تبليغاتX
آزادی نو New Freedom

اخبار حقوق بشر

 

ایران: مدافع پیشرو حقوق زندانیان را آزاد کنید

 

عمادالدین باقی به دلیل اتهام هایی با انگیره سیاسی زندانی شد

 

(واشینگتن دی سی، 16 اکتبر2007) ? سازمان دیده بان حقوق بشر امروز با انتشار بیانیه ایی اعلام کرد که مقامات ایرانی باید فورا عمادالدین باقی ازمدافعان برجسته حقوق بشر را آزاد کنند و اتهاماتی که با انگیزه سیاسی به وی نسبت داده اند را کنار بگذارند.  
در روز چهاردهم اکتبر، باقی درپاسخ به احضاریه ایی که دریافت کرده بود تا برای بازجویی به شعبه 1 بخش امنیت دفتردادستانی عمومی انقلاب مراجعه کند، به آنجا رفت. دادگاه او را به "تبلیغ علیه نظام" و " انتشار اسناد محرمانه دولتی" برای فعالیت هایش به عنوان رییس انجمن حمایت ازحقوق زندانیان که یک سازمان غیردولتی است و درسال 2003 تاسیس شده، متهم کرد.  
 
جواستورک مدیربخش خاورمیانه شمال آفریقای سازمان دیده بان حقوق بشردر زمینه این دستگیری گفت:"دولت ایران به جای این که باقی را دستگیر کند باید وی را به خاطر تلاش هایش درخصوص حقوق زندانیان مورد تحسین قرار دهد." بعد از بازداشت باقی مقامات دادگاه یک وثیقه پانصد میلیون ریالی برای وی تعیین کردند(حدودپنجاه هزاردلار). هنگامی که خانواده باقی درجریان تهیه وثیقه بودند،مقامات زندان اوین به دادگاه آمدند واعلام کردند باقی حکم زندانی تعلیقی ازسال 2003 دارد.مقامات دادگاه سپس وثیقه را لغو کردند ومقامات زندان بلافاصله باقی را به زندان منتقل کردند.  
 
درسال 2003، قاضی بابایی رییس شعبه ششم دادگاه انقلاب باقی را به یک سال حبس تعلیقی به اتهام "به مخاطره انداختن امنیت ملی" و "نشراکاذیب" درکتابش تراژدی دموکراسی درایران محکوم کرد.  
 
درسال 2000، دادگاه انقلاب باقی را به سه سال زندان با اتهام های "به مخاطره انداختن امنیت ملی" برای نوشته هایش درزمینه قتل های زنجیره ای روشنفکران ناراضی ایران در اواخر دهه90 میلادی محکوم کرد.  
 
خانواده باقی و وکلای وی اعلام کرده اند که ازسال 2003 به این سو، مقامات قضایی 23 بار وی را به دادگاه احضار کرده اند.  
 
درماه ژوئیه، شعبه ششم دادگاه انقلاب باقی وهمچنین همسرو دخترش را به سه سال حبس تعلیقی برای فعالیت هایشان درزمینه مستند سازی و اطلاع رسانی موارد نقض حقوق بشر درسیستم قضایی و زندان های ایران محکوم کرد.  
 
عمادالدین باقی همچنین درسال 2005 " انجمن پاسداران حق حیات" را تاسیس کرد. هدف این سازمان فعالیت برای ازمیان بردن حکم اعدام درایران است. دوسازمان وی گزارش هایی را درخصوص وضعیت زندانی های ایرانی وهمچنین موارد مجازات اعدام تهیه می کنند .

+ نوشته شده توسط بابک Babak.H در 2007/10/19 و ساعت |

خبری بمناسبت سومین سال تصادف آتیه عموپور

 

 

 

 تجمع‌ دانشجويان‌ دانشگاه‌ گيلان‌ ‌به‌ دليل‌ مرگ‌ يك‌ دانشجو

 

 

دانشجويان‌ دانشگاه‌ گيلان‌ به‌ دليل‌ مرگ‌ يك‌ دانشجو و همچنين‌ عدم‌ دريافت‌ پاسخ‌ براي‌ مشكلات‌ صنفي‌شان، براي‌ بار ديگر ديروز در مقابل‌ در دانشگاه‌ گيلان‌ واقع‌ در جاده‌ رشت‌ - قزوين‌ تجمع‌ كردند.

خبر 
قدري تكان دهنده بود چرا كه دانشجويي براي تسويه حساب آمده بود دانشگاه كه تصادف كرد و مرد. اول خبر را تيتر اول روزنامه كردم اما مدير مسوول نگذاشت و بنابراين   تو ليتو گرافي صفحه اول ما عوض شد .
كل واقع رو  به نقل ازدانشجویان برايتان نقل مي كنم :

 به‌ گزارش‌ دانشجويان‌ دانشگاه‌ گيلان‌ از حوالي‌ ظهر ديروز (سه‌شنبه) اقدام‌ به‌ تجمع‌ كردند كه‌ اين‌ تجمع‌ دومين‌ اعتراض‌ دانشجويان‌ اين‌ دانشگاه‌ در هفته‌ي‌ اخير بود. اولين‌ اعتراض‌ در پي‌ افزايش‌ قيمت‌ ژتون‌ غذا و خوابگاه، چهارشنبه‌ گذشته‌ صورت‌ گرفت.
چند تن‌ از دانشجويان‌ دليل‌ اصلي‌ تجمع‌ ديروز را كشته‌ شدن‌ دانشجويي‌ در اتوبان‌ جلوي‌ دانشگاه‌ عنوان‌ كردند.
براساس‌ اين‌ گزارش، ظهر دوشنبه‌ 13/7/83 دانشجويي‌ كه‌ براي‌ تسويه‌ حساب‌ و انجام‌ امور فارغ‌ التحصيلي‌ خود به‌ دانشگاه‌ آمده‌ بود در جلوي‌ در اصلي‌ دانشگاه‌ گيلان‌ در اثر برخورد با يك‌ خودرو درگذشت.
به‌ گفته‌ي‌ دانشجويان‌ متحصن‌ اين‌ سومين‌ فردي‌ است‌ كه‌ در اتوبان‌ جلوي‌ دانشگاه‌ جان‌ خود را از دست‌ مي‌دهد.

 در ‌ تحصن‌ دانشجويان، فردي‌ از حراست‌ دانشگاه‌ به‌ ميان‌ آنان‌ آمد و از آنان‌ خواست‌ كه‌ به‌ تحصن‌ خود پايان‌ دهند اما در مقابل‌ اصرار دانشجويان‌ به‌ ادامه‌ تحصن‌ از سوي‌ دانشجويان، به‌ دانشجوياني‌ كه‌ خواستار حضور رياست‌ دانشگاه‌ بودند وعده‌ داد كه‌ معاون‌ عمراني‌ دانشگاه‌ براي‌ گفت‌ و گو به‌ ميان‌ آنان‌ خواهد آمد.
در همين‌ حال‌ يكي‌ از فعالان‌ صنفي‌ دانشجويان‌ ضمن‌ انتقاد از مسوولان‌ دانشگاه‌ اظهار كرد: <مسوولين‌ دانشگاه‌ با تهديد و فيلمبرداري‌ از دانشجويان‌ سعي‌ دارند بين‌ آنان‌ نفاق‌ ايجاد كنند در حالي‌ كه‌ ما به‌ تجمع‌ خود ادامه‌ مي‌دهيم‌ و در نهايت‌ در سالن‌ آمفي‌ تئاتر شهيد مطهري‌ تجمع‌ خواهيم‌ كرد.>
براساس‌ اين‌ گزارش، بسياري‌ از دانشجويان‌ لباس‌ سياه‌ پوشيده‌ بودند و برخي‌ نيز پرچم‌هاي‌ سياهي‌ در دست‌ داشتند و جلوي‌ دانشكده‌ي‌ كشاورزي‌ نيز نوشته‌ بودند <دانشجو مي‌ميرد، دانشگاه‌ مي‌بيند>.
لازم‌ به‌ ذكر است‌ كه‌ ايستگاه‌ اتوبوس‌ سرويس‌ دانشگاه‌ گيلان‌ در مقابل‌ دري‌ قرار دارد كه‌ تصادفات‌ فوق‌ در جلوي‌ آن‌ اتفاق‌ افتاده‌ است‌ در حالي‌ كه‌ در ابتداي‌ تاسيس‌ دانشگاه‌ پل‌ هوايي‌ را براي‌ انتقال‌ دانشجويان‌ از عرض‌ اتوبان‌ چهار باندي‌ جلوي‌ در جنوبي‌ دانشگاه‌ كه‌ فاصله‌ي‌ زيادي‌ با ايستگاه‌ اتوبوس‌ دارد احداث‌ كردند. خواسته‌ي‌ دانشجويان‌ متحصن‌ اين‌ بود كه‌ پل‌ هوايي‌ را به‌ جلوي‌ دري‌ انتقال‌ دهند كه‌ ورود و خروج‌ از آن‌ صورت‌ مي‌گيرد نه‌ دري‌ كه‌ بلااستفاده‌ مانده‌ است‌ و فاصله‌ي‌ زيادي‌ از ورودي‌ دانشگاه‌ دارد.
 
رييس‌ روابط‌ عمومي‌ دانشگاه‌ گيلان:
از مرگ‌ دانشجو ناراحتيم‌

در همين‌ رابطه، با <انوش‌ مرادي>، رييس‌ روابط‌ عمومي‌ دانشگاه‌ گيلان‌ گفت‌ و گو كردم.
وي‌ گفت: متاسفانه‌ برخي‌ از افراد سعي‌ دارند از وقايع‌ پيش‌ آمده‌ سوءاستفاده‌ كنند.
وي‌ افزود: در حال‌ حاضر مهندس‌ مقصودي، معاون‌ مالي‌ - اداري‌ دانشگاه‌ در سالن‌ شهيد مطهري‌ دانشكده‌ فني‌ به‌ سوالات‌ دانشجويان‌ پاسخ‌ مي‌دهد.
مرادي‌ در پاسخ‌ به‌ اعتراض‌ دانشجويان‌ نسبت‌ به‌ عدم‌ حضور و پاسخگويي‌ رييس‌ دانشگاه‌ گفت: به‌ هر حال‌ نمي‌شود كه‌ براي‌ هر مساله‌اي‌ رييس‌ در جمع‌ دانشجويان‌ حضور يابد در عين‌ حال‌ معاونين‌ ايشان‌ آماده‌ پاسخگويي‌ هستند كه‌ اگر آنها نتوانستند پاسخ‌ دهند خود شخص‌ رييس‌ دانشگاه‌ به‌ جمع‌ دانشجويان‌ خواهد آمد.
وي‌ ضمن‌ ابراز تاسف‌ از مرگ‌ يك‌ دانشجو گفت: ما از اين‌ موضوع‌ ناراحت‌ هستيم. پيش‌ از اين‌ واقعه‌ ما 18 مورد مكاتبه‌ با ادارات‌ و نهادهاي‌ مرتبط‌ براي‌ حل‌ مشكلات‌ دانشجويان‌ و مساله‌ پل‌ هوايي‌ داشتيم‌ كه‌ هنوز به‌ نتايج‌ نهايي‌ نرسيده‌ايم.
وي‌ در پايان‌ اين‌ گفت‌ و گو از دانشجويان‌ خواست‌ ضمن‌ حفظ‌ آرامش‌ به‌ حل‌ مشكلات‌ كمك‌ كنند. 

