تبليغاتX
آزادی نو New Freedom

شیرین عبادی: حق مردم زندگی در صلح است

 

شیرین عبادی، حقوقدان ایرانی و برنده جایزه صلح نوبل از مقامات ایران خواسته است تا برای پرهیز از خطر فزاینده جنگ، غنی سازی اورانیوم را به حالت تعلیق در آورند.

خانم عبادی در یک کنفرانس خبری گفت که ایران باید به قطعنامه های شورای امنیت سازمان ملل متحد در مورد تعلیق فعالیت های غنی سازی اورانیوم احترام بگذارد.

خانم عبادی افزود: "انرژی هسته ای حق ایران است اما ایرانی ها حقوق دیگری از جمله امنیت، زیستن در صلح و برخورداری از رفاه را نیز دارند."

خانم عبادی گفت: "حق مردم اين است، جنگ نمی خواهيم، می خواهيم در صلح زندگی كنيم .

                                            

                                                                                               گویا نیوز

                                                                                                        

 

+ نوشته شده توسط بابک Babak.H در 2007/11/21 و ساعت |

 درخواست فوری برنامه نظارت بر حمايت مدافعان حقوق بشر در باره دستگيری مريم حسين خواه

برنامه نظارت بر حمايت مدافعان حقوق بشر، به عنوان برنامه ای مشترک از "سازمان جهانی مبارزه با شکنجه" (OMCT) و "فدراسيون بين المللی جامعه های حقوق بشر" (FIDH) اطلاعات جديدی را دريافت کرده است و از شما درخواست می کند که سريعا درخصوص وضعيت پيش آمده ذيل در جمهوری اسلامی ايران اقدام نماييد.

اطلاعات جديد:
برنامه نظارت توسط جامعه دفاع از حقوق بشر در ايران (LDDHI
) اطلاع يافته که خانم مريم حسين خواه، يکی از اعضای "مرکز فرهنگی زنان" و از فعالان حقوق زنان در ايران که در کمپين "يک ميليون امضاء" نيز فعاليت دارد، بازداشت و به زندان منتقل شده است. او همچنين ويراستاری سايت کمپين را برعهده دارد که هدف آن اعمال فشار بر قانونگذاران جمهوری اسلامی داير بر تغيير قوانين تبعيض آميز در زمينه حقوق زنان است.

با توجه به اطلاعات به دست آمده، خانم مريم حسين خواه روز ۱۷ نوامبر ۲۰۰۷ به شعبه ويژه امنيت دادگاه انقلاب احضار شده است. احضاريه او چند روز پس از حکمی بوده که از سوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی برای بسته شدن سايت مرکز فرهنگی زنان صادر شده بود. خانم حسين خواه پس از دو ساعت بازجويی، به "تشويش اذهان عمومی"، "تبليغ بر ضد نظام" و "نشر اکاذيب" از طريق قطعات خبری در سايت مرکز فرهنگی زنان و کمپين "يک ميليون امضاء" متهم گرديد. سپس به وی حکم شد که روز بعد ساعت ۹ صبح بايد به منظور بازجويی های بيشتر به دادگاه انقلاب بازگردد. زمانی که خانم حسين خواه به دادگاه می رسد، حکم جلبش صادر شده بوده و او را بلافاصله بازداشت و ساعت ۲ بعد ازظهر روانه زندان اوين می کنند.

برنامه نظارت خاطرنشان می سازد که ۱۲۱ نفر از فعالان حقوق زنان طی دو سال گذشته دستگير و مورد بازجويی قرار گرفته و در نهايت محکوم شده اند و دولت نيز بيش از يک ميليون يورو وثيقه در قبال آزادی اين اشخاص به دست آورده است.

برنامه نظارت مراتب نگرانی شديد خود را نسبت به افزايش سرکوب توسط دولتمردان جمهوری اسلامی در قبال مدافعان حقوق بشر، به ويژه فعالان حقوق زنان که در کمپين "يک ميليون امضاء" نيز مشارکت می کنند اعلام می دارد. برنامه نظارت به شدت افزايش خشونت در ماه های گذشته را که توسط مسؤولان جمهوری اسلامی در قبال گردهمايی های مسالمت آميز و دستگيری مدافعان حقوق بشر به کار گرفته شده محکوم می کند.

برنامه نظارت به طور کلی اعمال شکنجه، مجازات و رفتارهای غيرانسانی و بيرحمانه در قبال مدافعان حقوق بشر را محکوم می کند و خاطرنشان می سازد که اين موارد در تناقض کامل ماده ۷ از ميثاق بين المللی حقوق مدنی و سياسی، مطروحه در سال ۱۹۶۶ و تأييد شده توسط ايران، و همچنين قطعنامه مجمع عمومی سازمان ملل به شماره A/RES/61/153 قرار دارند. براساس اين قطعنامه، "رهايی يافتن از چنين رفتارهايی حق مسلم هر فردی می باشد و بايد تحت هر شرايطی آن را رعايت کرد".

علاوه بر اين، برنامه نظارت مايل است يادآوری کند که ايران با ارائه نامزدی خود در انتخابات شورای حقوق بشر سال ۲۰۰۶ متعهد شده "بالاترين سطح استانداردها را در ارتقاء و حمايت از مقوله حقوق بشر رعايت و حفظ کند". (۱) قابل ذکر است که ايران مصرانه روی اين نکته تأکيد نمود که "تلاش هايی را به طور مستمر در زمينه حفظ شئونات انسانی و ارتقاء و حمايت از مقوله حقوق بشر و آزادی های اصلی انجام خواهد داد". (۲) برنامه نظارت به منظور اطمينان بخشيدن به واقعيت ادامه اين تلاش ها، از جمهوری اسلامی ايران می خواهد تا براساس عهدنامه های بين المللی حقوق بشر عمل کند.

اقدامات مورد درخواست:
از شما خواهشمنديم که هر چه سريعتر دولتمردان جمهوری اسلامی را از درخواست های زير باخبر سازيد:

۱. تحت هر شرايطی، سلامت روحی و جسمانی خانم مريم حسين خواه و ديگر فعالان کمپين "يک ميليون امضاء" را تضمين کنند.

۲. حکم جلب صادر شده برای خانم مريم حسين خواه را ملغی و او را از کليه اتهامات تبرئه کنند، زيرا به نظر می رسد که هدف از مجازات وی صرفا جلوگيری از ادامه فعاليت های او در زمينه حقوق بشر است.

۳. اطمينان دهند که از کليه فعالان حقوق زنان که در کمپين "يک ميليون امضاء" شرکت کرده اند رفع اتهام خواهد شد.

۴. سريعا به هرگونه اقدام تهديدآميز و آزاردهنده در قبال تمامی مدافعان حقوق بشر در ايران پايان دهند.

۵. به مواد اعلاميه مدافعان حقوق بشر، تصويب شده توسط مجمع عمومی سازمان ملل در ۹ دسامبر ۱۹۹۸، احترام گذاشته و آن را رعايت کنند. به ويژه ماده 5(a) که می گويد: "هر شخصی به صورت فردی يا گروهی و به هدف حمايت و ارتقای حقوق بشر و آزادی های اصلی، اين حق را دارد که در سطوح ملی و يا بين المللی اقدام به گردهمايی مسالمت آميز نمايد" و همچنين ماده 8.2 که می گويد: "هر شخصی به صورت فردی يا گروهی اين حق را دارد که در راستای عملکرد بهتر و ترقی سازمان ها و ارگان های دولتی کشورش و همچنين حمايت از حقوق بشر و تحقق بخشيدن به آزادی های اصلی، پيشنهاد يا انتقادهايی را مطرح نمايد".

۶. به طور کلی، تحت هر شرايطی اطمينان دهند که مفاد حقوق بشر و آزادی های اصلی در ايران مطابق با اعلاميه جهانی حقوق بشر و ديگر عهدنامه های بين المللی و منطقه ای که ايران نيز آنها را به رسميت شناخته رعايت خواهند شد.

رونوشت:
- رهبر انقلاب اسلامی، جناب آيت الله سيدعلی خامنه ای.
- رياست جمهوری، جناب آقای محمود احمدی نژاد.
- رياست قوه قضاييه، جناب آقای محمود هاشمی شاهرودی.
- وزير امور خارجه، جناب آقای منوچهر متکی.
- نماينده دائم جمهوری اسلامی ايران در سوئيس.
- سفير ايران در فرانسه، جناب آقای علی آهنی.

لطفا رونوشت اين نامه را به ديگر نمايندگان ديپلماتيک جمهوری اسلامی در ديگر کشورها نيز ارسال نماييد.

پاريس – ژنو، ۲۰ نوامبر ۲۰۰۷

لطفا در پاسخ خود ما را از هرگونه اقدام انجام شده درخصوص اين درخواست ها مطلع نماييد.

برنامه نظارت، برنامه مشترکی است از "فدراسيون بين المللی جامعه های حقوق بشر" (FIDH) و "سازمان جهانی مبارزه با شکنجه" (OMCT) که به حمايت از مدافعان حقوق بشر اختصاص داشته و هدف اصلی آن، پشتيبانی همه جانبه از اين افراد در زمان نياز می باشد.

برنامه نظارت، همچنين برنده جايزه حقوق بشر در سال ۱۹۹۸ از کشور فرانسه است.

 

 

+ نوشته شده توسط بابک Babak.H در 2007/11/21 و ساعت |

گزارش ايسنا از تجمع امروز کارگران


تجمع كارگران به مناسبت 29 آبان ماه سال‌روز تصويب قانون كار، در حمايت از قانون كار فعلي و مخالفت با تغيير يك جانبه و يك طرفه قانون كار صبح امروز در قبر خميني برگزار شد.

به گزارش خبرنگار كار و اشتغال خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، در اين تجمع كه با حضور كارگراني از شهر‌هاي تهران، ساوه، ماهدشت كرج، اسلامشهر، كاشان، ساوجبلاغ، قائم‌شهر و... برگزار شد كارگران پلاكارد‌هايي در دست داشتند كه بر روي آن نوشته شده بود:

ـ هرگونه اصلاح و بازنگري در قانون كار بايد در جهت منافع كارگران باشد

ـ قانون كار يادگار امام است

ـ تغيير ماده 27 قانون كار نمونه آشكار نقض عدالت اسلامي‌ است

ـ 500 واحد بحراني = پنج ميليون گرسنه، افتخار نيست

* اين اصلاح موجب اخراج دسته جمعي كارگران از كارخانه‌ها خواهد شد

در ادامه اين تجمع عليرضا محجوب ـ دبيركل خانه كارگر ـ در سخناني گفت: امروز سال‌روز تصويب قانوني است كه با نظر امام خميني (ره) و پيگيري‌هاي او به تصويب رسيده بود ولي در حال حاضر اجراي اين قانون مورد تهديد است.

وي با بيان اينكه اخراج دسته جمعي كارگران از كارخانه‌ها از جمله پيامد‌هاي اين اصلاح قانون كار است، افزود: متاسفم كه در شرايطي قرار داريم كه دفاع از حقوق كارگران دشوار است و تريبون‌ها براي خلاف قانون باز است و حتي براي شركت در تجمع نيز بعضي از افراد به كارگران بسيار سفارش كرده بودند كه در تجمع شركت نكنند.

*اگر لايحه از دولت به مجلس برود مجدد تجمع مي كنيم

حسن صادقي ـ معاون امور استان‌هاي خانه كارگر ـ نيز در اين تجمع در سخناني گفت: ما اگر اجتماع مي‌كنيم براي آن است كه از دستاورد بزرگ نظام و تفكري كه از امام خميني سرچشمه مي‌گيرد حمايت كنيم و مي‌خواهيم بگوييم كه با اين اصلاح شعار مستضعف‌گرانه را به فراموشي خواهند سپرد.

وي با بيان اينكه با اين اصلاح نبايد اخراج يك سويه به كارفرما‌ها بدهند اظهار كرد: اگر قرار است قانون كار تغيير كند بايد براساس گفته‌هاي مقام معظم رهبري باشد و ما نگران آن هستيم كه با اين اصلاح كارگران را محروم‌تر از آنچه هستند نكنند.

صادقي تصريح كرد: اگر اين لايحه از دولت به مجلس شوراي اسلامي‌ برود اجتماعات ديگري را در كنار مجلس شوراي اسلامي‌ برگزار خواهيم كرد.

* 17 ماه است كه حقوق نگرفتيم

به گفته يكي از تجمع كننده‌ها كه كارگر شركت الكتريكي در قزوين بود او 17 ماه است كه حقوق نگرفته و همچنان وضعيت واحدي كه در آن كار مي‌كرد معلوم نيست و علاوه بر او همكار ديگرش اظهار كرد: دو سال است كه از شركت عيدي و پاداش دريافت نكرديم و براي اعتراض به فرمانداري‌ها، استانداري و اداره‌هاي ديگري رفتيم اما هيچ نتيجه‌اي نداد.

* نظارتي بر كار خصوصي شدن واحدها وجود ندارد

يكي از كارگران يك شركت الكترونيكي كه از خصوصي شدن واحد خود ناراضي است نيز بيان كرد: با خصوصي شدن واحد ما سه ماهي بيكار شديم و 40 كارگر نيز اخراج شدند كه خوشبختانه با پيگيري‌هاي ما توانستيم 40 كارگر را به واحد بازگردانيم.

به گفته اين كارگر اصلا نظارتي بر كار خصوصي شدن واحدها وجود ندارد.

وي ادامه داد: افراد از قوانين سوء استفاده مي‌كنند و هر چند در روند خصوص سازي به دنبال تغيير كاربري در واحد‌ها هستند ولي هيچ سودي نخواهد داشت.

پيرمرد 80 ساله‌اي كه از مقدار حقوق دريافتي خود ناراضي است نيز در مورد مشكلات خود گفت: با 35 سال سابقه كار و 80 سال سن، حقوقي را به من مي‌دهند كه براي معيشت خانواده‌ام كافي نيست.

در پايان اين تجمع نيز قطعنامه پاياني قرائت شد كه متن كامل آن در ذيل مي‌آيد:

« در سال اتحاد ملي و انسجام اسلامي‌ در حرم بنيان‌گذار عظيم الشان نظام مقدس جمهوري اسلامي‌ ايران گردهم آمديم تا ضمن تجديد بيعت با آرمان‌هاي والاي اين مراد سفر كرده، پاسداري خويش از حقوق حقه كارگران شريف ايران اسلامي‌ را به گوش امت برسانيم.

در سال انسجام اسلامي‌ و اتحاد ملي و زماني كه كشور پيش از هر زمان ديگري نياز بر همبستگي دارد با وجود اينكه رهبري معظم انقلاب در سخنراني روز 10 ارديبهشت همه مسوولان را دعوت به حمايت از نيروي كار و تدوين قوانين و مقررات حمايتي براي آنها كردند متاسفانه ظاهرا برخي گوش شنوا ندارند و خلاف جريان و توصيه‌هاي معظم له عمل مي‌كنند و قانون كار كه نشات گرفته از ارزش‌هاي انقلاب و مورد تاييد رهبر عظيم الشان و كبير انقلاب حضرت امام (ره) بوده و از طرفي منطبق بر مباني فكري شهيد بهشتي است و در شرايط بسيار سختي براساس احترام به ارزش والاي انسان شكل گرفته بود قانون مذكور سعي كرده است تا براساس ارزش‌هاي اسلامي‌ و رعايت اساسي‌ترين حقوق بنيادين بشري، روابط كار را تنظيم كند.

اما متاسفانه پس از گذشت نزديك به 18 سال از تصويب آن به دليل عدم اجراي صحيح و كامل، برخي تلاش مي‌كنند تصوير غير واقعي از اين قانون ارائه داده و آن را ناكارآمد جلوه دهند تا آنجا كه موضوع حذف كارگاه‌هاي زير پنج نفر كارگر را از شمول قانون كار و تامين اجتماعي در دستور كار قرار دادند و در پي آن كارگران كارگاه‌هاي قاليبافي را به همين سرنوشت دچار كردند و از اين محل صد‌ها هزار نفر كارگر از پوشش حمايت‌هاي قانون كار و تامين اجتماعي جدا شدند.

قوانيني مثل نو‌سازي صنايع نساجي و نو‌سازي صنايع و اجراي ماده 191 قانون كارهم در زمان خود محروميت‌ها و محدوديت‌هايي براي نيروي كار به وجود آورد و سطح حمايت‌ها را كاهش داد. مخالفان حقوق كارگران به اين همه تهاجم بسنده نكردند وامروز به مواد كليدي قانون كار كه تقريبا همه قانون كار در آن خلاصه مي‌شود هجوم آورده‌اند اينان به دليل عدم توفيق در تلاش‌هاي انجام شده‌اي كه در مجلس شوراي اسلامي‌ در سال گذشته انجام دادند اين بار از ناحيه دولت دست به كار شده و اقدام كرده‌اند و در صورت موفقيت، حقوق كارگران از قبل از انقلاب هم كمتر خواهد شد به گونه‌اي كه تطبيق پيش نويس مذكور با قانون سال 1337 قانون سال 37 را بسيار مترقي‌تر از آنچه در اين پيش نويس آمده است نشان مي‌دهد لذا ما كارگران اجتماع كننده در اين مكان و در 29 آبان امسال اعلام مي‌كنيم:

1ـ همان طور كه رهبري معظم انقلاب در روز 10 ارديبهشت سال 84 يك روز قبل از روز جهاني كارگر به همه مسوولان توصيه كردند قوانين مرتبط با كارگران بايد در جهت حمايت و بهبود وضعيت زندگي آن‌ها وضع شود و از آنجا كه ذات و ماهيت تغييرات موردنظر وزارت كار و امور اجتماعي با توصيه‌هاي ايشان منافات دارد ما با همه توان و به هر شكل ممكن در مقابل اعمال اين تغييرات خواهيم ايستاد.

2ـ قانون كار ايران محصول انقلاب و تجلي روح حاكم بر انقلاب و ارزش‌هاي آن است تا آنجا كه حضرت امام (ره) به خاطر تصويب اين قانون دستور تشكيل مجمع تشخيص مصلحت نظام را صادر كردند چنين قانوني كه از حمايت‌هاي بنيان‌ گذار انقلاب برخوردار بوده نبايد و نمي‌تواند به وسيله اشخاص و جناح‌هاي سياسي و با هدف تامين منافع كارفرمايان دچار تغيير شود و ما امروز هشدار مي‌دهيم اين نوع نگرش معنايي جز به ميدان كشيدن كارگران ندارد و از نظر كارگران كساني كه به دنبال تغيير قانون كار هستند حافظان منافع سرمايه داران هستند نه حافظان انقلاب و نظام و ما سوگند ياد مي‌كنيم تا زماني كه اصلاحات بهتر از آنچه در قانون فعلي هست نباشد در مقابل آن مي‌ايستيم.

3ـ ماده 101 قانون برنامه چهارم كه در آن كار شايسته تعريف شده و براي احترام به كرامت انساني راهكار‌هايي از جمله رعايت حقوق بنيادين كار و تامين اجتماعي فراگير به حق مذاكره و حق آزادي تشكيل ديده شده است هر گونه تغيير در قوانين كار و تامين اجتماعي را مشروط بر رعايت اصل سه جانبه گرايي كرده است اين در حالي است كه تاكنون هيچ مشورتي در اين خصوص با جامعه كارگري نشده و كارگران از همين جا مخالفت خود را با تغييرات اعلام شده اعلام و آن را غير قانوني مي‌دانند.

4ـ متاسفانه تغييري كه با هياهوي زياد عنوان شده است به نفع كارگران قراردادي خواهد بود در عمل منتهي به تبديل قرارداد‌هاي موقت كتبي به قرارداد‌هاي 29 روزه شفاهي خواهد شد.

ما خواهان حل مشكل كارگران قراردادي با تصويب طرح به‌سازي قرارداد‌هاي موقت كار و شركت‌هاي پيمانكار نيروي انساني و دست برداشتن وزارت كار و امور اجتماعي از مخالفت با اين طرح قانوني هستيم.

5ـ قرارداد كار قراردادي است فردي و تاكنون اجازه اخراج دسته جمعي در هيچ قانون منطبق با موازين بين المللي سابقه‌اي مشاهده نشده است. ما انديشه اخراج دسته جمعي را محكوم و مطرود مي‌دانيم.

6ـ سپردن حق اخراج به كارفرما مطابق تغييراتي كه براي ماده 27 قانون كار پيش‌بيني شده است از نظر ما محكوم است. ماده 27 قلب قانون كار است و هر تغييري در آن را كه موجب سپردن حق اخراج به كارفرما شود اجحاف به نيروي كار كشور دانسته و اخطار مي‌كنيم كه در مقابل آن خواهيم ايستاد.

7ـ تغيير ماده 41 قانون كار به شيوه‌اي كه بهره‌وري ملاك تعيين حداقل مزد شود آن هم در اقتصاد رانتي ايران كه كاملا ضد بهره وري و توليد است امري غير ممكن دانسته و آن را اجحاف به نيروي كار مي‌دانيم و در اين مكان مقدس اعلام مي‌كنيم كه بايد در جمهوري اسلامي‌ ايران ريشه استثمار و تبعيض كننده شود در حالي كه اين چنين پيشنهاداتي احياي مجدد تبعيض و استثمار نيروي كار خواهد بود.

8ـ ما خواهان تغيير نكردن قانون فعلي در مورد عيدي و پاداش سالانه بوده و هر اقدامي‌ در اين مورد را به نفع طرف مقابل و براي كم پرداختن كردن عيدي و پاداش دانسته و آن را محكوم مي‌كنيم.

9ـ حذف شرايط سني از كارآموزان و محروم كردن آن‌ها از تمامي‌ مزاياي كارگري به معناي آن است كه بدون شرط سني و در شرايط آشفته بازار كار فعلي مي‌توان با اندك پرداختي يك كارگر را به عنوان كارآموز به بيگاري كشيد. اين چنين پيشنهاداتي نشان از فاصله گرفتن دستگاه‌هاي حمايتي از كارگران دارد. اصرار داريم كه دولت و رياست جمهوري ترتيبي اتخاذ كند كه مسوولان وزارت كار و امور اجتماعي راه حمايت از نيروي كار را در پيش گيرند.

10ـ براساس مقاوله‌نامه‌هاي 87 و 98 سازمان بين المللي كار و حقوق بنيادين كار مبني بر عدم دخالت كارفرمايان و دولت‌ها در ايجاد تشكلات كارگري و براساس حقوق مصرحه در اصل 26 قانون اساسي در خصوص آزادي حق انتخاب، نمايندگان كارگران و تشكلات آن‌ها بايد مستقيما توسط خود آن‌ها انتخاب شوند. هر اقدام فرا قانوني و هر تلاشي براي سوق دادن قانون به اين سمت كه كارگران در سطح يك واحد يا صنف و يا سطوح ملي از حقوق خود محروم و يا محدود شوند محكوم بوده و اطمينان مي‌دهيم كه تشكلات پوشالي را به جايي نخواهند برد.

