تبليغاتX
آزادی نو New Freedom

درگيري مردم به جان آمده ی اروميه وياسوج با ماموران 

جمعی از مردم خشمگین ارومیه، كه در صف نفت و گاز ایستاده بودند با مأموران سركوبگر نیروی انتظامی كه آنان را مورد اذیت و آزار قرار می دادند درگیر شدند. در جریان این درگیری یكی از مأموران سركوبگر توسط مردم خشمگین به شدت مضروب شد.رسانه های حكومتی به گوشهیی از این درگیری اعتراف كردندو نوشتند: مردم ناگزیرند برای دریافت یک سیلندر گاز از صبح تا غروب و گاه از شب تا صبح در صف بایستند كه در یکی از همین صف ها در میدان آزادگان ارومیه بین مردم و مامور نیروی انتظامی درگیری شدیدی رخ داد. مردم برای دریافت سیلندر گاز،‌کپسول های خود را در صف قرار می دهند و تا آمدن خودروی گاز درون خودروهای خود منتظر می مانند ولی یک مامور نیروی انتظامی به جریمه خودروها مشغول می شود که سرانجام مردم خشمگین و خسته با او درگیر می شوند و در نهایت این مامور با دهان و صورت خونی از آنجا دور می شود.
نيروهاي انتظامي و سركوب كسبه
شهاب نيوز ـ طرح زيباسازي و ساماندهي معابرعمومي در شهر ياسوج مركز استان كهگيلويه و بويراحمد روز شنبه با اعتراض گسترده مغازه‌داران اين شهر مواجه شد. به گفته منابع محلي، اين اعتراض مغازه‌داران ياسوجي نهايتاً با مداخله نيروهاي نظامي و انتظامي پس از چند ساعت خاتمه پيدا کرد. گزارش خبرنگار شهاب نيوز از ياسوج حاکي است اعتراض کسبه اين شهر در پي آن صورت گرفت که شهرداري اعلام کرد، سايه‌بان‌هاي نازيباي جلوي مغازه‌ها جمع‌آوري خواهند شد. اين طرح که از مدت‌ها قبل با اصناف هاهنگ شده بود روز شنبه در هنگام اجرا با اعتراض کسبه روبرو شد. اين اعتراضات به سرعت وسعت يافت تا جايي که نيروهاي نظامي و انتظامي را وادار به مداخله کرد. گفته مي‌شود که مقامات شهرداري ياسوج در پاسخ به کسبه تاکيد کرده‌اند اعتراض مغازه‌داران ياسوجي هيچ‌گونه ركود و يا وقفه‌اي در روند اجراي اين طرح به وجود نخواهد آورد و اين طرح با قاطعيت و جديت هر چه تمام‌تر عملياتي خواهد شد

+ نوشته شده توسط بابک Babak.H در 2008/1/17 و ساعت |

 

وبلاگ نویسان ایرانی در روز 10 بهمن به طور سراسری و گسترده از دانشجویان در بند حمایت می کنند .

 

طی یک ماه و نیم گذشته تعداد زیادی از دانشجویان در شهرها و دانشگاههای مختلف به خاطر برگزاری یا شرکت در مراسم 16 آذر دستگیر شده و در زندان نگهداری می شوند. در این مدت به خانواده های این دانشجویان اجازه ملاقات با فرزندانشان داده نشده و تنها تماسهای کوتاه تلفنی انجام شده است. این خانواده ها که تحت فشارهای روحی و نگرانی شدید به سر می برند٬ بارها به دستگیری فرزندان خود اعتراض کرده و خواهان آزادی دانشجویان زندانی شده اند
علیرغم تلاشهای بسیاری که برای آزادی این دانشجویان صورت گرفته تا کنون همچنان تعداد زیاد ی از این عزیزان در زندان به سر میبرند و حتی هنوز به تعدادی از این دانشجویان اجازه مکالمه تلفنی هم داده نشده است
ضمن همدردی با خانواده های این عزیزان به احترام فرزندان آزادی خواه و عدالت طلب ایران که تعدادی از آن ها وبلاگ نویس نیز هستند، ما جمعی از وبلاگ نویس ها تصمیم گرفته ایم که نام وبلاگهای خود را در این روز به "۱۰ بهمن ٬ روز حمایت وبلاگ نویس هاي ايراني از آزادی دانشجویان دربند" تغییر دهیم
به اميد آزادي تمامي یارانمان

 

+ نوشته شده توسط بابک Babak.H در 2008/1/17 و ساعت |

زمستان و ’تبرج‘

نماد تبرج - این گونه چکمه‌های زمستانی «امنیت اجتماعی» را به خطر می‌افکنند.
 
 واژه‌ای تازه به واژگان حکومتی اضافه شده است: "تـَبـَرُّّج". در لغت‌نامه‌ها آن
 
را چنین معنا کرده‌اند: "خویشتن برآراستن"، "نشان دادن زینت خود به
 
دیگران". تبرج، یکی از مصداق‌های بدحجابی است و یک مصداق تبرج چکمه
 
زمستانی است.

صحنه‌ای در ونک، ماجرایی هرروزه

 

مردم سردشان است. گاز ندارند، نان سخت پیدا می‌شود. گرانی و مشکلات

دیگر هم که سرجایشان مانده‌اند. در این بل‌بشو یکی از دغدغه های ماموران

دولت این شده که کنترل کنند آیا شلوار خانمها روی چکمه شان است تا توی

آن! بحث داغ "تبرج" درگرفته، این واژه نیز به لیست طولانی مفاسدی که

مخل امنیت اجتماعی هستند اضافه شده و خانمهایی که متهم به این جرم

جدید می‌شوند، با گشت های خیابانی سروکار پیدا می‌کنند.

 

خانمی در تماس تلفنی با دویچه وله می‌گوید:

 

«دیروزکه داشتم از میدان ونک رد می‌شدم، دیدم توی آن سرما وتوی آن برف

وحشتناک که مردم اصلا همه بدون وسیله کنار خیابان ایستاده بودند،

چهارگوشه‌ی میدان گشت‌های ارشاد بود و اتفاقا من داشتم با خودم فکر

می‌کردم که اگر این ماشین‌هایشان را برای حمل مردم از توی این سرما و

رهانیدن‌شان استفاده بکنند، چقدر بهتر است تا اینکه بایستند و به مردم تذکر

بدهند که چرا شلوارت توی چکمه‌ات است، چرا روسری عقب است، چرا

ناخن‌ات لاک دارد. الان ما کشورمان گاز ندارد، خانه‌ها  و ادارات را تعطیل

کرده‌اند بخاطر بی‌گازی، کار را تعطیل کرده‌اند، آنوقت بخاطر چهارتا روسری

عقب‌رفته و چندتا ناخن لاک‌زده مردم را آزار می‌دهند. واقعا این ها مسئله‌ی

زندگی ‌ماست؟»

 چنین چکمه‌هایی اوج تبرج اند!

 

مسئول طرح "ارتقای امنیت" کیست؟

 

سخنگوی دولت در پاسخ به اعتراضی این چنین می‌گوید خیر! ، اینها

مسئله‌ی اصلی نیستند  و تأکید میکند اعمالی که در این رابطه انجام

می‌گیرد ربطی به دولت و بویژه شخص احمدی نژاد ندارد.

 

اولین سؤالی که برای هر کس با شنیدن حرفهای غلامحسین الهام

سخنگوی دولت پیش می‌آید این است که اگر دولت پشت این طرح نیست،

پس طرح موسوم به ارتقای امنیت از طرف چه قوه ای حمایت می‌شود و

مسئولیت‌اش بر‌عهده کیست؟ این ماموران کدام دولت اند که زنها را به خاطر

پوشیدن چکمه بازخواست می‌کنند؟

 

ژست جدید دولت

 

روزنامه نگاری از تهران معتقد است ژست جدید دولت فقط به خاطر نزدیک

شدن انتخابات است:

«دولت آقای احمدی‌نژاد و سخنگوی آن فکر می‌کنند که با اعلام برائت از این

اتفاق‌هایی که افتاده و اینهمه سختگیری‌های بیهوده‌ای که به مردم شده،

جایگاهی برای خودشان درست بکنند که مردم باز به گروه آنها رای بدهند.

ولی آن چیزی که ما در سطح شهر می‌بینیم و بعنوان شهروند حداقل با آن

برخورد داریم، مردم از اینهمه فشاری که با طرح امنیت اجتماعی بهشان

آمده، اظهار نارضایتی می‌کنند و این را هم خودشان هشدار می‌دهند که

دولت هم در آستانه‌ی انتخابات دارد اعلام برائت می‌کند از این طرح.»

 چکمه‌های ارتشی - این چکمه‌ها نماد «امنیت اجتماعی» هستند:  چکمه‌های مقبول چکمه‌های ارتشی‌اند - این چکمه‌ها نماد «امنیت اجتماعی» هستند. زنان البته اگر چیزی شبیه آنها بپوشانند، باز ممکن است به تبرج متهم شوند.