دبير انجمن‌ اسلامي‌ دانشجويان‌ دانشگاه‌ گيلان:
اين‌ نتيجه‌ عدم‌ پاسخگويي‌ است‌

در همين‌ رابطه‌  با كاشاني، دبير انجمن‌ اسلامي‌ دانشگاه‌ گيلان‌ نيز گفت‌ و گو كرد. وي‌ ضمن‌ ابراز تاسف‌ از حادثه‌ روي‌ داده‌ در مقابل‌ ايستگاه‌ دانشگاه‌ گفت: متاسفانه‌ عدم‌ پاسخگويي‌ مسوولان‌ دانشگاه‌ هر روز تنش‌ را بيشتر مي‌كند.
كاشاني‌ افزود: در كمتر از يك‌ هفته‌ دو تجمع‌ در دانشگاه‌ برگزار شده‌ كه‌ من‌ احساس‌ مي‌كنم‌ عدم‌ پاسخگويي‌ به‌ سوالات‌ دانشجويي‌ منجر به‌ تشديد اين‌ موضوع‌ شده‌ است.
وي‌ در ادامه‌ ضمن‌ انتقاد از برخورد مسوولان‌ دانشگاه‌ يادآور شد: دوستان‌ مسوول‌ در دانشگاه‌ به‌ جاي‌ حل‌ مشكلات‌ در فكر اين‌ هستند كه‌ پيدا كنند چه‌ كسي‌ تجمع‌ كرده‌ است.
وي‌ در پايان‌ خواستار توجه‌ مسوولان‌ دانشگاه‌ به‌ مطالبات‌ صنفي‌ دانشجويان‌ شد.

اطلاعيه‌ دانشگاه‌
 در پي‌ فوت‌ يك‌ دانشجو
 معاون‌ فرهنگي‌ و دانشجويي‌ دانشگاه‌ گيلان‌ با ابراز تاسف‌ فراوان‌ از درگذشت‌ نابهنگام‌ <آتيه‌ عموپور>، دانشجوي‌ رشته‌ فيزيك‌ دانشكده‌ علوم‌ و تسليت‌ به‌ خانواده‌ ايشان، ضمن‌ توصيه‌ اكيد به‌ دانشجويان‌ در رعايت‌ نكات‌ ايمني‌ در هنگام‌ عبور و مرور از جاده‌ مقابل‌ درهاي‌ ورودي‌ و خروجي‌ دانشگاه‌ گفت: با پيگيري‌ دانشگاه‌ و اداره‌ كل‌ راه‌ و ترابري‌ استان، احداث‌ پل‌ روگذر مقابل‌ در ورودي‌ دانشگاه‌ با اعتباري‌ بيش‌ از يك‌ ميليارد تومان‌ در وزارت‌ راه‌ به‌ تصويب‌ رسيده‌ و مطالعات‌ مربوط‌ به‌ آن‌ توسط‌ مهندسين‌ مشاور شروع‌ شده‌ كه‌ طبق‌ برنامه‌ زمانبندي، امور اجرايي‌ و بهره‌برداري‌ آن‌ در شرف‌ انجام‌ است.

خوب با گذشت 3سال از این موضوع شرایط همچنانبه صورت گذشته است واقدامات اساسی صورت نگرفته است ویک میلیارد اعتبارهم چه شد معلوم نیست .

ودر نتیجه مرگ 3 دانشجو کفایت نمی کند ، به لطف آقایان عدد 3 به 30 یا 300 برسد ما هم به پل

می رسیم !!!!!

 

+ نوشته شده توسط بابک Babak.H در 2007/10/19 و ساعت |

نگاهی نو به آزادی از منظر رییس جمهور – آزادی در ایران تقریباً مطلق است!!!

 

تیتر خبر این بود. احمدی‌نژاد: در ایران آزادی تقریباً مطلق است. خبر را خواندم. دیدم خبرنگار الجزایری از رییس جمهور که در آستانه سفر به این کشور است، در مورد رعایت حقوق بشر در ایران سوال کرد. رییس جمهور هم در بخشی از دفاعیاتش از رعایت حقوق بشر در ایران گفت: "در ایران آزادی تقریباً مطلق است."

از پاسخ رییس جمهور هنوز در شوک هستم. واقعاً این چه دفاعی است؟ من فکر می کنم انسان آگاهی وجود ندارد که از آزادی مطلق دفاع کند و خواستار آزادی مطلق در جامعه باشد. مگر آزادی مطلق خوب است؟ اگر آزادی مطلق باشد که سنگ روی سنگ بند نمی شود. مثلاً یکی آدم ها را می کشد و بعد می گوید چون آزادی مطلق است پس من هم آزادم که آدم بکشم.اصلاً نظریه آزادی مطلق توهین به کرامت انسانی و شخصیت انسانی است. نظریه آزادی مطلق قرن ها است که منسوخ شده است. اکثر روشنفکران اعصار مختلف به آزادی نسبی معتقد هستند و چنان نقص های آزادی مطلق اظهر من الشمس است که کمتر کسی است که به این نظریه اعتنا کند.

اما حالا فرض می گیریم که مردم ایران آزادی مطلق را قبول دارند و حکومت جمهوری اسلامی در مسیر آزادی مطلق گام بر می دارد. هزاران و بلکه میلیون ها مثال نقض وجود دارد که ثابت می کند آزادی مطلق در ایران وجود ندارد. قید مطلق، معنای آزادی را بسیار متفاوت می کند. انسان های جامعه ای که در آن آزادی مطلق وجود دارد، هیچ گونه محدودیت و مانعی برایشان وجود ندارد و هر کاری را که بخواهند، می توانند انجام دهند. کجای دنیا چنین جامعه ای وجود دارد؟ آیا جامعه ما چنین جامعه ای است؟

در جامعه ای که:

1- منتقدینی که حتی با وجود اعتقاد به انقلاب ولی باز فضای نقد برایشان تنگ است.

2- دانشجویان معتقد ولی منتقد دستگیر می شوند.

3- خبرنگاران غیر همسو در برخی کنفرانس های رییس جمهور به بهانه کمبود جا اجازه ورود پیدا نمی کنند.

4- ارتباط دولت و رسانه ملی تقریباً انحصاری و یک جانبه است.

5- تقریباً انسداد رسانه ای وجود دارد.

6- گرفتن دست همسر کاری غلط معرفی می شود.

7-  خانه هنرمندان به بهانه تبدیل شدن این خانه به پاتوق "جاسوسان و عوامل غرب" تعطیل و مدیرعامل آن مجبور به استعفا می شود.

8- در بعد فرهنگی: مثلاً وزیر ارشاد می گوید که فیلم "«سنتوري» قابل نمايش نيست ".

9- سایت های منتقد وغیر همسو براحتی فیلتر می شوند.

10- مطبوعات غیرهمسو توقیف می شوند. مانند: "شرق" ، "سیاست روز" و "هم میهن"

11- برخی خبرگزاری های غیر دولتی تحت فشار قرار می گیرند. مثلاً: خبر گزاری با سابقه کار ایران (ایلنا) فیلتر می شود و مدیر عامل آن مجبور به استعفا می شود.

.... (به جای نقطه چین می توانید هزاران مثال شخصی و اجتماعی ذکر کنید.)

آیا در چنین جامعه ای تقریباً آزادی مطلق وجود دارد؟؟؟ من با برخی از مثال های بالا موافق و با برخی مخالفم. ولی موضوع این است که حداقل این 11 مثال اثبات می کند که در ایران آزادی مطلق وجود ندارد. نه تنها در ایران بلکه در هیچ کجای دنیا وجود ندارد و نباید هم وجود داشته باشد.

اما فضا برای موافقان دولت چگونه است:

1- برخی از سایت  های حامی دولت با بدترین الفاظ به لجن پراکنی می پردازند ولی خبری ار فیلترینگ نیست.

2- استاد اخلاق!!! دولت با زشت ترین کلمات فحاشی می کند ولی خبر از زندان نیست.

3- همسر یکی از مسئولین دولت با بدترین عبارات، فحاشی می کند. تهمت می زند. دروغ می گوید.  شخصیت های نظام را ترور و تخریب می کند، ولی خبری از زندان نیست.

4- به موبایل برخی از نمایندگان منتقد دولت SMS توهین آمیز نسبت به خانواده و خود او می زنند و او را تهدید هم می کنند ولی باز خبری از مانع یا سدی نیست.

5- روزنامه حامی دولت خبر دروغ چاپ می کند. با گفتن سخنانی نسنجیده باعث عذر خواهی مسئولان کشور می شود، ولی خبری از توقیف نیست.

آقای رییس جمهور شما درست می گویید. اگر جامعه ایران در ذهن شما جامعه موافق و حامی شما باشد، کاملاً در این جامعه آزادی مطلق وجود دارد.رسانه ها و گروه های موافق شما از آزادی مطلق برخوردارند.هر کاری را که اراده کنند انجام می دهند و تقریباً هیچ سدی و مانعی برای آنها نیست. ولی آیا منتقدین معتقد به نظام، عضو جامعه ایران نیستند؟ آیا برای این گروه آزادی مطلق خیر بلکه آزادی نسبی مبتنی بر اصول اسلامی مهیا است؟

در ایران آزادی تا حدودی وجود دارد و البته نیاز به کار بیشتری است که به سطح مطلوب و اسلامی برسیم. ولی خواهشاً نگویید که آزادی در ایران تقریباً مطلق است. چون مردم می بینند و می فهمند و این نوع سخن گفتن چیزی جز توهین به شعور مردم نیست.

+ نوشته شده توسط بابک Babak.H در 2007/10/18 و ساعت |

محمد هاشمی: صلاحیت عمومی متقاضی تحصیل را وزارت اطلاعات تشخیص می‌دهد

 

                                                                                                                      محمد هاشمی، دبیر تشکیلات دفتر تحکیم وحدت

 

 

 

بر اساس اطلاعات "دفتر تحکیم وحدت" در دوره دو ساله‌ی ریاست جمهوری احمدی‌نژاد،۵۵۰ فعال دانشجویی راهی کمیته‌های انضباطی و بیش از ۱۳۰ نشریه دانشجویی توقیف شده‌اند. "دفتر تحکیم وحدت" مسئول تمامی این اقدامات را "سوءمدیریت‌های دولت نهم"می‌داند. دیدار احمدی‌نژاد از دانشگاه و انتشار نامه مذکور، موضوع این  مصاحبه بود.  

