرواز پرنده‌ای است که من بی‌وقفه می‌توانم هر بار از نو آن را بنگرم. زیرا آدم نمی‌تواند از خود بپرسد، چطور چنین چیزی رخ می‌دهد.  این یک روح جمعی است ـ یا هر نامی که می‌خواهید بر آن بگذارید ـ که برپایه‌ی قوانین خودش عمل می‌کند. هنگامی که این آدم‌ها یا پرواز جمعی پرندگان را می‌نگرید، می‌بیند که هیچیک خطا نمی‌کنند، در ارکستر هم چنین است. ناگهان همه چیز خود بخود عمل می‌کند».

 

همکاری کارایان با فیلارمونی برلین، مدت کوتاهی پیش از مرگ او در سال ۱۹۸۹ پایان یافت. هربرت فون کارایان به شخصیتی چون «رییس کل موسیقی اروپا» تبدیل شده بود. او مانند عنکبوتی در شبکه‌ی خود نشسته بود و با تارهایش، حیات موسیقی سده‌ی پیش را هدایت می‌کرد. او با شرکت‌های تولید صفحه قراردادهای گوناگون داشت و سرانجام از سال ۱۹۸۳ شرکت تولیدی خود را ساخت. او از همه‌ی وسايل ارتباطی برای نمایش و تبلیغ کارهای خود سود می‌برد. بازتولید فنی برنامه‌های ضبط شده و بهره‌برداری تجاری از آن‌ها نیز بخشی از راز «معجزه‌ی کارایان» و موقعیت استثنایی بی‌رقیب هنری و رسانه‌ای اوست.

 

+ نوشته شده توسط بابک Babak.H در 2008/4/4 و ساعت |

 

             روز جهانی کتاب کودک گرامی باد

 هانس کريستين آندرسن هانس کریستین اندرسن

 دوم آوریل برابر با چهادهم فروردین ماه 

202 سال پیش (1805) از مادری مستخدم و پدری پینه­دوز به دنیا آمد. او در زمان حیاتش در

دانمارک نویسنده سرشناسی بود، اما پس از مرگش به شهرت جهانی رسید. مردم دنیا هانس

کریستین آندرسن را اغلب به عنوان نویسنده­ای خلاق در زمینه قصه­ها و کتابهای کودکان می­

شناسند و تعداد بسیار کمی از مردم دنیا او را شاعر، رمان نویس و بازیگر تئاتر می­دانند در

دانمارک بسیاری او را به عنوان یک شاعر ملی می­شناسند.

از سال 1967، دفتر بین­المللی کتاب برای نسل جوان (IBBY ) دوم آوریل (سالروز تولد این مرد

بزرگ) را روز جهانی کتاب کودک اعلام کرده است. در همین روز، جشن­ها و مراسم مختلفی

در بزرگداشت این نویسنده شهیر در سراسر جهان برگزار می­گردد.

" اندرسن" ، سال 1875 درگذشت.

 

                                          

+ نوشته شده توسط بابک Babak.H در 2008/4/3 و ساعت |

 

درباره جمع آوری کتاب از کتابخانه های عمومی/کارشناسانه و قانونی یا سلیقه ای

 

خبر گزاري كتاب ايران(‌ايبنا) در گزارش روز 16 اسفند خود از دومين روز گردهمايي مديران كل كتابخانه هاي استانها به نقل از منصور واعظي، دبير كل نهاد كتابخانه هاي عمومي آورد« در ارسال كتاب‌هاي جديد به كتابخانه‌هاي شهرستان‌ها، مساله ارزش‌گذاري هرچه بيشتر بر كتاب‌ها لحاظ مي‌شود و كتاب‌هايي كه ارزش منفي دارند و در گذشته وارد كتابخانه‌ها شده‌اند جمع‌آوري خواهند شد.»

پسخنان  آقاي واعظي، البته تازگي ندارد، چرا كه تيرماه گذشته هم شوراي فرهنگ عمومي استان اصفهان از گزينش« 107 كتاب مفيد» و جايگزيني آنها به جاي كتاب هاي به زعم خود «غير مفيد» خبر داده بودند.

خبر گزاري مهر در گزارش خود از اين نشست و به نقل از سعید حشمتی مدیر امور کتابخانه های عمومی استان اصفهان خبر داد« تحقیق و پژوهش صورت گرفته پیرامون رمان های بازاری و پیشنهاد 107 عنوان کتاب مناسب ارائه، و قرار شد که این کتاب ها جایگزین رمان های نامناسب شوند»

وی دليل انجام چنين پژوهشي را كه به سفارش ارشاد اصفهان انجام شده بود ، جایگزینی کتاب ها و رمان های مناسب و برتر، بالا بردن سطح سلیقه مخاطب و در نهايت، حذف کتاب های بازاری و نامناسب از گردونه سیستم امانت گیری کتابخانه ها ذكر كرد و گفت:«محدوده شمول» کتب مفید بیشتر بر می گردد به کتاب های زیر مجموعه ادبیات، رمان و داستان و بعد از آن داستان های عشقی و بازاری.»

در همان روزها مدير كل روابط عمومي نهاد كتابخانه هاي عمومي چنين امري را تكذيب كرد ، اما با توجه به تغيير دبير نهاد كتابخانه هاي عمومي و جايگزيني فردي با ديدگاههاي نزديك به وزير ارشاد به جاي ملك احمدي به نظر مي رسد اين طرح مجددا در دستور كار وزارت ارشاد قرار گرفته باشد.

 

بخشي از كتابهايي كه به كتابخانه هاي عمومي تزريق مي شد، بر بنياد تقاضاي مديران كتابخانه هاي عمومي تهيه مي شد. به اين صورت كه هر مدير از تقاضاهاي مراجعه كنندگان به كتابخانه هاي عمومي فهرستي تهيه و به مركز ارسال مي كرد و بر اساس اين تقاضاها خريد كتابها با توجه نياز اعضاي كتابخانه هاي عمومي تهيه مي شد. در مقابل همين تقاضا طرح وجين كتابها هم در كتابخانه هاي عمومي اجرا مي شد كه عمده آن باز هم منطقي علمي و اقتصادي داشت ؛ به اين معنا كه كتابهايي كه اصولا مراجعه اي به آنها صورت نمي گرفت و يا به امانت گرفته نمي شدند ، به مرور از كتابخانه اي به كتابخانه ديگر انتقال داده مي شدندو در صورت تكرار عدم امانت گيري از چرخه حذف مي شدند. اما به نظر مي رسد در صورت اجراي طرح مورد نظر دبير كتابخانه ها ي عمومي و حذف حتي كتابهاي به زعم آنها بازاري و عامه پسند از كتابخانه ها، طرح گسترش فرهنگ كتاب و كتابخواني وزارت ارشاد با تناقضي جدي روبرو شود.چرا كه هدف اصلي اين طرح افزايش خوانندگان كتاب است ،اما در مقابل از كتابخانه هاي عمومي كتابهايي حذف مي شود كه بيشترين خواننده را دارندو ضمن آنكه مجوز خود را هم از وزارت ارشاد دولت جمهوري اسلامي گرفته اند.

نكته قابل تامل ديگر عدم انتشار آماري از مراجعه كنندگان به كتابخانه هاي عمومي است كه چه در دولت خاتمي و چه در دولت آقاي احمدي نژاد صورت نگرفته تا با مقايسه كتابهاي امانت گرفته شده دراين دو دوره به ميزان اقبال به كتابخانه هاي عمومي و امانت گيري كتابها پي برده شود.