 

تفکر دولت

 

با این حال تناقضی در این میان وجود دارد. اگر فرض را بر این بگذاریم که

دولت می‌خواهد با تبلیغ روی این که چندان هم موافق سختگیری به مردم

نیست برای اهداف انتخاباتی‌اش استفاده بکند، پس چرا این اقدامات همچنان

ادامه پیدا می‌کند؟ چه دستهایی پشت ادامه‌ی این طرحها هستند، طرحهایی

که علی‌رغم ایجاد نارضایتی‌ای و علی‌رغم اینکه دولت سعی می‌کند خودش

را از آن جدا بکند، ولی ادامه دارند؟ از نظرخبرنگار این تناقض را

باید در دولت آقای احمدی‌نژاد جست‌وجو کرد. او می‌گوید گذشته از ژست

تبلیغاتی دولت باید این را در نظر گرفت که:

 

"در واقع در ریشه‌ها و بدنه‌ی دولت آقای احمدی‌نژاد و خود ایشان درعمل

مخالفتی با اجرای چنین طرحهایی ندارند و شما در نظر بگیرید که یک خانم

باید در مورد کفشی که می‌خواهد انتخاب بکند و بپوشد به یک عده مامور

نیروی انتظامی که مسلح در سطح شهر می‌گردند توضیح بدهد. بنابراین این

نمی‌تواند به‌هیچ‌وجه نه آن مردم سالاری دینی باشد که حالا جمهوری

اسلامی صحبت‌اش را می‌کند، نه آن دموکراسی‌‌ای باشد که الگوهای غربی

صحبت‌اش را می‌کنند. این تفکر تفکر سردار رادان به تنهایی نیست، این تفکر

تفکر دولتی‌ هم هست که سردار رادان می‌شود مامور و رییس نیروی

انتظامی و پلیس‌اش."

 

سرما و تبرج

 

ولی سرما با "تبرج" زیاد جور درنمی‌آیند. در این روزهای یخ‌زده اگر قرار باشد

خانم‌ها چکمه نپوشند، چه باید بپوشند؟

 

«حقیقت‌اش را بخواهید این موضوع به یک جوک تبدیل شده و مردم با

اس.ام.اس و ایمیل و اینها شوخی می‌کنند و جوک می‌گویند در مورد این

حرفی که نیروی انتظامی زده است. ببینید، گفته‌اند که چکمه‌ی خانم‌ها که

حالا انواع هم مشخص کرده‌اند که اگر این چکمه‌ها بلند باشد و شلوار این

خانم‌ها داخل چکمه برود، این می‌شود تبرج. تبرج به معنای خودنمایی برای

مردها. دیدند که نه، این حرف خیلی خنده‌دار است. بعد از دو­ سه روز که حالا

یک عده را هم دستگیر کردند و تذکر دادند، خود سردار رادان آمد و اعلام کرد

نه، حالا تبرج نیست و اشکالی ندارد. اینجوری نیست که بشود گفت تبرج،

باشه، قبوله. ولی بازهم نباید خانم‌ها بپوشند، بخصوص اگر شلوارشان را

نیاورند روی این چکمه‌ها. یعنی شما ببینید، اصلا توضیحاتی که داده

می‌شود در چه حد مبتذل است.مملکتی که اینهمه مشکل دارد، اینهمه

دردسر دارد، در حال توسعه است، می‌خواهد

پیشرفت بکند، ما باید همه چیز را بگذاریم کنار و به این فکر کنیم که حالا

شلوارمان بیاید روی چکمه‌مان یا نیاید، که دستگیر بشویم یا نشویم!»

 

مزاحمت‌های واقعی و لزوم کار فرهنگی

 

چندی پیش در اینترنت نظرسنجی‌ای منتشر شد که توسط یک نهاد عمومی

با پرس‌وجو از هزار خانم انجام شده بود. در این نظرسنجی سؤال شده بود

که درجه‌ی مزاحمت و نوع مزاحمت‌ها چگونه است؟ در پاسخ های داده

شده به چهار مورد اصلی اشاره شده بود: انتشار تصاویر خصوصی افراد، تنه

زدن عمدی به خانم‌ها، متلک گفتن به آنها، ویراژ دادن جلویشان و حرکتهای

نمایشی موتورسواران و تعقیب زنان توسط مردها در اماکن خلوت. از زمانی

که طرح امنیت اجتماعی شروع شده، آیا این مزاحمت‌ها برای خانم‌ها کمتر

شده؟؟؟

«برای رفع مزاحمت‌هایی که برای خانم‌ها وجود دارد که خیلی هم شدید

است و انواع و اقسام هم دارد در واقع، ما نمی‌توانیم هیچ طرح ضربتی اجرا

بکنیم. ببینید، اینها در واقع کارهای فرهنگی در لایه‌های عمیق جامعه باید

انجام بشود و در طول یک زمان طولانی. نه اینکه ما چهارتا طرح اجرا کنیم،

بعد فکر کنیم که امنیت جامعه را تضمین کرده‌ایم. حالا اگر ما بخواهیم

خوشبینانه نگاه بکنیم، سردار رادان و همفکرانشان در نیروی انتظامی هم

واقعا قصدشان برقراری امنیت اجتماعی هست، منتها وسیله‌شان برای

رسیدن به آن هدف یکمقدار وسیله‌ی دمده است، چون که ما نمی‌توانیم با

زور و نمی‌دانم با ریختن پلیس توی خیابان، از مردم بخواهیم که نظم و قانون

را رعایت بکنند.»

 

مزاحمت‌ها کمتر نشده‌اند

 

خبر نگار ما به عنوان زن، زنی که مدام در سطح شهر رفت

و آمد دارد، تقلیلی در مزاحمت‌های خیابانی ندیده است:

 

«من اتفاقا فکر می‌کنم که مزاحمت‌های خیابانی در کشور ما که بهرحال

خانم‌هایش حداقل حجاب دارند، چرا اینقدر زیاد است نسبت به کشورهای

 اروپایی که خانم‌هایشان حجاب ندارند. وقتی شدت این مزاحمت ها را در

ایران آدم بررسی می‌کنیم، احساس می‌کنیم که اتفاقا شاید آنهمه

محدودیتی که برما اعمال می‌کنند درجامعه‌مان تاثیرمعکوس می‌گذارد.»

 

نظرات متفاوت

 

البته نظرات درباره طرح امنیت اجتماعی متفاوت است. خانمی می‌گوید که

خود معتقد به حجاب اسلامی نیست ولی:

 

«بهرحال این مملکت اسلامی‌ست و به نظر من کسی که توی این مملکت

دارد زندگی می‌کند، باید تابع آنجا باشد. نمی‌شود روسری سرمان نکنیم،

نمی‌شود مانتو نپوشیم. اینجا قانونش همین است.»

 

آقایی که به حرفهای این خانم گوش می‌دهد می‌پرسد قانون کجای این

مملکت اجرا می‌شود که در این مورد اینقدر سخت بگیرند. او می‌گوید:

«البته یک کسانی هویت فرهنگی خودشان را می‌خواهند به کرسی

بنشانند. ولی به نظر من این جمع، جمع خیلی وسیعی نیست. یعنی حتا در

میان مقامات و کسانی که نفوذ دارند توی این مملکت، همه طرفدار این

سیستم نیستند. یعنی انکار این قضیه این است که: یک عده‌ای هستند که

قبول ندارند دیگر و نمی‌خواهند اینجوری باشد.»

+ نوشته شده توسط بابک Babak.H در 2008/1/14 و ساعت |

 

استاد احمد عاشور پور درگذشت

 

 

 

         خبر درگذشت خواننده‌ی اسطوره‌ای دهه‌های سی و چهل خورشیدی كه آوازهای جاودانه‌ای چون جمعه بازار، خروسخوان، گیلانجان‌، آی لیلی، جان مریم و ... از او به یادگار مانده است، جامعه‌ی هنری كشور را سوگوار كرد.

         عاشور پور ترانه‌سرا و خواننده‌ای آرمان‌گرا و انقلابی بود و آثار او به رغم نیم قرن سانسور و محدودیت پخش از رسانه‌های سراسری به میان مردم رفت و در دل و جان آن‌ها نفوذ كرد .

         عاشور پور، از پیشگامان موسیقی پاپ در ایران بود و اغلب كارهای‌اش به زبان گیلكی و برگرفته از زندگی و رنج‌ها و شادی های مردم بود، وی به رغم كهولت سن روحیه‌ای جوان و پر شور داشت و در چند سال اخیر به در خواست دوستداران‌اش چند كنسرت برگزار كرد كه با استقبال بی‌نظیری روبه‌رو شد.

        پیكر عاشور پور صبح روز دوشنبه ٢٤ دی ماه ساعت ١٠ صبح در محل تالار وحدت تشییع و طبق وصیت خود او به زادگاه‌اش در بندر انزلی منتقل خواهد شد.

آزادی نو ضمن دعوت از خوانندگا‌ن‌اش برای شركت در این مراسم این ضایعه را به جامعه‌ی هنری ایران مخصوصاً مردم گیلان و خانواده‌ی محترم عاشور پور تسلیت می‌گوید.