 

+ نوشته شده توسط بابک Babak.H در 2007/10/13 و ساعت |

درخواست جمعي از روزنامه‌نگاران براي آزادي علي فرحبخش


كميته دفاع از رسانه‌هاي توقيف‌شده و جمعي از روزنامه‌نگاران و خبرنگاران رسانه‌ها در نامه‌اي به رييس قوه قضاييه خواهان آزادي علي فرحبخش شدند.

در اين نامه خطاب به آيت‌الله هاشمي شاهرودي آمده است:

همانطور كه مستحضر هستيد علي فرحبخش روزنامه‌نگار زنداني بند 350 زندان اوين مدت 10 ماه است در زندان به سر مي‌برد و متاسفانه خلاف رويه معمول به موجب دادنامه قطعي شعبه دادگاه انقلاب به 16 ماه حبس تعزيري محكوم شده است.

علي فرحبخش در حالي هم‌چنان در زندان به سر مي‌برد كه به استناد مواد مندرج در قانون آزادي مشروط از هر جهت و از هر لحاظ از تاريخ 5 مرداد ماه استحقاق استفاده از اين حق را داراست؛ اما متاسفانه ايشان نتوانسته‌اند از اين حق استفاده كنند.

در ادامه اين نامه آمده است: در حالي حق استفاده از آزادي مشروط و قانوني از علي فرحبخش سلب شده است كه وي در طول تحمل حكم زندان از بيماري چشم رنج برده و حتي از حق مرخصي استعلاجي يا موردي هم استفاده نكرده است. در اين ميان كش‌دار شدن روند رسيدگي به اين پرونده و مقاومت در برابر فراهم‌كردن زمينه استفاده از حقوق قانوني زنداني پرسش‌برانگيز و تعجب‌آور است كه به نظر مي‌رسد ادامه اين روند به صلاح نباشد.

در پايان اين نامه آمده است: ما جمعي از روزنامه‌نگاران از شما به عنوان بالاترين مقام قضايي كشور مي‌خواهيم تا در راستاي انجام وظايف و رسالت شرعي و قانوني خود دستور استفاده علي فرحبخش از حق قانوني خود و آزادي نامبرده را به مسئولان مربوط ابلاغ فرماييد.

شايسته است در آستانه عيد فطر با اين اقدام خانواده و فرزند يك ساله او را شاد سازيد.

در پايان اين نامه امضاي جمعي از خبرنگاران و روزنامه‌نگاران درج شده است

+ نوشته شده توسط بابک Babak.H در 2007/10/13 و ساعت |

 مهر 1386- بازداشت روناک صفازاده فعال کمپین در سنندج

تغییر برای برابری : روناک صفازاده از اعضای فعال کمپین در سنندج در خانه اش بازداشت شد.
به گزارش خبرگزاری حقوق بشر کردستان، صبح روز سه شنبه 17 مهر 1386 نيروهاي امنيتي ساعت 7 صبح با مراجعه به منزل او، پس از تفتيش منزل، وی را به بازداشتگاه اداره اطلاعات سنندج منتقل كردند و برگه هاي بيانيه و دفترچه هاي كمپين و كيس كامپيوتر وي را نيز با خود بردند، گفته می شود که نیروهای امنیتی برخوردي خشن و غیر قانونی هم با خانواده او داشته اند.
روناك صفازاده گرافیست و فعال در حوزه زنان و عضو انجمن زنان آذرمهر كردستان نیز هست.

کارگاه حقوق شهروندی در رشت برگزار شد

امروز پنج شنبه 12/مهر /86کارگاه حقوق شهروندی در رشت برگزار شد . این کارگاه برای اولین باراست که در شهری غیر از تهران برگزار می شود .

در کارگاه فوق  که با حضور خانم افروز مغزی ،یکی از وکلای کمپین و 15 نفر از اعضای کمپین رشت برگزار شد ،   حقوق افراد هنگام بازداشت ، بازجویی و صدور حکم و .. به بحث و بررسی گذاشته شد  .

در پایان کارگاه ،شرکت کنندگان آگاهی های کسب شده در کارگاه رابرای تمام فعالین کمپین  بسیار مثبت و ضروری ارزیابی کردند.

 

 

رشت پیشتاز جنبش زنان در ایران

 

کارگاه ساعت 2 بعد ازظهر با حضور 12 نفر از دختران عمدتاً جوان رشت و با صحبت های رضوانه مقدم آغاز شد. او سخنانش را با تاکید بر پیشتازی رشت در طرح مطالبات زنان آغاز کرد و با اشاره به تاریخچه مبارزات صد ساله زنان از مشروطه تا به امروز ، گفت : زنان هنوز نتوانسته اند به این خواسته ها دست یابند ،‌بنابراین کمپین با بهره گیری از تجربیات تلاش های انجام گرفته در دیگر کشورها آغاز شده است. سپس با اشاره به تبعیضات جنسی موجود در جامعه ، از روابط اعضای کمپین ، حامیانش و روش های کارشان گفت .

پس از آن، از آنجایی که وکیل همراهمان نبود ، سارا لقمانی به توضیح قوانین پرداخت . او که مددکار اجتماعی و فارغ التحصیل مطالعات زنان است ، قوانین را با مثال هایی واقعی و ملموس توضیح داد و گفت که چرا قوانین را نابرابر می دانیم و چه تاثیر عمیقی بر زندگی تک تک مان می گذارند. بعد از صحبت های سارا بچه های رشت مصصم بودند که به قوانینی که بدون مشورت با آنها و مادرانشان نوشته شده اعتراض کنند.

سپس زارا امجدیان به توضیح مهارت های ارتباطی پرداخت که به ما کمک می کند، کمپین را به میان مردم ببریم و شرکت کنندگان در کارگاه در قالب بحث های گروهی درباره محاسن و معایب روش های چهره به چهره ، گروهی و سمینار صحبت کردند .

 

سایت های کمپین شیرازو کردستان نیز فیلتر شدند.

 

 هم‌زمان با فيلتر شدن چندباره سايت تغيير برای برابری ، سایت های کمپین شیرازو کردستان نیز فیلتر شدند.

سايت كردستان كمپين يك ميليون امضاء با نام "گورين بو يه‌كسانی" در نشانی www.kurdsforchange.com مطالب كنشگران كُرد كمپين و اخبار مربوط به فعاليت‌های كمپين در مناطق كُردنشين كشور را منتشر و منعكس می‌ساخت که فيلتر شد.

وبلاگ "کمپین در شیراز" نیز که به انعکاس خاطرات اعضا در هنگام جمع آوري امضا، مقالات، گزارشهايي از برگذاري كارگاهها، و جلسات هفتگي، نقدي بر قوانين، ...اختصاص داشت فیلتر شد. وبلاگ کمپین در شیراز در نشانی http://www.wechange-shiraz.blogfa.com/ مطالب کمپینی های شیرازرا منتشر می کرد.

 

 

 

+ نوشته شده توسط بابک Babak.H در 2007/10/13 و ساعت |



 

آخرین کاپریس


 

 نیکولوپاگانینی را موسیقی‌دوستان ترو تازه با کامپانلا می‌شناسند که موومان سوم از کنسرتوی ویولن نمره دو اوست. اما برای کهنه‌کاران شیفته موسیقی، نام پاگانینی مرادف است با بیست وچهار کاپریس اپوس یک، کنسرتوی رماژور اپوس شش، سوناتهای ویولن، و آثاری برای گیتار

نیکولو پاگانینی به سال 1782 در شهر جنوای ایتالیا متولد شد، نیم قرن پس از آن که پیترو لوکاتلی در بیست وچهار کاپریس خود اولین بار تکنیکهای جدید و فوق‌العاده مشکل ویولن را وارد کرد. این تکنیکها از قبیل آرپژهای چهار سیمی، دبل کوردهای فاصله دهم (دو نت بعد از اوکتاو!)، پیتزیکاتوی دست چپ، و هارمونیکها در آثار پاگانینی هم راه یافت و انگشت‌گذاری سه اوکتاو روی چهار سیم با انگشتهای ثابت هم به آنها اضافه شد، کاری که فقط از پاگانینی با انگشتهای فوق کشیده برمی‌آمد

بعد از آن و به خصوص در سده بیستم، آثاری باز مشکل‌تر برای این ساز تصنیف شد، چرا راه دور، سه دهه پیش بیژن خادم میثاق که کارهای پاگانینی را به قدر کافی مشکل نمی‌دانست، دست به کار تصنیف قطعاتی شد که فقط خود از عهده اجراشان برمی‌آمد، قطعه زیبای به یاد پدرم از این دست بود. اما در زمان پاگانینی این تکنیکها به قدری بدیع و غریب بود که داستانهای پریان برایش می‌ساختند. در افواه بود مثلا، که او روح خود را به شیطان فروخته و این اجراهای عجیب همانا کار ابلیس است. این یکی اما سندش مانده، روزی بعد از آن کنسرت معروف، که پاگانینی برای هنرنمایی هر از گاهی یکی از سیمهایش را به تعمد پاره می‌کرد تا سرانجام یک سیم باقی ماند فقط، باری آن روز، منقدی چنین نوشت که دیشب پاگانینی جوان برنامه‌اش را با چهار سیم شروع کرد، واریاسیون دوم را روی سه سیم ادامه داد، واریاسیون بعدی را روی دو سیم نواخت، و کارش را با فقط یک سیم به پایان برد... فقط کسی می‌تواند با او برابری کند که بتواند بدون سیم بنوازد

قبل از پرداختن به اصل مطلب مورد نظر در این نوشته، نکته‌ای دیگر را هم باید اضافه کنم که از نظر من به اندازه توان نوازندگی پاگانینی اهمیت دارد، این که آهنگهایش بی‌نهایت زیباست. اغلب، قطعه‌ای که برای نمایش ویرتوئوزی تصنیف می‌شود، از نظر شنونده موسیقی‌دوست و نه ویولن شناس، چندان زیبا از آب بیرون نمی‌آید. کارهای پاگانینی اما، یکی از دیگری زیباتر است و مهم‌تر، تکرار مبتذل ندارد. همین طور قسمتهای توتی کنسرتوها که ارکستر نقش می‌آفریند، ثابت می‌کند که این هنرمند در کار ارکستراسیون هم عالی است

اما آخرین کاپریس... شاید روزی که در سنه 1807 کاپریس بیست وچهارم را به پایان رساند پاگانینی، هرگز تصور نمی‌کرد پایه‌ای بنا کرده که تا سالها و دهه‌ها دستمایه هنرنمایی آهنگسازان بزرگ قرار می‌گیرد و نامدارانی چون برامس و لیست و دیگران واریاسیونهایی بر این تم می‌نویسند. حتی می‌توان راپسودی لیست را بر تم کاپریس بیست وچهارم شاهکاری دانست در زمره آثار تصنیف شده برای پیانو و ارکستر. جز آن، نوازندگان شهیر سازهای دیگر، در حسرت نبود چنین اثری برای سازشان، این کاپریس را خود تنظیم کردند برای آن ساز. دو مورد از این دست که توجهم را جلب کرد و ابتذالی در آن نیافتم، سهل است، به نظرم قشنگ و ماهرانه رسید، یکی تنظیم پاتریک گالوا فلوت نواز فرانسوی است، و دیگری تنظیم الیوت فیسک نوازنده امریکایی گیتار. این دو تنظیم را به علاوه کاپریس اوریژینال با هنرنمایی سالواتوره آکاردو روی ویولن بشنوید .