 از سوي ديگراز سالهاي پاياني دهه هفتاد كه كميته خريد كتاب وزارت ارشاد راه اندازي شد، با توجه به بودجه چند برابري اين كميته براي خريد كتاب از ناشران و تزريق به كتابخانه هاي عمومي، اهميت نهاد كتابخانه عمومي اندكي تخفيف يافت. هيئت خريد كتاب ارشاد سعي مي كرد ملاكهاي علمي را در خريد كتاب ها لحاظ كند و با توجه به اين كه فرصت اعتراض هم به ناشران داده مي شد،‌خروجي كار تقريبا مشابه همان فهرستي مي شدكه كميته علمي نهاد ياد شده انجام مي داد. ضمن آنكه فهرست خريد تمامي كتابها با تعداد خريد آنها تماما در اختيار رسانه ها قرار مي گرفت. اما در دوره جديد نه تنها افراد عضو كميته خريد كتاب معرفي نشدند، بلكه سياست هاي اين كميته و معاونت فرهنگي وزارت ارشاد بارها با اعتراض ناشران و نهادهاي صنفي آنها روبرو شد. برابر اعلام معاون وزير بيش از 20 ميلياردتومان كتاب در سال 86 از ناشران خريداري شده است كه فهرست نيمي از اين رقم در اختيار رسانه هاي گروهي قرار گرفته  و بقيه اين فهرست هنوز منتشر نشده است.

امسال اما به رغم بودجه كمي كه براي سال 87 نهاد كتابخانه عمومي در نظر گرفته شده بود ، اين مجلس بود كه به رديف مستقل در نظر گرفته شده براي اين نهاد بيش از ۱۰ ميليارد تومان بودجه اضافه كرد.

برابر ماده دوم  قانون تاسيس و نحوه اداره كتابخانه هاي عمومي كشور اين مجموعه با نزديك به 1700 كتابخانه عمومي در سطح كشور « نهادی فرهنگی است که با مجموعه‌ای منظم از منابع مکتوب و مضبوط در اشکال مختلف به منظور برآورده ساختن نيازهای اطلاعاتی، علمی، پژوهشی، آموزشی، تفريحی و غنی‌سازی اوقات فراغت عموم افراد جامعه قطع نظر از سن، نژاد، جنسيت، مذهب، مليت، زبان يا موقعيت اجتماعی آنها، به ارايه خدمات کتابداری و اطلاع رسانی می‌پردازد.»

آيين نامه هاي اجرايي موجود در زمينه شيوه انتخاب كارشناسان تاييد كننده كتاب، كميته تخصصي و در نهايت كميته نهايي انتخاب و سفارش خريد كتاب نشان مي دهد كه انتخاب كتاب برمبنايي علمي و با توجه به نيازهاي عموم مخاطبان  واصولا از كتابهاي تازه چاپ و ترجيحا چاپ اول به گزيني مي شوند و تقريبا تمامي كتابهايي كه به نوعي از وزارت ارشاد مجوز دريافت كرده اند( به جز كتابهاي درسي و كمك درسي)  قابليت قرار گرفتن در رديف بررسي و  قفسه هاي كتابخانه هاي عمومي را دارند.

حتي در بند 7 شيوه نامه خريد كتاب كه هم اكنون  روي سايت اين نهاد قرار دارد تاكيد شده است« تركيب كميته هاي تخصصي بايد به گونه اي باشد كه هر كميته مسلط به حوزه تخصصي خود و نياز كتابخانه ها و نيز داراي مهارت در اولويت گذاري براي تهيه منابع باشد»

در ماده هشت همين شيوه نامه نيز اولويت هاي انتخاب «همخواني با تعاريف مندرج در مصوبات شوراي فرهنگ عمومي كشور و شوراي عالي انقلاب فرهنگي »،«كمك به حفظ ، گسترش و غناي زبان و ادبيات فارسي»،«ارتباط موضوعي با ايران شناسي ، تاريخ ، فلسفه ، هنر و دين»، تعيين شده است و عرف چندين ساله كار اين نهاد هم نشان مي دهد كه هر كتابي كه چاپ اول بوده و از وزارت ارشاد مجوز دريافت كرده است، شانس قرار گيري در كتابخانه هاي عمومي را هم داشت.

اما به نظر مي رسد بخش هايي از قانون ياد شده وهمچنين تفسيرهاي گاه مضيقي كه از مصوبات شوراي عالي انقلاب فرهنگي صورت مي گيرد، اين اختيار را به وزير ارشاد و نيز دبير كل نهاد مي دهد كه بتوانند دخل و تصرف هاي در كار صورت دهند. برابر همين قانون «رياست اين نهاد با وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي است و دبير كل نهادكتابخانه هاي عمومي هم به حكم و دستور وي منصوب مي شود و مصوبات هيئت امناء‌هم بايد به تاييد وزير برسد تا قابليت اجرايي يابد.»

در هر حال بايد منتظر ماند و ديد كه طرح جمع آوري كتابهايي كه به گفته ديبر نهاد كتابخانه عمومي «ارزش منفي» دارند، همان طرح وجين كتاب است و با توجه به آيين نامه هاي مصوب و شيوه نامه خريد و تامين كتاب اين نهاد صورت مي گيرد يا اين كه كارشناسان و هيئت گزينش تازه اي همانند  سال هاي اوليه بعد از پيروزي انقلاب شكل مي گيرند و دستور تسويه قفسه كتابخانه هاي عمومي را صادر مي كنند.

+ نوشته شده توسط بابک Babak.H در 2008/4/2 و ساعت |
                                                 
                                              دیوار تحقیر زنان تا کجا؟
 
تیم ملی فوتبال زنان ایران
 
 
+ نوشته شده توسط بابک Babak.H در 2008/4/2 و ساعت |
 

درست چند روز مانده به پایان سال 86 سایت رسمی دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب فرخوانی را برای جمع کردن مبلغ وثیقه بهروز کریمی زاده دانشجوی بازداشت شده که شرایط بسیار بدی را در زندان سپری می کند منتشر کرد!

بهروز که از نظر جسمانی وضعیت وخیمی دارد و بر اثر شکنجه های وارد شده به وی دچار مشکلات عدیده شده هنوز در زندان به سر می برد. درست زمانی که همه به فکر سال جدید و بازتولید سنتهای عقب مانده و متحجر خود هستند بهروز به عنوان نمادی از سنت شکنی، پیشروی و مبارزه به عنوان انسانی که در مقابل ستم و ستمگر سکوت اختیار نکرده و به خود و به سایرین، به من و به امثال من جرات فریاد بخشیده در زندان و زیر شکنجه های قرون وسطایی است ! اگر می خواهید انسانیت را در جایی بجویید اگر می خواهید شهامت و مبارزه را به چشم ببینید باید به این انسانها خوب توجه کنید! بهروز کریمی ها کم نیستند اما ما برای آنها چه کرده ایم؟

چرا باید این انسان های آزاده هنوز از ما دلسرد نشده باشند وقتی ما حتی ذره ای برای تلاش آنها و برای آینده خودمان و فرزندانمان ارزشی قائل نیستیم؟ تمام تلاش ما برای رهایی جز چند نک و ناله و گاهی هم چهار تا فحش بیشتر نمی شود درست زمانی که می توانیم متشکل شویم و برای ساختن جهان انسانی قدم های بزرگتر و مسمتری برداریم!