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط بابک Babak.H در 2008/1/14 و ساعت |

 

به مناسبت سالروز درگذشت امیر کبیر

میرزا تقی خان امیرکبیر

شرایط تاریخی و سیاسی جامعه ما و با توجه به سنتها و همه ویژگیهای فرهنگی آنچنان وضعیتی را همواره فراهم می کرد که که اگر افراد شایسته ای هم جذب کانونهای قدرت می شد زمان درازی نمی توانست موقعیت خود را حفظ کند چرا که همواره آدمهای فاسد و گزافه گوی و کاسه لیس و ریاکار خیلی سریع تر و بیشتر به سمت قدرت جذب می شوند و به تدریج اگر حاکمیت هم خوب باشد آنرا فاسد می کنند که در این زمینه حکومت پادشاهی دوران امیر کبیر از این قضیه مستثنی نمی باشد و در این راستا در پایان  تاب تحمل نخبه هائی نظیر امیر کبیر را نداشتند و همواره تلاش می کردند تا جایگاه وی را متزلزل کنند و آنرا از نظر پادشاه بیندازند که در نهایت در مسیر نخبه کشی های تاریخ ایران ، امیر کبیر نیز قربانی گشت زیرا نه پادشاه و نه دربار و نه ملت به آن درجه از درک و فهم اجتماعی نرسیده بودند و لذا فضای سیاسی از هر لحاظ برای تلف شدن این بزرگ مرد فراهم بود .

+ نوشته شده توسط بابک Babak.H در 2008/1/12 و ساعت |

            در خواست حذف حکم سنگسار

 

دفتر سازمان عفو بین‌الملل در برلین، روز جمعه یازدهم ژانویه با انتشار

بیانیه‌ای از جمهوری ایران خواست حکم سنگسار به عنوان یکی از بدترین

شکل‌های اعدام، را از قوانین قضایی خود حذف کند.

دفتر سازمان عفو بین‌الملل در برلین روز جمعه یازدهم ژانویه با انتشار بیانیه‌ای از

 

جمهوری ایران خواست حکم سنگسار به عنوان یکی از بدترین شکل‌های اعدام، را از

 

قوانین قضایی خود حذف کند.

 

لوگوی ’عفو بین‌الملل‘

 

در بیانیه آمده است که دستگاه قضایی جمهوری اسلامی ایران بیش از پنج سال

 

پیش به سازمان عفو بین‌الملل اطمینان داده بود که این قانون در ایران اجرا نمی‌شود.

 

در حالی که  ظرف این مدت موارد متعددی از اجرای حکم سنگسار در ایران، به این

 

سازمان گزارش شده است.

 

 

در ادامه آمده است: حکم سنگسار برای " زنا" حالی در ایران اجرا می‌شود که در ب

 

سیاری از کشورهای دنیا، اصلا جرم شناخته نمی‌شود. در بسیاری از کشورهای

 

مسلمان نیز با آن به گونه دیگری برخورد می‌شود. بیشتر کسانی که با این حکم ا

 

اعدام شده‌اند زن بوده‌اند. ایران کشوری است که ارزش شهادت زن در دادگاه به

 

اندازه نیمی از شهادت مرد اعتبار دارد.

 

سازمان عفو بین‌الملل تعهد ایران برای عدم اجرای این قانون راکافی نمی‌داند و

 

خواستار حذف این قانون و قانون "مجازات رابطه جنسی نامشروع " از سیستم

 

قضایی است.

+ نوشته شده توسط بابک Babak.H در 2008/1/12 و ساعت |

آخرين رمان «ماركز» توقيف شد

 ناشر آخرين رمان «گابريل گارسيا ماركز» با نام «خاطره دلبركان غمگين من» از توقيف آن خبر داد

به گزارش خبرگزاري فارس، چاپ اول رمان «خاطره دلبركان غمگين من» با ترجمه «كاوه ميرعباسي» سه هفته پيش از سوي انتشارات نيلوفر منتشر شده بود.
در اين رمان 124 صفحه‌اي كه ماركز آن را در سال 2004 نوشته، داستان روزنامه‌نگاري روايت مي‌شود كه در نود سالگي خود دلبسته دختري 14 ساله مي‌شود و طي آن خاطره روابط نامشروع خود را با فاحشه‌ها مرور مي‌كند.
به گفته ناشر چاپ اول اين كتاب تمام شده و مجوز چاپ دوم آن صادر نخواهد شد.
يك مقام وزارت ارشاد ديروز در پاسخ به اظهار تأسف برخي از بازديدكنندگان نمايشگاه مطبوعات و خبرگزاري ها به خاطر انتشار اين كتاب غير اخلاقي، با بيان اينكه انتشار اين كتاب بر اثر غفلت بوده است،‌ گفت: فردي كه عامل اين غفلت بوده از كار بركنار شده است.

 وي با بيان اينكه در ميان 50 هزار كتابي كه سالانه منتشر مي‌شود، ممكن است از اين اتفاقات نيز رخ بدهد، خاطرنشان ساخت: سعي داريم همين احتمالات را نيز برطرف كنيم، چرا كه نمي‌شود اين اقدامات را توجيه كرد.
وي در پايان با بيان اينكه اين كتاب حتماً قبيح بوده است، تصريح كرد: ناشري كه اين كتاب را با علم بر محتويات آن عرضه كرده است نيز بايد پاسخگو باشد.

 

+ نوشته شده توسط بابک Babak.H در 2008/1/5 و ساعت |

ایران در گزارش سالانه ’ گزارشگران بدون مرز‘

 

’گزارشگران بدون مرز‘

گزارش سالانه سازمان "گزارشگران بدون مرز" با عنوان "بیلان آزادی مطبوعات در سال ۲۰۰۷" منتشر شد. ایران در این گزارش همچنان جزو کشورهایی است که منفی‌ترین بیلان را از نظر آزادی بیان و شیوه‌ی برخورد با خبرنگاران دارند. مصاحبه‌ای به انگیزه‌ی انتشار این گزارش با رضا معینی، سخنگوی بخش ایران سازمان گزارشگران بدون مرز

دویچه‌وله: آمار اخیر سازمان شما، ایران را در بین ۱۶۹ کشور در رده‌ی ۱۶۶ قرار داده است. آن سه کشور دیگر که وضعیت‌شان از ایران بدتر است کدامها هستند؟

رضا معینی

رضا معینی: بزرگترین زندان دنیا برای روزنامه‌نگاران، در درجه اول کشور چین است و سپس کوبا. در چین بیش از ۵۰ روزنامه‌نگار معترض در زندان هستند. در کوبا در همین سال گذشته ۲۴ روزنامه‌نگار دستگیر شدند. ایران در سال گذشته با ۵۴ دستگیری و زندانی سومین زندان بزرگ روزنامه‌نگاران در جهان و بویژه بزرگترین زندان روزنامه‌نگاران در خاورمیانه بوده است.

 

چه وجوه مشترکی بین این سه کشور در نحوه فشار بر روزنامه نگاران هست؟  

 نخست می‌شود گفت که نوع سانسور مشترک، یعنی عدم اطلاع‌رسانی، مهمترین معضل این دولتهاست. این دولتها در اطلاع‌رسانی آزاد و انجام وظیفه‌ی روزنامه‌نگاران، موانعی ایجاد می‌کنند. دومین مشکل مشترک این است که حتا این کشورها به قوانین خاص خودشان هم بی‌اعتنا هستند و سومین، بی‌حقوقی و عملا عدم دادرسی در روابط مطبوعاتی در این کشورهاست.

 در خود ایران اگر مقایسه‌ای بشود بین سال ۲۰۰۶ و ۲۰۰۷، چه بیلانی می‌شود ارائه کرد؟

در سال ۲۰۰۶ عملا تعداد روزنامه‌نگاران زندانی کمتر بود. با اینکه این تعداد روزنامه‌نگاران تهدید و فشارهایی را متحمل می‌شدند، احضارها در هاله‌ای از پنهانکاری بود. احضار می‌کردند، تهدید می‌کردند. در سال ۲۰۰۷ عملا این سیاست به سیاست دستگیری وسیع ارتقاء پیدا کرده و این عملا تشدید سانسور را در پی داشته است. تشدید سانسور با تعداد بیشتری از روزنامه‌های تعطیل‌ شده، شاخص سال ۲۰۰۷ است. بیش از ۲۴ روزنامه را ما آمار داریم، اما این تعداد عملا با توجه  ندادن مجوز به تعداد زیادی از روزنامه ها، خیلی بیشتر است.

الان ما می‌بینیم روزنامه‌هایی را که می‌بندند، بعد ازچندی کادر تحریریه‌ی آن تقریبا به تمامی در یک روزنامه با نام دیگری‌، منتها با همان محتوا، شروع به کار می‌کنند. آیا چنین سیاستی توانسته فشارهای مطبوعاتی را دور بزند؟

 

عملا نه! چون امکان دادن مجوز نیست. الان ما با معضلی در ایران روبرو هستیم که  فشار هم از طریق نیروهای دولتی می‌آید و هم  از برخی روزنامه‌ها و مدیران مسئول!  در سال گذشته ما شاهد بودیم که تعدادی از روزنامه‌نگاران از روزنامه‌های به‌اصطلاح اصلاح‌طلب و روزنامه‌های غیردولتی اخراج شدند یا زمینه‌های اخراجشان به شکل محترمانه‌ای فراهم آمد. به شکل دیگرامکان اینکه از سال ۷۹ به بعد، با تعطیل‌کردن روزنامه‌ها، روزنامه‌ی دیگر بوجود می‌آمد، عملا با عدم صدور مجوز برای دیگر روزنامه‌ها منتفی شده است. ضمن اینکه امروز درصد بیکاری در میان روزنامه‌نگاران ایرانی بسیار بیشتر است.