 

 

+ نوشته شده توسط بابک Babak.H در 2007/10/13 و ساعت |

ورود مجدد نیروهای انتظامی به حریم دانشگاه

 روز دوشنبه، ۸ اکتبر، نیز دانشگاه تهران به هنگام سخنرانی محمود احمدی‌نژاد متشنج شد و دانشجویانی منتقدی که اجازه پرسش و پاسخ با وی را پیدا نکردند دست به اعتراض زدند

 

تعدادی از دانشجویان دانشکده‌های مختلف دانشگاه علامه طباطبایی که حکم تعلیق یا اخراج دریافت کرده‌اند، صبح امروز در مقابل دانشکده‌های خود تجمع کردند.این تجمع در دانشکده اقتصاد دانشگاه علامه به دخالت نیروهای انتظامی منجر شد.

تعدادی از دانشجویان دانشکده‌های مختلف دانشگاه علامه طباطبایی، که حکم تعلیق یا اخراج دریافت کرده‌اند، صبح امروز در مقابل دانشکده‌های خود تجمع کردند.

این دانشجویان با در دست داشتن پلاکاردهایی با مضامین اعتراضی از جمله «ای کاش ما هم دانشجوی دانشگاه کلمبیا بودیم» به صورت آرام دست به تحصن زدند.

به گفته آیدین اخوان دانشجوی دانشکده اقتصاد که خود نیز امروز حکم تعلیقش را دریافت کرده،این تجمع در دانشکده اقتصاد دانشگاه علامه به دخالت نیروهای انتظامی منجر شد.

 

 

+ نوشته شده توسط بابک Babak.H در 2007/10/13 و ساعت |

 

دکتر کیوان انصاری پس از یک سال بازداشت شب گذشته آزاد شد.

به گزارش خبرنامه امیرکبیر کیوان انصاری، عضو اسبق شورای مرکزی انجمن اسلامی امیرکبیر و عضو سابق شورای عمومی دفتر تحکیم وحدت، که ۲۷ شهریورماه سال گذشته بازداشت شد، چهارشنبه ۴ مهرماه ۱۳۸۶ پس از یک سال بازداشت آزاد شد.

دکتر انصاری به همراه سعید درخشندی و ابوالفضل جهاندار، از فعالین سابق دانشجویی، سال گذشته بازداشت و به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل شدند. پس از گذشت چندین ماه از بازداشت این سه نفر، اتهامات ایشان داشتن ایمیل محرمانه، طرح ریزی جهت تسخیر رادیو و تلویزیون، توهین به مقامات از طریق مطالب روی کامپیوتر، رابطه نامشروع از طریق داشتن عکس یادگاری دسته جمعی با دانشجویان دانشگاه و… عنوان شد.

دادگاه بدوی در پاییز ۸۵ تشکیل شد و حکم بدوی این سه فعال سابق دانشجویی در اسفندماه ۸۵ صادر شد. دادگاه بدوی ابوالفضل جهاندار را به ۵/۲ سال حبس تعزیری، سعید درخشندی را به ۳ سال حبس تعزیری و دکتر کیوان انصاری را به ۵/۴ حبس تعزیر محکوم نمود. این دادگاه همچنین با صدور قرار عدم صلاحیت برای خود، پرونده جهاندار و انصاری را در خصوص چند فقره از موارد اتهامی به دادگاه کیفری استان تهران ارسال کرد. هفته گذشته دادگاه رسیدگی به این موارد اتهامی جهاندار و انصاری بدون حضور وکلای مدافع برگزار شد.

به گزارش خبرنامه امیرکبیر، انصاری، درخشندی و جهاندار در فروردین ۸۶ به احکام صادره اعتراض کردند. دادگاه تجدیدنظر پس از گذشت نزدیک به ۶ ماه از اعتراض این سه نفر و پس از مراجعه مکرر خانواده و وکلای آن ها احکام تجدیدنظر ایشان را ابلاغ نمود. دادگاه تجدیدنظر احکام اولیه سعید درخشندی و ابولفضل جهاندار را عینا تایید نمود ولی حکم کیوان انصاری را به یک سال حبس تعزیری و سه سال حبس تعلیقی که به مدت ۵ سال به حالت تعلیق درمی آید، تبدیل نمود.

در پی شکسته شدن حکم حبس دکتر کیوان انصاری و ابلاغ این حکم به دایره اجرای احکام، کیوان انصاری پس از گذشت بیش از یک سال از دستگیری اش، شب گذشته از زندان اوین آزاد شد. گفتنی است انصاری، درخشندی و جهاندار تا یک ماه پیش در بند ۲۰۹ زندان اوین نگه داری می شدند و از یک ماه پیش به بند ۳۵۰ منتقل شدند. نگه داری طولانی مدت این سه فعال سابق دانشجویی مشکلات سلامتی فراوانی را برای این سه تن به همراه داشته است.

خبرنامه امیرکبیر ضمن آرزوی آزادی هر چه سریعتر منصوری، توکلی، قصابان، درخشندی، جهاندار، آصفی و دیگر دانشجویان بازداشت شده، آزادی دکتر کیوان انصاری را به او خانواده محترمش تبریک می گوید.

منبع : خبرنامه امیرکبیر

 

+ نوشته شده توسط بابک Babak.H در 2007/10/5 و ساعت |
 

کدام واجب تر است ؟!

                               فلسطین یا ایران

در روز قدس شعار ما این باشد که

فلسطین را رها کن فکری به حال ما کن

+ نوشته شده توسط بابک Babak.H در 2007/10/5 و ساعت |
                       

 به ياد فريدون فروغي  

آنكه مي گفت تنها صداست كه مي ماند ! اكنون بگوييد ش اين صدا ديگر به خاطره ها پيوسته است .

 

                         فريدون فروغي

فريدون فروغي در روز نهم بمهن 1329 در تهران چشم به جهان گشود و سرانجام در روز جمعه 13 مهرماه 1380در خانه اش به زندگي وداع گفت . بي شك در روز وداع بر لبان بسياري از عاشقانش  زمزمه زير محو و آهسته شنيده شد :         كوچه شهر دلم بي تو كوچه غمه

                                                            همه روز اش ابريه روز آفتابيش كمه

اما وداع فريدون و هم آغوشيش با خاك زياد هم دردناك نبود ، فريدون براي دومين بار مي ميرد ، نخستين بار وقتي مرد كه نتوانست ديگر بخواند و دومين بار وقتي مرد كه مي خواست بخواند .

فريدون فروغي خواننده ، نوازنده گيتار ، پيانو ، ارگ ، آهنگساز و شاعر نو پرداز و يكي از بزرگان عرصه موسيقي در دهه 50 بود ، او در مدت فعاليت 9 ساله اش انقلابي در موسيقي اين سرزيمن بر پا كرد و توانست با فرياد ها و ملودي هايش  خواب را از چشم خفتگان بربايد و در ليست سياه خوانندگان پر طرفدار قرار بگيرد .  

در مصاحبه اي از علي فومني با زنده ياد فرهاد مهراد نظر فرهاد در مورد فريدون فروغي نيز جالب است .

فرهاد در بخشي از اين مصاحبه در مورد كارهاي فريدون مي گويد :

" تاثير كارهاي فريدون  بر ملت ايران مثل تاثير آثار ويكتور خارا بر ملت شيلي بود . اگر ويكتور خارا در شيلي يك نماد تمام عيار آزادي خواهي و نترسي بود ؛ همين ويژگي را فريدون در ايران داشت و اكثر ترانه هاي سياسي و انقلابي را در دهه 50 او اجرا كرد .

بدون هيچ واهمه اي از گرفتار شدن و به همين خاطر روشنفكران و مبارزان انقلاب و دوستداران واقعي او به فريدون لقب خواننده ملي را دادند . "

 

 

ديگه اين قوزك پا ياري رفتن نداره

لباي خشكيدم حرفي واسه گفتن نداره  ... .

 

روحش شاد و يادش گرامي باد و اميد به قدرداني  از تمامي بزرگاني كه اكنون در كنارمان هستند .

 

+ نوشته شده توسط بابک Babak.H در 2007/10/5 و ساعت |

نشریه درفش کاویانی توقیف شد                                           

         این بنا به اخبار رسیده به خبرنگار" آوای دانشگاه" نشریه دانشجویی درفش کاویانی توقیف شد.نشریه دانشجویی در دانشگاه فردوسی مشهد منتشر و توزیع می شد. در این زمینه مدیر مسئول این نشریه توضیحاتی را اعلام داشته اند که در ذیل منعکس می شود:به دنبال پیگیری های صورت گرفته توسط عوامل نشریه دلیل توقیف را پخش نشریه بدون مجوز در سال قبل و با مدیر مسئولی سعید برومند اعلام شده است.این در صورتی است که پخش نشریه یک هفته قبل از ارسال نامه لغو مجوز انجام شده است. به دنبال وقایع سال گذشته در دانشگاه فردوسی و در جریان تجمع حمایت از رفقای مازندران ویژه نامه شماره 26 نشریه منتشر شد و فبل از رویت نامه لغو مجوز نشریه پخش گردید. پس از آن اینجانب (فرزاد حسن زاده) درخواست تغییر مدیر مسئولی را در تاریخ 13/3 ارائه کردم که در تاریخ 19/6 با آن موافقت شد. در تاریخ 2/7 نامه ای با مضمون توقیف نشریه به دلیل تخلف فوق الذکر صادر شد. این جلسه هیئت ناظر بر نشریات بدون حضور نماینده نشریه تشکیل شده است.