11ـ ما اعلام مي‌كنيم كارگران ايران اسلامي‌ خوب مي‌دانند دست موج سواران مخالف امروز قانون كار برج‌سازان و مجتمع‌سازان ديروز هستند و آن‌ها دلشان هرگز به حال كارگران نسوخته بلكه دلشان به حال خودشان كه كارفرمايان پنهان هستند مي‌سوزد و اگر بيش از اين بخواهند با ابراز نخ‌نما شده خود، دم از اصلاح قانون كار به شكل طرح يا لايحه بپردازند جامعه كارگري ناگزير به افشاگري پيرامون گذشته آن‌ها خواهد بود.

12ـ امروز كساني سخنگوي كارفرمايان شده و ما كه توهين به نيروي كار را تا ديروز از زبان كارفرمايان نظاره‌گر بوديم امروز تحت عنوان بي فرهنگ بودن كارگران ايران از زبان ايشان مي‌شنويم. اين يعني پشت كردن دستگاه وزارت كار و امور اجتماعي به آرمان‌ها و حمايت از مستضعفان و دفاع از محروماني كه انقلاب امام و مقام معظم رهبري به آن تاكيد داشته و دارند، لذا سخنان وزير در جمع بازرسان كار نوعي توهين به كارگران ايران بوده و ما اين نوع اظهارات غير مسوولانه را به شدت محكوم مي‌كنيم.

13ـ ما در اينجا اعلام مي‌كنيم اگر وزارت كار و امور اجتماعي مي‌خواهد نظر كارگران را بداند اجازه داده شود تا در يك روز كارگران با هدف برگزاري رفراندوم قانون كار به ميدان آيند و يك بار براي هميشه تكليف وزارت كار و امور اجتماعي پيرامون قانون كار مشخص شود و به بهانه موافق بودن كارگران هر روز يك اصلاحيه تدون نكنند كه در آن كارگران را دچار استرس و ناراحتي كند.

14ـ ما كارگران ايران مي‌خواهيم اهانت به تشكيلات كارگران و ايجاد تشكلات بي مسما و بي پشتوانه قانوني متوقف شود و به برخورد‌هاي حذفي با تشكلات مستقل كارگري پايان دهند.

در پايان ما اعلام مي‌كنيم اگر موضوع تغيير قانون كار به شكل كنوني متوقف نشود دامنه اين تجمعات به طور گسترده‌تر در سراسر كشور ادامه پيدا خواهد كرد و مسووليت عواقب آن به عهده كساني است كه هر روز در پي سست كردن امنيت شغلي كارگران ايران هستند.

 

+ نوشته شده توسط بابک Babak.H در 2007/11/20 و ساعت |
۴ آذر روز جهانی حذف  خشونت علیه زنان
 
 
 
 

به مناسبت  25 نوامبر

 

نام من
 
جرم من چه بود
 
آرزوي بادباني سفيد 
برقايقي كه 
رؤياهاي مرا گرداگرد جهان
برافراشته / مي رفت 
وبرگهواره ي كودكي 
هجاي بلند عشق را
لبخند مي زد
 
گيسوي بلندم آيا
تا نسيم
عطرآرامشش را
برواژه هاي بغض كرده 
دستي باشد
تا پرندگان شاد
ازدهان شاعران
پروازكنند
 
شايد چيدن ماه بود
تا كمي روشن ترشود 
پنجره هاي به خواب رفته
  
برلكنت صدايت
نام مرا 
چراغي بيافروز

                                                                        شعراز مسعود بیزارگيتي

+ نوشته شده توسط بابک Babak.H در 2007/11/20 و ساعت |

ایرج جنتی عطا یی: ترانه می‌تواند در افت‌وخیزها و تغییرات اجتماعی نقش بازی کند

ایرج جنتی عطایی
ایرج جنتی عطایی
 

ایرج جنتی عطایی یکی از بزرگترین ترانه‌سرایان ایران است که سروده‌های او با صدای ستارگانی چون گوگوش، ابی و داریوش جاودانه شده است. جنتی عطایی از خودش و ترانه‌سرایی‌ نوین سخن می‌گوید.

جنتی عطایی همراه با شهیار قنبری و اردلان سرفراز که به سه تفنگدار ترانه‌سرایی نوین در ایران مشهورند، در سال‌های دهه چهل و پنجاه خورشیدی به اوج شهرت خود رسید. نخستین ترانه او قصه وفا نام داشت. اما دومین ترانه‌اش، "گل سرخ" که با صدای درخشان ویگن اجرا شد، نام و آوازه‌ای برای او در میان ترانه‌سرایان فراهم آورد. "سقف" با صدای فرهاد و "پل" با صدای گوگوش از مشهورترین کارهای اوست. جنتی عطایی مجموعه ترانه‌های خود را در کتابی به نام "زمزمه‌های یک شب سی ساله" گرد آورده است.

 گفت‌وگویی با ایرج جنتی عطایی:

 اگر اجازه بدهید قبل از اینکه به ترانه‌های شما در ایران بپردازیم، می‌پردازیم به ترانه‌سرایی به‌طور کلی در ایران. آیا ترانه‌سرایان دهه‌ی چهل و پنجاه را می‌شود وارثان ترانه‌سرایان دوره‌ی مشروطیت دانست؟

ایرج جنتی عطایی: فکر می‌کنم هم آره، هم نه. آره به این دلیل که گونه‌ی دیگری از ترانه به گمان من به‌صورت گسترده وجود فعال در جامعه نداشت جز این نوع. و نه به دلیل اینکه آنوقت‌ها ساختار، شیوه، پیام و انسانی که در ترانه‌ی ما مطرح می‌شد به‌صورت بنیادین با آنچه پیش از ما بود تفاوت داشت.

در این دوره‌‌ی میانی پیش از ترانه‌‌سرایی نوین و پس از مشروطیت چه چیزی این ترانه‌سرایان را وادار کرد به یافتن راهی نوین؟

خب دوره‌ی پیش از ما ترانه‌سرایان بزرگی بودند که روی ملودی‌های اصیل، سنتی یا ملی و یا هرچیزی که اسمش را دوست می‌دارید کار می‌کردند و آن دوره از نظر اجتماعی و افت‌وخیزهای اجتماعی دوره‌ی فترت و رکود بود و به همین دلیل جنب و جوش آنچنانی در ذات و گوهر ترانه وجود نداشت. ترانه‌ها بیشتر ساختار، قالب، زبان، استعاره‌ها و صنعت شعر کلاسیک را داشتند که در آن دوره، همانطور که گفتم، خب ترانه‌سراهای بزرگی بودند در میان خودشان مثل معینی کرمانشاهی استاد بزرگ، رهی معیری، تورج نگهبان، بیژن ترقی، صفا و خیلی کسان دیگر که در آن دوره کار می‌کردند. آنچه به ما رسید، آنوقت دورانی بود که ۲۸ مرداد را پشت سر گذاشته بود و آن دوران فترت را آرام آرام داشت با دوران جوان‌سالگی متجددشدن جامعه یکی می‌کرد، رادیو تلویزیون بنگاه‌های صفحه‌پرکنی جنبش‌های چریکی، اجتماعی، سیاسی در جامعه همه اینها دست به دست هم داده بودند و به‌ویژه تحولات هنری، فلسفی و سیاسی در بیرون از ایران در غرب و پیامدها و بازتاب‌هایش در ایران باعث شد که تفکر و انسان نوینی در ترانه سایه‌اش ظهور بکند...

                                                                                       "بر دوش خسته کشیدم ترانه‌هایم را و عاشقانه گذر کردم تا با دهان کوچک تو بخوانم، آواز سرزمین صبورم را..."  در واقع انسان معترض؟

انسان پویا، انسان متمدن، انسانی که شما در کوچه و خیابان می‌دیدیدش. من هر سخنی می‌گویم سخن ارزشگذاری‌های فنی، حرفه‌ای و هنری نیست، یعنی منظورم خوبی و بدی ترانه‌ها نیست. منظورم آن شاخصه‌هایی‌ست که اینها را از هم جدا می‌کند. ترانه‌های آن دوران، دوران پیش از ما، بیشتر روستایی باقی مانده بودند تا ترانه‌هایی باشند که شما در آن روابط تولید، کار و فرهنگ رایج در جامعه‌ پویای پیرامون خودتان را ببینید. مثلا ترانه‌هایی که گل می‌کردند یا ساخته می‌شدند راجع به دختر خان بود، راجع به کالسکه بود و راجع به مسایلی بود که هم‌اکنون و ترانگی شهروندی و زندگی شهرنشینی به آن صورت در آن وجود نداشت.

با پیدایش این ترانه‌سرایی نوین تحولی هم در آهنگ‌سازی و خوانندگی به وجود آمد، مثلا به وجودآمدن خواننده‌هایی مثل گوگوش، فرهاد، منفردزاده یا واروژان و اینها در نتیجه‌ی همین تحول بودند؟

طبیعی‌ست. اینها همه فرزندان راستین دوران خودشان بودند. چون شما تاثیر این تحول را در شعر هم پیش از ترانه پیدا می‌کنید که شعر ما هم دچار آن تجدد و تمدن شد و بعد بازتابش خب در هنرهای دیگر. ترانه هم از این تاثیر برکنار نماند و با دگرگون‌شدن ترانه، و با زبان، ساختار و تفکر و انسان تازه‌ای که در این ترانه‌ها به او توجه می‌شد، طبیعی‌ست که آنوقت شیوه‌ی ملودی بر روی کلام... چون پیش از آن رسم معمول و جاری و مرسوم این بود که ملودی ساخته می‌شد و بعد ترانه‌سرا بر محمل آن ملودی واژه می‌گذاشت. اما در این دوران که ما از آن یاد می‌کنیم به دلیل این که شعر و آنوقت پیام پیشی گرفته بود و راجع پیرامون خودش حرف می‌زد، اول شعر بوجود می‌آمد، شعر ترانه، و بعد ملودی ساخته می‌شد. به همین دلیل ملودی‌ساز مجبور بود که آنوقت رعایت شنیدن تفکر را در شعر یا پیام را در شعر انجام بدهد و به همین دلیل است که شما می‌بینید ناگهان آهنگسازان برجسته‌ی پیش از این دوران مثل سورن، پرویز مقصدی بزرگ و مثل آهنگسازان دیگری آرام آرام کنار رفتند و آرام آرام نتوانستند ساعت‌شان را با این ساعت جوان کوک بکنند و آهنگسازهای برجسته‌ی دیگری مثل واروژان، بابک بیات حضور پیدا کردند، مثل منفردزاده که شما نام بردید، و دیگران و در نسلهای بعد مثل فرید زولان، سیاوش قمیشی...

من فکر می‌کنم ترانه بیش از هر رسانه‌ی دیگری برد مردمی دارد. حالا اگر برگردیم به گذشته، شما ترانه‌های خودتان را در برانگیختن مردم علیه حکومت وقت موثر می‌دانید؟

نمی‌دانم که واقعا می‌شود آدم راجع به خودش حرف بزند یا نه، ولی همانطور که شما...

در مجموعه‌ی ترانه‌های آن زمان...

بله. همانطور که شما به درستی گفتید، در همه جای جهان و همیشه‌ی جهان ترانه به دلیل همه‌گیربودنش، به دلیل اینکه در جامعه پخش ناگهانه دارد از وجوه دیگر هنری، طبیعی‌ست که دامنه‌ی گسترش‌اش وسیع‌تر است، حتا از سینما، رمان و شعر. و خب در ایران هم همینطور بود. و آنوقت طبیعی‌ست وقتی جامعه درحال تغییر و طغیان است، نیازمند هنری‌ست، نیازمند بازآفرینی راستین حس اجتماعی‌اش است، عاطفه‌ی دورانش را می‌خواهد که بشنود، می‌خواهد که بخواند و می‌خواهد که بداند. و اگر آن ترانه‌ها ترانه‌هایی بودند که می‌توانستند گزارش راستینی از جامعه خودشان را بدهند، طبیعی‌ست که در افت‌وخیزها و تغییرات اجتماعی هم توانستند نقش ایفا بکنند.

 

"دامنه‌ی گسترش ترانه از سینما، رمان و شعر وسیع‌تر است"

در آن زمان شماری از ترانه‌ها به دام سانسور گرفتار می‌شدند. ترانه‌های شما هم همین‌جور. این خط قرمز آیا در مفهوم ترانه‌ها بود، یا در واژه‌ها و یا در هردو؟

باید بگویم که واژه‌ به هرصورت به تنهایی کسی را با خودش دشمن یا دوست نمی‌کند...

مثلا واژه‌ی گلسرخ...

بله، بله. اما این گلسرخ... گفتم واژه به تنهایی نیست. واژه وقتی تبدیل به متافورم می‌شود و با خودش مفهومی فرا و ورای آنچه تا به حال داشته در جامعه تولید می‌کند، آنوقت سانسورچی دچار نگرانی می‌شود، کمااینکه امروز در ایران چنین است. و هر سانسورچی و هر مستبدی هم این فرهنگ واژگان ممنوع و قرمز خودش را دارد. در یک دوره‌ای شب، خنجر، گلسرخ، سیاه، جنگل و از این دست واژگان هستند که در آن لوحه در آن سیاهه قرار می‌گیرند و در دوره‌ی دیگری واژه‌های دیگر.

نخستین دهه‌ی پس از انقلاب را می‌شود دوره‌ی سکوت ترانه‌سرایی خواند، مثل بسیاری از هنرهای دیگر. شما علت را در چه می‌دانید، با وجود اینکه دیگر سانسوری در خارج از کشور وجود نداشت؟

نه، آخر مسئله‌ی خارج از کشور نیست. مسئله این است که ترانه برجسته‌ترین و موثرترین وجه از وجوه هنری ما ناگهانه در ایران قدغن اعلام شد. یعنی دیگر سانسور وجود نداشت، سرکوب مطلق بود...

منظور من خارج از کشور است.

بله، بازتابش آنوقت طبیعی‌ست. به همین دلیل شما می‌بینید که در آن دهه‌ی نخستین که ترانه مطلقا در ایران، این نوع ترانه‌های ما، ترانه‌ی نوین، ترانه‌ی متعرض، ترانه‌ی جوان، ترانه‌ی رنگ و نشاط و همسن‌وسال اینها که جوان بودند، ناگهان با روی‌کارآمدن حکومت ولایت فقیه قدغن اعلام شد. بنابراین عده‌ای که در ایران ماندند خب مجبور به سکوت بودند و عده‌ای هم که گریختند و به تبعید پناه بردند، اینجا و آنجای جهان پراکنده شدند و تا به خودشان بیایند و شروع به کار بکنند، خب طبیعی‌ست که زمان می‌خواهد. اما چنین نیست. یعنی ما در سال ۱۳۵۸ و بطرف ۱۳۵۹، آلبومی داریم که با شعرهای من و صدای همراه و همدل خواننده‌ی بزرگ ما داریوش و با آهنگهایی که از پیش ضبط شده بود و داریوش با خودش به تبعید آورده بود، مثل بگو به ایران، وطن پرنده‌ی پر درخون/ وطن شکفته گل در خون، یا آن مار در محراب بر محمل ملودی‌ای که از پرویز مقصدی به همراه خودش آورده بود که من آنچه می‌دیدم/ من عاشق/ چه ماری خفته در محراب، و اینها ترانه‌هایی بودند که در اولین آلبوم تبعید به این صورت اعلام حضور کردند. و خیلی جالب توجه است که ببینیم شاید نخستین هنری در جامعه‌ی ما که در آن هنگام در میانه‌ی ۱۳۵۸ بطرف ۱۳۵۹ نظر خودش را راجع به آنچه در جامعه‌اش دارد می‌گذرد و آنچه دارد به روی کار می‌آید که یک دیکتاتوری مذهبی‌ست، چه سریع و چه صریح اعلام می‌کند.

شما سالهای زیادی است که بیرون از ایران هستید و این دوری به هر حال روی شما هم تاثیر گذاشته است. با جامعه ایران کمی احساس بیگانگی نمی‌کنید؟

خب من فکر می‌کنم در ایران هم اگر بودیم، وقتی به سالخوردگی می‌رسیدیم کماکان با پیرامونمان احساس غریبی می‌کردیم...

یعنی این فقط گذر زمان است که آدم احساس بیگانگی می‌کند؟

بله، اما این هم به گمان من از جنایت‌های فرهنگی‌ست که سانسور و سرکوب با خودش به همراه می‌آورد. طبیعی‌ست که هر هنرمندی در جامعه مادر و در سرزمینی که در روزمرگی‌های عمومی هم‌تجربه می‌شود با دیگران، طبیعی‌ست که خودش را خودی‌تر حس می‌کند، که در تبعید چنین نیست. و به همین دلیل است که من فکر می‌کنم کار هنری کردن در تبعید، تنها کار هنری‌کردن دیگر نیست. کار هنری‌ کردن و آفرینش هنری تبدیل به سلاح و ابزاری می‌شود که هنرمند تبعیدی با آن برای عوض‌کردن شرایط، برای تغییردادن آنچه موجب به تبعیدآمدنش شده است تلاش می‌کند.

آقای عطایی شما در پیش از انقلاب سروده بودید تا آنجایی که من به یادم می‌آید: سیل غارتگر اومد/ از تو رودخونه گذشت/ پلها رو شکست و برد/ زد و از خونه گذشت/ حالا من موندم و این ویرونه‌ها. بعد از انقلاب می‌گویید: مرا به خانه‌ام ببر/ اگرچه خانه خانه نیست. آیا این خانه هم در آن زمان ویران بود، هم در این زمان؟

متاسفانه به نوعی دیگر. متاسفانه از منظر و دیدگاهی آنچه بر ما می‌گذشت و ما بیان می‌کردیم، تمام آن چیزی بود که از جهان می‌دانستیم و تجربه کرده بودیم. طبیعی‌ست که هرگز هیچکدام ما منجم و پیش‌بین نبودیم که ببینیم خانه تبدیل به ویرانسرای سیاهی خواهد شد که آنچه ما آن موقع تجربه می‌کردیم را متاسفانه روسپید خواهد کرد. اما چنین شد. اگرچه ما در آنزمان نگران آزادی‌های سیاسی بودیم، امروز متاسفانه جامعه‌ی ما برای ابتدایی‌ترین حقوق انسانی، بشری، اجتماعی‌اش در حال مبارزه است.

آنطور که من یادم می‌آید شما گفته بودید، پس از انقلاب ترانه در ایران اعدام شد. سه دهه از آن زمان می‌گذرد. به نظر شما ترانه‌سرایی رو به افول رفته است؟

هرگز، هرگز! دچار تشتت و انحطاط به‌طور کلی شده که همیشه بود. یعنی شما که با هوشیاری دست می‌برید و از گذشته‌ها ترانه حفظ هستید و می‌گویید، حتما می‌دانید که این ترانه‌ها همه‌ی ترانه‌هایی نبود که در آن دوران تولید می‌شد. این ترانه‌ها بخش بسیار کوچکی بود از مجموعه ترانه‌هایی که تولید می‌شد و بد بودند. بد بودند، ارزش‌های هنری روی‌شان نمی‌گذارم. بد بودند، برای اینکه نتوانستند با نسل‌های دیگر جلو بیایند و به نسل‌های بعد منتقل بشوند. امروز هم چنین است. امروز هم تعداد ترانه‌هایی که تولید می‌شوند و از بین می‌روند و از بین خواهند رفت، خب تعدادشان بسیار بسیار بیشتر از ترانه‌هایی‌ست که از ارزش‌های دیگری برخوردارند و به نسل‌های بعد منتقل خواهند شد.

پس من باز از خودتان مثال بیاورم. می‌گویید: بر دوش خسته کشیدم ترانه‌هایم را و عاشقانه گذر کردم تا با دهان کوچک تو بخوانم، آواز سرزمین صبورم را، در جشن زادروز کودک آینده. مفهوم متقابلش این است که باید به امید ترانه‌سرایان جوان دیگری بود که احتمالا زاده خواهند شد، یعنی وجود ندارند؟

نه، چرا! به هر روی آینده از گذشته آغاز شده است. یعنی از آن لحظه‌ای که من در آن شعر برای کودک آینده سخن گفته‌ام، طبیعی‌ست که همین طور آینده در حال آمدن است و ترانه‌سراها هم بوجود می‌آیند و هر دورانی ترانه‌سراهای خودش را تولید خواهد کرد. آنچه مسلم است اینکه در سانسور مطلق مذهبی که در ایران وجود دارد، متاسفانه نمی‌شود آنقدر توقع داشت که در یک جامعه‌ی به‌هر روی اندکی بهنجارتر و به‌سامان‌تر توقع هست. من می‌دانم که در ایران ترانه‌سراهای بسیار خوبی هستند، جوان‌ها دارند کار می‌کنند. ولی ازاین هزارتوی سانسور و ممیزی باید رد بشوند، از ترس و وحشت دستگیرشدن و... و... و... که خودتان بهتر می‌دانید. بنابراین پرنده‌ای که پروبالش را با میخ به دیوار کوبیده‌اند، از آن نمی‌شود این توقع را داشت که مثل شاهین پرواز بکند و افق‌های تازه‌تری را زیر پر بگیرد.

                                                                                    دویچه وله       

 

 

+ نوشته شده توسط بابک Babak.H در 2007/11/20 و ساعت |
تقاضا برای آزادی سهراب رزاقی

در داخل و خارج از ایران انتقاد به بازداشت سهراب رزاقی و تقاضا برای آزادی وی افزایش یافته است.

سازمان عفو بین‌الملل در نامه‌ای خطاب به رییس قوه قضاییه ایران، خواستار آزادی بدون قید و شرط و فوری دکترسهراب رزاقی، مدیر عامل موسسه کنشگران داوطلب شده که از ۴ هفته قبل در بازداشت به سر می‌برد. خود موسسه کنشگران که مرکز آموزش و تحقیق جامعه مدنی ایران بود، اسفندماه سال گذشته به دستور دادستانی تهران، تعطیل و پلمب شد. همراه با سازمان عفو بین الملل، بیانیه ای نیز در داخل ایران با امضای ۷۱۵ نفر در حمایت از آزادی دکتر رزاقی منتشر شد.

 

+ نوشته شده توسط بابک Babak.H در 2007/11/20 و ساعت |

نمایشگاه بتهوون و بریتانیا در بن

 

 

 

لودویک وان بتهوون (۱۷۷۰ – ۱۸۲۷) آهنگساز بزرگ آلمانی علاقه ویژه ای به بریتانیا داشت و به ویژه در سالهای پایانی زندگی کوشید رابطه نزدیکتری با این کشور برقرار کند. این موضوع، محور اصلی نمایشگاهی است که در خانه زادگاه بتهوون در شهر بن برگزار شده است.

 

موسیقی بتهوون و آوازه او در اولین سال‌های قرن نوزدهم به بریتانیا رسید و او به زودی در جزیره سلطنتی به شهرت و محبوبیت کم ‌مانندی دست یافت.

بنا به اسنادی که از منابع و آرشیوهای گوناگون در آلمان و اتریش و بریتانیا فراهم آمده و در نمایشگاه عرضه شده، ناشران بریتانیایی از سال ۱۸۰۳ به بتهوون توجه پیدا کرده و در نشر تصنیف های او کوشیده اند. گفته می شود که در زمان زندگی بتهوون بیش از ۵۰۰ بار آثار او در بریتانیا به چاپ رسیده است.