آیا دانشجویی که فریاد آزادی خواهی و برابری طلبی سر داده باید اینگونه تنها بماند؟  به چه جرمی؟ چرا ما باید جامعه ای آزاد و برابر و انسانی داشته باشیم وقتی رفتارمان با چنین انسانهایی انقدر بی مسئولانه است ؟ بالاخره جایی مجبوریم انتخاب کنیم و این انتخاب ما در تاریخ برای آیندگان ثبت خواهد شد! یا به وظیفه تاریخی خود برای ساختن این جهان کمک خواهیم کرد یا در فاضلاب تاریخ به فراموشی سپرده خواهیم شد و آیندکان بر ما هزاران بار ننگ خواهند فرستاد که اینگونه بزدلانه و خفت بار زندگی کردیم و همچون موجود بی ارزشی نیز از این دنیا رفتیم!

اما برای رسیدن به این حقیقت که باید همین امروز به بیشمار زندانیان سیاسی کمک کنیم و آنها را تنها نگزاریم نیاز به این همه فلسفه بافی است؟ نه! کافی است یک لحظه خود را جای آن ها قرار دهید!جای فرزندان، مادران و پدران و همسرانشان که چشمهایشان در سال نو گریان و با قلبی خون افشان سنگر مبارزه را همچنان حفظ می کنند.کمی شرافت انسانی می تواند هر کسی را مجاب کند.

باید به فراخوان سایت آزادی برابری جواب مثبت دهیم! باید به حکومت نشان دهیم ما از فرزندانمان حمایت می کنیم! آنها تنها نیستند و ما در مسیر مبارزه تا آنجا که توان داریم با آنها هم قدمیم!

این فرخوان دریچه تازه ای از مبارزه را برای جامعه گشوده است !باید تمام افراد جامعه با هم در برابر بی عدالتی موجود متحد شوند و از زندانیان سیاسی به هر شکلی حمایت کنند.و این یکی از اشکال حمایت است! نباید گذاشت یک زندانی سیاسی به خاطر وثیقه ای که به عمد برای جلوگیری از خروج وی و سر به نیست کردن احتمالی او در نظر گرفته شده در زندان بماند. ما به فراخوان دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب جواب مثبت می دهیم و از تمام انسان های آزادخواه و برابری طلب می خواهیم که به ما بپیوندند!

+ نوشته شده توسط بابک Babak.H در 2008/4/1 و ساعت |
 
نمایشگاه، سخنرانی و کارگاه طراحی گرافیک ایران در دانشگاه یورک، تورنتو، کانادا



فرهنگ، میراث تصویری و تاریخ پنجاه ساله طراحی گرافیک ایران در قالب سه نمایشگاه، شامل ۱۵۰ قطعه اثر از نسل اول طراحان ایران تا آثاری از استعدادهای جوان، در دانشگاه یورک تورنتو به نمایش در خواهد آمد ـ
این برنامه به همت بهروز حریری و با هماهنگی پرفسور دیوید اسکادینگ در دانشگاه یورک، کامبیز شافعی در بازل، مجید عباسی و فرهاد فزونی در ایران و با حمایت بانک پاسارگاد آماده شده است ـ
برنامه نمایشگاه ها، سخنرانی ها و کارگاه ها به این شرح است:

نمایشگاه ۵۰ سال خوشنویسی و تایپوگرافی در طراحی گرافیک ایران
۱۴ مارس تا ۴ آوریل
مجموعه "۵۰ سال خوشنویسی و تایپوگرافی در طراحی گرافیک ایران" که پیش از این در بهار گذشته در بازل به نمایش در آمده بود، مجموعه ی متنوعی است از آثار مبتنی بر نوشتار طراحان ایرانی از گذشته تا امروز ـ
طراحان حاضر در این نمایشگاه عبارتند از
مجید عباسی، فرزاد ادیبی، علی افسرپور، مرتضا آکوچکیان، تهمتن امینیان، مصطفی اسدالهی، مجید بلوچ، صادق بریرانی، ادیک بغوسیان، علی دوراندیش، محمد احصایی، مریم عنایتی، سیامک فیلی زاده، فرهاد فزونی، کوروش قاضی مراد، ابراهیم حقیقی، پدرام حربی،  صداقت جباری، بهراد جوانبخت، علی خورشید پور، علی خسروی، فتح الله مرزبان، ساعد مشکی، فرشید مثقالی، مرتضی ممیز،  حمید مصدق، علیرضا مصطفی زاده، مسعود نجابتی، ایمان راد، مهدی سعیدی، بیژن صیفوری، مسعود سپهر، فیروز شافعی، قباد شیوا، ایرج زرگامی

پوستر نمایشگاه تایپوگرافی ایرانی/ اثر: کامبیز شافعی پوستر نمایشگاه مجید عباسی/ اثر: کامبیز شافعی


نمایشگاه ۹۸۸۳.۵۳ کیلومتر، مرور پوستر ها و طرح جلد های مجید عباسی
۱۴ مارس تا ۲۸ مارس
این نمایشگاه مجموعه ای از پوستر ها و طرح جلد های مجید عباسی، طراح معاصر ، را به نمایش خواهد گذاشت ـ
همچنین کارگاهی توسط مجید عباسی برای دانشجویان دانشگاه یورک برگزار خواهد شد ـ

نمایشگاه نسل X / اثر: بهروز حریری
نمایشگاه نسل ِ x، نمایش پوسترهای طراحان جوان

۲۹ مارس تا ۱۱ آوریل
این مجموعه قطعه هایی از طراحان جوان و استعدادهای نوظهور را به نمایش می گذارد تا مکملی باشد بر مرور نمایش ۵۰ سال گرافیک ایران در دانشگاه یورک ـ
طراحان حاضر در این نمایشگاه عبارتند از
زینب ایزدیار، پیمان پورحسین، بهراد جوانبخت، شهرزاد چنگلوایی، محمد خداشناس، هما دلورای، آسیه دهقانی، ایمان راد، زینب شهیدی، سها شیروانی، ریحانه شیخ بهایی، کسری عابدینی، محمدرضا عبدالعلی، وحید عرفانیان، مریم عنایتی، فرهاد فزونی، امیرعلی قاسمی، آریا کسایی، مرتضی محلاتی، هادی نصیری، پویا احمدی، بهروز حریری

سخنرانی ها و کارگاه ها
- کارگاه مجید عباسی با موضوع "بیان تصویری موسیقی"، ۲۸ مارس
- سخنرانی و کارگاه پرفسور میشل رنه از دانشگاه بازل، ۲۵ مارس
- سخنرانی و کارگاه پرفسور گرگوری واینز از مدرسه طراحی بازل، ۲۵ مارس
- سخنرانی بهروز حریری از دانشگاه یورک، ۲۸ مارس


 

+ نوشته شده توسط بابک Babak.H در 2008/3/31 و ساعت |

            انتقاد از عملیات پلیس ایران

                                    
 

سازمان دیده‌بان حقوق بشر که از بزرگترین سازمانهای مدافع حقوق بشر در جهان است، با انتشار اطلاعیه‌ای از تجاوز به حریم خصوصی، دستگیریهای خودسرانه و آزار مردم توسط پلیس ایران بنام مبارزه با فساد و بی‌عفتی انتقاد کرد.