 آیا آماری هست که روزنامه‌نگاران خارج از مرکز، آنهایی که متعلق به اقلیت‌های قومی‌ هستند و با زبانهای دیگری کار می‌کنند، فشار بیشتری تحمل می‌کنند؟

بله! ما در همین گزارش اخیر خود یادآور شده‌ایم که یکی از مشخصه‌های  سال ۲۰۰۷ برای  روزنامه نگاران، همین گسترش سرکوب در شهرستانهاست. در آذربایجان، کردستان و در خوزستان، تعداد روزنامه‌نگاران دستگیر شده و روزنامه‌های توقیف شده بالا رفته‌است. آخرین روزنامه‌ای  که در آمار ما قرار نگرفته، چون همزمان با آغاز سال نو میلادی بود، روزنامه‌ی «کرفتو»  چاپ  سنندج است که این روزنامه بدون هیچ دلیل قانونی و خارج از آنچه با عنوان عمومی، عرف مطبوعاتی خوانده می‌شود،  لغو امتیاز شد.

ما شاهدیم که اتهام‌های روزنامه‌نگاران آذری یا کرد، خیلی سنگین‌تر و جدی‌تر از کسانی است که در مرکز هستند. اینها حتا با خطر اعدام هم مواجه می‌شوند. در این زمینه «سازمان گزارشگران بدون مرز» دقت و پیگیری ویژه‌ای دارد؟

ما در رابطه با مسئله‌ی آقای عدنان حسن‌پور نگرانیم و تاکید داریم که آقای عدنان حسن‌پور روزنامه‌نگارند. آنچه مشخص است نوع نگاه امنیتی و پرونده‌سازی امنیتی جمهوری اسلامی برای روزنامه‌نگاران است. طی سالهای گذشته اتهامات سنگینی مثل جاسوسی، همکاری با بیگانگان که این گونه اتهامات در هیچ دادگاهی علیه روزنامه‌نگاران اثبات نشده است. حتا اگر روزنامه‌نگاری را هم تحت فشار و شکنجه مجبور به اعتراف و پذیرش اتهامات خود حکومت کردند، در نهایت در دادگاه این اتهامات اثبات نشده‌اند. به همین خاطر ما همواره تاکید می‌کنیم که فعالیت‌های مطبوعاتی را باید مشخص کرد. در ایران ما عملا «جرم امنیتی»، نداریم. هر دادستان، هر نیروی انتظامی به خودش اجازه می‌دهد که به روزنامه‌نگاران کشور هر گونه اتهامی را بزند و در این رابطه هم هیچ مسئولیتی نیست. اگر این روزنامه‌نگاران، زمانی در یک دادگاه عادلانه و زمانی که بتوان گفت که قوه قضاییه ایران مستقل است شکایت کنند، حتما و بدون شک موفق خواهند شد و دیگران و طرف مقابلشان را محکوم خواهند کرد.

 

+ نوشته شده توسط بابک Babak.H در 2008/1/4 و ساعت |

درگيری مردم با لباس شخصی‌ها در شيراز و حمله به دفتر يک روزنامه، نوروز

نوروز: نيروهای لباس شخصی و بسيجی دوشنبه‌شب با حمله به دفتر يک روزنامه اصلاح ‌طلب در شيراز ضمن برهم ريختن تجهيزات و امکانات روزنامه، يکی از روزنامه‌نگاران را مجروح کردند.

به گزارش خبرنگار نوروز از شيراز، ماجرا زمانی اتفاق افتاد که در جريان ادامه طرح موسوم به «امنيت اجتماعی» در خيابان عفيف‌آباد (از مناطق شمال شهر شيراز)، تجمع گسترده‌ای از مردم معترض شکل گرفت که با ماموران و لباس شخصی‌ها درگير شدند. در اين حال، اعضای تحريريه و همکاران روزنامه «تحليل روز» که پنجره دفتر آنها مشرف به محل درگيری‌ها بود، از بالا ماجرا را تماشا می‌کردند.

اين گزارش حاکی است نيروهای لباس شخصی پس از مطلع شدن از اين مساله و با اين گمان که روزنامه‌نگاران از درگيری‌ها عکس‌برداری کرده‌اند، به دفتر روزنامه «تحليل روز» هجوم بردند؛ اين درحالی بود که به گفته اعضای تحريريه، در آن زمان عکاسان روزنامه در محل کار خود حاضر نبوده‌اند.

به هرحال و در پی يورش نيروهای لباس شخصی و در حالی که اغلب پرسنل حاضر در دفتر روزنامه خانم‌ها بودند، چهار نفر از آقايان به نام‌های محمد حسن شلتوک‌کار، هاشم حکمه، فرهاد فروهی و محمد جواد شلتوک‌کار به مقابله با لباس‌ شخصی‌ها می‌پردازند که در جريان درگيری‌ها محمد حسن شلتوک‌کار از ناحيه گونه مجروح و بلافاصله به بيمارستان منتقل می‌شود و پزشکی قانونی هم گزارش لازم را تهيه می‌کند.

در پی اين حادثه، شکايتی تنظيم و توسط اطلاعات نيروی انتظامی نيز مراتب تاييد و امضا شد، اما نيروهای بسيج حاضر به امضای صورت جلسه نشدند. اين صورت جلسه برای پيگيری‌های بعدی به وزارت کشور ارجاع شده است.

 

+ نوشته شده توسط بابک Babak.H در 2008/1/3 و ساعت |

حضور غيرمنتظره پلیس تهران در نمايشگاه موسيقي

عبدالحسين مختاباد دبير اولين نمايشگاه موسيقي و آثار شنيداري اعلام کرد: عصر ديروز چند ماشين نيروي انتظامي با ده- پانزده نفر سرنشين وارد نمايشگاهي شدند كه توسط يك ارگان رسمي و با حضور هنرمندان سرشناس، اعضاي كميسيون فرهنگي مجلس و معاون هنري وزير ارشاد افتتاح شده است. اين افراد كه در بين آنها زنان گشت ارشاد نيز به چشم مي‌خورد تمامي نمايشگاه را بازديد و تا ساعت‌ها جلوي در ورودی نمايشگاه ايستادند.

به گزارش فارس، مختاباد گفته است: اگر نيروي انتظامي و گشت ارشاد مي‌خواهد سركشي کند، بهتر مي‌توانند وارد عمل شوند و اگر موردي نيز بوده پيش ما كه مسئول هستيم بيايند تا ما نيز اگر لازم است تذكري به گيشه‌ها و غرفه‌ها بدهيم، اما اين طور رفتار‌ها به ما و اهالي هنر كه همگي در اين نمايشگاه جمع شده‌اند، برمي‌خورد.

دبير نمايشگاه موسيقي ادامه داد: من صاحبخانه نمايشگاه هستم اگر موردي از ديد نيروي انتظامي بود، ابتدا بايد به دفتر مسئول مي‌آمدند نه اين‌كه به آن شكل وارد مجموعه شوند.

 

+ نوشته شده توسط بابک Babak.H در 2008/1/3 و ساعت |

مریم حسین خواه و جلوه جواهری آزاد می شوند

 

برخی از فعالان کمپین یک میلیون امضاء با تماس با مرکز خبری سلام دمکرات گزارش دادند که در پی تقلیل قرار وثیقه مریم حسین خواه و جلوه جواهری خانواده های ایشان توانستند با تأمین قرار شرایط آزادی ایشان را از بند زنان اوین مهیا سازند.طبق گزارش این منابع، خانواده های این دو فعال جنبش زنان با تأمین قرار، موفق به گرفتن نامه ی آزادی ایشان از دادسرای انقلاب گشته و با تسلیم آن به اداره اجرای احکام زندان اوین آخرین مرحله ترخیص ایشان را طی کنند. مسئولان اجرای احکام اوین به خانواده های ایشان اعلام داشتند که مریم حسین خواه و جلوه جواهری در حدود ساعت 6 بعد از ظهر امروز، چهارشنبه 13 دی ماه 1386، آزاد خواهند شد و خانواده ها می توانند برای استقبال از ایشان به درب اصلی زندان اوین مراجعه کنند.گفته می شود تعدادی از فعالان جنبش زنان نیز همراه با خانواده های ایشان به استقبال این عزیزان خواهند شتافت.

+ نوشته شده توسط بابک Babak.H در 2008/1/3 و ساعت |
            اعتصاب غذا در اصفهان به روایت تصویر




 

+ نوشته شده توسط بابک Babak.H در 2008/1/2 و ساعت |

کمک به زنان زندانی: نمایشگاه نقاشی و گسترش کتابخانه

از نقاشی‌های جلوه جواهری 
جلوه جواهری و مریم حسین‌خواه، دو فعال حقوق زنان در بند، برای بهبود وضعیت زنان عادی زندانی در اوین تلاش می‌کنند. نمایشگاهی از آثار نقاشی جلوه جواهری، که از روز ۱۱ آذر در زندان اوین به سر می‌برد، در تهران برگزار شد.

هدف از برگزاری این نمایشگاه کمک به زنانی بود که در بند عمومی زندان اوین به سر می‌برند. مریم حسین خواه نیز کتابخانه زندان را گسترش می‌دهد.

 

 

جلوه جواهری

 

جلوه جواهری و مریم حسین خواه، از فعالان کمپین یک میلیون امضا برای تغییر قوانین تبعیض آمیز علیه زنان، بخاطر نوشته‌های‌‌ انتقادآمیزشان در باره قوانین زن‌ستیز در زندان اوین حبس‌اند. مریم حسین خواه را شش هفته پیش و جلوه جواهری را چهار هفته پیش بازداشت کردند.