در سال ۱۸۱۳ در لندن انجمنی به نام "جامعه فیلارمونیک" تأسیس شد که هدف اصلی خود را معرفی و ترویج موسیقی کلاسیک اروپا به ویژه آثار بتهوون می دانست.

با تلاش های این انجمن بود که بتهوون به "محبوب‌ترین آهنگساز در بریتانیا" بدل شد. انجمن دو بار از بتهوون دعوت کرد که به لندن برود. آهنگساز بزرگ هیچگاه موفق نشد به این دعوت پاسخ بگوید.

اقبال از موسیقی بتهوون در بریتانیا برای این آهنگساز، که ناکامی های شخصی و شغلی او را تلخکام کرده بود، بسیار اهمیت داشت. هم از نظر حرفه ای و هم از نظر مالی.

بتهوون در سال ۱۷۹۲ از زادگاه خود بن به وین، پایتخت آن روز موسیقی اروپا رفت

و به زودی به شهرت و اعتبار فراوانی دست یافت. اما با وجود این موفقیت، عقیده داشت که قدر او به اندازه کافی در وین دانسته نمی شود و حق با او بود.

بتهوون در بیشتر مراحل زندگی از نظر مالی زیر فشار بود. مانند هر هنرمند بزرگی مایل بود از لطف و عنایت اشراف و درباریان بی ‌نیاز باشد و تنها به دوستداران واقعی موسیقی تکیه کند. اما تحقق این آرزو در اروپای آن روز آسان نبود. او به خاطر دریافت حق تألیف آثار خود، مدام با ناشران و مجریان موسیقی کلنجار می رفت و می کوشید به استقلال مالی دست یابد.

در چنین موقعیتی اقبال ناشران و دست‌اندرکاران موسیقی کلاسیک در بریتانیا، از سویی بتهوون را به ادامه کارش دلگرم می کرد و ازسوی دیگر به او امید می ‌داد که بتواند وضع مالی خود را بهبود بخشد.

آوای تازه در موسیقی

حوالی سال‌ های ۱۸۱۳ و مقارن تصنیف قطعه حماسی "پیروزی ولینگتون" روزنامه های بریتانیا نوشته بودند که هنر بتهوون "آوای تازه ایست که بیش از هر موسیقی دیگری" در دل مردم بریتانیا راه باز کرده است.

معرفی بتهوون به دوستداران موسیقی در بریتانیا پیش از همه با یاری و حمایت چند تن از دوستان بتهوون شروع شد که بیشتر آنها از اروپا به جزیره مهاجرت کرده بودند. این نمایشگاه حامیان و مروجان اصلی موسیقی بتهوون را با عکس و سند و نامه معرفی می کند.

یوهان پتر سالمون، موسیقیدان آلمانی که از کودکی با بتهوون آشنا بود، پس از مهاجرت به لندن به معرفی و ترویج موسیقی او همت گماشت. سالمون او را تشویق کرد که آثار خود را برای ناشران بریتانیا بفرستد.

تلاش‌های موتسیو کلمنتی، موسیقی ‌دان ایتالیایی مقیم لندن نیز در معرفی بتهوون به بریتانیا موثر بود. به همت او بود که برخی از آثار بتهوون اولین بار در لندن منتشر شد، مانند کوارتت برای سازهای زهی (اپوس ۷۴).

بتهوون که تنها فرانسوی می دانست و به زبان انگلیسی آشنا نبود، به کمک دوستان آلمانی خود در بریتانیا مانند یوهان باپتیست فون هرینگ و فردیناند ریز می کوشید آثار خود را به ناشران بریتانیایی عرضه کند.

هدف او در درجه اول کسب درآمد بود و این تقاضای ساده کمتر برآورده می شد. ناشران و مجریان آثار یا چیزی نمی پرداختند و یا به او بسیار کمتر از آنچه او انتظار داشت پول می ‌دادند.

در نامه مؤرخ ۲۸ فوریه ۱۸۱۶ از دوست خود فردیناند ریز که در لندن می زیست، خواهش می کند که از ناشر بهای استنساخ (تکثیر آثار) و مخارج پست آنها را نیز مطالبه کند و می افزاید: "این پول برای یک آقای انگلیسی مبلغ ناچیزی است، اما برای یک آهنگساز فقیر اتریشی ثروت زیادی محسوب می شود!"

جورج اسمارت موسیقی ‌دان انگلیسی و جورج تامسون ناشر مقیم شهر ادینبورگ نیز در معرفی موسیقی بتهوون به بریتانیا نقش مهمی داشتند. جورج اسمارت نخستین رهبر ارکستری بود که به ارزش بالای آثار بتهوون پی برد و به اجرای آثار او دست زد.

جورج تامسون که به گردآوری ترانه های قومی علاقه مند بود، از بتهوون درخواست کرد که رشته ای از آهنگ های قومی مربوط به ایرلند و اسکاتلند و ویلز را نت‌نویسی کند؛ این آثار در سال ۱۸۲۲ در پنج مجلد منتشر شد و از نظر مالی گشایشی در کار بتهوون بود، هرچند نه تا آن حد که آهنگساز امید بسته بود.

طرح‌های نافرجام

بتهوون به اهداف جنبش روشنگری و مبارزه با استبداد و تاریک اندیشی معتقد بود. او از انقلاب کبیر فرانسه و منشور حقوق بشر برآمده از آن هواداری می کرد.

او که زمانی از روی ساده‌ دلی ناپلئون بناپارت را مدافع آرمان‌های انسانی انقلاب دانسته بود، سمفونی سوم خود (اپوس ۵۵، معروف به اروئیکا) را به فرمانده مقتدر فرانسه تقدیم کرد. اما ناپلئون در سال ۱۸۰۴ تاج سلطنت بر سر گذاشت و نشان داد که برای آرمان‌های انقلاب 'پشیزی' ارزش قائل نیست.

بتهوون با دریافت خبر تاجگذاری ناپلئون، فریاد خشم برداشت که: "این مرد آدمی حقیر و فرومایه بیش نیست." او برگ تقدیم‌ نامه سمفونی را از هم درید و بر نسخه تازه نوشت: "تقدیم به خاطره یک مرد بزرگ.

بتهوون که از آن پس ناپلئون را "دشمن انقلاب" شناخته بود، اقدامات و فتوحات او را در اروپا با نگرانی دنبال می کرد، تا سرانجام ستاره بخت "امپراتور" افول کرد و او زیر شکست‌های متوالی کمر خم کرد.

پیروزی فیلدمارشال آرتور ولسلی، دوک ولینگتون در ۲۱ ژوئن ۱۸۱۳ در نبرد ویتوریا در شمال اسپانیا ضربه شدیدی بر ارتش ناپلئون وارد کرد. خبر این پیروزی در ۲۷ ژوئیه به وین رسید و شادی عموم را برانگیخت.

بتهوون از شکست امپراتور سلطه‌جوی فرانسه در اثری به نام "پیروزی ولینگتون"استقبال کرد. بتهوون این اثر را که به "سمفونی جنگی" هم معروف است، به پیشنهاد دوست موسیقی‌شناس خود یوهان ملتسل تصنیف کرد.

بتهوون در این اثر حماسی، در رنگ‌آمیزی صحنه های رزمی از سازهای قوی و پرطنین مانند طبل و ترومپت استفاده کرده و برای تجسم درگیری ارتش‌های فرانسه و بریتانیا، به مارش های ملی دو کشور ارجاع داده است.

پیروزی ولینگتون" نخستین بار در هشتم دسامبر ۱۸۱۳ به همراه سمفونی هفتم بتهوون در وین اجرا شد.

تنها چند ماه بعد جورج اسمارت قطعه "پیروزی ولینگتون" را با موفقیت فراوان در لندن اجرا کرد، و دربار بریتانیا که اثر را قدردانی از اقدامات خود دانسته بود، نسبت به آن اقبال فراوانی نشان داد.

اما بتهوون از موفقیت‌ اثر بهره زیادی نبرد. او از ولیعهد انگلستان، که پادشاه بعدی جورج چهارم بود و اثر به او تقدیم شده بود، پول بیشتری انتظار داشت که به دست او نرسید.

سمفونی کورال

اثر مهم دیگری که به نحوی با بریتانیا مربوط می شود، آخرین سمفونی بتهوون است که بی‌تردید معروف ‌ترین کار اوست.

بتهوون که از همکاری با ناشران انگلیسی و استقبال گسترده مردم بریتانیا از آثارش، به شوق آمده بود، مایل بود که سمفونی نهم ابتدا در لندن اجرا شود و حتی خود برای نظارت بر ارکستر به لندن برود.

بتهوون به دلایل گوناگون نتوانست به لندن سفر کند. از جمله آنکه مبلغی که "جمعیت فیلارمونیک" برای هزینه سفر او در نظر گرفته بود، رضایت او را جلب نکرد. اما گفته شده است که مشکل مالی بهانه ای بیش نبوده و بتهوون به دلیل بیماری در سال‌های پایانی زندگی به ندرت از وین بیرون می رفت.

یوهان باپتیست فون هرینگ، دوست بتهوون در نامه ای به ناشران انگلیسی آثار آهنگساز می نویسد: "او مدام از سفر به انگلستان حرف می زند، اما متأسفانه ناشنوایی او به حدی شدت یافته که او قادر به انجام این مسافرت نیست."

سمفونی نهم سرانجام در هفتم مه ۱۸۲۴ در وین اجرا شد. معروف است که آهنگساز که در سالن حضور داشت، از شاهکاری که خلق کرده بود، کمترین صدایی به گوشش نرسید. این اثر بزرگ اولین بار در ۲۱ مارس ۱۸۲۵ در  لندن اجرا شد.

نمایشگاه "بتهوون و انگلستان" تا ۱۸ ماه نوامبر در خانه زادگاه آهنگساز در شهر بن برگزار شد.

                                                                                                      منبع : بي بي سي فارسي

 

+ نوشته شده توسط بابک Babak.H در 2007/11/20 و ساعت |

مشكلات جنسي عامل 50 درصدی طلاق

به دليل محدوديت‌هاي فرهنگي كه در زمينه طرح مسايل و مشكلات جنسي در جامعه وجود دارد افراد نمي‌دانند مشاوره‌هاي مرتبط با مسايل جنسي را در چه مركزي بايد دريافت كنند.

رييس سومين كنگره خانواده و سلامت جنسي گفت: با بررسي پرونده‌هايي از دادگاه‌هاي خانواده مشخص شد كه حدود ۵۰درصد از طلاق‌هايي كه در خانواده‌ها صورت مي‌گيرد ريشه در مسايل و مشكلات جنسي دارد.

دكتر "سيد كاظم فروتن" روز شنبه در نشست خبري سومين كنگره"خانواده و سلامت جنسي" با بيان اين مطلب افزود: نتيجه اين بررسي نشان مي‌دهد بسياري از مشكلات خانوادها ناشي از مشكلات و اختلالات جنسي است كه به صورت مشكلات ظاهري و سطحي همچون تنفرها و جر و بحث‌هاي خانوادگي مطرح مي‌شود.

وي ادامه داد: با بررسي پرونده افرادي كه به دادگاه‌هاي خانواده مراجعه كرده بودند و به كلينيك سلامت خانواده ارجاع داده شده بود مشخص شد ريشه بسياري از مشكلات خانوادگي كه منجر به طلاق و بي‌علاقگي زوجين نسبت به همديگر مي شود ناشي از مسايل جنسي است. دكتر فروتن گفت: به دليل محدوديت‌هاي فرهنگي كه در زمينه طرح مسايل و مشكلات جنسي در جامعه وجود دارد افراد نمي‌دانند مشاوره‌هاي مرتبط با مسايل جنسي را در چه مركزي بايد دريافت كنند.

به گزارش ایرنا، وي با تاكيد بر ايجاد مراكز و كلينيك‌هاي خاص مشاوره جنسي خاطر نشان کرد: ايجاد چنين مراكزي براي ارايه خدمات مشاوره‌اي به خانواده‌ها در پيشگيري و يا حل بسياري از معضلات مرتبط با مسايل جنسي كمك‌كننده است.

به گفته وي، ممكن است همسر از مشكلات رفاهي و اقتصادي و ديگر مشكلات زندگي شكايت كند ولي در ريشه‌يابي آن مشخص مي‌شود كه در آن خانواده آرامش جنسي وجود ندارد.

دكتر فروتن با اشاره به اينكه اختلالات جنسي در جامعه ما از شيوع بالايي برخوردار است افزود: در كشور ما براي ناتواني جنسي كه حدود ۹درصد مردان جامعه از آن رنج مي‌برند هيج برنامه ريزي منسجمي به عمل نيامده است.

وي اضافه كرد طبق آمارهاي موجود در كشور حدود ۳۰درصد زنان و ۳۰تا ۴۰درصد مردان در زندگي زناشويي خود از اختلالات جنسي رنج مي‌برند.

 

+ نوشته شده توسط بابک Babak.H در 2007/11/20 و ساعت |

بازداشت مریم حسین خواه، فعال حقوق زنان

 

برای مریم حسین‌خواه قرار بازداشت موقت صادر شد. این روزنامه‌نگار پرسابقه روانه زندان اوین شده است. مریم حسین خواه در ارتباط با مطالب مربوط به حقوق زن که در سایتهای مختلف نوشته و اعتراض به قوانین تبعیض آمیز و شرکت در کمپین یک میلیون امضا متهم به نشر اکاذیب و تبلیغ علیه نظام و تشویش اذهان عمومی شده است. شهاب میرزایی، همسر مریم حسین خواه، و شیرین عبادی، وکیل وی، به پرسشهایی در باره بازداشت خانم حسین‌خواه پاسخ گفتند.

 
+ نوشته شده توسط بابک Babak.H در 2007/11/20 و ساعت |

آماری جالب از وبلاگنویسی

Blog World Expo



آماری را که در زیر مشاهده میکنید در این کنفرانس اعلام شد:

بیش از ۱۲ میلیون شهروند آمریکایی وبلاگ می نویسند. (این آمار تنها مربوط به گروه سنی بزرگسال می باشد)
بیش از
۱۴۷
میلیون آمریکایی از اینترنت استفاده می کنند.
بیش از
۵۷
میلیون امریکایی وبلاگ می خوانند.
۱.۷
از آمریکایی ها از وبلاگشان کسب درآمد می کنند (این آمار تنها مربوط به گروه سنی بزرگسال می باشد)
۸۹% از نتایج بررسی ها نشان می دهند که وبلاگ ها در ۵
سال آینده اهمیت بیش تری پیدا خواهند کرد.
۹%
از کاربران اینترنت گفتند که یک وبلاگ ایجاد کرده اند.
۶%
از کل جمعیت امریکا گفتند که یک وبلاگ ایجاد کرده اند.
Technorati تا کنون حدود
۷۰ میلیون وبلاگ را رتبه بندی کرده است.
روزانه بیش از
۱۲۰
هزار وبلاگ ایجاد میشود.
روزانه بیش از
۱.۴
میلیون پست جدید در وبلاگ ها اضافه می شود.
۲۲%
از محبوب ترین وب سایت ها را وبلاگ تشکیل می دهند.
۳۷% از خواننده های وبلاگ، وبلاگ خوانی را از سال ۲۰۰۵ یا ۲۰۰۶
شروع کرده اند.
وبلاگخوان ها بطور متوسط در هر هفته
۲۳ ساعت را برای خواندن وبلاگ صرف می کنند.

+ نوشته شده توسط بابک Babak.H در 2007/11/19 و ساعت |

مراسم یادبود پروانه و داریوش فروهر

پروانه و داریوش فروهر 

 

اول آذر ماه (۲۲ نوامبر) مراسم یادبود پروانه و داریوش فروهر در خانه شخصی آنان در تهران، که محل قتلشان نیز بود، برگزار می‌شود. پروانه و داریوش فروهر نخستین قربانیان قتلهای سیاسی زنجیره‌ای در ایران بودند، قتلهایی که دستگاه قضایی ایران پرونده آن را بسته است، بی‌آنکه به دادخواهی خانواده‌های قربانیان آن قتلها رسیدگی کرده باشد.

+ نوشته شده توسط بابک Babak.H در 2007/11/18 و ساعت |

اولين تصوير از پسر محمود احمدي‌نژاد

پسر رئيس جمهور درحالي كه به سرعت از مقابل غرفه ايرنا مي‌گذشت، در پاسخ به سوال كوتاه خبرنگار ايرنا كه پرسيد، «فرزند رئيس جمهور بودن چه مشكلاتي دارد؟» گفت: يكي از اين مشكلات اين است كه نمي‌توانم راحت به نمايشگاه بيايم.

«مهدي احمدي‌نژاد» كه در آخرين روز نمايشگاه مطبوعات و خبرگزاري‌ها از اين نمايشگاه ديدن مي‌كرد، مانند پدرش لباس‌هاي بسيار ساده‌اي بر تن داشت، فقط در مقابل غرفه خبرگزاري «برنا» وابسته به‌خبرگزاري جمهوري اسلامي و سازمان ملي جوانان ايستاد و نوشته‌اي را نيز در دفتر يادبود روزنامه ايران نوشت.

  

مهدي كه در حال حاضر دانشجوي دانشگاه علم و صنعت است، زماني از نمايشگاه مطبوعات توانسته بود بازديد كند كه قرار است پدرش «محمود احمدي‌نژاد» رئيس‌جمهوري تا دقايقي ديگر از چهاردهمين نمايشگاه مطبوعات و خبرگزاري‌ها بازديد كنند.

 

+ نوشته شده توسط بابک Babak.H در 2007/11/17 و ساعت |
  

مشاورین رئیس جمهور بهش گفتن که اگر عصایی از چوب درخت بادام تلخ با خودش حمل کندازاشرار و بدخواهان در امان می ماندحالا نمی دانم این بدخواهان شامل منتقدین ایشان نیز می گردد یانه؟

 

+ نوشته شده توسط بابک Babak.H در 2007/11/17 و ساعت |

بوسه هوگو چاوز بر دست نائومی کمپل سوپر مدل انگلیسی

 

                    ببین هوگو جان شیوه صحیح شعار علیه آمریکا این شکلیه
+ نوشته شده توسط بابک Babak.H در 2007/11/17 و ساعت |

اعلام نتیجه مسابقه بین المللی بهترین وبلاگ های سال ۲۰۰۷

اکسنیا آویموا، برنده‌ی جایزه‌ی بهترین وبلاگ سال ۲۰۰۷ 
 

Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift:  اکسنیا آویموا، برنده‌ی جایزه‌ی بهترین وبلاگ سال ۲۰۰۷

 

وبلاگ „فتومانیا“ از بلاروس برنده امسال بهترین وبلاگ مسابقه بین‌المللی دویچه وله شد. جایزه گزارشگران بدون مرز به وبلاگ انگلیسی زبان „یوتمان“ از تایلند اهدا شد. در بخش بهترین وبلاگ فارسی زبان، ۳۵" درجه" انتخاب شد.

وبلاگ فتومانیا به „اکسینیا آویموا“ تعلق دارد که ۲۳ ساله است و در مینسک زندگی می‌کند. „آلسکاندر پلوشچف“، داور بخش روسی در باره برنده شدن این وبلاگ می گوید: «این وبلاگ که امروز اینجا برنده شد چندین کیفیت را همزمان ارائه می دهد. نخست آن که تصاویر آن  سمبل و ادامه همان ادبیات بزرگ روسیه است. اما انسان حتما نباید یک انقلابی، مبارز راه آزادی و یا منتقد دولت باشد تا بتواند نقش بزرگی ایفا کند. گاهی نشان دادن جامعه همانطور که هست، کافی است. و این کار می تواند با ابزار موجود صورت گیرد و در مورد این بلاگر، با دوربین عکاسی این کار صورت گرفته است.»

„کریستیان گرامش“، مدیرکل برنامه‌های دویچه وله می گوید: «وبلاگی است که تصاویر سیاه و سفید آن بدون سخن، حرف های زیادی درباره زندگی روزمره در بلاروس برای گفتن دارد؛ کشوری که خود را از انظار جهانیان به‌دور نگه داشته است.»

 جایزه گزارشگران بدون مرز امسال به وبلاگ "یوتمان" تعلق گرفت که در سال ۲۰۰۶ با ارائه گزارش از کودتای نظامی در تایلند، شهرت جهانی یافت و در حال حاضر درباره برمه و مخالفت مردم این کشور با رژیم نظامی آن گزارش می‌دهد.

 هیئت داوران در لیست وبلاگ‌های نامزد شده به وبلاگ ۳۵ درجه توجه نشان داد. وبلاگی که نام آن از عشق به تهران که بر روی مدار۳۵ درجه قرار دارد، برگرفته شده است و با ادبیاتی مناسب به موضوعات تابو و ممنوعه در جامعه‌ای مذهبی می پردازد. هیئت داوران در رای گیری نهائی به دلیل داشتن شجاعت در پرداختن به موضوعات تابو و ممنوعه، جذابیت و تازگی موضوعات، وبلاگ ۳۵ درجه را به عنوان بهترین وبلاگ فارسی زبان برای سال ۲۰۰۷ برگزید.

 برندگان این سال طی مراسمی در موزه ارتباطات برلین اعلام شدند.

فرناز سیفی، داور ایرانی این مسابقه در سخنرانی آغازین این مراسم به اینترنت به مثابه رسانه‌ای آلترناتیو در ایران اشاره کرد و گفت، در جامعه ای که دولت تمامی رسانه‌ها را تحت کنترل خود درآورده است، اینترنت ابزاری است که به صداهای سرکوب شده مجال و فرصت انعکاس می‌دهد.

                                                                                       دویچه وله

                 

            

+ نوشته شده توسط بابک Babak.H در 2007/11/17 و ساعت |
گزارش تصويري: درگيري در كوي دانشگاه كاراكاس










+ نوشته شده توسط بابک Babak.H در 2007/11/17 و ساعت |
                                               

                                               حقیقت


 حقیقت چیزی است که فقط در آزادی فردی ، در آزادی کامل وجود تو

 

شکفته می شود .

+ نوشته شده توسط بابک Babak.H در 2007/11/17 و ساعت |

عکس بالا و پایین نشانه ی اوج قدرت دانشجویان در بحبوحه ی اعتراضات دانشجوئی خرداد 85 بود. این صف دانشجوئی مستقیما به طرف ساختمان نهاد رهبری رفت و پس از درهم شکستن این نهاد غیر دانشجوئی در طبقه ی بالای آن اتاق معاون دانشجوئی ، مدیر کل دانشجوئی و مدیر کل فرهنگی دانشگاه به تسخیر دانشجویان در آمد. عکسهای معروفی که دانشجویان را در حال نوشتن اشعار شاملو روی دیوارها نشان می دهد مربوط به این روز است.