سازمان دیده‌بان حقوق بشر که مرکز آن در نیویورک است، اطلاعیه خود را با خبر دستگیری بیش از ۳۰ مرد در میهمانی‌ای خصوصی در شهر اصفهان در اواخر ماه گذشته فوریه آغاز کرده، می‌افزاید که این دستگیریها نشانگر تلاشهای جدید مقامات ایرانی است تا قوانین اخلاقی خود را اجرا کنند و شکنندگی حقوق اساسی را در ایران به نمایش بگذارند، در ایران، کشوری که که نیروهای پلیس به راحتی حریم شخصی افراد را نادیده می‌گیرند.

دیده‌بان حقوق بشر از مقامات ایران خواسته که افراد دستگیر شده در اصفهان را آزاد کنند و از اعمال فشار بر افراد با اتهامهایی چون هم‌جنسگرایی،‌ نوشیدن مشروبات الکلی و دیگر مسائل اخلاقی خودداری کنند.

محمدعلی دادخواه، وکیل دادگستری و از اعضای کانون مدافعان حقوق بشر ایران در مورد ورود نیروهای انتظامی به حریم خصوصی مردم و میهمانی‌های آنها را تایید کرده، گفت:

در پارتیهایی که جوانان برگزار می‌کنند، گاهی اوقات نیروی انتظامی می‌آید و آنها را جلب می‌کند و عموما به دادسرایی که در خیابان وزرا هست منتقل می‌کنند و در بسیاری از اوقات اشیایی را هم از آنجا می‌برند و بعدا هم در طول مدت زمان آنها را مسترد می‌کنند و نیز جریمه‌های سنگینی هم از آنها می‌گیرند. این روالی است که الان وجود دارد. “در این موارد من پرونده‌هایی داشته‌ام که تعداد بیست، سی نفر را گرفته‌اند و برده‌اند و بعد هم با اخذ جریمه‌های سنگین آزاد کرده‌اند.“

عبدالفتاح سلطانی، وکیل دادگستری  و عضو دیگر کانون مدافعان حقوق بشر ایران نیز ضمن تایید چنین مواردی، خاطرنشان کرد که مردم به طور معمول کمتر اقدام به شکایت از ماموران پلیس می‌کنند. وی گفت: “مواردی هست که مراجعه می‌کنند، نقل می‌کنند که برخی از مامورین انتظامی و بعضی از مامورین امنیتی‌ بدون حکم قضایی وارد منزل اشخاص می‌شوند یا محل سکونتشان یا محلی که میهمانی داشته‌اند و آنها را به بهانه اینکه اعمال خلاف شرع مرتکب شده‌اند، دستگیر می‌کنند. منتهی غالبا حاضر نیستند که شکایت کنند، چون از عواقب بعدی‌اش می‌ترسند. یعنی چون کنترلی جدی بر اعمال بعضی از مامورین متخلف نمی‌شود و تا الان هم هر جا تخلفی بوده، برخوردی جدی با این متخلفین نشده، لذا معمولا مردم ترس دارند از اینکه اگر بخواهند شکایت کنند، دوباره دچار غضب بعضی از مامورین بشوند.“

مواردی چون دستگیری سی نفر در یک میهمانی در اصفهان مواردی نادر نیستند. محمدعلی دادخواه در میان موکلان خود کسانی را داشته که به گونه‌ای مشابه دستگیر شده و متهم به انجام “اعمال منافی عفت“ شده بودند. دادخواه گفت: “در این موارد من پرونده‌هایی داشته‌ام که تعداد بیست، سی نفر را گرفته‌اند و برده‌اند و بعد هم با اخذ جریمه‌های سنگین آزاد کرده‌اند.“

جو استورک، معاون بخش خاورمیانه و شمال افریقا در سازمان دیده بان حقوق بشر در انتقاد به ورود پلیس به حریم خصوصی مردم در ایران گفت: “هنگامی که پلیس مدام در خانه‌ها را می‌شکند تا قوانین اخلاقی را به اجرا بگذارد، حدود را زیر پا می‌نهد و به حریم خصوصی مردم تجاوز می‌کند.“

جو استورک از نظام موجود در ایران به عنوان نظامی سرکوبگر یاد کرد که لباس، رفتار، و شیوه زندگی شخصی مردم را کنترل کرده، بدین ترتیب حقوق اساسی مردم را نقض می‌کند.

به گفته سازمان دیده‌بان حقوق بشر افرادی که در میهمانی خصوصی اصفهان دستگیر شده‌اند یک ماه است که بدون داشتن وکیل و تفهیم اتهام در زندان به سر می‌برند و پلیس آنها را به پزشکی قانونی فرستاده تا بررسی شود که آیا شواهدی دال بر همجنسگرایی آنان وجود دارد یا نه.

اطلاعیه سازمان دیده‌بان حقوق بشر همچنین از چند مورد دیگر دستگیریهای دسته جمعی در میهمانیها طی سال گذشته با اتهامهای مشابه در ایران خبر می‌دهد. 

به گفته محمدعلی دادخواه حمله پلیس به میهمانی‌ها و متهم کردن افراد به اعمال منافی عفت نه تنها نقض حقوق بشر بلکه مخالف قوانین ایران است. دادخواه گفت: “با توجه به صراحت قانون آیین دادرسی کیفری که اعلام داشته، مسائل منافی عفت حتما باید شاکی خصوصی داشته باشد، و نهایتا بدون شاکی خصوصی دخالت دادرسان و مراجع قضایی فاقد توجیه قانونی است، باید نسبت به این مسئله با تامل و تردید نگریست. چون نهایتا باز هم شکستن حریم خصوصی خلاف قانون است و دخالت در این مورد هم برخلاف صریح قانون آیین کیفری ماست.“

در اطلاعیه سازمان دیده بان حقوق بشر به مسئله اتهام همجنسگرایی در ایران پرداخته شده و آمده است که منابع غربی می‌گویند در نظام قضایی ایران اتهام رفتارهای همجنسگرایانه مورد رضایت طرفین تبدیل به اتهام تجاوز می‌شود. اما سازمان دیده‌بان حقوق بشر مدرکی در این زمینه در دست ندارد.

عبدالفتاح سلطانی در پاسخ به این پرسش که آیا تجربه وی به عنوان وکیل چنین مواردی را تایید می‌کند یا نه گفت: “عملا تا این لحظه دیده نشده که موردی با رضایت طرفین باشد، طرفین هم بالغ و عاقل باشند و قابل اثبات باشد. چون چنین روابطی که در ملا عام صورت نمی‌گیرد. از نظر قانونی و شرعی باید چهار شاهد عادل بیایند و شهادت دهند که چنین رابطه‌ای را دیده‌اند، که چنین چیزی در عمل امکان اثبات ندارد. یا در حضور قاضی طرفین اقرار بکنند که این اتفاق افتاده، که کسی معمولا اقرار نمی‌کند، مگر با کتک و با شکنجه آنها را وادار به اقرار بکنند.“

سازمان دیده‌بان حقوق بشر در پایان اطلاعیه خود گفته جو استورک را نقل میکند که “در ایران برای برخی مردم، جاسوس پشت پنجره اتاق خواب یا صدای در ممکن است به معنای تهدید به مجازات مرگ باشد. داشتن حریم خصوصی، ممنوعیت دستگیریهای خودسرانه و شکنجه حقوق بشر هستند و پلیس و قضات باید به این حقوق احترام بگذارند.“

 

 

+ نوشته شده توسط بابک Babak.H در 2008/3/31 و ساعت |

              جای خالی نوروز در وبلاگ‌ها

                                           هفت‌سین 
 

بلاگ‌نویسان را ملاک روحیه‌ کنونی حاکم بر مردم عادی قرار دهیم، می‌توانیم ادعا کنیم که هم‌وطنان برونمرزی و درونمرزی ما چندان از نوشدن سال مشعوف نیستند و با شکی درخور تأمل به‌ تحولات اجتماعی برخورد می‌کنند.