 

اما دیدن زنان زندانی بند عمومی اوین و آشنایی با سرنوشتهای آنان، این دو فعال حقوق زن را برانگیخته تا برای بهبود وضع این زنان تلاش کنند. مریم حسین‌خواه کتابخانه بند عمومی را گسترش می‌دهد و جلوه جواهری در فکر آموزش نقاشی به زنان زندانی است.

 

جلوه جواهری از جمله با زنانی در زندان آشنا شده است که بخاطر ناتوانی در پرداخت قرضهای خود زندانی شده‌اند. برای نمونه زنی سالخورده که عاجز از پرداخت یک میلیون و پانصد هزار تومان بوده است. خانم جواهری با کمک یکی از افراد خیر خارج از زندان به این پیرزن کمک مالی کرد تا از زندان آزاد شود. پس از ان جلوه جواهری به فکر برگزاری نمایشگاهی از نقاشیهای خود افتاد تا به زنان زندانی کمک کند

 

شکل گرفتن ایده

 

کاوه مظفری در مورد شکل گرفتن این ایده توضیح می‌دهد: “اول که جلوه توانسته بود به خانمی مسن کمک بکند در زندان، فکر شد برای اینکه چطوری می‌شود این کمک کردن از سطح خرد و فردی و جزیی خارج شود و یک نهاد پیدا کند و بتواند تداوم داشته باشد. جلوه خودش به ذهنش رسیده بود که می‌تواند در زندان کلاس نقاشی برگزار کند و نقاشی خود زندانیان را بفروشد، اما بعدا کم کم این ایده عوض شد و خودش پیشنهاد داد که تا قبل از اینکه آن اتفاق بیافتد، تعدادی از نقاشیهای خودش در قالب نمایشگاهی به فروش برسد و عایدی‌اش کمکی بشود به برخی زندانیانی که به دلیل مشکل مالی در زندان هستند.“

 

جلوه جواهری از سال ۱۳۷۵ به یادگیری نقاشی پرداخته و از سال ۱۳۷۷ در نمایشگاههای نقاشی جمعی در تهران شرکت کرده است. در آثار او که با پاستل و رنگ و روغن هستند، مسئله زنان و از جمله موضوعهایی چون سنگسار بازتاب یافته است.

 

نمایشگاه نقاشی در گالری‌ای در تهران برگزار شد. ۱۴ تابلوی نقاشی از جلوه جواهری به همراه حدود ۱۶ تابلو از چند نقاش زن و مرد دیگر برای فروش عرضه شدند. به گفته کاوه مظفری این نمایشگاه با استقبال خوبی روبرو شد. در عرض ۴ ساعت حدود ۵۰۰ نفر از نمایشگاه دیدن کردند، با وجود آنکه تبلیغ زیادی برای آن انجام نگرفته بود. ۴ تابلو فروش رفتند.

 

استقبال از نمایشگاه

 

استقبال از نمایشگاه چشمگیر بوده است

از را امجدیان از دوستان قدیم جلوه جواهری در باره علت استقبال از این نمایشگاه می‌گوید: “من فکر می‌کنم که یک بخش‌اش به خاطر این است که ایده نمایشگاه از داخل زندان آمد و آن هم از طرف کسی که سالهاست دارد برای حقوق زنان فعالیت می‌کند، برای حقوق برابر. حال به شکلهای مختلف که آخرین آن کمپین یک میلیون امضاست. فکر می‌کنم که اشتقبالش به این خاطر بود که تصویری جالب از فعالان زن توانست ایجاد بکند و آن اینکه چه زندان باشند و چه بیریون زندان دست از فعالیتشان برنمی‌دارند. جلوه جزو کسانی است که من سالهاست با او دوست هستم، چه موقعی که بیرون بود و چه از وقتی که رفت زندان مدام به فکر این بود که چکار بکند. فقط به فکر خودش نبود. ما به او می‌گفتیم که ما داریم این کارها را می‌کنیم. می‌گفت که خوب، من این ور چکار کنم. و همه اینها فکر می‌کنم که تاثیر می‌گذارد در نگاه آدمهایی که می‌آیند در نمایشگاه.“

 

استقبال از نمایشگاه موجب شده است  که دوستان جلوه جواهری در فکر برپایی نمایشگاهی دیگر در طول ماه دی باشند.

 

اما جلوه جواهری و مریم حسین خواه در حال حاضر مجبورند که هنوز در زندان بمانند. البته به گفته کاوه مظفری، همسر خانم جواهری، مسئولان بند عمومی زندان رفتار مناسبی با همسرش و نیز با خانم مریم حسین‌خواه داشته‌اند. به همت این دو فعال حقوق زنان و دوستان آنان در خارج از زندان کتابخانه زندان زنان طی روزهای اخیر کتابهای جدیدی دریافت کرده است. “مسئولین زندان خوشبختانه خیلی خوب برخورد می‌کنند، برخلاف دادگاه، هم بخش فرهنگی‌شان خوب کار می‌کند، هم بخش مددکاری‌شان خیلی کمک می‌کنند، برخلاف دادگاه انقلاب که اصلا جواب نمی‌دهند و محیط خیلی نامناسبی است.“

 

هنوز دادستانی برای آزاد کردن دو فعال حقوق زن روی وثیقه پافشاری می‌کند، و خانواده‌ها نیز قادر به تهیه وثیقه نبوده‌اند. برای مریم حسین خواه ۱۰۰ میلیون تومان و برای جلوه جواهری پنجاه میلیون تومان تعیین کرده‌اند.

 

کاری نمادین

 

خانم گوهر بیات، مادر جلوه جواهری بخاطر اعتقاد مذهبی خود و با آرزوی آزادی دخترش و دیگر زندانیانی که به گفته او به ناحق در زندان‌اند، چند روز پیش آش نذری پخته بود. گوهر بیات در این باره می‌گوید: “والله ما هر چه به دادگاه و مراجع مربوطه مراجعه کردیم، اوین و دادستانی، نتیجه‌ای نداد. من روی ایمانم متوسل شدم به فاطمه زهرا، گفتم یک آش بپزم، بلکه ائمه اطهار جواب مرا بدهند که مشکل این بچه‌ها رفع شود. یعنی برای هردویشان، هم برای جلوه، هم برای مریم حسین‌خواه، یعنی کلا برای زندانیان بی‌گناه، زنان بی‌گناه.“

 

کاوه مظفری، همسر جلوه جواهری از این کار به عنوان کاری نمادین نام می‌برد، که با استفاده از وسیله،ای سنتی هدفی تازه را دنبال می‌کند: “این یک کار نمادین است برای اینکه از طریق این نمادها به زبان و طریق دیگری آن حرف اصلی این جنبش زده شود، که آزادی این بچه‌ها و تغییر قوانین است.“

 

+ نوشته شده توسط بابک Babak.H در 2008/1/2 و ساعت |

شيرين عبادی: جمهوری اسلامی از آمريکا رودست خورده است،

"وقتی گفته می شود پس از توافق با ايران در باره عراق ميزان درگيری و شورش ها کاهش يافته يک روی ديگر آن به اين مفهوم است که تا به حال ايران در اين اقدامات خرابکارنه نقش ايفا کرده است"

 

" برخلاف تصور بسياری از فعالان سياسی من بر اين باورم که جمهوری اسلامی ايران از رفتار اخير آمريکا رو دست خورده است " اين نخستين جمله ای بود که شيرين عبادی در جلسه ماهانه روزنامه نگاران اصلاح طلب و بر خلاف سخنان محسين امين زاده ، يکی از معاونان وزارت خارجه دولت خاتمی ، مطرح کرد.
چهارشنبه شب نخستين هفته دی ماه حدود
۶۰
روزنامه نگار و فعال اجتماعی و تعدادی از فعالان جنبش زنان و حقوق بشر در زير زمين جبهه مشارکت گرد آمده بودند تا برخی از پرسش های خود را با مهمان ماه اين جلسه که شيرين عبادی بود در ميان بگذارند.
اين جلسات از پس ار انتخابات رياست جمهوری گذشته در نخستين چهارشنبه هر ماه در محل يکی از روزنامه های اصلاح طلب بر گزار می شود . اما مدتها است ، که ديگر روزنامه ای برای برگزاری اين جلسات وجود ندارد و به ناچار زير زمين جبهه مشارکت محل برگزاری اين جلسات شده است . بهانه آن هم ميزبانی هفته نامه مشارکت است.
در ابتدای جلسه محسن امين زاده که رياست جلسه را به عهده داشت در باره شرايط جديد پرونده هسته ای ايران و تحويل دادن سوخت هسته ای نيروگاه بوشهر توسط روسيه ، توضيح داد " شرايط جديد در پرونده هسته ای ايران يک فرصت در اختيار ايران قرار داده و دولت بايد از اين فرصت استفاده لازم را ببرد."
او در تشريح اين فرصت ادامه داد:"روسيه به دليل گسترش سپر دفاع موشکی آمريکا در اروپای شرقی روابط خود را با ايران گسترش داده است . سفر پوتين به تهران و فرستادن سوخت هسته ای را بايد در همين جهت ارزيابی کرد و هشداری است به آمريکا که اگر بر رفتار خود در باره استقرار سپر دفاع موشکی در اروپای شرقی ادامه دهد ممکن است در باره پرونده هسته ای ايران اتفاقاتی بيفتد . هر چنذ روسيه در نهايت در چهارچوب سياستهای خودش اقدام خواهد کرد"
اما شيرين عبادی بر خلاف محسن امين زاده معاون وزير خارجه دولت خاتمی نظر ديگری داشت: "ايران رو دست خورده است . چرا که به دليل استقبال از گزارش
۱۶ نهاد امنيتی و اطلاعاتی آمريکا جمهوری اسلامی پذيرفته تا سال ۲۰۰۳
به دنبال سلاح هسته ای بوده و در عين حال در عراق هم دخالت هايی داشته است ."
عبادی ادامه داد: " وقتی گفته می شود پس از توافق با ايران در باره عراق ميزان درگيری و شورش ها کاهش يافته يک روی ديگر آن به اين مفهوم است که تا به حال ايران در اين اقدامات خرابکارنه نقش ايفا کرده است "