خاک خسته:

« نعره کن ای سرزمین جان سپردن
نعره کن
نعره کن ای خاک خسته، خاک مردن
نعره کن
شب هق هق
شب پرپر زدن چلچله هاست
از غزل گریه پرم
خانه ی هم غصه کجاست؟

این همه جوخه، این همه دار
این همه مرگ
این همه عاشق خفته در خون
این همه زندان ، این همه درد
این همه اشک
نعره هایت کو خاک گلگون؟

خاک گل مردگی و قحطی و آفت زدگی
وطن تعزیه در مرگ و مصیبت زدگی

شب یاران، شب زندان
شب ویرانی ما
شب اعدام رفیقان گل و نور و صدا»

 

 

+ نوشته شده توسط بابک Babak.H در 2007/11/17 و ساعت |

سه شنبه ۲۰ نوامبر ۲۰۰۷ دانشجویان ومردم کوبا در اعتراض به جنگ افروزی آمریکا و در حمایت ازدانشجویان و فعالین اجتماعی زندانی در ایران تظاهرات میکنند

دانشگاههای مختلف کشورهای کوباو ایتالیا در نظر دارند در حمایت از خواسته ها و مطالبات دانشجویان ایران در کشور های خود دست به تظاهرات و اعتراضات وسیعی بزنند.خواسته های اجتماعی و فراگیری که دانشجویان ایران به نمایندگی از توده های وسیع جامعه بیان کرده اند موجبات اعلام حمایت جنبشها و طیفهای مختلف مردم در کشورهای دیگر را فراهم آورده است.کمپین بین المللی آزادی پلی تکنیک وظیفه خود میداند که اخبار و مطالبات جامعه کارگری،دانشجوئی و زنان را در قالب اخبار ،گزارشات و اعتراضات به زبانهای مختلف به گوش مردم دنیا برساند.ازاین رو با دور تازه فعالیت خود در هفته آینده و در برنامه ای مشترک با دانشجویان کوبا اعتراضی را در هاوانا برپا خواهد کرد.محور این اعتراضات آزادی دانشجویان زندانی،زندانیان سیاسی،کارگران و زنانی است که در زندانهای جمهوری اسلامی تاوان خواست برحق و انسانی خود را میدهند.در همین راستا اعتراض به تعرض سرمایه داری جهانی و جنگ افروزی آمریکا به عنوان سردمدار آن در قالب شعارهای آزادی وبرابری، سوسیالیسم یا بربریت،لغوتبعیض جنسی ،اتحاد جنبشهای کارگری ودانشجوئی و در نهایت پیوند جنبشهای سوسیالیستی دانشجویان در دنیا بر روی پلاکاردها و تابلوهای اعتراضی بالا خواهد رفت.هاوانا پایتخت کوبا در روز سه شنبه 20 نوامبر 2007 شاهد این اعتراض دانشجویان خواهد بود.کمپین آزادی پلی تکنیک از همه دانشجویان و آزادیخواهان چه در ایران و چه در کوبا دعوت میکند با اعلام حمایت وصدور بیانیه های خود به استقبال پیوند جنبش دانشجوئی ایران با سایر آزادیخواهان وبرابری طلبان در سراسر دنیا بروند. اعتراض به حضور آمریکا در عراق ،افغانستان و خاورمیانه وهمچنین دخالتگری در امور کشورهای کوبا و ایران نیز از انگیزه های اعتراض دانشجویان دانشگاههای هاوانا دراین روز است.در این روز بیانیه ای مشترک از جانب دانشجویان ایران وکوبا به زبانهای مختلف خوانده خواهد شد.این اعتراضها و مطالبات همزمان با آماده سازی دانشجویان ایران برای شرکت در اعتراض وسیع 16 آذر برپا میشود.اخبار و اطلاعات کمپین بین المللی آزادی پلی تکنیک را به زبانهای مختلف دنیا در آدرسهای زیر بخوانید :

 


http://polytechnic-uni.blogspot.com/
فارسی:کمپین آزادی پلی تکنیک
http://polytechnic-free.blogspot.com/
انگلیسی:polytechnic free campaign
http://plytechnic-free1.blogspot.com/
ایتالیائی:Politecnici libera campagna
http://polytechnic-free2.blogspot.com/
فرانسوی:Polytechnique de campagne gratuite
http://polytechnic-free3.blogspot.com/
روسی:политехнических свободной кампании

 

 

+ نوشته شده توسط بابک Babak.H در 2007/11/17 و ساعت |

سایت زنستان مسدود شد

 
 

نشریه اینترنتی زنستان با اخطار دادسرای اتاق اینترنت وزارت ارشاد بسته شد. این سایت که اخبار مربوط به جنبش زنان را پوشش می‌داد، پیش از این شش بار فیلتر شده‌بود.

دادسرای اتاق اینترنت وزارت ارشاد با احضار مسئولان شرکت هایی که هاست و دومین مجله اینترنتی زنستان از آنها خریداری شده بود، از آنها خواست که فضای اینترنتی فروخته شده به زنستان را مسدود کنند.

در قوانین مربوط به رسانه‌ها هیچ قانونی در مورد مسدود کردن فضای اینترنتی یک سایت وجود ندارد و از این رو بستن سایت زنستان عملی غیرقانونی است.

لیلا علی‌کرمی، وکیل و حقوقدان در این مورد توضیح می‌دهد:

«سایت زنستان سایتی بوده که اخبار را پخش می‌کرده و در آنجا هیچ مطلبی خلاف اصول شرع و قانون نوشته نمی‌شده یا اینکه در معرض مراجعه‌کنندگان سایت قرار نداشته است. بنابراین اصلا ما قانونی در این خصوص نداریم که بخواهیم با استناد به آن حتا سایت را فیلتر یا مسدودش کنیم. ولی متاسفانه الان خیلی از سایتها هستند که با این مشکل مواجه هستند و فیلترینگ خیلی قوی هست در ایران و بنابراین این کار اصلا پایه‌ قانونی ندارد».

 

علی‌کرمی می‌گوید، از آنجایی که این سایت بدون هیچ حکم دادگاهی بسته شده، پیگیری برای رفع توقیف از آن نیز مشکل است:

«همانطور که گفتم این سایت براساس قانون بسته نشده است. یعنی راه قانونی... به چه مرجعی باید مراجعه کرد؟ این براساس قانون و حکم دادگاه و براساس رسیدگی قانونی انجام نگرفته است. بنابراین من فکر نمی‌کنم راه قانونی‌ای وجود داشته باشد».

 

از آنجا که بسته‌شدن این سایت به دستور وزارت ارشاد صورت گرفته، علی‌کرمی تنها راه پیگیری قضایی این موضوع را شکایت از این وزراتخانه می‌داند:

«اینطور که شنیدم از طریق اخطاری که از وزارت ارشاد آمده این کار صورت گرفته است. بنابراین تنها راهش این است که ما علیه وزارت ارشاد شکایت‌مان را مطرح کنیم که به این کارهای خلاف قانونش ادامه ندهد».

برخی از فعالان زنان معتقدند مسدود شدن این سایت به منظور اعمال فشار بیشتر بر جنبش زنان صورت گرفته‌است. اخیرا نیز حکم زندان و شلاق برای دو تن از فعالان زنان تأیید شده و چند تن دیگر نیز برای حضور در دادگاه دعوت شده‌اند.

 

+ نوشته شده توسط بابک Babak.H در 2007/11/17 و ساعت |

مسابقه زیباترین جمله آغازین

گونتر گراس در دیدار از نمایشگاه کتاب فرانکفورت در سال ۲۰۰۶ 
 

"ایزابل بازهم نمک زد". این جمله‌ی کوتاه از گونتر گراس، به عنوان زیباترین جمله آغازین رمان‌های آلمانی برگزیده شد. مسابقه‌ای درآلمان برگزار شد که هدف آن، تعیین زیباترین جمله شروع در کتاب‌های ادبی به زبان آلمانی بود.

 

+ نوشته شده توسط بابک Babak.H در 2007/11/17 و ساعت |

 

علی عطشانی در فیلم سه اپیزودی "زندگی استاد فرشچیان" به روایت زندگی و آثار این هنرمند معاصر پرداخت.                                             

 

علی عطشانی در فیلم سه اپیزودی "زندگی استاد فرشچیان" به روایت زندگی و آثار این هنرمند معاصر پرداخت.
عطشانی درباره این فیلم مستند گفت: "این فیلم مستند در سه اپیزود ساخته می‌شود که در حال حاضر تصویربرداری و تدوین اپیزود "سخت‌ترین امتحان" به پایان رسیده است. در این اپیزود به موضوع حضرت ابراهیم و اسماعیل (ع) و ارتباط معنوی تابلو استاد فرشچیان با این موضوع پرداخته ایم."
وی در ادامه افزود: "اپیزود دوم این فیلم مستند در ارتباط با تابلو "شمس و مولانا" فرشچیان است و قسمت سوم نیز با موضوع زندگی استاد از کودکی تاکنون جلو دوربین خواهد رفت. در واقع در این اپیزود ما با خصوصیات فردی و ویژگی‌های فرشچیان و شرایطی که موجب شد او به این موقعیت برسد پرداخته‌ایم."
فیلم مستند اپیزودیک "استاد فرشچیان" به نویسندگی و کارگردانی علی عطشانی و تهیه‌کنندگی سیدمحسن طباطبایی در موسسه بی تا فیلم تهیه و تولید می‌شود. عطشانی فیلم سینمایی "پوست موز" را با بازی حمید فرخ نژاد و بهنوش طباطبایی در مرحله فنی دارد و به زودی ساخت

فیلم "با چشم من ببین" را آغاز خواهد کرد.

بخشی از آثار استاد محمود فرشچیان :

 

                

 

+ نوشته شده توسط بابک Babak.H در 2007/11/15 و ساعت |

              هم آوایی کریس دی برگ و گروه آریان                                                         

  

برای نخستین بار کریس دی برگ آوازه خوان و موزیسین نامدارایرلندی با گروه آریان برای تولید قطعه ای به نام صلح همکاری می کنند.

محسن رجب پور مدیر گروه آریان که از ابتدای شکل گیری این گروه نقشی جدی در تحولات هنری آن داشته است، عصر دوشنبه (21 آبان) در نمایشگاه مطبوعات، حاضر شد و ضمن اعلام این خبرگفت: در توافقی که بین شرکت ترانه شرقی و کمپانی فریمن پروداکشنز صورت گرفته است این اثر مشترک تولید وبه زودی در قالب آلبومی به بازار موسیقی عرضه خواهد شد.

رجب پور با اشاره با هماهنگی های به عمل آمده برای تولید این قطعه که نام صلح را برای آن انتخاب کرده اند گفت:

کریس دی برگ نخستین هنرمند نامدار در عرصه موسیقی پاپ است که که با یک گروه پاپ ایرانی آهنگ مشترکی را اجرا خواهد کرد.

دی برگ فعالیت های عام المنفعه فراوانی داشته است و از جمله هنرمندانی است که دغدغه کمک به آسیب دیدگان در کشور های مختلف را دارد. وی از سوی سازمان ملل متحد به عنوان سفیر سلامت و مبارزه با سوء تغذیه انتخاب شده و آهنگ های زیادی درباره صلح خوانده و برنامه های خیر خواهانه فراوانی را در سرتاسر دنیا برگزار کرده است.

وی به دلیل سبک آرام و انتخاب اشعاری با مضامین انسان دوستانه چهره ای آشنا در میان اقوام و ملل مختلف است ودر میان علاقه مندان به موسیقی پاپ جهانی در ایران هواداران فراوانی دارد.

وی همچنین در گفتگوهای مختلف از علاقه اش به فرهنگ ایران سخن گفته است.

به گفته رجب پور آهنگی برای صلح یکی از آهنگ های آلبوم چهارم گروه آریان خواهد بود که قرار است درایران ازسوی شرکت ترانه شرقی و در خارج از ایران از سوی کمپانی فریمن پرودکشانر عرضه عمومی شود.

 

   

 

مدير گروه آريان درباره فعاليت‌هاي گروه آريان در ايران گفت كه رايزني‌هايي با وزارت ارشاد صورت گرفته‌است و احتمالاً ما در جشنواره موسيقي فجر امسال و در بخش جنبي آن به اجراي برنامه خواهيم پرداخت . 

 

                                         

                                                                                         همشهری آنلاین   

 

 

 

+ نوشته شده توسط بابک Babak.H در 2007/11/14 و ساعت |

بدعتي ديگر در موسيقي ايران :بليط‌هاي 40 و 50 هزار توماني،نوازندگان پيانوي اتريش و آلمان

 

نوازند‌گان نامي پيانوي دنيا از آلمان و اتريش راهي ايران مي‌شوند.

دوئت اتريش با پيانوهاي "بزندرفر" اتريش توسط پروفسور "رولاند باتيك" به‌همراه "اولريش هف‌ماير" كه گويا هر دو از نابغه‌هاي پيانو در سطح بين‌المللي به‌شمار مي‌روند، روزهاي 22 و 23 آبان‌ماه جاري از ساعت 21 در تالار وحدت به صحنه مي‌روند.

اين كنسرت پيانو با اجراي آثار كلاسيك با همكاري موسسه‌ي هنر آيندگان پارسه و بنياد فرهنگي، هنري رودكي تدارك ديده شده است و طبق اعلام، قيمت بليط كنسرت اتريش، براي طبقه‌ي هم‌كف50 هزار تومان، بالكن اول 40، و بالكن‌هاي دوم و سوم 30 هزار تومان است.

قيمت بليط‌هايي كه ايستاده صادر مي‌شوند هم 10 هزار تومان اعلام شده است.

اما، رسيتال پيانو توسط "فلورين كروم پوك" با پيانوي "بلوتنر" آلمان هم روز يك‌شنبه 27آبان‌ماه جاري از ساعت 21 در تالار وحدت به اجرا مي‌پردازند.

قيمت‌هاي اعلام شده براي كنسرت آلمان در ايران نيز، طبقه‌ي هم‌كف 40 هزار تومان، بالكن اول 30، بالكن دوم، و سوم 20 و ايستاده 10 هزار تومان اعلام شده است.

برگزاركنندگان براي دانشجويان ايراني، در بالكن‌هاي دوم و سوم، در هر اجرا 50 نفر، تخفيف 50 درصدي لحاظ كرده‌اند.

+ نوشته شده توسط بابک Babak.H در 2007/11/14 و ساعت |

با وجود فروش 3هزار بليط در بين مردم؛ موسيقي پاپ امروز در قزوين برگزار نمي‌شود؟!

 

چندي پيش در پي اطلاع‌رساني‌هاي صورت گرفته در سطح شهر قزوين مبني بر برگزاري كنسرت موسيقي پاپ با حضور (حميد عسگري، خواننده‌ و محمدرضا گلزار، مهمان) به مدت سه روز و كسب مجوزهاي لازم در اين زمينه، تعداد سه‌هزار بليط براي حضور در اين كنسرت در ميان مردم فروخته شد. اما از آنجايي كه اين كنسرت قرار است امروز (چهارشنبه، 23 آبان‌ماه) برگزار شود به يك‌باره خبر برگزار نشدن آن از سوي دستگاه‌هاي مسوول منتشر شد.

اين در حالي‌است كه مسوولان بيان كردند كه برگزار كنندگان اين كنسرت مسير دريافت مجوز را به درستي طي نكرده‌اند.

در اين زمينه، محمدحسين شفيعي‌ها، مديركل فرهنگ و ارشاد اسلامي‌ استان قزوين  گفت: عدم دريافت مجوز به دليل پيگيري نكردن برگزاركنندگان كنسرت بوده و برگزاري اين كنسرت در قزوين هنوز قطعي نيست.

وي با اشاره به اين كه مسير دريافت مجوز توسط برگزاركنندگان اين كنسرت به صورت كامل انجام نشده، اظهار كرد: ارشاد درخواست را به فرمانداري ارجاع داده است، اما برگزاركنندگان ادامه مسير را طي نكرده‌اند و شهرداري و شوراي شهر نيز براساس نامه‌اي كه از سوي نيروي انتظامي ‌به آنها ارسال شده، تصور كرده‌اند كه مجوز لازم گرفته شده است.

شفيعي‌ها ادامه داد:‌ ارشاد طي نامه در رونوشتي به شهرداري، تخلف شهرداري قزوين را اعلام كرده و خواستار توقف تبليغات اين گروه موسيقي شده است.

وي گفت: در نامه ابتدايي سوي نيروي انتظامي به شهرداري قزوين، اسامي خوانندگان، شهرام ناظري، احسان خواجه‌اميري و علي لهراسبي آورده شده بود كه پس از آن اسامي‌ خوانندگان به حميد عسگري با حضور محمدرضا گلزار، بازيگر، تغيير يافته و به اداره كل ارشاد قزوين اعلام شده است.

شفيعي‌ها گفت: برگزاركنندگان اين كنسرت مسير دريافت مجوز را تا پايان طي نكرده‌اند.

مديركل فرهنگ و ارشاد اسلامي قزوين افزود: در صورت برگزار نشدن اين كنسرت طي اطلاعيه‌اي به مردم اعلام مي‌شود كه جهت پس گرفتن پول بليط به چه مراكزي مراجعه كنند.

صالحي، مدير روابط عمومي‌ شهرداري قزوين نيز در اين راستا به خبرنگار ايسنا گفت: شهرداري قزوين از برگزاركنندگان مجوزي نخواسته و تنها به نامه نيروي انتظامي‌ قزوين اكتفا كرده است.

وي افزود: همكاري شهرداري با برگزاركنندگان به دليل درخواست نامه‌اي‌ است كه به امضاي فرماندهي نيروي انتظامي ‌قزوين رسيده است.

صالحي در ادامه با اشاره به اين كه بخشي از درآمد اجراي اين كنسرت براي حمايت از ستاد مبارزه با موادمخدر اختصاص مي‌يابد، اظهار كرد: وقتي مكاتبه‌اي از سوي مجريان(نيروي انتظامي) صورت گرفته است، شوراي شهر و شهرداري احساس كرده‌اند مجوزهاي لازم اخذ شده است.

وي با اشاره به تغيير نام خوانندگان از شهرام ناظري، لهراسبي و خواجه اميري به حميد عسگري، گفت: چون تبليغات رايگان بوده، كنترلي روي پوستر‌ها وجود نداشته است(!)، ضمن اين كه در چسباندن پوستر نيز تخلف صورت گرفته و سازمان بازيافت شهرداري نيز از مجريان اين برنامه شكايت كرده است.

دهخدا نيا، معاون سازمان اجراييات و زيباسازي شهرداري قزوين نيز در اين زمينه به خبرنگار ايسنا، گفت: اين سازمان مطابق دستور مقامات بالاتر شهرداري، اقدام به همكاري در زمينه‌ تبليغات، نصب بيلبورد و پوستر اين گروه موسيقي(حميد عسگري) كرده است.

وي با اشاره به عدم مطابقت اسامي ‌خوانندگان در تبليغات انجام شده با نامه‌ ارسالي به اداره كل ارشاد، گفت: با اعلام فرمانداري قزوين مبني بر عدم دريافت مجوز از سوي برگزار كننده اين كنسرت، تبليغات آن از روز يكشنبه (سه روز مانده به زمان اجراي كنسرت) از سطح شهر جمع‌آوري شده است.  به گزارش ايسنا، سعيد ميربهاء، فرماندار قزوين نيز اعلام كرد: طي بررسي‌هاي انجام شده مشخص شد كه از 9 هزار بليط چاپ شده، 3 هزار بليط در بين مردم فروخته شده است.

وي از عدم برگزاري اين كنسرت، در روز چهارشنبه، 23 آبان ماه خبر داد و گفت: كنسرت موسيقي بزرگ پاپ ايران پس از اخذ مجوز در قزوين برگزار مي‌شود .

                                                                                            هنر و موسیقی

+ نوشته شده توسط بابک Babak.H در 2007/11/14 و ساعت |
ورود ستاره شرق به فرودگاه تهران
شهرام ناظری(ستاره شرق) پس از دریافت لوح یادبود موسسه آسیا و شرکت در مراسم ویژه سال مولانا در نیویورک، فردا ساعت 30/13از طریق فرودگاه امام خمینی(ره)وارد کشور می شود.

شهرام ناظری با اعلام این خبر در خصوص بزرگداشت اخیرش در نیویوک به خبرنگار مهرگفت : همزمان با پنجاهمین سال تاسیس "مرکز فرهنگی آسیا" (asia socitey) برای من بزرگداشتی در نیویورک ترتیب داده بودند که در آن مراسم بان کیمون ،دبیر کل سازمان ملل متحد ،رییس کل موسسه فرهنگی آسیا و بسیاری از چهره های فرهنگی و هنری جهان حضور داشتند.

وی افزود:در این مراسم دبیر کل سازمان ملل از من به عنوان ستاره ای از شرق یاد کرد که البته این قابلیت موسیقی و فرهنگ ایرانی است .

ناظری افزود:رییس موسسه فرهنگی آسیا هم به دلیل استمرار فعالیت های من در زمینه استفاده ازاشعار مولاناو معرفی بیشتر این عارف بزرگ ایرانی در جهان، لوح یادبود و تندیس ویژه موسسه آسیا رابه من اعطا کرد که من واقعا نمی دانم چگونه باید احساسم را نسبت به اتفاقات ماه های اخیر-که همه کار خدا بوده است- بیان کنم.

 

                                                                                  خبرگزاری مهر

+ نوشته شده توسط بابک Babak.H در 2007/11/13 و ساعت |

نفس زندگی 

اگر زندگی کنیم نفس دود می شود و به هوا می رود . زندگی نفس نمی شناسد . تنها چیزی که می شناسد این است : زندگی کردن ، زندگی کردن ، زندگی کردن . زندگی هیچ خودی نمی شناسد ، هیچ مرکزی ؛ زندگی هیچ تفکیکی نمی شناسد . نفَس که می کشی زندگی به درونت وارد می شود ؛ نفَس را بیرون که می دهی ، تو به زندگی وارد می شوی . هیچ تفکیکی وجود ندارد ، میوه که می خوری ، درختان از طریق آن میوه به درون تو راه می یابند . بعد  یک روز می میری ، در خاک دفن می شوی و درختان شیره ات را می مکنند و تو به صورت میوه در می آیی . فکر می کنی گیاهخواری ؟ فریب ظواهر را نخور ، ما همه آدم خواریم . زندگی یکی است ، زندگی به حرکت ادامه می دهد . زندگی به درونت راه می یابد ، از میان تو عبور می کند . در حقیقت اینکه بگوییم زندگی به درونت راه می یابد صحیح نیست ، زیرا با این وصف چنین می نماید که زندگی به درونت راه می یابد ، و بعد از تو رخت می بنند . تو وجود نداری – تنها این آمد و رفت زندگی است که وجود دارد تو وجود نداری – تنها زندگی به اشکال عظیم و فوق العاده اش وجود دارد ، در میلیون ها  مایه سرور و شادمانی اش . روزی که این راه فهمیدی ، بگذار آن فهم « تنها قانون» باشد .