"بهار را توصیف کنید"، "تعطیلات عید را چگونه گذراندید؟"، "تاریخچه‌ی نوروز را شرح دهید"... لابد شما هم مثل اغلب دانش ‌آموزان ایرانی حداقل یک بار در طول سال‌های تحصیل خود، درباره‌ی این عنوان‌ها یا موضوع‌هایی از این دست، انشا نوشته‌اید. برای بعضی از شاگرد مدرسه‌ای‌ها انجام این وظیفه، عذابی الیم بود و برای برخی دیگر مفرح ذات! متن‌های یک‌نواخت و تکراری یا شاعرانه و رنگین کسانی که می‌بایست انشاهایشان را با صدای بلند برای شاگردان کلاس بخوانند، هر دوی این روحیه را به خوبی باز می‌تاباند.

 

عید رنگین

 

در جرگه‌ی وبلاگ‌نویسان فارسی زبان هم که به بهار و نوروز پرداخته‌اند، همین پدیده تکرار می‌شود. با یک تفاوت اندک که عذاب کشندگان، رنج خود را با توسل به شاعرانی چون فردوسی  و حافظ و سعدی و اخوان و کسرایی و کوش‌آبادی تخفیف داده‌اند و علاوه بر آن با انتشار اشعار نغز و پرمایه‌ی این شاعران، متن‌های خود را رنگین کرده‌اند. در عین حال بسیاری از وبلاگ‌ها اصلاً  موضوع "فرارسیدن عید سعید، فرخنده، خجسته، میمنت، باستانی و... " را نادیده‌ گرفته‌اند و به مسائل دیگر پرداخته‌اند.

 

انشانگاری سال‌های دور

 

برخی از وبلاگ‌نویسان در "توصیف بهار و نوروز" به شیوه‌ی انشانگاری سال‌های دور وفادار مانده‌اند، وبا جملات پرآب و تاب آمدن بهار و عید را خوش‌آمد گفته‌اند، از جمله "عمو اروند" که در غربت می‌نویسد: «زمین از تاریکی و سرما کلافه شده است و شتابان بدنبال نور و بهار است. لطافت نسیم بهاری، بوی خانه‌ی مادری را به مشام چلچه‌های مهاجر رسانیده است...  زمین که به آخر گردش یک‌ساله‌اش رسد و بهار آغاز گردد، ما نیز آغوش خویش را برای پذیرائی هلهه‌های عاشقانه‌ی چلچله‌های جوان باز خواهیم کرد. با هم نوروز را در غربت جشن خواهیم گرفت.»

 

بهار قتال

 

اگر متن‌های وبلاگ‌نویسان را ملاک روحیه‌ی کنونی حاکم بر مردم عادی قرار دهیم، می‌توانیم ادعا کنیم که هم‌وطنان برونمرزی و درونمرزی ما چندان از نوشدن سال مشعوف نیستند و با شکی درخور تأمل به بیداری طبیعت و دگرگونی‌های اجتماعی برخورد می‌کنند. نویسنده‌ی وبلاگ "کشتی نوح"، مثلاً با طنزی گزنده می‌نویسد: « از این زمستان هم جان سالم بدر بردیم/ امید که بهار/ قصد جانمان را نکند»!

 

وبلاگ‌نویس "طبال" ولی با این که به هر حال از نوشدن سال و دریافت هدایا و خوردن یک پرس "سبزی پلو و ماهی دبش" ابراز رضایت می‌کند، باز هم در این رابطه پی نکته‌ای "ناخوش‌آیند" می‌گردد:

 « از بعدازظهر‌های عید خوشم نمی‌آید. درست مثل زمانی است که سر کلاس نشسته‌ای و خنده‌ات می‌گیرد. نه می‌توانی کنترلش کنی و نه می‌توانی قاه قاه بزنی زیر خنده. بعد از خوردن یک سبزی‌پلو با ماهی چرب و چند لیوان چای همه هوس خوابیدن می‌کنند به جز من. خصوصا با این آفتاب دلپذیری که افتاده است توی خانه و روی سفره‌ی هفت‌سین. هر کس کمی آن طرفتر از جایی که نشسته‌است، بالشی می‌گذارد و می‌خوابد. می‌مانم من و عادت نداشتن به خواب بعد‌از‌ظهر و یک خانه‌ی خالی.

 نه حوصله‌ی درس‌ خواندن داشتم و نه کتاب‌خواندن. تلویزیون هم که قربانش بروم ما را خفه کرده است با این برنامه‌های مهیج و شاد و جوان پسندش. خدا نکند تو هوس کنی کارتون ببینی و خدا نکند موش سرآشپز دم دستت باشد. همین جاست که می‌گویم نه می‌توانی بزنی زیر خنده و نه می‌توانی نخندی ...»

 

دل‌خوشی‌های فراموش‌شده

 

"سوشیانت هزارم"، وبلاگ‌نویسی که از ظاهر صفحه و  زاویه‌ی دیدش برمی‌آید که چیزی برای خندیدن در اطراف خود پیدا نمی‌کند، پس از عذرخواهی به خاطر "نشئه‌پرانی" کردنش، در آستانه‌ی بهار از "دغدغه‌هایی" می‌نویسد که او را آزار می‌دهند، آن‌هم با این مقدمه: «دغدغه‌ای دارم در این روزها که می‌خواهم با شما در میان‌ش گذارم. احساسی‌ست که بیش‌تر زاییده‌ی اوضاع و احوال برونی و سیاسی کشور است. قصد نداشتم اولین نوشته‌ی سال جدید را با عباراتی آغاز کنم که زیاد تناسبی با حقیقت این روزها که همه شور و اشتیاق و زایندگی‌ست، ندارد و شاید یکی هم برسد و بخواهد گیری بدهد و ماجراسازی کند و الخ. اما در همین عید مبارکی گفتن‌های معمول متوجه شدم چند نفر دیگر هم از دوستان هستند که دغدغه‌هایی مشابه من گریبان‌شان را در ابتدای سال گرفته و حال و روز خوشی برای‌شان باقی نگذاشته. در یک جمله بخواهم خلاصه کنم ... به‌قول معروف گویا خیلی تابلوست که قرار است تمام دل‌خوشی‌هایی که روزگاری آمدن‌شان را در نزدیکی‌های خود احساس می‌کردیم و حالا تبدیل شده به یک جریان دور-و-دراز و بی‌سرانجام، پاک از ذهن‌ها و دل‌هایمان زدوده شوند. جوری که انگار حق ما نبوده از آن دل‌خوشی‌ها بویی ببریم. جوری که گویی ناحقی بوده و اصلاً اشتباهی فیل‌هایمان یاد هندوستان کرده. ...»