 

کيهان مونتاژ کار خوبی نيست


در ادامه شيرين عبادی برنده جايزه صلح نوبل به توضيح مواضع خود در باره تحريم اقتصادی و سياسی ايران پرداخت . مواضعی که در چند روز گذشته مورد تمسخر و به قول خودش وارونه نشان دادن آن در تلويزيون جمهوری اسلامی و روزنامه کيهان شده است :" من همواره گفته ام که جنگ بدترين حادثه برای ايران است و تحريم اقتصادی هم به زيان مردم است ."
عبادی ادامه داد:" کسی حق ندارد مردم ايران را تنبيه کند. تحريم اقتصادی يعنی تنبيه کردن مردم ايران . ما با تحريم مخالفيم اما اگر شورای امنيت می خواهد ايران را وادار به پذيرش حقوق بين الملل کند ، چاره آن در تحريم سياسی است و نه اقتصادی ."
او در توضيح تحريم سياسی مورد نظر خود گفت :" کشورهای اروپايی و آمريکايی و شورای امنيت می توانند سطح روابط سياسی خود را از سفير به کاردار کاهش دهند . اين راهکار برای بازگرداندن ايران به پديرش تعهدات بين المللی اش موثر تر است تا تحريم اقتصادی . چرا که کمترين مشکلی از تحريم اقتصادی متوجه دولت ايران نخواهد شد و تمام فشارها به مردم منتقل می شود . بنابراين کيهان که با بودجه بيت المال اداره می شود مونتاژ کار خوبی نيست و دروغ گفته است." کيهان ادعا کرده عبادی به غربی ها گفته که بايد ايران را تحريم اقتصادی کنند و تلويزيون ايران هم آن را بارها از قول اين روزنامه خواند.

 

بايد مانع جنگ شد


کانون مدافعان حقوق بشر که شيرين عبادی هم يکی از اعضای آن است اخيرا پيشنهاد تشکيل شورای ملی صلح را داده و برای نشان دادن شرايط بسيار حاد کشور جلساتی را هم با تشکل ها ، انجمن های مدنی و صنفی ايران داشته تا ضمن بررسی اوضاع ، به راهکارهای موثری در اين خصوص برسند. شيرين عبادی در تشريح فعاليت های شورای ملی صلح به روزنامه نگاران ميزبان خود گفت:" بايد تا می توان مانع جنگ و تحريم اقتصادی شد. برای همين ما شورای ملی صلح را راه اندازی کرده ايم که برخی از اعضای آن از درون نيروهای کانون مدافعان حقوق بشر هستند و تعدادی هم از بيرون آن . ما نه تنها می خواهيم جنگ نشود بلکه می گويم فقط در آرامش می توان حرفی از حقوق بشر و دموکراسی زد."

 

مدافع حقوق بشر منتقد دولت است


در ادامه جلسه شرين عبادی گفت که به دنبال قدرت نيست و حزب و گروهی هم ندارد . برای او فقط حقوق بشر مهم است و مدافع حقوق بشر بايد سخنگوی بخش خاموش جامعه باشد. او گفت:" هرکس وارد حکومت شد و همچنان ادعا کرد مدافع حقوق بشر است ، دروغ می گويد و می خواهد از آن سو استفاده کند .آنها می توانند سياستمداران خوبی باشند . مانند نلسون ماندلا. اما ديگر مدافع حقوق بشر نيستند . چرا که مدافع حقوق بشر منتقد دولت و قدرت است و بر عملکرد آن نطارت می کند و بايد نتيجه کار خود را به مردم گزارش دهد ."

 

جلوه جواهری ، مريم حسين خواه و دکتر زهرا


شيرين عبادی که وکيل مدافع مريم حسين خواه و جلوه جواهری دو تن از فعالان جنبش زنان و کمپين يک ميليون امضا نيز است در باره روند پرونده اين دو گفت :" وثيقه
۱۰۰ ميليونی مريم و ۵۰ ميليونی جلوه غير قانونی است . آنها حاضر به تمکين آن نشده اند که با مقاومت خودشان و خانواده هايشان تبديل به پنج ميليون تومان شده که در نهايت آن هم به ارائه يک ضمانت نامه بانکی کاهش يافته و اميدوارم به زودی آزاد شوند . "
او ادامه داد : "اما چون دادگاه انقلاب تشريفات و عشوه گری های خاص خود را دارد اين کار زمان می برد . اگر چه هزار وعده خوبان ، يکی وفا نکند." او همچنين گفت که برای ديگر موکل خود دکتر زهرا بنی يعقوب که چندی پيش در همدان کشته شده تقاضای نبش قبر و انتقال پرونده به تهران را کرده است . چرا که به گفته عبادی شواهدی وجود دارد که بر خلاف آنچه گفته می شود دکتر زهرا خودکشی نکرده است.

 

+ نوشته شده توسط بابک Babak.H در 2008/1/1 و ساعت |

درگيری گشت ارشاد با مردم در ميدان ولی عصر تهران، کانون زنان

در ضلع غربی ميدان ولی عصر هياهوی عجيبی برپاست جايی که خودرو ماموران گشت ارشاد با ماموران هميشگی اش دو خانم و سه مرد بلند قامت درآن از زمان اجرای طرح امنيت اجتماعی جا خوش کرده است .از ميان اين هياهو يک صدا بيشتر به گوش ميرسد:"...ولش کنيد ،اون مريضه."

زن با صدای بلند التماس می کرد . اما ماموران دخترک ۱۶_ ۱۷ ساله اش را به جرم پوشيدن پوتين زمستانی داخل ماشين انداخته اند و تحت هيچ شرايطی نيز حاضر به خروج او نيستند.

...زنی مبان سال بارويی گندمی و مانتو و شلوار سياه و روسری قرمز.

زن بيشتر التماس می کرد و مردم که نظاره گر اين جريان بودند فرياد« ولش کنيد» را سر می دادند.

زن که ديد حريف ماموران نمی شود خواست همراه دخترش به کلانتری برود.

تلاش کرد از در خودرو وارد شود که ماموران مرد بلافاصله او را به عقب هل دادند و در را با شدت هرچه تمام بستند. حالا ديگر مردم آرام نبودند . از ميان جمع زنی فرياد زد:« اگر اين عدالت است نمی خواهيم.»

مردی نيز گفت:«در برابرحق ات دفاع کن.»

زن آرام و قرار نداشت فرياد می زد و نمی گذاشت ماموران دخترش را به کلانتری ببرند. هر چه بيشتر مقاومت می کرد ، ماموران با زور بيشتری او را از اطراف خودرو دورمی کردند. يکی از ماموران زن ، با شدت زن را به ميله های اطراف ميدان کوبيد، روسری از سر زن برداشته شد. حالا او فقط گريه می کرد.

زن با مامور زن گشت ارشاد دست به يقه شد. در اين ميان يکی از ماموران مرد نيز بی کار ننشست و به کمک همکارش آمد . زن را به عقب پرت کرد و همکارش را نيز سوار خودرو کرد.

و خودرو آماده حرکت شد. اما اين پايان ماجرا نبود . زن با دستان باز ، خودش را به جلوی خودرو انداخت و اجازه حرکت نمی داد.

حالا ديگرعلاوه بر پياده ها ، سواره های ضلع غربی ميدان ولی عصر نيز با بوق ماشين هايشان خواهان پايان ماجرا بودند.

تعدادی از مردان به ياری زن شتافتند و تلاش کردند خودرو را متوقف کنند ، اما نمی شد.مردم که نظاره گر اين ماجرا بودند عملکرد نيروی انتظامی با اين زن را با «هو» جواب دادند.

"بيشتر مردها می ترسند و نمی توانند دخالت کنند" اين جمله را مرد ميانسالی که کنار من ايستاده بود و نظاره گر ماجرا ، گفت.

حالا ديگر نرده های ضلع غربی ميدان وليعصرنيزگويا مانع رسيدن زن به دخترش شده بود.دختر سواره و زن در تلاش برای رسيدن به او.

چند زن از آن طرف خيابان وارد جريان شدند و زن را از جلوی خودرو کنار کشيدند.

زن ديگر نيرويی در بدن نداشت . رنگ صورتش نيز هم رنگ روسری اش ، سفيد شده بود. از ميان زنانی که او را از جلو خودرو کنار کشيده بودن،د کسی می گفت :«زن دچار طپش قلب شده است.»