آوای دانشگاه
تا رفع توقیف غیر قانونی نشریه مبارزه خواهیم کرد.
فرزاد حسن زاده
مدیر مسئول نشریه درفش کاویانی

+ نوشته شده توسط بابک Babak.H در 2007/10/5 و ساعت |

خودداري 3 ژيمناست از بازگشت به ايران

گزارش ايسنا در پي عدم بازگشت سه تن از اعضاي تيم ملي ژيمناستيك ايران از مسابقات جهاني اسپانيا، مدير كل حراست سازمان تربيت بدني از پيگيري وزارت امور خارجه‌ي كشورمان و پليس بين‌الملل ‌خبر داد. فراهاني با بيان اين مطلب، پيرامون وقايع اتفاق افتاده در اسپانيا و پيگيري‌هاي حراست سازمان تربيت بدني در اين زمينه به ايسنا، گفت: هنوز مشخص نيست كه ژيمناست كاران با چه قصد و نيتي در اسپانيا مانده‌اند و مسئولاني كه تيم ايران را در اين رقابت‌ها همراهي مي‌كنند نيز با پايان مسابقات بايد در زمان مقرر به ايران باز مي‌گشتند كه اين كار را انجام دادند و موضوع به سفارت ايران در اسپانيا اطلاع داده شده است. وي ادامه داد: در اين جا نيز ما اقدامات لازم را به وزارت امور خارجه اطلاع داديم و از طريق پليس بين‌الملل قضيه پيگيري مي‌شود. مديركل حراست سازمان تربيت بدني تصريح كرد: گذرنامه اين سه ورزشكار هشت روز بيشتر اعتبار ندارد و ما حدس مي‌زنيم كه آنها به كشور بازگردند و در اين صورت با آنها برخورد جدی مي‌شود. وي خاطرنشان كرد: اين ورزشكاران هيچ گونه سابقه‌ي انضباطي و يا خللي در رفتارهايشان وجود نداشته‌اند. مسوولان همراه تيم نيز هيچ‌گونه برداشتي از شخصيت ملي‌پوشان نمي‌كرده‌اند كه بخواهند در اين كشور پناهنده شوند.
+ نوشته شده توسط بابک Babak.H در 2007/10/5 و ساعت |

اگر کشوری خردمندانه اداره شود ،

ساکنانش خشنود خواهند بود،

 از دسترنج شان لذت می برند

واز آنجایی که خانه ها یشان را دوست می دارند

علا قه به سفر را از دست می دهند.

ممکن است در این کشور چند وسیله ی نقلیه و قایق وجود داشته باشد

ولی به جایی نمی رود

ممکن است انبارهای ادوات جنگی وجود داشته باشد

ولی کسی از آنها استفا ده نمی کند

مردم از خوراکشان لذت می برند

و از زندگی با خانواده هایشان شادن ،

تعطیلات را در باغچه هایشان سپری می کنند

واز کمک به همسا یگان خوشنود می شوند

حتی اگر کشور همسایه به قدری به آنها نزدیک باشد که

صدای خروس ها یا پارس سگ هایشان را به سادگی بشنوند،

از این که بدون سفر کردن به کشور همسایه در سن پیری بمیرند،

راضی اند .

 

                                                                                                                Lao tzu

+ نوشته شده توسط بابک Babak.H در 2007/10/4 و ساعت |

 

گرفتن هر گونه مهمانی با مجوز  پلیس :

چندی پیش خبری در روز نامه ها داشتیم که ...

رئیس پلیس امنیت اخلاقی تهران کاروان های عروسی که اقدام به بر پایی مراسم رقص و پای کوبی در خیابان ها کنند را دستگیر و ضمن اعمال قانون نسبت به آنها ، به اخذ تعهد وادار می کند .

و در این خصوص اضافه می کنند که پلیس قصد بر هم زدن جشن عروسی مردم را ندارد ! و اساسا در این مواقع مدارک صاحبان خودروهایی که اقدام به راهبندان کرده اند اخذ کرده و از آنها خواسته می شود که به پلیس مراجعه کنند .

ولی متاسفانه در خیلی از مواقع خودروهای مردم چندین ماه توقیف خواهد شد .

و در ادامه این مقام مسئول اضافه می کند که برگذاری مهمانی و یا هر گونه جشنی که در باغ ها ویلا ها و هر گونه خانه های شخصی باید با مجوز پلیس انجام شود . و این مقام مسئول با کمال وقاحت اضافه کرد که بر گزاری مراسم در منازل شخصی مشکلی ندارد مگر آنکه سبب سلب آسایش همسایگان شود که در آن صورت پلیس ابتدا خود را ملزم به دادن تذکر در این مورد می داند البته برگزار کنندگان مهمانی در خانه ها نیز می توانند موضوع را به مراکز پلیس اطلاع دهند !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

+ نوشته شده توسط بابک Babak.H در 2007/10/3 و ساعت |
 

هاله اسفندیاری از ایران خارج شد

هاله اسفندیاری از ایران خارج شد تا باز هم روسیاهی بماند به بازجویان واعتراف گیران وروزنامه های پرونده ساز دروغ باف. خروج اسنفدیاری از کشور درحالی صورت می گیرد که طی ماه های گذشته او را با کلی اتهام به هرجا که فکرش را کنید متصل کرده بودند. حالا معلوم می شود، بالاخره دراین سیستم اداری، دیگر حرف های کیهان خریدار که ندارد هیچ، تره هم برایشان خورد نمی کنند. درواقع همان طور که قبلا نوشتم اگر حتی یک مدرک دندان گیر وجود داشت امکان نداشت بگذارند ماجرا اینجوری ختم بشود. معنی خروج ازکشور هاله اسنفدیاری بعد ازهمه این ماجرا ها خود واضح تر ازآن است که چیز دیگری به آن اضافه کنم. خدا کند دستگاه قضایی وآنهایی که از بالاتر پرونده را خوانده اند وبه پوچی ان پی برده اند ومداخله کرده اند دست چنین نامحرمانی را از سیستم های قضایی واطلاعاتی کوتاه کنند

+ نوشته شده توسط بابک Babak.H در 2007/10/3 و ساعت |
 

دستور کار ایران روی پیشخوان کتابفروشی ها

Iran Agenda Reese Erlich

کتاب "دستورکارایران: داستان واقعی سیاست های ایران دربحران خاورمیانه" به قلم ریس ارلیش منتشر شد. طی روزهای گذشته ریس در جمع های متعددی راجع به کتابش صحبت کرده است. این همان کتابی است که پیشتر نوشتم محقق آن بودم که فرآیند جالبی بود وچیزهای زیادی درمسیر آن فرا گرفتم.
رییس درجریان نوشتن کتاب با بسیاری از روزنامه نگاران درتماس بود ازجمله سیمور هرش، نورمان سالامون، پیترکایات که آشنایی با چنین افرادی و نحوه کارکردن حرفه ای آنها بسیار برایم جالب بود.  درمجموع کتاب بسیار روان نوشته شده وبه مسائلی می پردازد که هم اکنون در جریان است. ازماجرای هسته ای گرفته تا حمایت آمریکا ازگروه های اپوزیسیون کرد و مسلح کردن آنها. ریس قبل ازحمله آمریکا به عراق نیز کتابی نوشته بود با نام "نشانه گرفتن عراق"که درآن بسیاری از ماجراهای پس ازحمله به عراق را پیش بینی کرده بود. اگر درخارج ازایران زندگی می کنید ومی خواهید به دوستانتان کتابی بدهید که به دور ازپیچیدگی های متداول در برخی کتاب های مربوط به ایران یک مروری برتحولات داشته باشند واینکه چه اتفاقی درحال رخ دادن است، به نظرم این کتاب خیلی هدیه خوبی است.به نظرم هر چقدر چنین کتابهایی که صداهای مستقلی دارند، با استقبال زیادتری مواجه شوند، امکان اینکه نویسندگان واقع بین تری بتوانند دربازار کتاب های مربوط به ایران خود را نشان بدهند بیشتر خواهند بود. ... ریس تا کنون چندین بار به ایران سفرکرده است که ازجمله سفر سه سال پیش او همراه با شان پن است که یک فصل ازکتاب را به خود اختصاص می دهد وماجرای مصاحبه با افراد مختلف دربازار گرفته تا دیدار با هاشمی که خواندنی است.

درجریان سفرهای خود، ارلیش با بسیاری از فعالان سیاسی دانشجویی و هنرمندان ایرانی صحبت کرده است و همین کتاب را برای ایرانی ها هم خیلی جذاب می کند. به خصوص فصلی که درمورد نگاه رسانه های آمریکایی به اخبارایران دارد ویا آنچه درمورد درس های عراق آورده است. درمجموع کتاب خیلی خواندنی است. اوکتاب خود را به مردم ایران وآمریکا تقدیم کرده است که هر دوخواهان صلح هستند.

+ نوشته شده توسط بابک Babak.H در 2007/10/3 و ساعت |
 

این روزها از حقوق بشر

 

اين روزها چه درعرصه ي داخلي وچه درعرصه ي بين المللي سوژه حقوق بشر و

مباحث و مقولات مربوط به آن ، از زمره مهمترين والويت دارترين مبا حثي ست

كه كانون توجه روشنفكران ، سياستمداران وروزنامه نگاران قرار گرفته است. اگر

چه بحث پرونده ي هسته اي ايران ونظرهاي متفاوتي كه دراين خصوص اظهار مي

گرددوتلاش آمريكا جهت جلب توجه 1+5و تحت فشارگذاشتن شوراي امنيت سازمان

ملل متحد ، جهت صدورسومين قطعنامه تحريم نيز توجه همگان را به خود جلب نمو

ده واززمره موضوعات مهمي است كه مركزنگاه ها قرار گرفته است . اما مباحثي

درخصوص مسائل مبتلابه جامعه مانند دمكراسي ، آزادي بيان وانديشه ، توجه به

حقوق زنان ورفع تبعيض دراين خصوص ، مسائل فرهنگي وانسداد موجود دراين

قلمرو مانند صدور مجوز براي نشر كتاب كه نه تنها با سانسور همراه مي باشد ،

كه حتي انتظاربراي دريافت مجوزنشرگاه به ماه ها وسال ها كشيده مي شود. حقوق

دانش جويان ورفع تظلم ازآنان ، مشكلات مربوط به روزنامه نگاران ونويسندگان

وبلاگ ها و... اززمره بحث هايي است كه ذهن تحليلگران را به خود معطوف كرده

است.

در همين خصوص اكبر گنجي گويا به تدوين نامه اي براي دبيركل سازمان ملل

پرداخته وآن را به امضاء سيصد نفرازروشنفكران جهان رسانده است . اين نامه

يك نامه ضد جنگ بوده ، كه آمريكا مي كوشد با طرح وتبليغ آن به بهانه ي توليد

سلاح هسته اي توسط ايران ، جغد جنگ را برفراز كشورايران به پرواز درآورد.

وبا اين كار مسائل مبتلابه اجتماعي را تحت شعاع قراردهد. وي اين نامه را درديدار

با لين پسكو معاون سياسي دبيركل سازمان ملل ، تسليم وي كرده وامضاء كنند گان

اين نامه ازدبيركل سازمان ملل خواسته اند تا به مقابله با فعاليت هاي جنگ طلبانه

آمريكا برخيزد. ناصرزرافشان نيزگويا با حضور دركنگره قاضيان آلمان درورتس

بورگ ، درباره حقوق بشرسخن گفت و ازنقض حقوق بشردراروپا انتقاد كرد. در

اين كنگره هرتا دويبلرگيلمن ، رئيس كميسيون حقوق بشر پارلمان آلمان ازناصر

زرافشان به عنوان وكيل مبارز وديده بان حقوق بشرنام برد.