 

+ نوشته شده توسط بابک Babak.H در 2007/11/10 و ساعت |
6 فیلم ایرانی در جشنواره «سینماایست» آمریکا

 

دومین دوره جشنواره «سینماایست» امروز هشتم نوامبر در نیویورک افتتاح می‌شود.
به گزارش «پایگاه خبری فیلم کوتاه» این جشنواره که به نمایش فیلم‌های کشورهای خاورمیانه و شمال آفریقا اختصاص دارد و توسط موسسه «آرته‌ایست» برگزار می‌شود، در این دوره پنج فیلم کوتاه و مستند و یک فیلم بلند ایرانی را به نمایش می‌گذارد.
بر اساس اعلام برگزار کنندگان این جشنواره، در این دوره 12 فیلم بلند، 22 مستند کوتاه و بلند و 12 فیلم کوتاه از 1
۵
کشور روی پرده می‌روند.
فیلم‌های کوتاه و مستند پیله (بهمن شهروان)، ماتیک (پیمان معادی)، زندانی 57187 (وحید زارع‌زاده)، تهران انار ندارد (مسعود بخشی) و مسافر افق (حمید بهرامی) در کنار خون‌بازی (رخشان بنی‌اعتماد و محسن عبدالوهاب) نمایندگان سینمای ایران در جشنواره «سینماایست» هستند.
همچنین فیلم کوتاه روزی که به مادرم تبدیل شدم به کارگردانی فیصل سویسال که محصول مشترک ایران و ترکیه است، در این جشنواره به نمایش درمی‌آید.
این در حالی است که بخش ویژه‌ای به نمایش فیلم‌هایی از فیلمسازان مغربی-فرانسوی اختصاص دارد که در روزهای دهم و یازدهم نوامبر به نمایش درمی‌آیند.
جشنواره «سینماایست» که یک رویداد دوسالانه است، تا پانزدهم نوامبر در مرکز آی‌اف‌سی نیویورک برپا خواهد بود.

+ نوشته شده توسط بابک Babak.H در 2007/11/10 و ساعت |

 ۱۰راز شادكامي


نكته هايي‌براي تبديل روزهاي كسل‌كننده به شادترين لحظات زندگي
لبخند زدن ساده، سبب مي‌شود ۴۳ ماهيچه در صورت شما منبسط و منقبض شوند. در نتيجه فعل و انفعالات مغز تغيير پيدا مي‌كند و روحيه شادماني و نشاط در شما ايجاد مي‌‌شود.
محبوبه نوراني
حتما تا به حال برايتان پيش آمده كه از صبح كه از خواب بيدار مي‌شويد، خيلي پكر و دلتنگ و بي‌حوصله باشيد. اين روزها واقعا روزهاي وحشتناكي هستند، همه چيز خسته‌كننده و كسل‌كننده است و انگار همه چيز عليه شما پيش مي‌رود. در چنين روزهايي احتمالا شما هم آن‌طور كه بايد، براي شادي و سرحالي خودتان تلاش نكرده‌ايد. مثلا كوچك‌ترين كار براي تقويت روحيه، لبخندزدن است. آيا شما در چنين حالاتي آن را امتحان كرده‌ايد يا اينكه اصولا معتقديد در اوج خستگي و كسلي، لبخند فايده ندارد و دردي را درمان نمي‌كند؟ براي مقابله با اين روزهاي كسالت‌آور، توصيه مي‌كنيم تا مدتي راه‌هاي پيشنهادي ما را امتحان كنيد. مطمئن باشيد ديگر روزهاي كسالت‌بار و خسته‌كننده را نخواهيد ديد.

)۱ لبخند بزنيد
در راه رسيدن به محل كار لبخند بزنيد و هركس را كه مي‌بينيد، بگوييد <صبح به خير.> بله، به تمام كساني كه از كنار شما رد مي‌شوند، لبخند بزنيد و سلام و صبح به خير بگوييد. به اين فكر نكنيد كه مردم به عقل شما شك مي‌كنند.
محققان دانشگاه ميشيگان معتقدند همين لبخند زدن ساده، سبب مي‌شود ۴۳ ماهيچه در صورت شما منبسط و منقبض شوند. در نتيجه فعل و انفعالات مغز تغيير پيدا مي‌كند و روحيه شادماني و نشاط در شما ايجاد مي‌‌شود. حتي اگر لبخندتان در ابتدا مصنوعي باشد، به زودي طبيعي مي‌شود. علاوه بر اين، لبخند مسري است و شما مي‌توانيد با يك لبخند ساده، آن را به تمام دوستان و همكاران خود سرايت دهيد و نشاط و روحيه را به آنها هم هديه كنيد.

)۲ زير آفتاب بنشينيد
روزهاي آفتابي، سعي كنيد در آفتاب بنشينيد و استراحت كنيد. نمي‌دانيد نور خورشيد چقدر مفيد و مقوي و انرژي‌زاست. براي اين كه حوصله‌تان سر نرود، مي‌توانيد هنگام آفتاب گرفتن، روزنامه يا مجله بخوانيد. از نظرعلمي ثابت شده است حتي در روزهاي سرد زمستاني هم نشستن در آفتاب، بسيار مقوي و مفيد است. پروفسور دان اورن، روانشناس دانشگاه ييل، معتقد است: <حداقل روزي ۳۰ دقيقه نشستن در آفتاب، آرامش‌ و روحيه بالايي به فرد مي‌دهد و افسردگي و بي‌حالي را رفع مي‌كند.> پروفسور اورن همچنين مي‌گويد: <قرارگرفتن در معرض نور خورشيد، باعث افزايش توليد انتقال‌دهنده‌هاي پيام عصبي (نوروترنسميترها) از جمله سروتونين در مغز مي‌شود كه افزايش اين هورمون، باعث بالارفتن سطح شادي و روحيه مي‌شود.> در زمستان، آفتاب ظهر، بهترين شادماني را براي شما به ارمغان مي‌آورد ولي در روزهاي گرم تابستان، آفتاب صبحگاهي، شما را به اوج شادابي و نشاط روحي مي‌برد.

)۳ عسل بخوريد
عسل بخوريد، تنها يا با چيزهاي ديگر مثل چاي. دكتر جوديت واريتمن، مدير مركز تحقيقات سلامت ميت )Mit( مي‌گويد: <كربوهيدرات‌ها سطح سروتونين مغز را افزايش مي‌دهند و باعث آرامش و خشنودي در فرد مي‌شوند.>
البته تمام كربوهيدرات‌ها اين خاصيت را ندارند، اگر نوعي ماده غذايي كه داراي كربوهيدرات است، چربي داشته باشد، چربي آن، خاصيت كربوهيدرات را خنثي مي‌كند. به‌طور مثال در بستني كه شير و شكر آن حاوي كربوهيدرات است، چربي شير، مانع جذب كربوهيدرات مي‌شود و تاثير مثبت آن از بين مي‌رود. همچنين اگر ماده غذايي حاوي كربوهيدرات، پروتئين نيز داشته باشد، اسيد آمينه موجود در پروتئين هم تقويت روحيه شما را به تاخير مي‌اندازد.‌پس براي اين كه سرور و شادماني در دلتان بار دهد، بهتر است از مواد غذايي داراي كربوهيدرات زياد و چربي و پروتئين كم استفاده كنيد. مواردي مانند قند، شكر، سيب‌زميني تنوري يا پخته يا حتي يك قاشق عسل مرغوب.

)۴ يك ليوان پر، آب خنك
هر وقت احساس خستگي و كسلي كرديد، يك ليوان بزرگ آب خنك بنوشيد.
با توجه به اينكه ۶۰ درصد بدن انسان از آب تشكيل شده است و حتي ۸۵ درصد بافت مغز نيز آب است، عجيب نيست كه با كمبود آب در بدن، احساس سرگيجه، سردرد، بي‌حالي و يبوست به شخص دست دهد.
حداقل روزي ۸ ليوان نوشيدني مصرف كنيد. البته همه نوشيدني‌ها خاصيت آب را ندارند. به‌طور مثال، كافئين مدر (ادرارآور) است و با مصرف آن، بدن آب بيشتري از دست مي‌دهد. بعضي آبميوه‌ها و نوشيدني‌ها هم كه داراي سديم هستند، ذخيره آب بدن را تا حد بسياري مصرف مي‌كنند. پس بهترين گزينه براي نوشيدني، همان آب يا آب معدني است.

)۵ جوراب ضخيم بپوشيد
براي اين كه احساس آرامش دروني كنيد، جوراب‌هاي ضخيم بپوشيد و دست‌هايتان را دور يك فنجان چاي داغ، حلقه كنيد.
اگر تاكنون به ماساژ درماني رفته باشيد، حتما ديده‌ايد كه آنها دست‌ها و پاهاي شما را با جوراب و دستكش‌هاي گرم مي‌پوشانند. دكتر چارلز رايسيون، مدير كلينيك ايمني‌شناسي رفتاري دانشگاه اموري، معتقد است: <دست و پاي گرم، رابطه بسيار نزديكي با آرامش و نشاط دروني دارد.>
مطالعات و تحقيقاتي كه راجع به كاهش اضطراب در دانشگاه هاروارد انجام شده، نشان مي‌دهد افراد آرام و بانشاط، دست و پاي گرمي دارند.
خب، همين حالا جوراب‌هاي قديمي و ضخيم‌تان را كه ته كمد يا چمدان انداخته‌ايد و ديگر دوستشان نداريد، بيرون بياوريد و بپوشيد. اگر در آينه خود را نگاه كنيد، حتما لبخند زيبايي را روي لبانتان مي‌بينيد.

)۶ كاكائوي داغ، نوشيدني شادي‌آور
براي رهايي از كسالت بعدازظهرها، يك ليوان كاكائوي داغ بنوشيد. دكتر آلن‌هايريش، معتقد است شكلات يك نوع ماده غذايي بسيار مقوي و انرژي‌زا است، زيرا سرشار است از موادي كه روي فعل و انفعالات مغز تا‡ثير مي‌گذارند و تقويت روحيه را سبب مي‌شوند. يكي از مواد موجود در كاكائو، كافئين است كه منبعي غني از انرژي به شمار مي‌آيد. ماده بعدي، اندورفين است كه درد را تسكين مي‌دهد. همچنين مواد و دانه‌هاي شبه مخدر موجود در كافئين هم خواص آرام‌بخشي دارند و احساس سرمستي را به ارمغان مي‌آورند. اما چنانچه خوردن موادي مانند كاكائو كه كالري بسيار بالايي دارد به هر دليلي برايتان مضر است يا دوستش نداريد، حتي نفس كشيدن در بخاري كه از كاكائوي داغ برمي‌خيزد نيز شما را مسرور و شادمان مي‌كند. دكتر هايريش مي‌گويد: <استنشاق بوي مطلوب، مانند بوي شكلات، هم در تقويت روحيه موِثر است و هم عطر شور و شوق و مسرت را در وجودتان مي‌پراكند.>

)۷ تلويزيون‌ها خاموش
هر وقت كه مي‌توانيد، آخر هفته، يا حتي روزي يك ساعت، تلويزيون را خاموش كنيد و به جاي آن، سرگرمي‌هاي ديگر را امتحان كنيد و با خانواده خوش بگذرانيد. خاموشي تلويزيون براي تمام افراد خانواده مفيد است. تحقيق و بررسي‌هاي تكميلي در اين باره نشان مي‌دهد بعد از تماشاي برخي تبليغات و پيام‌هاي بازرگاني از تلويزيون، بچه‌ها حالت افسردگي و عصبي پيدا مي‌كنند.
با خاموش كردن تلويزيون، شما وقت بيشتري داريد تا ارزش محبت و زندگي واقعي را درك كنيد و به ديگران نيز هديه دهيد.هرچند وقت يكبار، كنترل تلويزيون را جايي مخفي كنيد تا به همراه تمام افراد خانواده از زندگي لذت ببريد.

)۸ به يوگا بپردازيد
روي پاهايتان بايستيد. شانه‌ها پايين، انگشتان دست را به هم بند كنيد و دست‌ها را رو به بالا بكشيد. كف دست‌هايتان رو به سقف باشد. پاها را محكم روي زمين فشار دهيد و در همين حالت ۱۰ مرتبه آرام، نفس عميق بكشيد. يوگا نه تنها روح شما را تسكين مي‌بخشد، بلكه شادابي و طراوت را نيز به شما ارزاني مي‌كند.

)۹ خاطرات شيرين را مرور كنيد
براي انرژي گرفتن و شارژ شدن، روي ميز كارتان يكي از عكس‌هاي زيبا و به يادماندني خانوادگي كه خاطرات خوشي را برايتان تداعي مي‌كند، بگذاريد. دكتر جودي وايسر، مدير مركز عكس درماني در ونكوور مي‌گويد: <خيره شدن به يك عكس، باعث مي‌شود هوشياري شخص به سمت آن موقعيت زيبا و جذاب حركت كند و احساس هيپنوتيزم به فرد دست دهد و احساس كند در آن فضا و زمان است.>
دكتر ديويد كراس، نويسنده كتاب عكس درماني و سلامت روحي هم معتقد است: <ديدن عكس‌هاي به يادماندني، ناراحتي و افسردگي را از ميان مي‌برد و روحيه و نشاط را جايگزين مي‌كند.> بنابراين تعدادي عكس خانوادگي كه شما را به ياد خاطرات زيبايي اندازد، را انتخاب كنيد و همراه داشته باشيد. يكي را روي ميز كارتان بگذاريد، يكي را در كيف دستي و بقيه را هر جاي ديگري كه فكر مي‌كنيد احتياج به تقويت روحيه و انرژي داريد.

)۱۰ اخم‌ها باز!
هميشه خونگرم، مهربان و خوش خلق باشيد. دوستانه برخورد كردن حتي وقتي عصباني و ناراحت هستيد، لذت از زندگي و احساس خوشبختي را افزايش مي‌دهد. در اين خصوص مطالعه‌اي در دانشگاه فارست روي دانشجويان انجام شد و نتيجه اين بود كه هم دانشجويان درون‌گرا و گوشه‌گير و هم دانشجويان برون‌گرا و شاداب، بعد از اين كه با هم صميمي شدند و رفتارشان دوستانه و خونگرم شد، هر دو گروه احساس شادماني و مسرت كردند و هيچ‌كدام ديگر غمگين و ناراحت نبودند

                                                                                                             از هفته نامه سلامت

+ نوشته شده توسط بابک Babak.H در 2007/11/9 و ساعت |

مصاحبه با دلارام علی پیش از آغاز دوران محکومیتش

                                   به نقل از دویچه وله
دلارام علی در دادگاه تجدید نظر تهران به دوسال و نیم حبس محکوم شده است و قرار است شنبه‌ی آینده (۱۹ آبان) خود را به زندان اوین معرفی کند • با او در مورد این حکم و دوسال و نیم آینده گفت‌وگو کردیم

دویچه‌وله: روایتی از آنچه به شما گذشت و منجر به گرفتن حکم دو سال و نیم زندان شد، تعریف می‌کنید؟

 

دلارام علی: من و هفتاد نفر دیگر در سال ۸۵ در تجمع ۲۲ خرداد در میدان هفت تیر دستگیر و به زندان اوین منتقل شدیم.  کار دوازده سیزده نفر از ما پس از آن یک سال و نیم رسیدگی به پرونده هایمان، به دادگاه انقلاب کشید.  دادگاه من در هشتم خرداد سال ۸۶ برگزارشد. گذشت تا پیش از ظهر ۱۳ آبان، جواب حکم تجدید نظرم را از شعبه ۶ اجرای احکام دادگاه انقلاب دریافت کردم. حکم اولیه من دو سال و ده ماه حبس تعزیری و ده ضربه شلاق بود که پس از تجدید نظر در شعبه ۳۶،  از ۴ ماه و ۱۰ ضربه شلاق در ارتباط با یکی از اتهام‌ها، یعنی اخلال در نظم عمومی تبرئه شدم. من به  دو سال و شش ماه حبس برای اقدام علیه امنیت ملی و تبلیغ علیه نظام محکوم شدم. قرار است روز شنبه آینده خودم را برای سپری کردن دوران محکومیت، به دادگاه انقلاب معرفی کنم.

 

کل مراحل دادگاه من و بسیاری دوستانم در این مدت غیرقانونی بوده و ما تا کنون هیچیک از برگه‌های دادگاه را به جز احضاریه‌هایمان به طور کتبی دریافت نکرده‌ایم. حتی حکم اولیه، کتبا به من و وکیلم ارائه نشده و الان هم که  محکوم به زندان شده‌ام، هیچ مطلبی را کتبا دریافت نکرد‌ه‌ام. فقط حکم را برای رویت به وکیلم نشان داده‌اند. این نشان می‌دهد که قوه قضاییه باردیگر دارد اقدامی غیرقانونی می‌کند. با این‌همه من شنبه آینده خود را به دادگاه انقلاب معرفی می‌کنم.

 

شما تا شنبه آینده از حقوق یک شهروند آزاد برخوردار خواهید بود یا هر آن ممکن است سراغ‌تان بیایند؟

 

وکیل من خانم عبادی دیروز مراجعه کرده و حکم جهت رویت به ایشان داده شده و اعلام کرده‌اند که دستور بازداشت به وزارت اطلاعات داده شده و اگر من خودم را معرفی نکنم، این بازداشت می‌تواند هرلحظه و هرکجا که ‌‌آنها اراده کنند، اتفاق بیفتد. ما امیدواریم برای متهمی که قرار است دو سال و نیم در زندان باشد، چهار پنج روز وقت قائل شوند تا کارهایش را انجام بدهد. ظاهرا رییس شعبه شش اجرای احکام گفته‌اند این وقت قانونا به من تعلق نمی‌گیرد. من خودم تا شنبه دست نگاه می‌دارم تا در این فاصله بتوانم کارهایم را انجام بدهم.

 

شما این حکم را بیشتر فردی می‌بینید یا هشداری برای سایر فعالان حقوق شهروندی و حقوق زنان که هرآن ممکن است موردش برای آنها هم پیش بیاید..

 

من فکر می‌کنم این سیر ممکن است برای بقیه هم اتفاق بیفتد. البته من ترجیح می‌دهم اولین و آخرین نفری باشم که بخاطر فعالیت در حوزه زنان به زندان می‌رود اما این قابل پیش‌بینی نیست. به نظرمن موضوع بیشتر می‌تواند زنگ خطری باشد برای همه فعالان حقوق زن و جامعه مدنی که هرگونه اقدام برابری‌ خواهانه‌شان می‌تواند اقدام علیه امنیت ملی و نظام تلقی شود.

 

خانم عبادی درصحبت‌های دیروز خود در اعتراض به حکم شما، اشاره کرده‌اند که شما سقراط ‌وار به زندان می‌روید...

 

بله! من ترجیح می‌دهم توسط وزارت اطلاعات بازداشت نشوم و در خیابان یا خانه به شکل غیرقانونی جلب نشوم. افتخار می‌کنم به راهی که انتخاب کرده‌ام و ترجیح می‌دهم اگر قرار است بخاطر برابری‌خواهی به زندان بروم، خودم خودم را معرفی کنم. مطمئنا دوستانی که چنین حکمی را صادر کرده‌اند، نمی‌توانند یقین کنند که چراغ این راه خاموش شود و بقیه فعالین جنبش زنان راه را ادامه ندهند.

 

صحبت از دوستان صادر کننده حکم می‌کنید. دوست هستند؟

 

نه...(می‌خندد). شاید نشود گفت اما ما سعی می‌کنیم همه را اینجوری خطاب کنیم.

 

خودتان را آماده چه شرایطی در زندان کرده‌اید؟

 

فکر می‌کنم دوران محکومیت‌ام را باید در زندان عادی در بند عمومی زندان اوین بگذارنم.  به نظرم چون بند زندانی سیاسی یا اجتماعی نداریم، به بند عادی منتقل می‌شوم. این دیگر زندان اوین است که تعیین می‌کند دوران محکومیت را در چه بند و چند بند بگذرانم. به هرحال من خود را آماده کرده‌ام تا در زندان از حقوق زندانی بودن‌ام دفاع کنم.

 

در چند روز باقیمانده، چه خواهید کرد. کارتان را پس می‌دهید؟ با خانواده و دوستان وداع می‌کنید؟

 

بله! همه کسانی که دارند در ایران در حوزه جامعه مدنی یا حقوق زنان فعالیت می‌کنند، کارهای زیادی می‌کردند که بعضی مرتبط با این جنبش بوده است. من در کمپین یک میلیون امضاء فعالیت‌هایی داشتم که حال باید آنها را به کسان دیگری واگذار کنم. کارهای فردی مانند خداحافظی با فامیل و دور و بر هم البته جای خود را دارد.

 

شما متاهل هستید؟

 

بله.

 

با همسرتان چه صحبت‌هایی کرده‌اید برای این دوسال و نیم مفارقت؟

 

ایشان حامی من است و پذیرفته که چنین اتفاقی در راه برابری‌خواهی برای من بیفتد. ایشان هم در کنار سایر یاران من در جنیش زنان، این مطالبات را پی‌گیری خواهد کرد و به صورت شخصی‌تر هم پی‌گیر وضعیت من خواهد بود. هم همسرمن و هم خانواده من، از فعالیت‌های من حمایت می‌کنند. از هرگامی که به منظور برابری جنسیتی در جامعه ایران است.

 

گفتگوی ما با شما در نوع خود یگانه است چون ما معمولا پس از آزادی با کسانی که شرایط زندان و بازداشت و فشار را چشیده‌اند، صحبت می‌کنیم. این اولین بار است که ما با کسی در آستانه رفتن به زندان مصاحبه می‌کنیم...

 

خوشبختانه این چند روزهم  فرصت خوبی برای من بود تا قبل از رفتن به زندان  و نه احیانا هنگام مرخصی‌هایی که در طول زندان خواهم داشت، مصاحبه‌هایی داشته باشم. 