او را به يک خودرو تکيه دادند و اما اين خودرو نيروی انتظامی بود که مغرورانه از فتح صاحبان اش با چراغ های قرمز و بوق زنان به آنان که نظاره گر بودند ، فخر می فروخت و می رفت تا سرنوشت نا معلومی را برای دختر بيمار و ديگر سرنشينان باز داشت شده در پيچ و خم راهرو های سرد کلانتری ها، رقم زند.


غروب پنجم دی ماه سال
۸۶ برای آنان که رهگذر ميدان ولی عصربوده اند هرگز فراموش نمی شود.

سرما سوز عجيبی دارد،بيشتر مردم در خيابان ها صورت خود را زير شال و يقه های پالتو و بارانی خود پنهان کرده اند.سرما شوخی بردار نيست ويروس جديد سرما خوردگی در بين مردم شايع شده است.( اخيرا آنفلوانزای مرغی نيز در بين پرندگان رواج يافته هرچند که وزارت بهداشت آنرا تکذيب می کند.)

+ نوشته شده توسط بابک Babak.H در 2008/1/1 و ساعت |

پژوهش و تحقیق

 

بطور قطع میتوان گفت که سنگ بنای هر تحول و پیشرفتی را در یک مملکت به میزان توجه آن به امر پژوهش و تحقیق و سرمایه گذاری روی آنها بستگی دارد . ما اگر قرار است سری در سر ها بلند کنیم باید به بحث پژوهش و تحقیق توجه همه جانبه داشته باشیم .

ما در هر مسیر شناخته شده و یا ناشناخته ای اگر می خواهیم قدم بگذاریم باید درهای پژوهش و تحقیق را به همه سو بگشاییم و در این رهگذر هیچ گونه محدودیتی جائز نیست . اساسا پژوهش و تحقیق محدودیت و تعهد نمی پذیرد . البته در عرصه کلان کشوری برای پژوهش و تحقیق نیاز به سرمایه گذاری کلان می باشد .

همانطوریکه در عرصه پژوهش و تحقیق محدودیتی وجود ندارد برای رسیدن به نتیجه مفید و ارزشمند ، محقق نیز نباید محدود و مقید باشد بلکه باید در فضایی آزاد به تحقیقات خود در زمینه های گوناگون بپردازد .

هر چند جامعه ما با این پدیده فرسنگها فاصله دارد و هنوز درک نکرده است که پژوهشگر ومحقق زمانی می توانند بدرخشند و شکوفا گردد که اگر چه به وی کمک نمی شود لااقل سنگ جلوی پای او نیندازند . این نکته باید احساس شود که تحقیق و پژوهش زمانی پا به عرصه وجود می گذارد که حتما ضروریتی برای انجام آن کار پدید آمده باشد لذا هیچ تحقیقی بی دلیل شروع نمی شود و بی دلیل نیز متوقف نمی گردد . فرضا اگر بخواهیم وضعیت دانش آموزان و مدیریت آموزش وپرورش را در گیلان موضوع تحقیق خود قرار دهیم اگر به دنبال جواب چراها و چگونه ها و دلایل برخی نا بسامانی ها و یا در صدد دست یابی به پاسخ صد ها سوال بی جواب تنها در گیلان خودمان بگردیم هرگز ره به جایی نخواهیم برد و همواره پای تحقیقاتمان خواهد لنگید. چراکه اغلب تصمیمات کلیدی تنها در مرکز کشور اتخاذ می گردد . بنابراین انگشت گذاشتن روی کم و کیف آموزش و پرورش و نقا ئض آن در سطوح مختلف ، دیگر یک امر محلی محسوب نمی شود و اساسا به بعضی از مقوله های تحقیقی نمی توان رنگ و بوی محلی داد آن هم بحث بسیار پر اهمیت آموزش و پرورش .

بله اگر تحقیقات مورد نظر حول محور کشت برنج باشد به راحتی می توان تحقیقات گسترده ای پیرامون آن در منطقه انجام داد . ولی برخی مسائل مانند آموزش وپرورش همین که مطرح می شود پای وزارت آموزش و پرورش به میان می آید .

و اما هنوز در اینجا در خصوص تحقیقات ، کلی گویی کرده ایم چرا که ما هنوز در اول راه هستیم . لذا پیشنهاد می کنم که اولین پروژه ما در خصوص تحقیقات و پژوهش در گیلان ، تحت عنوان «تحقیق و پژوهش در خصوص عوامل مانع تحقیق و پژوهش واقعی در گیلان » در دستور کار قرار گیرد .

                                                                                          بابک حسن زاده

+ نوشته شده توسط بابک Babak.H در 2007/12/31 و ساعت |

صدای موسیقی گیلان

احمد عاشورپورمرد بلند آوازه موسیقی گیلان در بیمارستان جم تهران بستری شد .وی که در خاطر چندین نسل از گیلانی هاست حدود یک ماهی می شودکه در بستر بیماری است .استاد عاشور پور در 18 بهمن امسال به 90 سالگی می رسد ومتولد 1296 در غازیان بندر انزلی می باشد .

عاشورپورخواننده ،آهنگسازوترانه سرای محبوب گیلان ،تحصیلات دانشگاهی خود را در رشته مهندسی کشاورزی به پایان رساند ودرسال 1322 در رادیو به ابوالحسن صبا معرفی شد و بعد از آن شروع به خواندن کرد .همکاری او با استادصبا تا اواسط سال 1325 ادامه یافت.

ارکستروی متشکل از نوازندگانی چون مرتضی محجوبی ،حسین تهرانی و چند تن دیگر از هنرمندان به نام بود ،بعداز آن با تأسیس انجمن ملی موسیقی به دعوت روح الله خالقی همکاریش را با این انجمن ادامه داد،ازویژگیهای کارهای عاشورپور می توان به جمع آوری آوازهای فولکور گیلانی ودر هم آمیزی آن با موسیقی فرنگی آن سالها( دهه 20 و30 )اشاره کرد.اغلب ترانه های وی را جهانگیر سرتیپ پور سروده است.

عاشورپور از سال 1338 در وزارت کشاورزی استخدام شد وبعد از انقلاب به عنوان مدیر عامل کشت و صنعت مغان شروع به کار کرد.

از ترانه های بسیار مشهور اومی توان به جمعه بازار (ترانه سرا:سرتیپ پور ) سرکوه بلند،گل بانو(ترنه سرا:عاشورپور) اشاره کرد.احمد عاشورپور سالها مقیم کشور فرانسه بوده و چندی پیش در 86 سالگی 2شب در فرهنگسرای اندیشه به اجرای برنامه پرداخت.


با آرزوی سلامتی هرچی سریعتر استاد احمد عاشورپور.

+ نوشته شده توسط بابک Babak.H در 2007/12/28 و ساعت |

سازمان ملل: نقض حقوق بشر را در ایران متوقف کنید


مجمع عمومی سازمان ملل متحد روز سه شنبه قطعنامه ای را عليه نقض حقوق بشر در ايران شامل «شکنجه، شلاق زدن، قطع عضو، سنگسار و اعدام در ملا عام» تصويب کرد.

در رای گيری از ۱۹۲ عضو اين مجمع، پيش نويسی که از سوی کميته حقوق بشر مجمع عمومی سازمان ملل ارائه شده بود، با ۷۳ رای موافق، ۵۳ رای مخالف و ۵۵ رای ممتنع به تصويب رسید.
جمهوری اسلامی ایران همواره به خاطر اعدام های متعدد در ملا عام، سنگسار و شکنجه زندانیان سیاسی مورد اتهام و انتقاد مجامع بین المللی بوده است.

قطعنامه تازه تصویب شده، الزام آور نيست اما بار اخلاقی دارد و نگاه غالب جهانيان را به اين مساله بازتاب می دهد.

اين قطعنامه توسط کانادا پيشنهاد شده بود و آمريکا و کشورهای غربی از آن حمايت کردند.

کشورهايی نظير کوبا، کره شمالی، سودان، سوريه و زيمبابوه که خود از سوی مجمع عمومی سازمان ملل در همين زمينه مورد انتقاد هستند، با این قطعنامه مخالفت کردند.

اين قطعنامه ضمن ابراز «نگرانی بسيار جدی»، به اين امر اشاره دارد که عليرغم قطعنامه های قبلی درباره حقوق بشر در ايران، «شواهد معتبری» از ادامه خشونت هايی چون سنگسار به عنوان نوعی مجازات برای مرگ، «شکنجه ومجازات های بی رحمانه و غير انسانی و تحقير کننده شامل شلاق زدن و قطع عضو» و اعدام های متعدد در ملا عام در ايران وجود دارد.

همچنين در اين قطعنامه نسبت به دستگيری فعالان و خشونت عليه جنبش زنان که برای به دست آوردن حقوق خود تلاش می کنند، ابراز نگرانی شده است.

اين قطعنامه خواستار توجه جدی به خشونت ها و تبعیض هايی شده است که عليه مذاهب، اقليت های قومی و نژادی و به ويژه عليه مذهب بهائيت در ايران صورت می گيرد.

قطعنامه مجمع عمومی سازمان ملل از جمهوری اسلامی خواسته است که چه در قانون و چه در عمل همه نوع تبعيض را نسبت به اقليت ها و همچنين موارد دیگر نقض حقوق بشر را برطرف کند.