+ نوشته شده توسط بابک Babak.H در 2007/10/3 و ساعت |

                                                                  نامه آرش سیگارچی به انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران

پنج شنبه 28 دسامبر 2006

 آرش سیگارچی روزنامه نگار وبلاگ نویسی که در حال حاضر محکومیت سه ساله زندان خود را می گذراند و در همین دوران دچار بیماری سرطان شده است در مورد وضیعت کنونی زندانش نامه ای به انجمن صنفی نوشته است که متن کاملش را در اینجا منتشر می کنم:

دبیر محترم انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران

با سلام بنابر مذاکره تلفنی روز ماضی ، مشروح گزارش پرونده حقوقی اینجانب جهت اطلاع و هرگونه بهره برداری به حضور تقدیم می شود:

پرونده مطبوعاتی-سیاسی من در تاریخ 27 دیماه 1383 رسما با احضار و بازداشت در زندان مرکزی رشت(لاکان) آغاز شد که طی آن دادگاه انقلاب استان گیلان در بهمن ماه همان سال من را به تحمل 14 سال زندان از حیث «همکاری با دولت آمریکا از طریق مصاحبه با رادیو فردا» (10سال) ، «تحریک عامه مردم به بلوا و شورش» (یک سال)، «توهین به امام و رهبری»(دو سال) و «فعالیت تبلیغی علیه نظام» (یک سال)محکوم نمود. این دادگاه همچنین بررسی برخی اتهامات دیگر پرونده از جمله «توهین به رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام» ، «توهین به مراجع تقلید» ، «توهین به رییس جمهور» ، «نشر اکاذیب» و «داشتن ماهواره در منزل» را در صلاحیت خود ندانست که پرونده به یکی از شعب عمومی دادگستری رشت (شعبه 107) ارجاع شد. از این پس ، من عاقبت دو پرونده را در دو فصل جداگانه تشریح می نمایم .

الف- پرونده اصلی(محکومیت 14 ساله)

پس از صدور رای 14سال زندان ، در همان مقطع نایب رییس وقت انجمن(جناب آقای شمس الواعظین) با حضور در زندان و ملاقات با اینجانب در جریان امور قرار گرفتند. در آخرین روز سال 1383 با تودیع وثیقه سنگین از زندان آزاد شدم تا پرونده من در محاکم تجدیدنظر مورد بررسی مجدد قرار گیرد. 19 خرداد سال 1384 به همراه وکلایم عبادی ، سیف زاده و جهانگیر راد در دادگاه حضور و از خود دفاع نمودم. این شعبه دادگاه در دیماه همین سال متاسفانه تنها جهت تامین نظر دستگاه تشکیل دهنده پرونده (اداره اطلاعات استان گیلان) اینجانب را در نهایت به 3 سال زندان از حیت دو اتهام «توهین به امام و رهبری» و «فعالیت تبلیغی علیه نظام»محکوم کرد که اجرای حکم از 6 بهمن آغاز شد که با توجه به دو ماه ایام بازداشت (27 دی 83 لغایت 27 اسفند 83) اکنون بیش از یکسال از تحمل کیفر من می گذرد. در این ایام خوشبختانه رفتار همراه با احترام را از مدیریت زندان شاهد بودم که البته من نیز ضمن رعایت اصول فکری این احترام را متقابل عرضه کردم. شاید محصول این درک و احترام متقابل همانا منظم بودن مرخصی های اینجانب بوده است و اکنون که در دوران بیماری بسر می برم ، نهایت همکاری را جهت تمدید مرخصی من داشته اند که البته من امیدوارم طبق مقررات زمینه آزادی نهایی من فراهم گردد. در ماههای اخیر بارها از سوی قاضی محترم ناظر زندان (حجت الاسلام درویش گفتار) به اینجانب پیشنهاد شده است که درخواست عفو بنمایم اما هنوز معتقدم که این حکم سه ساله در مورد من ناعادلانه است ترجیح می دهم ضمن رعایت اعتقاداتم ، از هیچ بنده ای تقاضای بخشش گناه ناکرده را ننمایم. بر این اساس احتمالا منتظر خواهم ماند تا ششم خرداد 1386 که با توجه به اولا نداشتن سابقه کیفری و ثانیا نصف شدن ایام تحمل کیفر ، از امتیاز «آزادی مشروط» استفاده نمایم. البته در حال حاضر با توجه به بیماری صعب العلاج سرطان دو راه حل جهت آزادی سریع اینجانب امکان پذیر است که جهت اطلاع شما اعلام می شود:

1- براساس مقررات و آیین نامه اجرایی سازمان زندانها و اقدامات تامینی ، تاکید دارد: ماده۱۱۶ـ محكومان مبتلا به بيماريهاي رواني، واگير و پرخطر بايد با لحاظ نظر پزشك متخصص و نيز سياستهاي وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي به صورت مجزا نگهداري و معالجه شوند. تبصره ـ افزون بر بيماري‌هاي رواني؛ در صورتي كه بيماري شخص جزء بيماري‌هاي خاص باشد؛ رييس زندان مكلف است پيشنهاد عفو او را با رعايت ساير قوانين با قاضي ناظر، يا کميسيون عفو و بخشودگي تسليم نمايد. بنابراین طبیعی است صدور بیانیه ای از سوی انجمن و تاکید بر این ماده قانونی می توان این مسیر را تصریح ببخشد و مجموعه زندان را جهت انجام امور قانونی ترغیب نماید.

2- با توجه به این که محکومیت اینجانب در تاریخ 6 خرداد 1386 با توجه به دو ماه ایام بازداشت ، به نصف می رسد و من فاقد پیشینه موثر کیفری می باشم ؛ از آنجایی که تا این مدت تنها 4 ماه زمان مانده است ، انجمن محترم صنفی می تواند در نامه ای این موضوع را از عالیتیرین مقام قضایی کشور مطالبه کند که با توجه به بیماری سرطان صعب العلاج اینجانب درخواست آزادی مشروط را کمی پیش از موعد اجرا نماید.

ب- پرونده فرعی (اتهامات مورد بررسی در دادگاه عمومی)

دادگاه انقلاب صادرکننده رای 14 سال زندان ، بخشی از اتهامات مطرح شده در پرونده اینجانب را مورد بررسی قرار نداد و آن را در صلاحیت خود ندانست.بر این اساس اتهاماتی چون «توهین به رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام» ، «توهین به مراجع تقلید» ، «توهین به رییس جمهور» ، «نشر اکاذیب» و «داشتن ماهواره در منزل» برای بررسی به شعبه 107 دادگستری شهرستان رشت ارسال شد. ریاست این شعبه در اردیبهشت 84 جلسه تفهیم اتهام را برگزار کرد. رفتار مناسب قاضی پرونده (جناب آقای جاوید نیا) موجب شد تا امیدوار به طی مراحل دادرسی ، از وکیل استفاده نکنم. دو جلسه دیگر نیز جهت تکمیل دادرسی برگزار شد که در نهایت این دادگاه روز شنبه 2 دیماه سالجاری طی صدور حکمی ، من را از تمام اتهامات تبرئه کرد و تنها بخاطر داشتن ماهواره در منزل به یکصد هزار تومان جریمه شدم که البته در این مورد با توجه به حرفه روزنامه نگاری و نامه نگاری های انجام شده من معتقدم تخلفی انجام نداده ام.

توضیحات :

 متاسفانه در بدو زندانی شدن من ، برادرم استاد «اشکان سیگارچی» از نوازندگان چیره دست سنتور در کشور که پیگیر پرونده من بود در مسیر رشت – تهران بدلیل تصادف جان خود را از دست داد.
 اینجانب از دو ماه پیش به سرطان بدخیم زبان مبتلا شده ام که در حال حاضر با هزینه ی بسیار سنگینی (ماهانه حدود هشت میلیون تومان) تحت شیمی درمانی قرار دارم.
 اینجانب در حال حاضر در مرخصی بسر می برم و چنانچه آزادی من صورت بگیرد روند درمانی ام با پیشرفت بیشتری همراه خواهد بود.

با ادب و احترام آرش سیگارچی

+ نوشته شده توسط بابک Babak.H در 2007/10/3 و ساعت |

 

معتادشدن یا معتاد کردن !

 

به نقل ازجانشین دبیر کل ستاد مبا رزه با مواد مخدر:

 

30هزاردانش آموز معتاد داریم.

 

کاری به آمارواقعی یا غیرواقعی نداریم ظاهرا کار از آمار گذشته است.چرا که انواع مواد مخدروقرصهای توهم زا از دورترین روستا های کشور گرفته تا شهرهای بزرگ بطورگسترده یافت می شود و مصرف کنندگانش کاملا در بالای شهر وسط شهر،پائین شهر، دانشگاهها و مدارس حضور وسیع دارند.

حال چرا مانع تراشی رسمی برای مهار اعتیاد در مدارس وجنگ و دعوای فرمایشی بین مسئولان ستاد مبارزه با مواد مخدرو متولیان آموزش و پرورش است

درادامه به ادعای ستاد مبا رزه با مواد مخدر نداریم.چرا که به وضوع مشخص است که در این میدان شکست خورده و با در نظر گرفتن ادعاهای رنگارنگ کار مهمی صورت  نداده است.

ولی خنده دار وضیعت متولیان آموزش و برورش است که اساسا اعتقادی به پشگیری اعتیاد در میان دانش آموزان ندارد و به عبارتی هنوز تو باغ نیستند و خبر وحشتناک فوق را درک نکرده اند! و به نظر هم نمی رسد که تما یلی برای درک کردن داشته باشند.

چندی پیش شنیده بودم که در مهد کودکها برای اینکه کودکان شلوغ را آرام کنند و بخوابانند به آنها قرصهای آرام بخش می خوراندند.

تبریک عرض می کنم وهمزمان تسلیت عرض مینمایم اگر این موضوع عادت همه ی مهدها شود دیگر زنجیره اعتیاد کامل می شود زیرا دیگر پائین تر  از مهد کودک  جای دیگری نداریم که مواد مخدرفتح نماید.