 

دموکراسی فیل‌‌گونه

 

"سوشیانت هزارم"، پس از این‌که چند سطری درباره‌ی‌‌ دموکراسی فیل‌‌گونه‌ای که هر جامعه‌ای به آن نیاز دارد، می‌نویسد، دوباره دورخیز برمی‌دارد که دغدغه‌اش را با خواننده در میان بگذارد، ولی مسئله‌ی مهم دیگری ذهنش را به خود مشغول می‌سازد: «واقعیت‌اش می‌خواستم از این بنویسم که هم‌چون آفتاب صلاة ظهر، واضح و مبرهن، دستور می‌رسد، کسانی نماینده‌ی مجلس باشند تا عمله‌گی دولت کنند و جاده صاف کن رییس دولتی که بوق خدمت‌گذاری‌اش گوش همه را کر کرده، یعنی سقوط کامل نماد دمکراسی کشور که مجلس باشد، اما دیدم پیچیدن در حیطه‌ی قانون و زوایای آن، کار من نیست و مثل ماه شب چهارده هم روشن که خانه از پای بست ویران است. نمونه هم که ماشاالله چنان زیاد است که نیاز به جهد چندانی برای پیدا کردن مثال‌هایی از این فراقانونی بودن حاکمان و خلط وظایف و مقررات نیست. هرچند دغدغه‌ی اصلی من که اوضاع فرهنگی موجود است به این جور فرامین ربطی واضح دارد، اما نقد و بررسی این گونه خطابات و اوامر و نواهی باشد برای کسانی که در این حوزه‌ها خبره‌اند....»

 

ترس از سقوط

 

"سوشیانت هزارم"، بالاخره پس از چند بار میانبر زدن به مطالب دیگر، به اصل مطلب می‌پردازد: «من در چند جمله‌ی مختصر نقل حال خود می‌کنم، شاید با اوضاع دیگری هم جور در بیاید. حرف من این است: رهایم کنند تا فکر کنم! تا بدانم که موجودی هستم، انسان نام و دیگر هیچ. من از استحاله‌ای که منجر به فرو افتادن از چیزی که انسانیت و آدمیت‌اش می‌خوانند، می‌ترسم ...»

 

ترس از نوآوری

 

ترس وبلاگ ‌نویسی "بلوچ" نام، از جنس دیگر است؛ ترسی روزمره و عادی که می‌تواند یک سال تمام، حداقل، دوام داشته باشد. چون این خوف عمیق به عنوان "سال شکوفایی و نوآوری" مربوط می‌شود که آیت الله خامنه‌ای به سال ۱۳۷۸ داده است: « حضرت رهبر سال نو را سال نوآوری نام نهاده‏اند. فکرش را بکنید قوه‏ی قضائیه علاوه بر سنگسار و پرتاب از بلندی و بریدن دست و پا و کوبیدن جسم سخت و خودکشی در زندانها در سال جدید دست به نو آوری هم بزند. چیزی در مایه‏های: بریدن زبان و دوختن لب و کندن پوست.»

 

بهار در کاخ سفید

 

حالا برای این‌که شما از فکر این تصویر هولناک وحشت‌‌زده نشوید، تصور کنید که صفحه‌ی اغلب وبلاگ ‌نویسان با عکس‌های بزرگ و کوچک و رنگین و چشم‌نواز "هفت سین" تزئین شده‌است. یکی از زیباترینش گویا، به شهادت عکس کریس گرینبرگ که در "اصغر آقا" منتشر شده، در حال حاضر در اطاق پذیرایی کاخ سفید پهن است. آن‌جا در وصف "هفت سین" آمده است:

 

»A traditional Haft Sin table celebrating Nowruz, the Persian New Year, is seen set Wednesday, March 19, 2008, in the State Dining Room of the White House. Nowruz is, in Persian and some other cultures, including Kurdish culture, a family-oriented holiday celebrating the New Year and the coming of spring. The Haft Sin table has seven items symbolizing new life, joy, love, beauty and health, sunrise, patience and garlic to ward off evil. White House photo by Chris Greenberg«

 

ترجمه به فارسی:

 

"اصغر آقا" که خود را نخستین و دیرسال‌ترین نشریه‌ی برونمرزی بعد از اسلام می‌خواند، در برگردان شرح این عکس می‌نویسد: «خبر می‌فرماید که امسال هفت سین سنتی سال نوی ایرانی در اتاق پذیرائی کاخ سفید برقرار شده که در فرهنگ ایرانیان از جمله کردهاست ... اجزای هفت سین، هفت چیز است که نماد زندگی تازه، لذت، عشق، زیبائی و تندرستی، طلوع، صبوری، و سیر که شیطان را فرار می‌دهد.»

 

رابطه‌ی سیر و سرکه با زیبایی و شیطان

 

این که رابطه‌ی سرکه با زیبایی چیست و سیر و شیطان چه مناسباتی می‌توانند با هم داشته باشند، در تفسیر "اصغر آقا" آمده‌است که خودش هم از این‌همه اطلاعات اشتباه در متن شرح عکس هفت سین کاخ سفید در حیرت است: «این اطلاعات غلط را نمی‌دانم کاخ سفید از کجا گیر آورده و مثلاً سماق نماد و سمبل عشق است یا زیبائی یا زندگی تازه؟ جز این‌که آدم را یاد چلوکباب می‌اندازد (لذت!) و البته مکیدنش به «صبوری» هم ربط دارد. سرکه هم به نزدیکترین چیزی که از این مجموعه می‌خورد، همان «زیبائی» است. چون‌که نیم‌ساعت پیش خانمه توی تلویزیون می‌گفت اگر صورتتان کک و مک دارد، با سرکه‌ی رقیق بشوئید. اما سیر برای فرار دادن شیطان؟ این را لابد کارگردان‌های فیلم‌های دراکولا تفسیر کرده‌اند!»

 

این‌طور که پیداست، کاخ سفید از اولین داوطلبانی است که لبیک گفته و در سنت تعبیر هفت سین دست به "نوآوری" زده است.

                                                                                                  دویچه وله

 
+ نوشته شده توسط بابک Babak.H در 2008/3/26 و ساعت |

 

            مسئولان مشکلات موسیقی در سال ۸۶ را جدی نگرفتند

 

حل مشکلات موسیقی و جدی نگرفتن این هنر از سوی مسئولان و هنرمندان از جمله مسائل در شیوه برخورد با این هنر در سال 86 بود.

داریوش طلایی نوازنده تار با بیان این مطلب درخصوص مهمترین رویدادهای موسیقی در سال 86 در گفتگو با خبرنگار مهر گفت : سیاستگذاری های موجود در حوزه موسیقی مانند سالهای گذشته روشن نبود و به نظر می آید موسیقی در سال 86 جز تعداد انگشت شماری از گروههای سر شناس موسیقایی که مخاطب های خاص خودشان را دارند و طبعا از تبلیغات مناسبی نیز برخوردار بودند؛ در سایر گونه های موسیقی ضعیف عمل شد واین مسئله موجبات نگرانی و دلسردی را نیز فراهم کرد .

 این نوازنده تار به عدم حمایت از موسیقی ارزشمند در حوزه موسیقی ایرانی اشاره کرد و گفت : تعاریف واحدی از موسیقی ارزشمند و جدی از جمله موسیقی ردیف دستگاهی ایران و جود ندارد و متاسفانه اغلب حمایت های مالی و معنوی در سال 86 معطوف به انواع موسیقی های بازاری بود و در مقابل شاهد هستیم که به دلیل رکود در موسیقی ارزشمند و اصیل ایرانی انواع گونه های موسیقایی که ذات آنها بازاری نیست به دلیل عدم حمایت مسئولان به سوی موسیقی بازاری گرایش پیدا کردند.

 وی در ادامه افزود : هنر موسیقی نیاز به حمایت و ساخت زیربناهای فرهنگی دارد و تا زمانی که زیر ساخت های فرهنگی  از پایه سر و سامان نگیرد زمینه رشد این هنر دربین جوانها فراهم نخواهد شد.