همچنين از دولت ايران درخواست شده که اعدام در ملا عام و سنگسار را کنار بگذارد و از اذيت و آزار، ارعاب و شکنجه مخالفان سياسی و فعالان حقوق بشر دست بردارد و کسانی را که «به شکل مستبدانه و به خاطر باورهای سياسی شان زندانی شده اند»، آزاد کند.

صدور قطعنامه در مجمع عمومی بر خلاف قطعنامه های شورای امنيت، لازم الاجرا نيست و بيشتر برای فشار تبليغاتی به کشورهای ناقض حقوق بشر صورت می گيرد.

ايران و مسئله حقوق بشر

به گفته مدافعان حقوق بشر، جمهوری اسلامی ايران به شکلی گسترده بيانيه جهانی حقوق بشر را زير پا می گذارد و نقض گسترده حقوق بشر، سال ها است که در ايران اتفاق می افتد. تا کنون مجمع عمومی در قطعنامه های بسياری عملکرد حکومت ايران در اين زمينه را محکوم کرده است.

بازداشت های دانشجويان، روزنامه نگاران، فعالان حقوق زنان ، ممنوع الخروج کردن آنان، جلوگيری از ادامه تحصيل برخی دانشجويان، اعدام های گسترده متهمان موسوم به اراذل و اوباش، سنگسار، فشار بر اقليت های مذهبی و اعدام جوانانی که در سنين کودکی مرتکب جرم شده اند، از جمله اين موارد است.

عبدالکريم لاهيجی ، نايب رييس فدراسيون جوامع دفاع از حقوق بشر  می گويد:« با توجه به اين که بالاترين و والاترين حق بشری حق زندگی است بدترين وضعيتی هم که در رابطه با نقض حقوق بشر در ايران امروز وجود دارد متاسفانه افراط در نقض اين حق و اعدام مردم است.»

وی می افزايد: «در سال ۲۰۰۷ بيش از ۳۰۰ تن در ايران اعدام شده اند که به نسبت جمعيت ايران بالاترين رقم اعدام در جهان است. متاسفانه مجازات اعدام بدترين ننگ در کارنامه حقوق بشری جمهوری اسلامی است.»

دکتر حسين باقرزاده فعال مستقل حقوق بشر در لندن می گويد: «در حالی که سير اعدام در جهان رو به کاهش است آمار نشان می دهد که در ايران موج اعدام تشديد شده است.»

یکی از تازه ترين موارد اعدام مربوط به ماکوان مولود زاده است که ۱۴ آذر سال جاری، در زندان کرمانشاه به دار آويخته شد و موجی از اعتراض جهانی را برانگيخت. وی به اتهام جرمی که در کودکی مرتکب شده بود، اعدام شد.

 

+ نوشته شده توسط بابک Babak.H در 2007/12/22 و ساعت |

وضعیت حقوق بشر در ایران: بدتر از دوسال قبل

 

 

Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift:  آنگلیکا بر، سرپرست هیئت سفرکرده به ایران

 

هیئت پارلمانی اروپا به سرپرستی آنگلیکا بر، پس از بازگشت از سفر به تهران اعلام کرد که وضعیت حقوق بشر در ایران نسبت به دو سال گذشته بدتر شده‌است. گزارشی در این باره در گفت‌وگو با محمد سیف‌زاده، عضو کانون مدافعان حقوق بشر

چندی پیش یک هیئت از پارلمان اروپا برای دیدار با نمایندگان مجلس به ایران سفر کرد.

این هیئت یازده نفره که به ریاست آنگلیکا بر نماینده آلمان در پارلمان اروپا به ایران سفر کرده‌بود، ضمن دیدار با نمایندگان مجلس ایران و چند تن از مقامات دیپلماتیک، با برخی از خانواده‌های کارگران و دانشجویان زندانی و نیز فعالان حوزه زنان و اقلیت‌های مذهبی دیدار کرد.

نتیجه این دیدار، گزارشی بود که در آن عنوان شده‌، وضعیت حقوق بشر در ایران نسبت به دوسال قبل وخیم‌تر شده‌است.

 در این گزارش آمده است: «قوانین ضد حقوق زنان در مجلس در حال تصویبند، اتحادیه‌های کارگری تحت فشارند، دانشجویان دستگیر شده‌اند و خبری از محل زندانی شدنشان اعلام نمی‌شود و مهمتر از همه اعدام افرادی که قبل از رسیدن به ۱۸ سالگی مرتکب جرم شده‌اند کماکان ادامه دارد».

 محمد سیف‌زاده، عضو کانون مدافعان حقوق بشر در ایران، این گزارش را تأیید می‌کند: «هیچ وقت سطح برخورد با دانشجویان، فعالان سیاسی، تشکل‌های کارگری از ابتدای دوران اصلاحات تا بحال هیچ‌گاه به این شدیدی نبوده. بنابراین رویهم‌رفته این گزارش را من درست می‌دانم که وضعیت حقوق بشر نسبت به سابق بدتر شده است».

 «آنگلیکا بر» رئیس هیئت پارلمانی اروپا در گفت و گو با رادیو بی‌بی‌سی اظهار داشته که بدتر شدن وضعیت حقوق بشر در ایران نتیجه تحریم‌های جهانی است. به اعتقاد وی اعمال تحریمها باعث شده به جامعه مدنی در ایران بیش از پیش فشار وارد آید و به همین دلیل خواهان تغییر موضع اروپا در قبال ایران شده‌است.

 محمد سیف‌زاده اما با این نظر موافق نیست: «تصور من این نیست که تحریم‌های اقتصادی موجب بسته‌ترشدن فضای سیاسی و اجتماعی جامعه شده باشد. بسته‌شدن فضای سیاسی و اجتماعی جامعه ایران بدنبال آمدن دولت جدید هست که از دوسال پیش با توجه به طرز تفکری که دارند، شروع به بسته‌کردن فضای جامعه و همچنین مقابله با تشکل‌های مختلف و همچنین NGOها کرده‌اند».

 هم‌زمان با اظهارنظر هیئت پارلمانی اروپا در مورد وضعیت حقوق بشر در ایران، محمد جواد لاریجانی دبیر ستاد حقوق بشر قوه قضائیه اعلام کرد که مسئولان باید در کنوانسیون حقوق بشر بازنگری کرده و مفادی از آن را که مغایر با اسلام است به خصوص در زمینه حقوق زنان و کودکان تغییر دهند.

 این در حالی است که به اعتقاد حقوقدانان، اعلامیه جهانی حقوق بشر بر اساس حقوق اولیه انسانی نگاشته شده و هیچ مغایرتی با دین و اعتقاد انسانها ندارد. محمد سیف در این باره می‌گوید: «اعلامیه جهانی حقوق بشر حداقل حقوق انسانها را صرف‌نظر از مذهب، قومیت، جنسیت و همچنین نژاد و سایر تبعیضات بیان کرده است. من تصور نمی‌کنم با توجه به اینکه کلیه مذاهب برای کرامت انسانی ادیان الهی نازل شده‌اند من باور ندارم که بشود این قید و شروط را برآن گذاشت.  همچنان که اخیرا تعدادی از مراجع، از جمله آقای صانعی که یکی از مراجع مسلم فقهی‌ست، گفته است که اعلامیه جهانی حقوق بشر با اسلام تعارضی ندارد».

محمدجواد لاریجانی همچنین با اشاره به پذیرش میثاق بین‌المللی حقوق بشر از طرف ایران، اظهار داشته که ایران به عنوان یک کشور اسلامی مصصم شده به این مقررات احترام بگذارد اما معنای این احترام، پذیرش کامل این قوانین نیست.

 محمد سیف‌زاده اما معتقد است از آنجایی که ایران بدون هیچ قید و شرطی دو میثاق فرهنگی- اجتماعی و سیاسی- مدنی اعلامیه جهانی حقوق بشر را در سال ۱۳۵۴ شمسی پذیرفته، بنابراین بعدا نمی‌تواند برای آن شرط و شروط بگذارد.

 به گفته وی امضای این میثاق‌ها به معنای پذیرش بدون شرط و اجرای کامل آنهاست: «فراموش نکنیم که به موجب ماده ۹ قانون مدنی، این معاهدات بین‌المللی در حکم قوانین ایران است و از لحاظ حقوقی من اعلامیه جهانی حقوق بشر را بالاتر از قانون اساسی و سایر قوانین موضوعه می‌دانم».

 گزارش هیئت پارلمانی اروپا در مورد وضعیت حقوق بشر در ایران، از منظر حساس کردن مجامع بین‌المللی نسبت به نقض حقوق بشر در ایران کارایی دارد. اما پرسش اینجاست که چنین گزارش‌هایی آیا می‌تواند بر وضعیت حقوق بشر در داخل ایران نیز تأثیر بگذارد؟ محمد سیف‌زاده در این باره چنین می‌گوید: «ما اگر می‌خواهیم مراودات بین‌المللی با تمام کشورها و سازمان ملل متحد داشته باشیم، البته باید این مسایل را رعایت بکنیم و امیدواریم که این گزارشها هم موثر باشد. اما اگر نمی‌خواهیم، خب باید درب کشور را ببندیم، با همه قطع رابطه بکنیم و بگوییم آنچه ما می‌گوییم این است ولاغیر. و کسان دیگر هم حق ندارند حرف دیگری بزنند».

 

+ نوشته شده توسط بابک Babak.H در 2007/12/22 و ساعت |