 

+ نوشته شده توسط بابک Babak.H در 2007/10/3 و ساعت |

 

 
 

اکبر گنجی "نامه ضد جنگ" ۳۰۰ روشنفکر سرشناس جهان را تسلیم معاون دبیرکل سازمان ملل کرده است. در این نامه گفته می‌شود که حتی سخن گفتن از "احتمال" حمله نظامی به ایران هم کار را بر مدافعان حقوق بشر در ایران دشوار می کند

روز سه‌شنبه (۱۸ سپتامبر) طی دیداری با آقای لین پسکو معاون سیاسی دبیرکل سازمان ملل متحد، در مقر آن سازمان در شهر نیویورک، اکبر گنجی "نامه‌ی ضد جنگ" ۳۰۰  تن از روشنفکران نامدار جهان به دبیر کل سازمان ملل را تقدیم وی کرد. روشنفکران نامدار جهان طی این نامه هر گونه حمله نظامی به ایران، به هر بهانه‌ای را رد کرده  و خواهان توجه  به نقض گسترده و سیستماتیک حقوق بشر در ایران شده اند. در این نامه از جمله آمده است:

«رویارویی دولت های آمریکا  و ایران طی سه دهه گذشته، شرایط را برای نیروهای آزادیخواه و مدافع حقوق بشر ایرانی  بسیار دشوار کرده است. رژیم ایران در این شرایط به بهانه خطرات ناشی از اقدامات دولت آمریکا ، نیروهای نظامی – امنیتی را بر سر کار آورده ، تمامی منابع اطلاع رسانی مستقل داخلی را تعطیل نموده ، و فعالان حوزه حقوق بشر را به نام عوامل دشمن سرکوب می نماید. دولت آمریکا با تصویب بودجه‌ای برای کمک به دموکراسی در ایران که در واقع صرف هزینه‌های مربوط به نهادها و رسانه‌های رسمی وابسته به دولت آمریکا شده است، این فرصت را برای دولت ایران فراهم آورده است که مخالفان خود را مزدور دولت آمریکا بخواند و با دستان گشوده آنها را سرکوب نماید. از سوی دیگر، حتی  سخن گفتن از "احتمال" حمله نظامی به ایران هم کار را بر آزادیخواهان و مدافعان حقوق بشر در ایران دشوار می‌کند.»

انتظارات از دبیرکل سازمان ملل

نامه ۳۰۰ روشنفکر جهان به دبیرکل سازمان ملل، در ادامه مروری دارد بر کارنامه جمهوری اسلامی در زمینه‌ آزادی‌ها و حقوق بشر در ۳۰ سال گذشته.

در پایان نامه‌ی ۳۰۰ روشنفکر جهان آمده است:

«مردم ایران و نیروهای آزادیخواه ایرانی در شرایط دشواری زندگی می کنند. آنها به حمایت اخلاقی – معنوی آزادیخواهان جهان و دخالت مؤثر سازمان ملل نیاز دارند. ما حمله نظامی به ایران ، به هر دلیل و  بهانه ای ، را رد می کنیم. و در عین حال،  از شما و تمام روشنفکران و آزادیخواهان جهان تقاضا و انتظار داریم که حکومت ناقض حقوق بشر در ایران را اخلاقاً محکوم نمایید، و خصوصاً از شخص جنابعالی به عنوان دبیرکل سازمان ملل متوقعیم که در جهت ایفای وظیفه قانونی خود حکومت ایران را به واسطه نقض گسترده مواد اعلامیه جهانی حقوق بشر، و نیز سایر تعهدات بین المللی اش در رابطه با حقوق بشر مورد شماتت و توبیخ قرار دهید. ما خصوصاً امیدواریم که با دخالت سریع جنابعالی تمام زندانیان سیاسی – عقیدتی ایران که روز به روز در شرایط دشوارتر و مصیبت باری تری قرار می گیرند از زندانها آزاد شوند . ملّت ایران از خود می پرسند که آیا شورای امنیت سازمان ملل فقط برای تعلیق غنی سازی اورانیوم قاطعیت و کارآیی دارد، اما زندگی مردم ایران که حقوق اساسی آنها روز به روز به نحو فزاینده مورد تعرض قرار می گیرد از منظر آن شورا مهم تلقی نمی شود؟  آزادی، دموکراسی، و حقوق بشر حق مسلم مردم ایران است.  ما ایرانیان امیدواریم که سازمان ملل و نیز تمام نهادها و افراد مدافع دموکراسی و حقوق بشر حمایت خود را از جنبش آزادیخواهی و دمکراسی طلبی مردم ایران دریغ نکنند. »

دیدار اکبر گنجی با معاون دبیرکل سازمان ملل

در این دیدار از سوی گنجی توضیحاتی نیز در باره‌ی انسداد سیاسی، دشواری وضعیت حقوق بشر و نقض حقوق اقلیت‌ها، زنان و دانشجویان درایران، ارائه شده است.

اعدام‌های گسترده و علنی در ماه‌های اخیر، تشدید فشارها بر مخالفان و و بازداشت‌ها و اعتراف‌گیری‌های غیرقانونی از آنها، ممانعت از حضور خانواده‌های اعدام‌شدگان سال ۱۳۶۷ بر سر مزار فرزندشان، اعمال فشار و سرکوب علیه روزنامه‌نگاران و تبدیل‌شدن ایران به بزرگترین زندان روزنامه‌نگاران از جمله نکات مورد اشاره گنجی در دیدار یادشده بوده‌اند.

گنجی در پایان خطاب به معاون دبیر کل سازمان ملل گفت:

«مسأله‌ی اصلی ، گذار ایران به دموکراسی و رعایت حقوق بشر است ، نه غنی سازی اورانیوم. دولت ایران و دولت آمریکا ، هر دو مسئله‌ی هسته‌ای را در اولویت قرار داده‌اند ، چون دولت آمریکا بر این گمان است که فقط از این طریق می تواند اجماع جهانی علیه ایران تشکیل دهد، زمامداران حاکم بر ایران هم بر این گمانند که فقط از طریق حق مسلم هسته‌ای می‌توانند مردم را پشت خود گرد آورند، اما طرح مسئله نقض حقوق بشر به زیان این دو دولت است. دولت ایران دولتی است که ادامه حیاتش در بحران و بحران آفرینی است، ازینرو به سرعت کشور را به سوی فاجعه پیش می‌برند.»

اظهارات معاون دبیرکل

پس از سخنان گنجی، آقای پسکو، معاون سیاسی دبیر کل سازمان ملل ، ضمن ابراز همدردی ، اعلام کرد که دبیر کل سازمان ملل حتماً این مسائل را پیگیری خواهند کرد.

وی افزود که می‌پذیرد که سازمان ملل باید توجه بیشتری نسبت به نقض حقوق بشر در ایران داشته باشد ، ولی در شرایط فعلی جامعه جهانی نگران مسئله هسته‌ای ایران است.

آقای پسکو تاکید کرد که ما هم مخالف حمله نظامی به هر کشوری هستیم و از هیچ کوششی برای جلوگیری از حمله نظامی  دریغ نخواهیم کرد.

معاون سازمان ملل افزود قبل از سفر خانم آربور به ایران من با او گفت‌وگو کردم ، او گفت به دنبال راهی است که وضعیت حقوق بشر در ایران بهبود یابد.

                                                                                     به نقل از خبر گزاریها
+ نوشته شده توسط بابک Babak.H در 2007/10/1 و ساعت |
کشته شدن 100 روزنامه نگار در نیمه اول سال 2007

 
 
images/20070630/journalist.jpg
 
 مرکز بین المللی امنیت اعلام کرد صد روزنامه نگار و فعالان در عرصه اطلاع رسانی در نیمه اول سال 2007 کشته شدند.
به گزارش سی ان ان ، بنا به این آمار، این تعداد نشان دهنده سالی خونین در عرصه خبری و وسایل ارتباط جمعی به شمار می رود.
این مرکز که مقر آن در بروکسل (بلژیک) است، اعلام کرد عراق همچنان خطرناک ترین کشور برای روزنامه نگاران طی چند سال گذشته بوده است.
آمار نشان داد 83 خبرنگار و 17 کارمند مطبوعاتی هنگام پوشش خبرها در سراسر جهان از اول ژانویه تا 26 ژوئن کشته شدند. در نیمه اول سال گذشته 68 خبرنگار کشته شدند.
رودنی بیندر ، مدیر مرکز بین المللی امنیت ضمن اظهار نگرانی از افزایش تعداد خبرنگاران کشته شده در سال جاری ، گفت: تاکنون شاهد چنین تعدادی نبودیم.22 خبرنگار و فعال مطبوعاتی طی نیم سال اول 2007 در عراق کشته شدند.
پس از عراق، افغانستان با کشته شدن 5 خبرنگار رتبه دوم را در کشورهای پر خطر برای روزنامه نگاران داراست.
بنا به این آمار همچینن 3 خبرنگار در هایئتی، سه نفر در فیلیپین، در کشورهای سومالی، هند و فلسطین هر کدام سه نفر و دو نفر در کشورهای سریلانکا، مکزیک و برزیل کشته شدند.
                                                                                                  نقل از جام جم آنلاین
+ نوشته شده توسط بابک Babak.H در 2007/10/1 و ساعت |
بیانیه کانون نویسندگان به محرومیت نوآموزان اقوام ایرانی از یادگیری به زبان مادری و موارد دیگر نابرای های اجتماعی و فرهنگی در نظام آموزشی ایران اشاره می‌کند
 

بیانیه کانون نویسندگان ایران به مناسبت سال تحصیلی جدید، به کاستی‌های نظام ‌آموزشی ایران اشاره دارد.سیمین بهبهانی در مصاحبه با دویچه وله، درتشریح این بیانیه از تبعیض جنسیتی در نظام آموزشی و وضعیت نامساعد معلمان می‌گوید.

کانون نویسندگان ایران به مناسبت سال تحصیلی جدید بیانیه‌ای منتشر کرده است. در این بیانیه به تحریف تاریخ معاصر ایران در کتاب‌های درسی، حذف نام و نمونه آثار نویسندگان و شاعران، محرومیت نوآموزان اقوام ایرانی از یادگیری به زبان مادری و موارد دیگر نابرای های اجتماعی و فرهنگی در نظام آموزشی ایران اشاره شده است.

 

یک نمونه برجسته در کتاب‌های درسی ایران، ترسیم هویت نابرابر جنسیتی و انتقال این هویت القایی به نوآموزان است. در متن‌ یا تصاویر کتاب‌های درسی، دختران و زنان به صورتی منفعل، گوشه نشین و مطیع تصویر می‌شوند و پسرها و مردها، پرانرژی،  اجتماعی و قدرتمند. خانم سیمین بهبهانی، عضو هیات دبیران کانون نویسندگان ایران درباره این قبیل تعلیمات جهت‌دار در کتاب‌های درسی می‌گوید:

 

"این یکجور القای ضمنی هست به دخترها و خانمها که جای شما گوشه آشپزخانه و گوشه اتاق و پشت پستوست و شما را نباید در اجتماع ببینند. مثلا یکی از شاخصیت هایی که به زن می‌دهند، شاخصیت مادری است. ببینید مادری بسیار ارزشمند است و خود من شعرم پر از عواطف و احساسات مادرانه است ولی ارزش زن فقط به مادر بودن نیست. اگر فردوسی می‌گوید: زنان را همین بس بود یک هنر، نشینند و زایند شیران نر، این‌ها معنی را تحریف می‌کنند. معنی این بیت اینست که اگر زن‌ها هیچ هنردیگری نداشته باشند و همین هنر مادری  را داشته باشند کافی است تا چه برسد به این‌که هزاران هنر دیگر هم دارند... این‌ها فقط می‌خواهند که زن در خانه باشد و بچه داری کند و به اصطلاح بزاید و پشت سماور و پشت اجاق باشد. با تمام این القائات زنها در همه مصادیق اجتماعی شرکت فعال دارند. در ورزش، تئاتر و سینما و حتی در علوم انسانی و علمی و فیزیک و پزشکی و غیره از مردها جلوتر هستند. در نتیجه این القائات از طریق کتاب‌های درسی هیچ سودی ندارد جز سیاه شدن کاغذ و اتلاف وقت بچه‌ها."