 

                                                                                      به نقل از دویچه وله

+ نوشته شده توسط بابک Babak.H در 2007/11/8 و ساعت |

                                                                                                   

نمایش نخستین تمبر جهان در رشت

يك تمبر كه گفته مي‌شود نخستين تمبر جهان است روز شنبه توسط " مهران اشراقي " مجموعه دار تمبر، در پرورشگاه مژدهي رشت به مناسبت روز سيزدهم آبان به نمايش گذاشته شد. اين تمبر با موضوع تصويري از لكه انگلستان بر روي پاكت ملكه قرار گرفته است. اشراقي، درحاشيه نمايشگاه تمبر خيريه در گفت وگو با خبرنگار ايرنا گفت: تاريخ نخستين تمبر جهان مربوط به ششم مي ۱۸۴۰است. وي عنوان كرد كه اين تمبر را حدود دهسال پيش در يك حراجي در خارج از كشور خريداري كرده است. وي گفت: كارشناسان قدمت اين تمبر و نخستين تمبر جهان بودن آن را به تاييد رسانده‌اند. وي اظهار كرد: اين نمايشگاه به مناسبت روز دانش آموز و به نفع ايتام رشت برگزار شده است. وي تصريح كرد: نخستين تمبرهاي نمونه ايران بنام "ريستر" ناميده شد و اولين تمبر خيريه ايران در سال ۱۲۹۷هجري شمسي در رشت منتشر شده است. نخستين تمبر ايران مربوط به دوره ناصرالدين شاه، دست خط تجار از دوران قاجار تا پهلوي ، تمبرهاي مربوط به دوران نهضت جنگل ، قديمي‌ترين تذكره رشت و ... مجموعه آثاري است كه در اين نمايشگاه در معرض ديد عموم قرار گرفته است. اشراقي اظهار كرد: قسمتي از مجموعه خويش ، شامل تمبرهاي ايراني و خارجي را به نفع ايتام رشت در اين نمايشگاه به فروش مي‌رساند. اين مجموعه دار گيلاني "تمبر"، از هر قطعه تمبر به عنوان بخشي از تاريخ ياد كرد. وي افزود: هر قطعه تمبر به اندازه يك جلد كتاب و هر آلبوم تمبر به اندازه يك كتابخانه مصور مفهوم معنا دارد. اشراقي كه داراي يك مجموعه گرانبها و كم نظيرتمبر در استان گيلان است يادآور شد: گردآوري تمبر سالمترين تفريح افراد در سنين مختلف و گامي در راه آشنايي با تاريخ ملتها است. وي افزود: ۲۷سال است كه به كار گردآوري تمبر مشغول است و اين نمايشگاه پانزدهمين نمايشگاه وي است كه تاكنون به مناسبت‌هاي مختلف در كشور و استان گيلان داير كرده است. در مراسم گشايش اين نمايشگاه محمد حسين مهدي پور رييس سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري استان گيلان و نيز شماري ديگري از مسوولان اين استان حضور داشتند. اين نمايشگاه با همكاري سازمان ميراث فرهنگي ، صنايع دستي و گردشگري برگزار شده است                                                                                              

                     

+ نوشته شده توسط بابک Babak.H در 2007/11/8 و ساعت |

شکایت رهائی رئیس دانشگاه امیرکبیر باعث شد یکی دیگر از دانشجویان به دادگاه کشیده شود


با شکایت علیرضا رهایی، رئیس دانشگاه امیرکبیر، از بابک زمانیان، یکی دیگر از دانشجویان این دانشگاه، به دادگاه انقلاب، دادگاه رسیدگی به اتهامات این دانشجو برگزار شد.به گزارش خبرنامه امیرکبیر، پس از شکایت رئیس دانشگاه امیرکبیر از سه دانشجوی در بند، توکلی، قصابان و منصوری، و تشکیل دادگاه و صدور احکام سنگین چندین سال حبس برای این سه دانشجو، با خبر شدیم رهایی، با ارسال پرونده فعالیت های این دانشجو، از وی نیز به دادگاه انقلاب شکایت کرده است.بابک زمانیان، مسئول سابق روابط عمومی انجمن اسلامی امیرکبیر، اول اردیبهشت ماه سال جاری در جمع عده ای مالباخته به اشتباه دستگیر شد و پس از گذشت چند روز از بازداشت او، حراست دانشگاه امیرکبیر با ارسال پرونده فعالیت های وی در دانشگاه به دادگاه انقلاب و بنا به درخواست رئیس دانشگاه، به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل شد و به مدت ۴۰ روز در بازداشت ماند.دکتر رهایی همان زمان و در پاسخ به انتقادات شدید دانشجویان ارسال پرونده فعالیت های این دانشجو به دادگاه انقلاب و درخواست جهت نگه داری او در زندان را به شدت تکذیب کرد. اما پس از آزاد شدن بابک زمانیان از زندان و برگزاری دادگاه این دانشجو در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب مشخص شد شاکی اصلی پرونده زمانیان، علیرضا رهایی بوده است.گفتنی است روزنامه کیهان با شانتاژ خبری و منتشر کردن اعترافات دروغین از قول این دانشجو سناریوی امنیتی جعل نشریات پلی تکنیک و بازداشت دانشجویان دیگر را کلید زد. زمانیان پس از آزادی از زندان اعترافاتی که روزنامه کیهان به او نسبت داده بود را تکذیب کرد. دادگاه رسیدگی کننده به اتهامات بابک زمانیان اعلام کرده تا ۲۶ آذرماه سال جاری حکم صادره برای وی را اعلام خواهد کرد.
+ نوشته شده توسط بابک Babak.H در 2007/11/8 و ساعت |

آزادی

انسان باید آزادی خود را اعلام کند.این نه درخواست از یک ملت برای آزاد بودن است، بلکه درخواستی است از یکایک افراد روی زمین برای خلاصی از کل زبان نامفهوم و در هم تنیده یی که گذشته در درونت به ماندگار گذاشته است .

+ نوشته شده توسط بابک Babak.H در 2007/11/8 و ساعت |

استاد دانشگاه زیر شکنجه در زندان اوین سکته کرد

عبدالله عباسی جوان، استاد معماری دانشگاه رجایی و فعال سیاسی آدربایجانی که از تارخ ۲۸/۵/۸۶ در بند ۲۰۹ زندان اوین به سر می برد، زیر شکنجه مامورین وزارت اطلاعات دچار سکته شده و نیاز فوری به پزشک دارد. خانواده عباسی جوان در جریان ملاقات با وی متوجه آثار شکنجه روی بدن وی شده اند و به گفته برادر این زندانی سیاسی، وی حدود ۳۰ کیلوگرم کاهش وزن پیدا کرده است.عباسی جوان به برادرش اطلاع داده که در جریان بازجویی و زیر شکنجه بازجویان وزارت اطلاعات دچار سکته شده و نیاز فوری به پزشک دارد.
+ نوشته شده توسط بابک Babak.H در 2007/11/7 و ساعت |

اطلاعیه کمپین بین المللی آزادی پلی تکنیک در اعتراض به احکام صادره و سرکوب علیه دانشجویان


مبارزات مردم برای کسب آزادی های برحق و انسانی در تمامی بسترهای اجتماعی در جریان است،اما اعتراض برای کسب این خواسته ها و مطالبات هرچه رادیکال تر و منسجم تر توسط رهبران و فعالین عملی جنبش دانشجوئی به پیش میرود. حکومت سرمایه دار جمهوری اسلامی سراسیمه و مستاصل با تعرض به دانشجویان و فعالین آزادی و انسانیت در سراسر ایران دور جدیدی از سرکوب و برخورد را آغاز کرده، در این راستا از تمامی دانشجویان وابسته به رژیم،کمیته های انظباطی وچماق به دستان اداره اطلاعات و بسیج استفاده میکند.با گذشت اندک زمانی از آغاز سال تحصیلی موج فزاینده اعتراض باعث اتحاد و یکپارچگی دانشجویان درآکسیونها و برنامه های دانشجوئی شده است.دانشجویان نیز به خوبی با تحلیل طبقاتی از اوضاع خود بر لزوم ایجاد تشکل مستقل دانشجوئی تاکیید کرده اند.هرگونه نهادی از سوی دولت که کاملا و یا بخشی از حاکمیت را نمایندگی کند نمیتواند نماینده دانشجویان و مطالبات آنها باشد.ارتجاع بیش از حد جمهوری اسلامی و سرمایه داری جهانی در مقابل جنبش سکولارو برابری طلب ایستاده و این در حالی است که جوانان ،کارگران و زنان با اتحاد جنبشهای خود و اعلام آن دربرنامه های مختلف زنگ خطر را برای طبقه حاکم به صدا در آورده اند.
توده زحمت کشان و کارگران جامعه به خوبی با آشنائی از منشا مشکلاتشان دست به ریشه برده و حاکمیت سرمایه را نشانه گرفته اند.ایجاد چنین فضائی در دانشگاهها امکان سوءاستفاده نهادهای وابسته به حاکمیت سرمایه دار داخلی و خارجی رافراهم میکند. تزریق ایده ها و خواسته ها ئی از موضع بالا و تلاش برای تبدیل آن به نیروی مادی و سرسخت توده ها امری است محتوم به شکست.
ازاین رو در جهت مقابله با تهاجم جمهوری اسلامی به دانشجویان و همچنین مقابله با هرگونه انحراف و ایجاد فضای حاکمیت از بالا و طرح شعارهای ارتجاعی از سوی نهادهای منزوی در دانشگاه ،ضرورت ایجاد یک تشکل مستقل سراسری دانشجویان و اتحاد آن با تشکلها و نهادهای اجتماعی دیگر همچون کارگران و زنان احساس میشود.کمپین بین المللی آزادی پلی تکنیک در راستای حمایت از تشکل مستقل سراسری دانشجوئی و همچنین محکوم کردن صدور احکام سنگین برای دانشجویان پلی تکنیک،حمله به دانشجویان اهواز ،بازداشت دانشجویان در تجمع علامه وبازداشت غیر قانونی دانشجویانی همچون یاسر گلی،صباح نصری وهدایت غزالی و... آکسیونها و اعتراضات خود را درسراسر دنیا آغاز میکند.خواسته ما آزادی دانشجویان زندانی وزندانیان سیاسی،آزادی بی قید و شرط فعالین کارگری همچون محمود صالحی،منصور اسانلو و ابراهیم مددی ،لغو کمیته های انظباطی ، از بین بردن فضای نظامی و به رسمیت شناختن حق تشکلها و نشریات دانشجوئی درتمامی دانشگاههای ایران است.کمپین بین المللی آزادی پلی تکنیک با تمام قدرت در مقابل احکام صادره ایستاده وتمامی افراد،نهادها و سازمانهای مدافع حقوق برابر انسانی را به این اعتراضات دعوت کرده وهمه انسانهای آزاده وشریف را در قبال حقوق دانشجویان به عنوان نماینده شایسته مردم مسئول میداند.
International Alliance In Support Of Workers &womens &students In Iran
کمپین بین المللی آزادی پلی تکنیک
دانشجویان کمونیست
جوانان سوسیالیست اتریش
جنبش جوانان سوسیالیست انقلابی
دانشجویان مستقل سوسیالیست
Sites:
http://polytechnic-uni.blogspot.com/
http://www.communiststudents.org.uk/
http://www.stamokap.org/
http://www.worldrevolution.org.uk/
http://www.polytechnic-free.blogspot.com/
contact:
polytechnic.uni@gmail.com
polytechnic_free@yahoo.com
info@communiststudents.org.uk
politbuero@stamokap.org
info@worldrevolution.info
+ نوشته شده توسط بابک Babak.H در 2007/11/6 و ساعت |

قـدرت

لرد اکتون می گوید:"" قدرت به فساد می گراید ""، این حقیقت ندارد. قدرت هرگز به فساد کشیده نمی شود . ولی افراد فاسد شده به سوی قدرت کشیده می شوند . البته بدون قدرت قادر نیستند چهره واقعی خود را به نمایش بگذارند. قدرت زمینه ای مناسب به دستشان می دهد که بتوانند واقعیت قلب خود را آشکار سازند. قدرت فساد نمی آورد، فقط حقیقت را نمایان می سازد .

+ نوشته شده توسط بابک Babak.H در 2007/11/6 و ساعت |

حمله بسیج به اعضای یک نشریه دانشجویی در دانشگاه تهران جنوب

ساعتی پیش، چند تن از اعضای بسیج دانشجویی دانشکده فنی دانشگاه آزاد- واحد تهران جنوب، با حمله به دو تن از اعضای نشریه دانشجویی "قلم"، اقدام به ضبط این نشریه نمودند.نشریه قلم به مدیر مسئولی معصومه شریفی در شماره جدید خود با چاپ عکسهایی از احسان منصوری، مجید توکلی و احمد قصابان به احکام صادره برای این سه دانشجوی دانشگاه امیرکبیر اعتراض کرده بود.گفتنی است اعضای بسیج بدون داشتن هیچ گونه حکمی، با دو تن از اعضای این نشریه که در حال فروش آن بودند، درگیر شده و برگه های این نشریه (نشریه به صورت تک برگ انتشار یافته بود) را ضبط نمودند.این اولین بار نیست که نشریات دانشجویی در این دانشگاه مورد توقیف کمیته انضباطی و حمله بسیج دانشجویی واقع می شوند.پیش از این نیز نشریات " شرر" و " شکن" و " سخن تازه" به دلایلی نامعلوم توقیف شده و مدیران مسئول آن مورد توبیخ قرار گرفته بودند.لازم به ذکر است، نشریات دانشجویی در دانشگاه آزاد، در صورت نوشتن کوچکترین مطلب انتقادی مورد توقیف قرار می گیرند.دانشگاه آزاد اسلامی پس از انقلاب، توسط علی اکبر هاشمی رفسنجانی تأسیس شد و ریاست آن در اختیارعبدالله جاسبی می باشد. دانشجویان دانشگاه آزاد با وجود پرداختن شهریه برای تحصیل خود، تحت محدودیت ها و فشارهای سنگین قرار دارند که از جمله ان می توان به محدودیت های حراست دانشگاه بر حجاب دانشجویان اشاره نمود.
کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر
+ نوشته شده توسط بابک Babak.H در 2007/11/6 و ساعت |

میثم لطفی آزاد شد

با گذشت ماه‌ها شکنجه و بازداشت در سلول انفرادی، میثم لطفی، جوانی که به اتهام”اراذل اوباش” در اردیبهشت ماه سال جاری بازداشت شده بود آزاد شد. لطفی که در مدت بازداشت خود سه زندان سوله کهریزک، اوین و قزل حصار را از سر گذرانده بود در اوج ضعف جسمی و روانی رهایی را تجربه کرد.نام لطفی در تمام این مدت در لیست اعدام ۷ نفره اعدامی‌هایی بود که با تلاش مادر خود و فعالان حقوق بشر، بدون اثبات هیچ یک از اتهامات با وثیقه ۵۰ میلیون تومانی آزاد شد.لطفی در مصاحبه با ما از زندان کهریزک و قزل حصار به عنوان بدترین و غیرانسانی‌ترین زندان‌های جهان نام برد. او یکبار برگه سفیدی را امضا کرده بود که در دادگاه به او گفته بودند، آن برگه حکم اعدام وی بوده است. قاضی پرونده ی او و هم پرونده‌هایش “قاضی حداد” است.حین آزادی به لطفی گفته‌اند که یکی از اتهامات تجاوز به عنف، حمل سلاح، قاچاق مواد مخدر و اخلال در نظم را بپذیرد که وی تا لحظه آزادی هیچ یک از این اتهامات را نپذیرفته است.مادر لطفی که تمام این ماه‌ها با مصاحبه‌ها و پیگیری‌های قضائی از حقانیت فرزندش دفاع کرد، در پیامی از همه رسانه‌ها و فعالانی که در این زمینه به آزادی فرزندش کمک کردند، تشکر کرد.لطفی پیش از این پرونده در حادثه کوی دانشگاه در سال ۷۸ بازداشت شده و به مدت ۶ ماه در زندان اوین به سر برده بود. در جریان پرونده اخیر او اهالی محل به بی‌آزار بودن او شهادت داده بودند. با این‌حال میثم به دلیل رسانه‌ای شدن پرونده‌اش بیش از دیگران شکنجه شده بود.ا وجود آزادی او تعداد بی‌شماری از جوانان که به طور فله‌ای و به اتهام “اوباش” بازداشت شده‌اند هنوز در شرایط سختی به سر می‌برند.لطفی خبر تخلیه زندان اوین از زندان سیاسی را تائید کرد و گفت ابراهیم مددی و تعداد دیگری از زندانیان سیاسی به زندان قزل حصار منتقل شده‌اند و فقط زندانیان مالی در اوین مانده‌اند. زندان قزل حصار تا کنون به جرائم شرارت و مواد مخدر بوده و یکی از مخوف‌ترین زندان‌های ایران است .

+ نوشته شده توسط بابک Babak.H در 2007/11/3 و ساعت |

تحصیل

تحصیلات واقعی به تو آموزش نخواهند داد رقابت کنی ، به تو آموزش می دهد با دیگران همکاری کنی، به تو آموزش نخواهد داد مبارزه کنی و نفر اول باشی. به تو آموزش خواهد داد، بی هیچ مقایسه ای با دیگران ،خلاق باشی، با محبت و لذت بخش باشی .

+ نوشته شده توسط بابک Babak.H در 2007/11/2 و ساعت |
ممیزی در اتاق تاریک یا داستان سانسور

 

 

ماجرای ممیزی و سانسور کتاب در جمهوری اسلامی، مثل بسیاری دیگر از حوزه‌های فرهنگی، حکایت مولوی است از فیل در اتاق تاریک. این تاریکی و عدم شفافیت که "بی‌تردید" موجد و موجب فساد است؛ سال‌هاست که گریبان فرهنگ ما را گرفته است و ظاهرا هم کسی نمی‌خواهد به داد آن برسد. برخورد‌های سلیقه‌ای، رشد نشر زیر زمینی و از همه ‌مهم‌تر عدم امکان ارزیابی و نظارت به دلیل وجود نداشتن آئین‌نامه‌های شفاف و جامع و خلاصه بی‌قانونی، همگی حاصل این تاریکی است.

آنچه می‌آید قرار "بود" اولین مصاحبه‌ی رسمی با یک بررس کتاب در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی باشد. بود؛ چرا که مصاحبه‌شونده پس از گذشت چند ساعت از مصاحبه، اعلام کرد که از این گفتگو راضی نیست و مایل نیست که به هیچ‌وجه این گفتگو منتشر شود. اما از آنجا که باز شدن این فضای انتقادی، به زعم ما نه تنها لازم، که حیاتی است، ذیلا این مصاحبه با مسئولیت کتاب‌نیوز ــ و لو مصاحبه‌شونده منکر گفتگو شود، که البته حق با اوست! ــ منتشر می‌شود. و العاقبة ‌لاهل التقوی والیقین.

 

 

فکر می‌کنم این اولین مصاحبه‌ی رسمی با یک سانسورچی است.

(با لبخند) بله فکر کنم!

 

از کلمه "سانسورچی" ناراحت نشدید؟

نه! این کلمه در اذهان جا افتاده است. من خیلی از این کلمه خوشم نمی‌آید، ولی چون می‌دانم که این عنوان خیلی بار منفی قبل را ندارد، مشکلی ندارم. لطف شماست.(با لبخند عصبی)

 

قبل یعنی کی؟

منظورم قبل از انقلاب بود. به گمانم اگر در خصوص نظام نظارت و کنترل محصولات فرهنگی در دوران شاه خبر داشته باشید، هرگز به کاری که الان در وزارت ارشاد ما انجام می‌شود اطلاق "سانسور" نخواهید کرد.

 

ظاهرا شما سابقه‌ای در "سانسور" در قبل از انقلاب دارید! ممکنه پس خودتان را کاملتر معرفی بفرمایید و بگوئید با چه سابقه‌ای برای اعمال نظر در حوزه کتاب به وزارت ارشاد دعوت شده‌اید؟

قرار قبل از مصاحبه‌ی ما این نبود. شما در مورد فرآیند کار بنده خواسته بودید و موضوع شخصی نبود. (با عصبانیت و صدای کمی بلندتر از عادی) در ضمن اینجا بنده خیلی هم موضوعیتی ندارم. من فقط یک نماینده‌ام. شما مثلا به ارزیاب مالیاتی که برای محاسبه مالیات خدمت شما می‌رسد که کاری ندارید. دارید؟

 

این سوال را برای این پرسیدم که نخواستم در فضای انتزاعی با هم حرف بزنیم و بعد مخاطب هیچ حس مشترکی با این گفتگو نکند. اصلا برای بنده (در مقام یک پرسشگر) این خودش نکته مهمی است که شما به عنوان یک بررس با چه سابقه‌ای به اداره کتاب دعوت شده‌اید. آیا رزومه شما دخلی در انتخاب شما نداشته است؟

چرا بی ارتباط نبوده است. بنده فوق لیسانس [...] دارم. مدتی در [...] به عنوان نیروی فرهنگی قرارداد بستم و چند پروژه فرهنگی سنگین چند ساله داشتم. بعد به سازمان تبلیغات اسلامی رفتم. مدتی هم همزمان با کارشناسی فرهنگی برای آنجا، تدریس کرده‌ام. و در همه‌ی این احوال از حوزه‌ی کتاب لحظه‌ای جدا نبودم.  

 

سمت شما الان در اداره کتاب چیست؟

بنده بررس گروه [...]در اداره کتاب هستم. البته خیلی روند ثابتی نیست. ممکن است بنا به صلاحدید به بخش دیگری بروم و یا اصلا بررس نباشم.(!)

 

این خبری که منتشر شد مبنی بر اینکه تمام اداره کل ارشاد استان‌ها کتاب‌هایشان را برای صدور مجوز باید به تهران بفرستند درست است؟

بله، بعضی از کتاب‌ها به تهران می‌آیند. ببینید این یک روند است که توضیح خواهم داد. اداره کتاب دولت نهم تصمیم بر ایجاد یک نظام هماهنگ گرفت که طی آن برای جلوگیری از بی‌نظمی و سوءمدیریت در صدور مجوز، کتاب‌های خاصی به تهران می‌آیند.

 

روش‌های پیشرفته‌ی سانسور در ممالک مترقیه!

روشهای‌ پیشرفته‌ی سانسور در ممالک مترقیه!

 

چند نفر در این بخش با شما کار می‌کنند؟

زیر نظر بنده که نیستند. همکاران بنده حدود بیست نفرند.

 

کمی برای این حجم زیاد کار تعداد نیرو و توان‌تان کم نیست؟ همین مساله باعث سرعت خیلی کم موجود در روند صدور مجوز نمی‌شود؟

(لبخند) خیر. علت سرعت کم خیلی به این مساله مربوط نیست. هر چند با صداقت عرض می‌کنم که نیروی کار ما به نسبت حجم کتاب‌هایی که عرضه می‌شود خیلی کم است.

 

در خصوص روند کلی صدور مجوز بفرمائید.

ببینید امور یک کتاب وقتی از سوی ناشر به اتمام رسید به بخش شابک کتابخانه ملی فرستاده می‌شود. بعد که شماره کتابخانه ملی ایران و شناسه بین‌المللی گرفت، به اداره کتاب وزارت ارشاد ــ بهارستان ــ ارسال می‌شود و رسید می‌گیرد. بعد در یک روند و چرخه مشخص مورد ارزیابی‌ دقیق قرار می‌گیرد.

 

شما طبق چه ملاک مشخصی اقدام به اعمال ارزیابی خود از کتاب می‌کنید؟

ببینید یک بخشی‌ از ارزیابی که طبق ملاک اصلی تمام کشورها که همان مواد قانونی قانون اساسی است انجام می‌شود. مثلا توهین به سران نظام. در همه جای دنیا شما اجازه چاپ رسمی، علنی و قانونی کتابی که مشتمل بر توهین به سران نظام موجود در کشور است نمی‌دهند. بخش دیگر هم طبق آئین‌نامه‌های داخلی است. نظیر آئین‌نامه‌هایی که شورای عالی انقلاب فرهنگی دارد. یا آئین‌نامه داخلی وزارت خانه و نظرات مدیریت اداره کتاب.

 

اینها که فرمودید خیلی قانونی و شفاف نیست! ببینید بحث در ملاک بودن قانون اساسی نیست. اشکال در برداشت است. چه کسی قرار است تشخیص دهد که یک پاراگراف از یک کتاب هشتصد صفحه‌ای جامعه‌شناسی که در خصوص نظریه قدرت است و رویکرد "نقد تفکر" هم دارد توهین به سران نظام است یا نه؟ شما با چه صلاحیت قانونی اقدام به  برداشت از قانون اساسی می‌کنید؟

بحث در برداشت‌های شخصی‌ نیست. بالاخره باید یک گروه کاشناس در بخشی از دستگاه فرهنگی اقدام به نظارت و ارزشیابی در حوزه کتاب (و سایر حوزه‌ها) بکنند. الان در خصوص این برداشت فقط ما متهم نیستیم. هر کس در مقام تصمیم گیرنده اجرایی به برداشت خود از قانون عمل کند از سوی برخی حتما مورد اعتراض و حمله شدید قرار خواهد گرفت. شورای نگهبان در قانون اساسی هست یا نیست؟

 

بله.