 عضو کارگروه موسیقی فرهنگستان هنر در خصوص ارزیابی کم و کیف این مرکز فرهنگی در سال 86 گفت : مجموع فعالیت کارگروه موسیقی فرهنگستان هنر در حد ارائه طرح و ایده از سوی کارشناسان حاضر در این گارگروه خلاصه می شود و به هیچ عنوان قدرت اجرایی ندارد و این در حالی است که طرح ریختن به تنهایی کافی نیست و باید بودجه و امکانات نیز فراهم باشد به همین دلیل با دست بسته طرح و ایده ها را مطرح می کنیم و در مجموع از فعالیت در این کار گروه موسیقی راضی نیستم.

 طلایی در پایان با مثبت ارزیابی کردن گارگاههای آموزش تار و سه تار گفت : از آغاز بدون هیچ چشم داشت مالی پیش قدم شدم و طی فراخوانی بدون دریافت کمترین وجهی از شرکت کننده ها این کارگاهها را برگزار کردم تا شاید بتوانم از میان تعدادی از جوانان علاقمند به ساز تار بهترین های آنها را انتخاب کنم ولی نتیجه عملکرد کارگاهها رضایت بخش نبود و بیش از آنچه در عمل دیدم از هنرجویان حاضر در گارگاههای آموزش تار و سه تار انتظار داشتم که متاسفانه عملی نشد و از بین 80 متقاضی تنها 3 نفر را برای ورود به مرحله بعد مجاز دانستم. 

 

                                                                                                           خبرگزاری مهر

+ نوشته شده توسط بابک Babak.H در 2008/3/25 و ساعت |

 

 

مردان و فمینیسم

شاید مهمترین نقشی که فمینیسم توانسته ایفا کند، حمایت کردن و بها دادن به نگرش های زنانه و به نوعی تقویت و تحکیم جایگاه آنها در مباحث تئوریک باشد، بطوریکه علیرغم تلاش های برخی منتقدان، پدیده‌ی فمینیسم در لایه های متفاوت زندگی و نظریه پردازی نفوذ کرده است و موجب تقویت و ای بسا حیات رشته های فرعی گوناگون با بازده بیشتر و عینیت نیرومند تر شده است. در کشور خود ما هم تلاش هایی در راستای تخریب فمینیسم، و نه تعریف و توصیف و نقد آن، صورت گرفته است که متاسفانه بدون تلاش برای شناخت صحیح این پدیده‌ی تاثیر گذار در سراسر لایه های مختلف زندگی، سعی در تخریب آن دارند. چاپ ترجمه هایی مغلوط با اشتباهاتی شگفت و نقد آنها با روشهایی مغلطه آمیز، نه تنها کمکی به مهار این اژدهای هفتاد سر(!) نخواهد کرد بلکه به نظر من مصداق بارز سر زیر برف فرو بردن است

و اما یکی از رشته های فرعی که مستقیما تحت تاثیر فمینیسم و مباحث مطرح در آن حیات یافته است، رشته‌ی دانشگاهی «مطالعات مردان» است. این رشته که در دهه‌ی 1970 به‌صورت یک رشته‌ی دانشگاهی در بسیاری از دانشگاه ها ایجاد شد، به موضوعات حقوق مردان، سیاست، کوییر، جنسیت، نظریات فمینیستی، پدرشاهی و امثال آن می پردازد. در یک اظهار نظر نسبتا اغراق آمیز گفته میشود رشته‌ی مطالعات مردان که از دل جنبش های مردان سر برآورده است، به اندازه‌ی خود فمینیسم شعبه شعبه و پر شاخه و برگ است. میگویم اغراق آمیز به این دلیل که نظریات و نظریه پردازان این حوزه، چه به لحاظ قدمت تاریخ و چه از نظر کمیت وکیفیت آثار، به هیچ روی قابل مقایسه با فمینیسم نیستند. اما بطور کلی از دل مطالعات درباره‌ی مردان و مردانگی شش دیدگاه قابل تشخیص است: دیدگاه محافظه کارانه، دیدگاه طرفدار فمینیسم، دیدگاه حامی حقوق و مردان، دیدگاه معنوی، دیدگاه سوسیالیست و دیدگاه خاص ِ گروهی که البته به گفته‌ی کنت کلاتر باور همه‌ی این گرایش ها به شکلی زاییده‌ی واکنش به فمینیسم معاصر است.
 
بیشتر متون معاصر در حوزه‌ی مطالعات مردان با نقد این فرض آغاز میکنند که صحبت درباره‌ی مردانگی به معنی زیر سوال بردن قدرت مردانگی است. چنانکه آنتونی ایستهوپ در کتاب«کارهایی که به عهده‌ی مردان است: اسطوره‌ی مردانگی در فرهنگ عامه» مینویسد : وقتش رسیده که سعی کنیم درباره‌ی مردانگی صحبت کنیم، درباره‌ی اینکه چیست و چه شیوه‌ی عملی دارد.تمرکز نویسنده بر مفهومی است که آنرا مردانگی مسلط یا مردانگی حاکم می نامد. اسطوره‌ی مردانگی که ناهم‌جنس خواه، ذاتی و خود پیدا است،خشن، ریاست‌مآب، مسلط برخود،فهیم، ناظر بر اوضاغ و امثال آن است. ایستهوپ در کتاب خود از این مسئله بحث میکند که مردانگی ساخته ای فرهنگی است و امری طبیعی، ذاتی، جهانشمول و عادی نیست و بسیار مردانگی های زیسته شده‌ی دیگری هم وجود دارد که در این قالب نمی‌گنجد

 این رویکردها مخالفان جدی هم دارند. که مردانگی را مجموعه رفتار و نگرش هایی می دانند که ساخته شده و یا طبیعی و ذاتی است. آنان حمله ی فمینیست ها به مردان را اشتباه می دانند و فمینیسم را خطر جدی برای خود(مردانگی) به شمار می‌آورند. این گروه ها با واکنشی تدافعی نسبت به فمینیسم مردان را تشویق می کنند تا برای زدودن تاثیر زنانگی که از هم‌جواری با زنان حاصل شده است، خودهای مردانه‌ی درون شان را دوباره کشف کنند. اساسا چنین فلسفه هایی خواهان تثبت مجدد هنجارهای سنتی مربوط به ناهمجنس خواهی، ازدواج و نقش های جنسیتی ملازم با آن هستند و خصلت هایی مانند پرخاشگری، خطرکردن و دغدغه های قدرت، پول و مقام را که خصلت هایی مردانه تلقی میشوند تشویق میکنند. از جمله متون کلیدی در این حوزه کتاب «جان آهنین» از رابرت بلای و «سلطان درون: دستیابی به سلطان در روان مرد» نوشته‌ی ر.مور و د.گلیت است