 

بیانیه کانون نویسندگان با اشاره به تحصیل بسیاری کودکان و نوجوانان در بناهای ناامن و کلاس‌های پرتراکم و در مقابل بهره مندی اقلیتی دیگر از مدارس خاص، از طبقاتی شدن آموزش و پرورش در ایران انتقاد کرده‌است. بیانیه اشاره می‌کند که سال تحصیلی در خالی آغاز می‌شود که اعتراض معلمان و پافشاری آنها بر حق صنفی و افزایش حقوق خود، سرکوب شده است. سیمین بهبهانی در مورد مطالبات معلمان نیز می‌گوید:

 

"معلمان زندگی راحت می‌خواهند و حق دارند. معلم اگر مغزش درگیر خانه و معاش خود باشد نمی تواند کار کند. واقعا باید رسیدگی شود به قشر فرهنگی که حقوق شان تکافوی اداره زندگی‌شان را نمی کند. آنها باید آرامش فکری و مادی داشته باشند. چطور کسی که حواس اش درگیر مشکلات زندگی است، می‌تواند سر کلاس شاگرد را اداره کند؟ این‌ها مسائلی است که باید به آنها فکرشود. دانشجویان ما هم آزادی میخواهند معلمان ما میخواهند زندگی راحتی داشته باشند."

 

بیانیه کانون نویسندگان به مناسبت اول مهر، بر حاکمیت تمامیت طلبی و سرکوب آزادی اندیشه و بیان در دانشگاه تاکید می‌کند و این‌که جای بسیاری دانشجویان آزادیخواه در دانشگاه خالی است. دانشجویانی که در وضعی غیرانسانی در زندان، تعلیق و محرومیت های دیگر به سرمیبرند یا به دلیل اعمال گزینش‌های تنگ نظرانه و صرفا ایدئولوژیک و عقیدتی از ورود به دانشگاه و ادامه تحصیل محروم شده‌اند.

 
+ نوشته شده توسط بابک Babak.H در 2007/9/30 و ساعت |

با آغاز سال جدید تحصیلی، یک بار دیگر اخبار مربوط به دانشجویان و فعالان دانشجویی مورد توجه رسانه‌های داخلی قرار گرفت. خبر برپایی دادگاه سه دانشجوی زندانی دانشگاه امیرکبیر، ارسال چهارمین نامه خانواده‌های آنان به رییس قوه قضائیه، خبر انتشار نامه احمدی‌نژاد به وزیر علوم مبنی بر تنگ‌تر کردن فضای دانشگاه‌ها در سال تحصیلی جدید و بیانیه دفتر تحکیم وحدت از اهم اخبار دانشجویی هستند.

 

شعبه ۶ دادگاه انقلاب، رسیدگی به پرونده‌ی احمد قصابان، احسان منصوری و مجید توکلی را بدون حضور وکیل مدافع و به صورت غیر علنی آغاز کرد. این سه دانشجوی دانشگاه امیرکبیر نزدیک به ۳ ماه پیش به اتهام انتشار نشریات موهن دستگیر شدند.

متهمان در این دادگاه نیز همچون تمامی جلسات بازپرسی گذشته اتهام انتشار نشریات موهن را رد کردند و آن را جعلی دانستند.

 

بعد از برپایی این دادگاه، خانواده‌های دانشجویان متهم برای چهارمین بار، در نامه‌ای خطاب به ریاست قوه قضائیه، وضعیت ناگوار فرزندان خود در زندان را تشریح کردند و  خواستار آزادی هرچه سریع‌تر آنان شدند.

 

در این نامه آمده است:

«آن چه روی داده است آنچنان با قوانین اساسی ،حقوقی، شهروندی و نیز دین و اخلاق فاصله دارد،که دیگر نه جایی برای شکوه کردن از نقض قانون ودین و اخلاق است و نه نایی برای ما برای تکرار مکررات پیشین. تنها این را می‌دانیم که هر آنچه که در زندان تحت عنوان اعتراف از فرزندانمان اخذ شده است تحت شدیدترین فشارهای روحی و جسمی که به بخشی از آنها در بالا اشاره شد، بوده است و هیچ یک از این اعترافات را قبول نداریم و سخنانی از آنها قابل قبول است که در فضای آزاد و بیرون از زندان گفته شود».

 

در این نامه همچنین پاره‌ای از شکنجه‌هایی که در زندان نسبت به این دانشجویان اعمال شده شرح داده شده‌است.

علی نیکو نسبتی، عضو شورای مرکزی و مسئول روابط عمومی دفتر تحکیم وحدت در مورد وضعیت این سه دانشجوی زندانی چنین می‌گوید: «متاسفانه به دلیل عدم اجازه‌ی ورود گروهی از پزشکان و وکلای مستقل به زندان همچنان بحث‌های زیادی در مورد دانشجویان امیرکبیر مطرح می شود، در حالی که مسئولان قضایی این بحث‌ها را تکذیب می‌کنند که ما بارها از آنان خواستیم که در صورتی که به ادعاهای خودتان ایمان دارید، اجازه بدهید گروهی از وکلا و پزشکان مستقل وارد زندان بشوند و این دانشجویان را مورد بررسی قرار بدهند. این است درخواست ما که درخواست بسیاری از فعالین حقوق بشر و فعالین نهادی های مدنی در کشور و خارج از کشور هست و همچنان هم هیچ واکنش جدیدی نشان نداده اند. تنها اقدامی که در مورد پرونده‌ی این دانشجویان شده یک جلسه‌ی دادگاه بوده است. و این در حالی است که دانشجویان چه قبل از دستگیری و چه بعد از دستگیری همواره منکر انتشار این مطالب بودند. این جای تاسف دارد که آقایان با پرونده‌سازی سعی می‌کنند که صدای منتقدین خودشان را ساکت کنند».

 

خبرنامه امیرکبیر در شماره  اخیر خود خبر از انتشار نامه‌ای داد که از سوی احمدی‌نژاد خطاب به وزیر علوم منتشر شده است. به گزارش خبرنامه امیرکبیر در این نامه، رئیس‌جمهور از وزیر علوم مؤکدا خواسته است که فعالیت گروه‌های مستقل دانشجویی هرچه محدودتر و با فعالان دانشجویی از هر حوزه‌ای شدیدا برخورد شود.

 

خبرنامه امیرکبیر همچنین گزارش داده که در پی ارسال این نامه کمیته‌ای متشکل از نماینده وزارت اطلاعات، وزارت علوم و نهاد رهبری در دانشگاه تشکیل شده تا کنترل هرچه بیشتری بر فضای دانشگاه‌ها اعمال شود.

این کمیته همچنین به بسیج دانشجویی و حراست دانشگاه‌ها ابلاغ کرده است که از فعالیت‌ها و اعتراضات دانشجویان فیلم و عکس تهیه کنند و در اختیار کمیته‌های انضباطی قرار دهند.

 

دانشگاه‌های تهران، امیرکبیر، علامه طباطبایی،رشت و شیراز از دانشگاه‌هایی هستند که کمیته مذکور برخورد با آنان را در رأس فعالیت‌های خود قرار داده است.

 

علی نیکو نسبتی در مورد نامه منسوب به رئیس‌جمهور خطاب به وزیر علوم، چنین می‌گوید:

«در مورد صحت و سقم این نامه و این که متن‌اش چه بوده، صحبت‌های زیادی مطرح شده است. اما فارغ از این، نگاهی به وضعیت فعلی دانشگاه‌ها نشان می دهد که دولت نهم و رییس دولت عمدی جدی در محدود کردن فضای دانشگاه‌ها دارند، و با اینکه از یکی ـ دوسال پیش فضای گفت و گو و نقد در دانشگاه‌ها بسیار افت کرده است، اما همچنان تلاش می‌کنند که این فضا را محدودتر بکنند. اینکه آیا واقعا این امکان وجود دارد یا نه، بستگی به مقاومت دانشجویان و اساتید دارد که تا چه میزان در برابر این اقدامات پایداری و مقاومت بکنند که به نظر من تا حالا هم مجموعه دانشگاهی کشور در برابر این اقدامات عکس‌العمل خوبی نشان داده است».

 

دفتر تحکیم وحدت در آغاز سال جدید تحصیلی و با شدت گرفتن فشار بر فعالان دانشجویی، بیانیه‌ای منتشر کرده است. در این بیانیه ضمن برشمردن موارد سرکوب دانشجویان در سال تحصیلی گذشته، بر ادامه فعالیت‌های این نهاد تأکید شده و یکی از اولویت‌های دفتر تحکیم وحدت در سال جدید همبستگی با سایر جنبش‌ها عنوان شده است.

 

علی نیکو نسبتی ضمن برشمردن موارد صدور احکام انضباطی و دیگر موارد نقض حقوق دانشجویان درمورد بیانیه دفتر تحکیم وحدت توضیح می‌دهد: «یکی از مهم‌ترین مواردی که ما به آن اشاره کردیم وضعیت فعلی دانشگاه‌ها در مورد تشکل‌های دانشجویی، نشریات دانشجویی و تعلیق‌ها‌، ما شاهد بودیم که در سال تحصیلی جاری چهل - پنجاه تن از دانشجویان کارشناسی ارشد نتوانستند کارنامه دریافت بکنند واغلب دانشجویان "ستاره دار" لقب گرفته اند. بیش از ۲۵۰ مورد صدور احکام کمیته انضباطی را در شش ماه اخیر شاهد بودیم. همچنین از آغاز شروع کار دولت نهم بیش از ۴۳ نهاد دانشجویی اعم از انجمن اسلامی، شورای صنفی و کانون‌های فرهنگی تعطیل یا لغو مجوز شده است و یا به نوعی از فعالیت آنها جلوگیری به عمل آمده است. در مورد اساتید، همچنان شاهد اخراج و بازنشستگی آنها هستیم و با وجود شروع سال تحصیلی همچنان مشکل آقای بشیری و سمتی و سایر اساتیدی که حکم اخراج و تعلیق آنها درتابستان صادر شده بود حل نشده است».

 

برخی از ناظران بر این باورند که با نزدیک شدن به زمان انتخابات مجلس، احتمال محدودتر شدن فضای فعالیت‌های اجتماعی و به تبع آن بسته‌تر شدن فضای دانشگاه‌ها نیز وجود دارد.

+ نوشته شده توسط بابک Babak.H در 2007/9/30 و ساعت |