آیا قلمرو وظیفه‌اش اعمال و اعلام نظر درباره قوانین کشور نیست؟! پس چرا به او حمله می‌شود؟

 

خیر وظیفه شورای محترم نگهبان اعلام و انجام نظر شخصی نیست. شورای نگهبان تنها مرجع رسمی برداشت از قوانین کشور است. بعد هم مجمع تشخیص نظام که در موارد خاصی موظف به ارائه نظر است. در ثانی در نظر داشته باشید که نظرات نهادهایی مثل مجمع تشخیص مصلحت نظام و شورای نگهبان خیلی بزرگ‌تر و تخصصی‌تر از نظر یک کارمند در اداره کتاب ارشاد.

قبول دارم فرمایش شما را! ولی بحث ما مصداقی است؛ نظر اجرائی و عملی شما چیست؟

 

بنده وقت شما را  گرفته‌ام که نظر شما را بدانم نه اینکه نظر خودم را بگویم.

فکر می‌کنم بهتر باشد عرض بنده درباره‌ی روند اجرائی تمام شود.(!) ما در مورد هر کتاب اشکالاتی که به نظر‌مان می‌رسد را به ناشر اعلام می‌کنیم. البته این در صورتی است که کلیت کتاب اشکال اساسی نداشته باشد.

 

یعنی ابتدا کلیت کتاب باید مورد تصویب قرار گیرد؟

بله. البته تصویب که نمی‌شود گفت؛ ولی برای ما به حسب موضوع اصلی کتاب، نویسنده، ناشر و فهرست کتاب، را‌ه‌هایی برای تشخیص وجود دارد.

 

پس سابقه‌ی نویسنده و ناشر مهم است؟

بله هر دو. مثلا کتاب علامه طباطبایی نیازی به بررسی و تائید صلاحیت ندارد. اصولا ایشان باید صلاحیت اساتید ارشد و محققین ما را تعیین کنند. یا مثلا انتشارات [...] با بیش از پنجاه سال کار دیگر برای همه روشن است که چقدر اعتبار دارد. ما با بسیاری از افراد در این حوزه تکلیف‌مان روشن است.

 

و با بسیاری از افراد هم  هنوز تکلیف‌تان روشن نیست؟

(با لبخند و کمی عصبی) خیر مشخص است. خب اگر اشتباهی هم صورت گرفت، حاضر به اصلاح هستیم.

 

یعنی مؤلف و ناشر می‌تواند با شما درخصوص علل مشروط شدن یا عدم صدور مجوز صحبت کند؟ ظاهرا خیلی از ناشران و به تبع آن مولفان اصلا نمی‌دانند که کتاب برای چه مجوز دریافت نمی‌کند!

خیر این‌طور نیست. ما در اداره کتاب با مولف طرف نیستیم، بلکه رابطه حقوقی ما تنها با ناشر است. بخش ممیزی اشکالات هر کتاب را پس از پایان روند بررسی آن، طی یک فرم به ناشران اعلام می‌کند.

 

برخی از ناشران هم گویا در "لیست سیاه" قرار دارند. می‌شود اسم این ناشران را بفرمائید.

بنده هرگز از وجود چنین لیستی خبر ندارم. ببینید آقای نوری! وزارت ارشاد با  هیچ ناشر و نویسنده‌ای دشمنی ندارد. لیست سیاه یعنی توهین به افکار جامعه. البته از این تبلیغات منفی و جنگ‌های روانی وجود دارد. متوجه باشید که بنده و دیگر همکارانم اصلا از نقاط ضعف غافل نیستیم و آن را انکار نمی‌کنیم. ولی این برخورد‌های مسموم را هم منصفانه و مبتنی بر واقع نمی‌دانم. نکته دیگری هم اینجا باید ذکر کنم و آن اینکه در وزارت فرهنگ و ارشاد دولت نهم برخی موضوعات اعلام شده‌اند که هرکدام از ناشران و نویسندگان بر اساس آن تولید محتوا داشته باشند، مورد حمایت جدی قرار می‌گیرند. مثل دفاع مقدس، مولوی، انقلاب و وحدت اسلامی.

 

آیا در کتاب‌های تخصصی و فوق تخصصی هم همان کارشناسانی ممیزی می‌کنند که در کتاب‌های غیر تخصصی؟

اساسا در کتاب‌های فوق تخصصی غیر از موضوعات دینی، تاریخی و سیاسی ما به معنای مرسوم ممیزی نداریم. معنی هم ندارد و کار بیهوده‌ای است. مثلا یک کتاب درباره اوضاع ژئوفیزیک پلیت‌های اطراف کوه دماوند را چند روز پیش آورده بودند برای مجوز. کارشناس محترم حدود دو ساعته مجوز انتشار کتاب را صادر کرد.(!) یا مثلا کتاب‌های مهندسی و صنایع و مدیریت سازمانی و هزارن موضوع تخصصی شبیه به این، ارزیابی کلی می‌شوند و اینجا دیگر خیلی کتابی به مشکل برخورد نمی‌کند. البته کتب حوزه‌های دیگر هر چقدر هم که تخصصی باشند با حساسیت بیشتری مورد ارزیابی قرار خواهند گرفت.

 

ولی به ناشر می‌گوئید کلمه "پستان" را از روی جلد یک کتاب فوق تخصصی ضد سرطان بردارد و هر چه ناشر از سوی مولف به شما اعلام می‌کند که کلمه‌ی "سینه" که بررس محترم پیشنهاد داده است؛ کلمه‌ی درستی نیست (معنای علمی سینه، قفسه‌ی سینه است) مورد قبول قرار نمی‌گیرد. کتاب ماه‌ها معطل می‌شود تا آنجا که نویسنده که پزشک سرشناس تشخیص سرطان است به روزنامه‌ای نامه سرگشاده می‌نویسد.

عجب محاکمه‌ای! قبول دارم اشکالات زیادی در کار است.

 

همه‌اش مبنی به نبود ملاک روشن و شفاف یا آئین‌نامه‌ی قانونی نمی‌شود؟

چرا می‌شود. ولی نبود آئین‌نامه‌ی جامع به ما ربط ندارد. اصلا مگر قرار است اداره‌ی کتاب آئین‌نامه بنویسد. آئین‌نامه‌ی ممیزی کار مدیریت فرهنگی نظام است. وظیفه‌ی کمیسیون فرهنگی مجلس، مجمع تشخیص یا مثلا شورای عالی انقلاب فرهنگی است. کار نخبگان فرهنگی و مسئولان نظام است.

 

آیا شما از مسئولان درخواست کرده‌اید؟

هر چند این جزء مسائل روشن‌تر از روز و از وظایف بدیهی این‌هاست. ولی بله بنده به شخصه چندین بار به مسئولین مربوط کتبا و شفاها گفته‌ام. اساسا قبل از اینکه بخواهم بررس کتاب باشم به این مساله به عنوان یک محور جدی کمبود نگاه می‌کردم.

 

 

این‌روزها که خودتان بررس کتاب هستید؛ چقدر کارتان را در رونق و کساد بازار نشر کشور موثر می‌دانید؟

بنده هرجا که باشم با علاقه و اشتیاق خاصی به کتاب و تمام حواشی‌اش فکر می‌کنم. واقعا قبل از ایجاد این توفیق اجباری خودم یک خوره‌ی کتاب بودم. طبعا بنا به همین روحیه رونق بازار کتاب باعث رونق روحم می‌شود. ولی باز تکرار می‌کنم که در وزارت ارشاد دولت فعلی و در طی این دو سال و نیم واقعا بنای ما ایجاد کسادی و رخوت در حوزه‌ی کتاب نبوده و نیست. نمی‌دانم این برداشت از کجا در شما ایجاد شده است! ولی این خیلی بدیهی است که هیچ مدیر دولتی نمی‌خواهد برآیند مدیریتش حتی از حیث شاخصه‌های کمی، ضعیف و غیرقابل دفاع باشد.

 

 روش‌های پیشرفته‌ی سانسور در ممالک غیر مترقیه!

روشهای‌ پیشرفته‌ی سانسور در ممالک غیرمترقیه!

 

شما واقعا افول تیراژ کتاب‌ها و کمی عناوین جدید را رد می‌کنید؟

به صورت کلی بله. ولی عرض بنده این است که شما نمی‌توانید هرچه سوء رفتار در کتاب کشور می‌بینید را بر دوش ما در بخش بررسی و ممیزی بگذارید و ما را مقصر معرفی کنید. این که درست نیست.

 

عادت دارید همه چیز را اینقدر بد برداشت کنید! شما به عنوان یک کتاب‌خوان (نه یک بررس) پای درد دل ناشر و نویسنده نشسته‌اید؟

بله من با بسیاری از نویسندگان و ناشران رفاقت قدیمی دارم. البته عموما نمی‌دانند که بنده ممیز کتاب‌شان ممکن است باشم.

 

تا به حال کتاب‌های دوستان نویسنده یا ناشر خود را هم ممیزی کرده‌اید؟

(بلند می‌خندد) بله یکی دو بار پیش آمده که واقعا در اثنا و بعد از اتمام کارم متوجه آشنایی شدم. اساسا هرگز اجازه نمی‌دهم که موضوع کاری‌ام با موضوع رفاقتم تداخل و تقابل پیدا کند. قطعا اگر برادر خودم هم کتاب نامناسبی بیاورد، که علی‌الاصول چاپ نباید بشود، هرگز نخواهم گذاشت مجوز بگیرد. حتی اگر زیر دست خودم هم نیاید.(!)

 

شغل شما یک "حرفه‌ی پنهان" محسوب می‌شود؟

هم بله هم نه! "نه" به این معنا که کار بنده با یک کارشناس امنیتی وزارت اطلاعات(!) قابل مقایسه نیست و آن حساسیت‌ها را به هیچ عنوان ندارد. "بله" به این معنا که هیچ کس مصحح برگه‌های امتحان نهایی خود را نمی‌شناسد. هرچند که او هم یک کارمند ساده‌ی آموزش و پرورش و یک معلم معمولی است.

  

آینده‌ی شغلی و نهایت پیشرفت در حرفه‌ی شما چیست؟

کار ما یک نوع کارشناسی است. نهایتا هر کدام از ما در هر رشته‌ای با وجود ممارست و ادامه‌ی کار در طول چند ده سال یک کتاب‌شناس خواهیم شد. البته همان‌طور که گفتم از دید من با تصحیح برگه امتحانی شاگردن ممتاز مصحح، یک معلم خبره نمی‌شود.

 

چند ده سال؟! یعنی بررس‌ها در دوره‌ی وزارت هر وزیر تغییر نمی‌کنند؟!

البته غالبا چرا. ولی به طور کلی، اگر تغییر نکنند.(!)

 

نظرتان درباره‌ی مافیای کتاب کشور چیست؟ با این توجه که مافیاها در همه جای دنیا هم در دولت‌ها رخنه می‌کنند و هم در بازار و محل توزیع؟

در وزارت نفت با آن حجم انبوه از درآمد و دخل و خرج‌های غیر آشکار، هنوز بسیاری از مدیران ارشد از جمله وزیر سابق نفت وجود مافیا را اکیدا مردود می‌دانند؛ شما به من جواب بدهید مگر چه مقدار عایدی در حوزه‌ی فرهنگ وجود دارد که بخواهیم تصور وجود مافیا را بکنیم؟

 

من به عنوان مصاحبه‌گر مجددا از شما می‌خواهم سوالاتی را که نمی‌خواهید جواب بدهید با سوال مکرر به خودم برنگردانید!

پس برای اینکه بی‌جواب نمانده باشید خدمت شما بگویم که در همه‌ی دولت‌ها و در تمام  وزارتخانه‌ها، نمی‌توان باب رانت و سوءاستفاده را به شکل کامل و مطلق بست. همیشه و در همه‌ی بزنگاه‌ها افراد سودجوی فاسدی هستند که کارشکنی کنند و فساد اداری داشته باشند. در برخی زیرمجموعه‌های وزارتخانه هم برخی از ذی نفوذها وجود دارند که سال‌های سال است کار چاق کنی فرهنگی می‌کنند. نه در این دوره که از سال‌ها قبل. برای اینها وزیر و وکیل و مدیر و مشتری خیلی توفیری ندارد! آشکار یا پنهان کاری که بخواهند را پیش می‌برند. ولی اینکه یک گروه مشخص شناسنامه‌دار با لابی کردن و ارتباط پشت پرده، یک جریان فاسد را در بدنه ایجاد کرده باشند؛ من بی‌خبرم و تکذیب می‌کنم.

 

در خصوص قیمت ممیزی کتاب چیزهایی شنیده‌ام مبنی براینکه برای هر صفحه [...] تومان پرداخت می‌شود و ممیز محترم با این حساب کتاب‌های زیادی را برای ممیزی قبول می کند و بعد آنها را بین مشتی از دوستان خود، پخش می‌کند تا زودتر به پولش برسد. اصلا کارتان چه طور است؟ تامین مالی می‌شوید؟

اجازه بدهید در این خصوص چیزی نگویم. از مسوولان ارشد وزارتخانه بپرسید!

 

از وقتی که در اختیار کتاب‌نیوز قرار دادید تشکر می‌کنم. در خصوص مباحث مطرح شده و جواب‌هایی که فرمودید، اگرچه هنوز خیلی ابهام وجود دارد؛ اما فکر می‌کنم برای اولین بار این مقدار شفافیت هم قابل تقدیر باشد.

بنده هم از لطف شما بسیار ممنونم وامیدوارم این مصاحبه برای من دردسر درست نکند.(!)

                    

                                                                                                      ketabnews

+ نوشته شده توسط بابک Babak.H در 2007/11/2 و ساعت |

سخنرانی دکتر توکلی بمناسبت 13 آبان در دانشکده امور اداری فردوسی بوسیله دانشجویان جپ با شعار ها و سخنرانی اشان از پشت تریبون بهم خورد!

 

امروز تریبون آزادی با موضوع جنبش دانشجویی و انقلاب دوم به مناسبت ۱۳ آبان در ساعت ۱۵ تا ۱۷ در دانشکده ی علوم اداری دانشگاه فردوسی با حضور دکتر توکلی و دکتر خواجی و حدود ۳۵۰ تن از دانشجویان دانشگاه فردوسی برگزار شد. در این جلسه که حدود ۳۰ تن از فعالین چپ دانشگاه با در دست داشتن پلاکاردهایی با مضامین « مرگ بر دیکتاتور» « مرگ بر استبداد» « دانشجویی زندانی آزاد باید گردد» « جنبش دانشجویی فریاد اعتراض است» در تمام جلسه (که یک ساعت و نیم به طول انجامید) اعتراض خود را به نقض حقوق دانشجویان در دانشگاه های کشور اعلام نمودند.با اعتراض گسترده ی نیروهای چپ در سالن دکتر توکلی مجبور شد تا بر خلاف خاص برگزارکنندگان جلسه (بسیج دانشجویی) تریبون را در اختیار یکی از فعالین چپ قرار دهد.محور بحث وی اعتراض به نظر یکی از لیبرالهای دانشگاه در مورد لزوم دخالت آمریکا در ایران و رد هرگونه مداخله امپریالیسم در کشور بود. هر چند که سخنرانان با تکیه بر محور پوپولیستی خود بارها سخنان او را مورد سواستفاده قرار دادند که مورد اعتراض دانشجویان واقع شد.از سوی دیگر این فعال با بیان خلاصه ای از فشارهای وارده بر جنبش آزادی خواه و برابری طلب دانشجویان ایران اعلام کرد که ادعای دکتر توکلی در مورد وجود آزادی در ایران عوام فریبی ای بیش نیست. در این میان جمعی از دانشجویان نیز با سردادن شعارهایی نظیر «دانشجوی زندانی آزاد باید گردد» «اعدام ها را متوقف کنید» و «فیلترینگ سایت ها ممنوع» حمایت خود را از سخنان وی اعلام نمودند.بق روال معمول سخنرانان هیچ نکته ی قابل ذکری بیان نکردند و از تریبون برای بیان خاطرات خود استفاده نمودند.لازم به ذکر است در ادامه جلسه یکی دیگر از فعالین دانشجویی نیز در سخنانی به نبود آزادی بیان و نقض آشکار حقوق بشر در ایران اعتراض نمود. جو جلسه به گونه ای بود که توکلی در جواب سوالات این فعال گفت: « شما نیز می توانید مثل ما انقلاب خونین کنید.» بعد از بیان این مطلب دانشجویان با شعار های ضد خشونت سخنان توکلی را قطع کردند و مجری جلسه با توجه به شرایط رادیکال و جو حاکم بر آن به بهانه ی نماز پایان جلسه را اعلام نمود.

                                                                                                      روزنه

 

+ نوشته شده توسط بابک Babak.H در 2007/11/2 و ساعت |

3 دانشجوی بازداشت شده مورد ضرب و شتم قرار گرفته اند

آرمان صداقتی، بهنام سپهرمند و مازیار سمیعی 3 دانشجوی بازداشت در روز 8 آبان ماه در مورد ضرب و شتم قرار گرفته اند.گفته می شود این 3 دانشجو هم در هنگام بازداشت و هم در کلانتری، مورد ضرب و شتم قرار گرفته اند. گفتنی است بهنام سپهرمند دانشجوی دانشکده مدیریت دانشگاه تهران و عضو شورای مرکزی انجمن دموکراسی خواه این دانشگاه، آرمان صداقتی دانشجوی محروم از تحصیل و عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی منتخب دانشگاه پلی تکنیک و مازیار سمیعی دانشجوی محروم از تحصیل و فعال دانشجویی دانشکده اقتصاد دانشگاه علامه و فعال کمپین 1 میلیون امضا ، صبح روز چهارشنبه به وزارت اطلاعات تحویل داده شده اند.
                                                                                                   ادوار نیوز

+ نوشته شده توسط بابک Babak.H در 2007/11/2 و ساعت |

حقوق بشر 

شیرین عبادی: وظیفه مدافعان حقوق بشر گفتن و آشکارکردن است

شیرین عبادی  

 

 

از نظر شیرین عبادی آگاه‌‌گری در مورد رویکردهای قوه‌ی قضاییه ایران و در مورد دستگیری‌ها کاری است که باید با قوت آن را ادامه داد. او ضمن مخالفت با جنگ، معتقد است که تنها در صلح می‌توان از آزادی و حقوق بشر دفاع کرد.

برخی از ناظران سیاسی و مسائل حقوق بشر ایران، از جمله اکبر گنجی، روزنامه‌نگار، ما را متوجه شیوه جدید دستگیریها و به سکوت واداشتن دگراندیشان و فعالان مدنی در ایران می‌کنند. اکبر گنجی در مقاله‌ای که به تازگی در سایتهای اینترنتی سیاسی در باره دستگیری عمادالدین باقی، فعال حقوق بشر، منتشر کرده، می‌نویسد که اگر می‌خواهیم الان بگوییم که حد تحمل نظام سیاسی در ایران چیست، می‌توانیم دستگیری آقای عمادالدین باقی را میزانی بدانیم، چون کوشش وی بر این بود که از طریق مذاکره و باصطلاح چانه زدن با مقامات قضایی شرایط زندانیان را بهبود ببخشد.

 

 

 

+ نوشته شده توسط بابک Babak.H در 2007/11/2 و ساعت |

 

انتقاد روزنامه‌نگاران ایران از فشارهای صنفی و حرفه‌ای مدیران مطبوعات

 

۲۲۰ تن  از روزنامه‌نگاران ایران با انتشار بیانیه‌ای سرگشاده نسبت به عدم رعایت حقوق صنفی و حرفه‌ای خود از سوی برخی ازمدیران مطبوعات انتقاد کرده‌اند.  در این بیانیه که روز سه‌شنبه، ۸ آبان، انتشار یافته است، ابتدا به این نکته اشاره می‌شود که که روزنامه‌نگاران  در سال‌های گذشته یکی از سخت‌ترین و تلخ‌ترین دوران فعالیت حرفه‌ای خود را تجربه کرده‌اند. منظور امضاکنندگان از این دوران تلخ ظاهراَ اشاره به توفیق یکباره جمع بزرگی از مطبوعات در سال‌های پس از ۱۳۷۸ است که به مقدمه‌ای برای  تشدید فشار، سرکوب، حبس و محاکمه شمار چشمگیری از نویسندگان و دبیران نشریات بدل شد.

 

 امضاکنندگان بیانیه سپس به مشکل تازه‌ای اشاره می‌کنند که در برخی از مطبوعات سربرآورده و روز به روز حقوق صنفی روزنامه‌نگاران را در تنگنای بیشتری قرار می‌دهد و یا به اخراج و بیکارشدن آنها می‌انجامد: "متاسفانه بايد بپذيريم که امروز اهالی مطبوعات و در راس آنها روزنامه نگاران اصلاح طلب در جهت پيکانی دو وجهی قرار دارند و آن چه بيش از هر چيز کام را بر روزنامه نگاری تلخ می کند رفتارغيرحرفه ای و غير صنفی برخی از مديرانی است که بر مشکلات اجتماعی روزنامه نگاران می افزايند. اخراج خبرنگاران و روزنامه‌نگاران به بهانه‌های مختلف از جمله اعتراض نسبت به ناديده گرفتن قانون کار از سوی مديران و اجحاف صنفی به کارکنان تحريريه و يا بهانه‌های سياسی و عقيدتی می تواند بهترين مثال برای اين ماجرا باشد."

 

۲۲۰ روزنامه نگار، بیانیه خود را  هشداری به مدیرانی می‌دانند که نه فعالیت‌ها و قابلیت‌های حرفه‌ای در عرصه روزنامه‌نگاری، بلکه "کنش و واکنش های سياسی و اقتصادی آنها را ميهمان مطبوعات کرده است". بیانیه در ادامه، این مدیران را به خويشتن داری و احترام هر چه بيشتر به حقوق صنفی و قوانين کارگری دعوت کرده است.

 

 انجمن صنفی روزنامه‌نگاران ایران نیز از نظر نویسندگان بیانیه باید نقش فعالتری در حل مسائل صنفی روزنامه‌نگاران به عهده بگیرد و با برگزاری یک نشست، مشکلات یادشده را به طور ویژه مورد بررسی قرار دهد.

 

در بیانیه روزنامه‌نگاران ایران به فشارهای مدیران نشریات و نقض حقوق صنفی از سوی آنها که انگیزه صدور بیانیه بوده اشاره مشخصی نشده است. ولی خبرهای جسته و گریخته حکایت از  آن دارند که شماری از روزنامه‌نگاران فعال در روزنامه‌های عمدتاَ اصلاح‌طلب چه به لحاظ مضمون گزارش‌ها و تحلیل‌هایشان و چه از حیث دریافت حقوق و مزایای قانونی خود با فشارها و تضعیقات معینی مواجه‌اند و قسماَ در معرض خطر اخراج و بیکاری قرار دارند. چندی پیش شماری از روزنامه‌نگاران فعال در یکی از روزنامه‌های اصلاح‌طلب به دلیل عدم دریافت حقوق معوقه خود دسته جمعی استعفا کردند. با نزدیک‌شدن به انتخابات مجلس در اسفند ماه، این حدس و گمان نیز تقویت شده که مدیران شماری از مطبوعات، سعی می‌کنند بیش از پیش نشریات خود را در خدمت تبلیغات و فعالیت‌های انتخاباتی خود قرار دهند، امری که از نظر روزنامه‌نگاران مستقل، با فعالیت‌های حرفه‌ای، آزاد  و منتقدانه آنها دمسازی و تطابقی ندارد.  