همین جا اشاره کنم که همه‌ی زنان فعال در مسئله‌ی حقوق و مسائل زنان هم الزاما روهیافتهای به اصطلاح فمینیستی ندارند و اتفاقا بسیاری از آنها از این واژه (فمینیسم) کراهت دارند، افرادی که بر نقش های سنتی زنان تاکید میکنند و ذاتگرایی را تشویق میکنند. بسیاری از آنها با تاکید بر خصلتهای ذاتا زنانه سعی در اثبات برتری زنان نسبت به مردان دارند و برخی نیز سعی در پاس‌داشت وظایف سنتا زنانه با تاکید بر معنویات، خانواده و تربیت فرزندان دارند که علی رغم فرار از عنوان فمینیسم به نظر من همگی زیر عنوان فمینیسم قابل بررسی می باشند. چراکه بدون استثنا به جایگاه فرو دست زنان در جامعه و فرهنگ معترض هستند اگرچه راهکارهای متفاوتی برای رفع تبعیض و بدست آوردن کرامت عرضه میکنند. تصور میکنم این مسئله در باره ی مطالعات مردان هم صدق میکند…همین شکسته شدن اسطوره ی مردانگی و سخن گفتن از آن،له یا علیه، خود نشانه ی خوبی هم برای زنان و هم برای مردان است
در کشور خود ما هم، اگرچه هنوز صحبت از مردانگی ترسناک به نظر می رسد اما به جرات میتوان گفت که حباب «ابهت مردانه» مدتهاست که برای زنان تحصیل کرده ترکیده است. در کشور ما هر دختری با ورود به دانشگاه و آشنایی با چند نفر از جنس مخالف، بسادگی متوجه خواهد شد که پسرها هم به اندازه‌ی دخترها ضعیف،حسود،خودنما، احساساتی، تاثیر پذیر و…هستند و اگرچه نه به اندازه‌ی دختران، اما به میزان قابل توجهی از نقشهایی که فرهنگ و جامعه‌ی سنتی برای آنها در نظر گرفته است ناراضی اند . در واقع به موازات نارضایتی و تغییر الگوهای فکری برای زنان و فراگیر شدن آن این اتفاقات در میان مردان هم روی داده است و نسبت به گذشته رشد چشمگیری را نشان می دهد.
خیلی از مردان هیچ تمایلی به اسب سواری ندارند و یا از بوی بدن اسب چندششان میشود؛ خیلی ها اصلا عرضه‌ی اسب سواری ندارند و یا حتی از اسب می ترسند؛ چه برسد که بخواهند سوار بر آن سراغ دختر زیبای منتظری بروند که در یک قلعه‌ی بلند اسیر است و تا بحال رنگ آفتاب و مهتاب را ندیده و نشسته تا آفتاب جمال یار خانه‌ی دلش را روشن کند

 

                                                                                         

+ نوشته شده توسط بابک Babak.H در 2008/3/24 و ساعت |

پاکسازی کتاب

 

در خبرها اینگونه منعکس شده بود که وزارت ارشاد تصمیم به پاکسازی کتب

غیرمفید از کتابخانه های کشور گرفته است . به عبارت بهتر ، بر آن است تا

کتب ضاله را آنگونه که خود تعبیر وتاویل می نمایند ، از کتابخانه های عمومی

کشور پاکسازی نمایند .

نگاه به فرهنگ وتعیین حدود وثغور آن ؛ و همچنین خط کشی نمودن برای آفرینش

فرهنگی از سوی قدرت؛ در طول تاریخ همواره مانعی فرا راه تولید آثار فرهنگی ، که

مبتنی بر آزادی آفرینش می باشد ؛ وهمچنین مخالف فرایند خلاقی ست ، که تنها در

چارچوب آزادی ، امکان ظهور وبروز می یاب

 

اگر چه این خبر چنان در حاشیه قرار گرفت که هنوز مورد بررسی و نقد قرار نگرفته است .

اما ایجاد محدودیت در انتخاب آزاد برای مطالعه ، بررسی و تحقیق فرهنگی از سوی قدرت

حاکم وسمت دهی به نوعی از خوانش که رضایت مندی قدرت را درپی دارد و فاقد منطق

درونی خلاق است ؛ تنها به انباشت ذهنیت هایی می انجامد که به دنبال خوشامد این و آن

بودن ، بوده واحیانا صله ای دریافت داشتن و از وادی اصحاب قدرت ، امتیازی بر گرفتن .

بدیهی ست که در خطوط موجود در روایت این گونه خوانش ، نمی توان به دنبال دریافت ها

و رویکردهای انتقادی بود . زیرا مسیر تعیین شده برای تولید فرهنگی از سوی قدرت ، این

امکان را از این نوع خوانش پیشاپیش سلب می نماید . دراین صورت در وضعیت فرهنگی که

از بالا دیکته میشود ، چه اتفاقی رخ خواهد داد ؟! در کدام صفحه این رویکرد ، باید به دنبال

خلاقیت فکری وآزادی انتخاب در آفرینش بود . مسئله ی مهمی ست ؛ اینطورنیست ؟!

                                                                                                           بر گرفته از وبلاگ پرواز

+ نوشته شده توسط بابک Babak.H در 2008/3/23 و ساعت |

در ستایش آموختن

یاد بگیر،ساده ترین چیزها را !

برای آنان که بخواهند یاد بگیرند،

هرگز دیر نیست .

الفبارا یاد بگیر ! کافی نیست؛ اما

آن را یاد بگیر! مگذار دلسردت کنند!

دست به کار شو ! تو همه چیز را باید بدانی .

تو باید رهبری را به دست گیری .

 

ای آنکه در تبعیدی ، یاد بگیر !

ای آنکه در زندانی ،یاد بگیر !

ای زنی که در خانه نشسته یی ، یاد بگیر !

ای انسان شصت ساله ، یاد بگیر !

تو باید رهبری را به دست گیری .

 

ای آنکه بی خانمانی ، در پی درس و مدرسه باش !

ای آنکه از سرما می لرزی ، چیزی بیاموز !

 ای آنکه گرسنگی می کشی ، کتابی به دست گیر ! این ، خود سلاحی ست.

تو رهبری را به دست گیری .

 

ای دوست ،از پرسیدن شرم مکن !

مگذار که با زور ، پذیرنده ات کنند .  

خود به دنبالش بگرد !

آنچه را که خود نیاموخته یی

انکار کن که نمی دانی .

صورتحسابت را خودت جمع بزن !

این تویی که باید بپردازی اش

روی هر رقمی انگشت بگذار

و بپرس :این ، برای چیست؟

تو باید رهبری را به دست گیری .

                                                                     برتولت برشت

+ نوشته شده توسط بابک Babak.H در 2008/3/22 و ساعت |

 

کنسرت جشن نوروزی در آلمان

پوستر کنسرت نوروز ۱۳۸۷

ایام عید نوروز و شروع سال جدید، یکی از مناسبتهایی است که در طی آن طیف بزرگ و رنگارنگی از برنامه‌ها و جشنهای مختلف در خارج کشور برگزار می‌شوند. در آلمان در دوره اخیر بزرگترین کنسرت نورزی در اوبرهاوزن برگزار می‌شود.

این جشنها هم محفلهای کم و بیش خانوادگی را دربرمی‌گیرد که به همت انجمنها و نهادهای ایرانی ترتیب داده می‌شوند و هم کنسرتهایی عظیم و چند ساعته که هزاران ایرانی را دور هم جمع می‌کنند.

یکی از این کنسرتهای بزرگ نورزی که شاید حتی بتوان گفت، بزرگترین برنامه و جشن نوروزی در اروپاست، هر ساله در شهر اوبرهاوزن آلمان انجام می‌گیرد. 

در کنسرت نورزی امسال در اوبرهاوزن ابی، ستار، کامران و هومن، نوید و امید، افشین، شادمهرعقیلی و خانم هنگامه حضور دارند. 

 

+ نوشته شده توسط بابک Babak.H در 2008/3/22 و ساعت |
 

  آغاز سال ۱۳۸۷ خورشیدی

برتمام آزادی خواهان مبارک

            

+ نوشته شده توسط بابک Babak.H در 2008/3/20 و ساعت |