 

 

+ نوشته شده توسط بابک Babak.H در 2007/11/2 و ساعت |

پلمپ کافه کتاب ها

در چند روز اخیر چندین کافه کتاب که در تهران و چند شهرستان  مشغول به فعالیت بودند به دستور اداره اماکن تعطیل شدند . حائز اهمیت این است که علت آن را تداخل صنفی اعلام کرده اند ، با توجه به اینکه این حرف چیزی جز سر کار گذاشتن مردم نمی باشد وتنها دغدغه شان پی بردن مردم از اصل ماجراها ست .

در هر حال چون قیمت کتاب در ایران بالاست این کافه کتاب ها شرایط خوبی را برای علاقه مندان به کتاب که شرایط مالی خوبی برای خرید کتاب ندارند را فراهم می کند و می توانند در کنار مطالعه و نوشیدن چای و قهوه  از مصاحبت دیگر علاقمندان به مسائل فرهنگی مانند نویسندگان و هنر مندان بهره مند شوند .

جالب این جاست که فقط در هفته کتاب و کتاب خوانی  کتاب را مورد توجه قرار می دهند ولی در حقیقت تمایلی نیست که مردم به کتاب روی آورند

 در دوره مدرن و جهان اولی  ایران ! کتاب ها یا سانسور می شود و یا الزاما به چاپ نمی رسند دلیل این کار جای فکر ندارد بعد از کمی تامل می توان فهمید با خواندن این کتاب ها چشم و گوش مردم باز می شود و بعد چه اتفاقی می افتد عاقلان دانند .

نکته داخل پرانتز این موضوع تبلیغ کتاب و کتاب خوانی از طریق انواع رسانه های ملی ست . این مردم بد بخت هم به حرف نمی آیند که بگویند کتاب های مورد توجه شان یا سانسور شده اند و یا اصلا به چاپ نمی رسند و یا نویسندگان محبوبشان در زندان به سر می برند .

حال حقیقت چیز دیگری ست که برخی نمی توانند آن را پیدا کنند مگر حقیقت خود را نمایان کند .

+ نوشته شده توسط بابک Babak.H در 2007/11/2 و ساعت |

مردم سالاری

 معنای مردم سالاری واقعی آن است که مردم کوچه و بازار ، جماعت مردم دیگر در کنترل زندگی فردی نباشند . مردم سالاری بیشتر پدیده ای اخلاقی است ، تا سیاسی ؛ بسیار مهم تر از سیاست . مردم سالاری یک دیدگاه کاملا جدید نسبت به زندگی است. این چیزی است که هنوزهیچ کجا اتفاق نیفتاده ؛ هنوز باید اتفاق بیفتد.مردم سالاری به این معناست : هر فرد حق دارد مطابق نگرش خود زندگی کند ؛ نباد او را منع کرد . تا وقتی برای دیگران اسباب زححمت و دردسر نشده ، باید امکان آزادی در همه جنبه های زندگی برایش فراهم باشد . این نگرش من نسبت به دنیای مردم سالاری واقعی است . دوست دارم همه به همین نحو عمل کنند : مداخله در زندگی هیچ کس . باید نسبت به دیگران احترام عظیمی قائل شد .   

  

+ نوشته شده توسط بابک Babak.H در 2007/11/2 و ساعت |

تاييد محكوميت 5سال حبس تعزيري منصور اسانلو ازسوي دادگاه تجديدنظر

 

شعبه‌ي 36 دادگاه تجديدنظر استان تهران، حكم 5 سال حبس تعزيري منصور اسانلو يكي از متهمان پرونده كارگران شركت واحد را تاييد كرد.پرويز خورشيد در گفت‌وگو با خبرنگار حقوقي ايسنا اظهار داشت: موكلم در حال حاضر براي گذراندن دوران محكوميت خود به بند عمومي زندان اوين منتقل شده است.وي با بيان اين كه اتهام موكلش در اين پرونده تبليغ عليه نظام و اقدام عليه امنيت ملي بوده گفت: پيش از اين شعبه‌ي 14 دادگاه انقلاب منصور اسانلو را به 5 سال حبس تعزيري محكوم كرده بود.محكوميت ابراهيم مددي به دو سال حبس تعزيري شعبه‌ي 28 دادگاه انقلاب، ابراهيم مددي از بازداشت‌شدگان مقابل منزل منصور اسانلو را به حبس تعزيري محكوم كرد.وكيل مدافع مددي به خبرنگار حقوقي ايسنا گفت: موكلم 18 مرداد بازداشت شده بود كه به اتهام اقدام عليه امنيت ملي، محاكمه و به دو سال حبس تعزيري محكوم شد.

+ نوشته شده توسط بابک Babak.H در 2007/10/30 و ساعت |

                       گزارش به آزادی بیان

بی‌شک آدمی‌ِ آزاد آفریده شده، طالب آزادی است. آدمی در طی دوره‌ی دو میلیون ساله‌ی حیات خود بر این کره‌ی خاکی همواره تلاش داشته با افزایش امکانات و قوای تفکر، بر تیره‌گی استبداد زمانه و ظلمت حکام فایق آید. تلاشی که همچنان پس از گذشت بیش از دو میلیون سال از عمر آدمی ادامه دارد و چشم‌انداز جهان نشان می‌دهد که همچنان نیز ادامه خواهد داشت. البته این استبداد هر زمانه به شکلی و قالبی بر ذهن آدمیان مسلط شده و خواسته با صلب آزادی انسان‌ها، هر زمان هدفی را در ورای خواست هستی محقق کند. البته این یادداشت که خود سر آغاز ستون «گزارش به آزادی بیان» والس است قصد ندارد به این استبداد تاریخی و تفکر شبانی حاکم بر ذات آن بپردازد و آن مجال دیگری می‌طلبد که اگر عمری بود و حیات در تداوم، به آن نیز پرداخته خواهد شد. این مقدمه‌ی کوتاه از عمر جاودانه‌ی دقیانوس صرفا نوشته شد که خود آغازی باشد بر گامی که والس قصد دارد در جهت اطلاع‌رسانی در حوزه‌ی آزادی بیان بردارد. در میان آزادی‌هایی که آدمی به جستجوی آن است به زعم من از همه ارجح‌تر همین آزادی سخن گفتن است. حیوان ناطق که ما باشیم به واسطه‌ی همین گفتار و نوشتار و سنت گفتگو است که می‌اندیشیم و به گسترش جهان‌های تازه فکر می‌کنیم. شکی وجود ندارد که اگر منابع دانش بشری اکنون نیز از دست برود ادامه‌ی حیات بشر در خطر خواهد افتاد. ادامه‌ی حیات ما به اندیشیدن و سخن گفتن وابسته است. حیات ما آدمیان در کلمه، در واژه و در قالب لغت گرفتار است. بی‌تار عنکبوتی زبان و فرهنگ جهانیی که زاده آن است ما هیچ نیستیم، خومان نیستیم. آن چه می‌خواهیم باشیم نیستیم. هر چند زبان تیغ دولبه‌ی بودن و نبودن، هستی و نیستی و آزادی و اسارت است که این بحث نیز خود مجال دیگری می‌طلبد اما شکی نخواهد بود که آزادی بیان اولین گام برای کسب آزادی‌های دیگر، کسب رفاه، نیکی و عشق به کیهان است. همه‌ می‌دانیم هر آن که قصد می‌کند جلیاتی‌وار حقوق آدمیان را پایمال سازد نخست هجمه خود را به سمت کتاب و قلم و اندیشه و اهل فکر سرازیر می‌سازد. پس ضرورت دارد که ما به عنوان نویسنده، به عنوان انسان، به عنوان ذره‌ای کیهانی از حق آزادی بیان خود دفاع کنیم و تا ممکن است تن به سانسور اندیشه ندهیم. البته این راهی است سخت و دشوار که هر یک از ما صرفا می‌تواند قدمی کوچک در این راه بردارد. قدم‌هایی که در کنار هم گام‌های بزرگی را خواهند ساخت. والس به عنوان یک عضو کوچک جامعه‌ی ادبی ایران وظیفه‌ی خود می‌داند به این راه وارد شود هر چند گزارش به آزادی بیان یا در واقع گزارش سانسور کتاب در ایران گامی ناچیز است. ما تلاش خواهیم داشت با همکاری نویسندگانی که آثارشان با اعمال سانسور به چاپ رسیده و یا هرگز چاپ نشده‌ به شکل ماهیانه گزارش‌هایی را از وضعیت سانسور کتاب در ایران با خبر سازیم.

  

 

+ نوشته شده توسط بابک Babak.H در 2007/10/30 و ساعت |

20 تن از دانشجویان امروز دستگیر شدند                                            

 

 تجمع امروز و تریبون آزاد دانشجویی با حضور جمعیت ۱۰۰۰ نفری دانشجویان دانشگاه های تهران در دانشگاه علامه طباطبایی برگزار شد. محورهای این تجمع که در دانشکده علوم اجتماعی و ارتباطات برگزار شد، بازداشت و صدور احکام سنگین برای دانشجویان، سلب حق تحصیل، پلیسی شدن فضای دانشگاه، سرکوب فزاینده تشکل های دانشجویی، اخراج اساتید، توقیف نشریات دانشجویی و… بود.در ابتدای این مراسم یکی از دانشجویان دانشکده علوم اجتماعی علامه طی سخنانی اعلام کرد: «دانشجویان دیگر دانشگاه ها پشت در ایستاده اند و با مقاومت حراست رو به رو شده اند. نیروهای حراست به دانشجویان اجازه نمی دهد که وارد دانشگاه شوند.» دانشجویان تجمع کننده پس از این سخنان به سمت درب ورودی حرکت کردند. مقاومت نیروهای حراست و تلاش دانشجویان از دو سوی در ورودی برای ورود به دانشگاه موجب شکستن درب شیشه ای دانشگاه شد و دانشجویان موفق شدند وارد دانشگاه شوند.تجمع کنندگان در حالی که پلاکاردهایی با مضامین «دانشگاه پادگان نیست»، «پول می دهیم تا سرکوبمان کنند»، «آزادی یعنی سکوت، آزادی یعنی اوین؟!»، «تعلیق، ستاره، اخراج مثلث افتخار دانشجو» و.. با خواندن سرود یار دبستانی و ای ایران و سر دادن شعارهای «دانشجوی می میرد، ذلت نمی پذیرد»، «دانشجو دانشجو حمایتت می کنیم»، «فرمانده پادگان این آخرین هشدار است، جنبش دانشجویی آماده قیام است» به سمت محوطه دانشکده حرکت کردند و در آن جا تجمع کردند.دانشجویان تجمع کننده به سمت درب ورودی حرکت کردند و در این حین نیروهای امنیتی که حضوری پرتعداد در دانشکده علوم اجتماعی علامه داشتند با دانشجویان تجمع کننده درگیر شدند.تجمع دانشجویان در حالی به پایان رسید که نیروهای امنیتی دانشگاه علامه را محاصره کردند و کلیه دانشجویانی که از دانشکده علوم اجتماعی خارج می شدند را دستگیر می کردند. طبق گزاشات رسیده نزدیک به ۲۰ نفر از دانشجویان دانشگاه تهران، علامه و پلی تکنیک دستگیر شده و به مکان نامعلومی منتقل شدند. جمعی از دانشجویان بازداشت شده پس از ساعتی آزاد شدند ولی آخرین گزارش ها حاکی از آن است که همچنان تعدادی از دانشجویان در بازداشت به سر می برند.دانشجویان دانشگاه علامه در اعتراض به دستگیری گسترده دانشجویان اقدام به تحصن در صحن دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه علامه کرده و اعلام کرده اند تا آزادی کلیه دانشجویان بازداشت شده در کلاس های درس شرکت نخواهند کرد. دانشجویان تجمع کننده شعار می دادند: «پینوشه، پینوشه ایران شیلی نمی شه»، «دانشجوی تعلیقی حمایتت می کنیم»، «محمود احمدی نژاد عامل تبعیض و فساد»، «مرگ بر دیکتاتور» و… . تا لحظه تنظیم این خبر جو داخل و خارج دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه علامه به شدت متشنج گزارش می شود و دستگیری دانشجویان همچنان ادامه دارد.اخبار تکمیلی در خصوص دانشجویان بازداشت شده در گزارش های تکمیلی ارسال می شود.

+ نوشته شده توسط بابک Babak.H در 2007/10/30 و ساعت |

 

گزارش لحظه به لحظه از تجمع امروز دانشکده علوم اجتماعی علامه                      


بنا به اعلام قبلی دانشجویان دانشکده علوم اجتماعی و ارتباطات دانشگااه علامه در ساعت ۱۲ ظهرامروز تجمعی در اعتراض به احکام تعلیقی ده ها تن از دانشجویان این دانشگاه و همچنین بازداشت های گسترده ی دیگر دانشجویان و سرکوب های گسترده ی جنبش دانشجویی در چند وقت اخیر برقرار شد.از ساعات ابتدایی صبح  فضای دانشکده علوم اجتماعی و ارتباطات علامه ملتهب بود. حراست دانشکده از ورود دانشجویان تعلیقی و دیگر دانشجویان دانشکده های علامه جلوگیری می کرد. با این وجود در حدود ساعت ۱۲ دانشجویان ممنوع الورود و تعلیقی به همراه جمع دیگری از دانشجویان با هماهنگی دانشجویانی که درون دانشکده بودند توانستند سد حراست دانشکده را بشکنند و تمام دانشجویان را وارد دانشکده کنند. در این میان از طرف حراست دانشکده برخی از دانشجویان مورد ضرب و شتم قرار گرفته شدند و در نتیجه فشار زیاد دانشجویان و درگیری های ایجاد شده از طرف حراست درب دانشکده شکسته شد. در ادامه جمع کثیری از دانشجویان موفق به اجتماع در درون دانشکده شدند. دانشجویان با سردادن سرود یاردبستانی به سمت حیاط دانشکده حرکت کردند. در این میان دانشجویان شعار هایی از قبیل : " دانشجوی زندانی آزاد باید گردد" " تعلیق دانشجو ملغا باید گردد" " رئیس انتصابی استعفا استعفا" " جنبش دانشجویی آماده قیام است" " دانشجو می میرد ذلت نمی پذیرد" و " مرگ بر دیکتاتور" سر می دادند.پلاکارد هایی نیز به همین مضمون در میان جمعیت به چشم می خورد. به همراه اسامی دانشجویان بازداشتی سرتاسر کشور. در ادامه تجمع جمعیتی بیش از ۵۰۰ نفر با حلقه زدن دور یک دیگر تریبون آزاد آغاز شد. که یکی از دانشجویان در سخنانی ضمن محکوم کردن احکام تعلیقی و بازداشت دانشجویان امیرکبیر و کردستان و اهواز در انتها نیز مدیریت دانشگاه انتصابی است و باید استعفا دهد و تمام دانشجویان زندانی بی قید و شرط باید آزاد شوند. که این سخنان با استقبال گسترده دانشجویان مواجه شد. تریبون آزاد ادامه دارد و لازم به ذکر است که در بیرون دانشکده فضا همچنان ملتهب است و بیم بازداشت دانشجویانی که در بیرون دانشکده هستند می رود. حضور نیرو های امنیتی لباس شخصی در اطراف دانشکده چشم گیر است.در ادامه تجمع و تریبون آزاد دو تن از دانشجویان بیانیه هایی از انجمن های دانشگاه های دیگر تهران را قرائت کردند که ناگهان خبر بازداشت چند تن از دانشجویان تعلیقی علامه در بیرون محوطه ی دانشکده رسید که موجب آن شد که دانشجویان با سردادن شعار "دانشجوی بازداشتی آزاد باید گردد" به سمت درب اصلی دانشکده که رو به خیابان است حرکت کنند. دانشجویان با اجتماع خود در روبروی درب دانشکده و خیابان مقابل آن خواستار آزادی هر چه سریع تر دانشجویان بازداشتی شدند. ماشین های عبوری نیز با صدا در آوردن بوق خود و دست تکان دادن با دانشجویان ابراز همبستگی کردند. در ادامه دانشجویان پس از سر دادن شعارهای " پینوشه پینوشه ایران شیلی نمی شه" و " مرگ بر دیکتاتور" تجمع خود را ادامه دادند در این لحظه جمعیت تجمع کننده به بیش از ۸۰۰ تن می رسید یکی از "دانشجویان چپ دانشگاه شریف" به سخنرانی پرداخت که در طی سخنان خود با نام بردن از دانشجویان زندانی کردستان و همچنین ۸ تن از دانشجویان زندانی اهواز و دانشجویان زندانی دیگر خواستار آزادی بی قید و شرط تمامی دانشجویان زندانی شد و در ادامه گفت که این امر تنها با نیروی متحد و آگاهانه جمع تک تک دانشجویان محقق خواهد شد. سخنان او با استقبال شدید دانشجویان مواجه شد و دانشجویان او با استقبال شدید دانشجویان مواجه شد. سخنان او با استقبال شدید دانشجویان مواجه شد و دانشجویان تجمع کنننده شعار دانشجوی زندانی آزاد باید گردد را سر دادند. دانشجویان علامه ای همچنان در جلوی محوطه ی دانشکده و رو به خیابان ایستاده اند.در ادامه تجمع دانشجویان چند تن از دانشجویان دیگر دانشگاه های تهران در حمایت از تجمع دانشجویان صحبت هایی کردند. همچنین یکی از دانشجویان دختر تعلیقی علامه در ضرورت دفاع از خواست دانشجویان صحبت کرد. در این میان خبر بازداشت ۴ تن از دانشجویان علامه رسید که موجب ملتهب تر شدن فضای دانشکده شد در این لحظه یکی از عوامل حراست با حمله به چند تن از دانشجویان قصد ایراد ضرب و شتم آنان را داشت که با مقاومت شدید دانشجویان مواجه شد و نتوانست کاری از پیش ببرد. در ادامه تریبون آزاد یکی از دانشجویان تعلیقی علامه طی صحبت های ضمن تایید خبر بازداشت ۴ تن از دانشجویان علامه علامه اعلام کرد که باید تا آزادی تمامی بازداشت شدگان و تحقق دیگر خواست های دانشجویان ایستادگی و مقاومت کرد . دانشجویان بعد از سخنان وی تصمیم گرفتند که تمامی کلاس ها را تعطیل کنند و تا رسیدن به خواست های شان به تجمع خود ادامه دهند. زمزمه هایی مبنی بر ادامه تجمع تا شب شنیده می شود. دانشجویان در محوطه ی دانشکده می چرخند و با سرود خواندن و شعار دادن تمامی کلاس ها را تعطیل می کنند. سرود "یاردبستانی" و شعار "مرگ بر دیکتاتور" "دانشجوی زندانی آزاد باید گردد" اصلی ترین شعار ها است. هر لحظه به تعداد دانشجویان تجمع کننده اضافه می شود و در ضمن از سرنوشت دانشجویان بازداشتی نیز خبری در دست نیست. تجمع ادامه دارد. دانشجویان علامه متحدانه و آگاهانه برای آزادی تمام دانشجویان زندانی و بازداشتی ایستاده اند!دانشجویان در ادامه تظاهرات خود تمامی کلاس های دانشکده را تعطیل کردند و با سرود خوانی و کوبیدن پا فضای راهروهای دانشکده را در اختیار خود گرفتند. پس دانشجویان در ادامه تظاهرات خود با جمعیت به مراتب بیش از گذشته به سمت راهروی اتاق استاید رفتند و با سردادن شعارهایی خواستار همراهی و همبستگی اساتید با دانشجویان شدند. دانشجویان ضمن صحبت کردن با اساتید دانشکده و اعلام خواست های به حق شان و تشریح روند تجمع  و دادن خبر بازداشت تعدادی از دانشجویان معترض از اساتید خواستند که به آنان بپیوندند. در این میان شعار " استاد آزاده حمایت حمایت" " دانشجو استاد اتحاد اتحاد" " استاد آزاده این به تو هم مربوطه" سر داده شد. در این اثنا خبر بازداشت ۳ تن از دانشجویان پلی تکنیکی که قصد خروج از دانشکده را داشتند رسید. خیابان ها و کوچه های اطراف دانشکده مملو از نیروهای امنیتی لباس شخصی است که با هماهنگی حراست دانشکده اقدام به بازداشت اقدام به بازداشت فعالان دانشجویی می کند. تجمع دانشجویان در محوطه ی دانشکده ادامه دارد. دانشجویان علامه و دیگر فعالان دانشجویی همچنان ایستاده اند!در ادامه تجمع، دانشجویان با اجتماع در محوطه ورودی دانشکده و همچنین پیاده روی روبروی دانشکده باردیگر خواستار آزادی تمامی بازداشت شدگان شدند. در این میان تعدادی از دانشجویان طی سخنانی از مسئولان دانشگاه خواستند که هر چه سریع تر تمام بازداشت شدگان را آزاد کنند. دانشجویان خواستار آنان که ضمن آزادی تمامی رفقای دانشجویان بازداشتی نیروی امنیتی از اطراف دانشکده پراکنده شوند تا دانشجویان بتوانند بدون هیچ مزاحمتی از طرف نیروی های امنیتی و اطلاعاتی بعد از اتمام تریبون آزاد و سخنرانی ها از دانشکده خارج شوند.در انتهای تریبون آزاد بعد از خوانده شدن چند بیاینه و سخنان چند تن از دانشجویان بیاینه "جمعی از فعالان و دانشجویان چپ دانشگاه های تهران" خوانده شد که در ان ضمن اشاره به فضای سرکوب و اختناق کنونی خواستار آزادی بی قید و شرط تمامی دانشجویان زندانی از جمله دانشجویان پلی تکنیکی ها ، اهوازی ها و دانشجویان کردستان شده بودند این بیانیه به امضای دانشجویان چپ دانشگاه های تهران و همچنین جمعی از دانشجویان کرد رسیده بود.دانشجویان پس از خاتمه ی تریبون آزاد همچنان در محوطه ی دانشکده متحصن شده اند تا ضمن آزادی تمامی بازداشت شدگان امروز بتوانند بدون هیچ مشکلی از لحاظ امنیتی دانشکده بیرون بروند. در بیرون دانشکده همچنان نیرو های امنیتی و اطلاعاتی به صورت گسترده ایستاده اند.خبر آخردر حدود ساعت ۱۵.۳۰ دقیقه تمامی دانشجویان تجمع کننده در دسته های چند نفره از دانشکده خارج شدند. نیروهای امنیتی و اطلاعاتی نیز نتوانستند به دانشجویان نزدیک شوند و دانشجویان توانستند بدون هیچ مزاحمتی از محیط اطراف دانشکده دور شوند. در این میان اما متاسفانه هیچ تضمینی در قبال آزادی بازداشت شدگان داده نشده است و پی گیری های دانشجویان بی نتیجه مانده است. از سرنوشت بازداشت شدگان این تجمع همچنان خبری در دست نیست اما پی گیری دانشجویان برای آزادی تمامی بازداشت شدگان تجمع امروز  همچنان ادامه دارد.

 

+ نوشته شده توسط بابک Babak.H در 2007/10/30 و ساعت |